۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن
درست زمانی که ظلمت استثمار فرانو جهان را فراگرفته بود و می‌رفت تا از کرامت انسان جز نامی باقی نماند، چراغ هدایتگر انبیاء و مصلحان بزرگ تاریخ بار دیگر در دستان مردی از شرق تابیدن گرفت تا آغازی باشد بر تحولی بزرگ. خمینی کبیر که خود تربیت‌یافته‌ی مکتب انبیای عظام و ائمه‌ی هدی (علیهم صلوات الله) بود، رسالت خویش را تحول در جوامع برای رهایی بشر از چنگ استکبار و استثمار از طریق ایجاد انقلاب روحی و بیدارسازی سرشت نهفته‌ی انسان و گشودن زنجیره‌های جهل و بدعت از دوش عقل و جان وی قرارداد.

روح‌الله سبزی / گروه دین و اندیشه اندیشکده برهان

مقدمه

«استکبار» به معنای برتری خواهی، امتناع از پذیرش حق از روی عناد، خودبزرگ‌بینی دروغین است [۱]. استکبار آن است که فرد اظهار بزرگى و تکبّر کند، باآنکه بزرگ نیست [۲]. بنابراین، استکبار به خویی اطلاق می‌شود که براثر آن شخص خود را بزرگ شمرده و ازاین‌رو، در مقابل حق، قانون و یا هر امر معقول و عرفی دیگر گردن کشی و سرپیچی نموده و دیگران را مورد تعدی قرار می‌دهد. واژه استکبار در ادبیات دینی به‌ویژه در قرآن کریم مکرر مورداستفاده قرارگرفته و با سایر مشتقاتش ۴۸ بار در مصحف شریف به‌کاررفته است. از تمام موارد کاربرد این واژه، استفاده می‌شود که استکبار ورزی، خوی و منش غیراخلاقی و امری ناپسند است. از دید برخی مفسران استکبار و تکبر در معنای کلی یعنی اینکه انسان خود را بزرگ شمرده و در موضعی قرار دهد که لایق آن نیست و از همین روی، جزء رذایل اخلاقی شمرده می‌شود. مستکبر خود را صاحب‌اختیار و «رب» مردم می‌داند و تلاش می‌کند تا در میان مردم مستضعف بر مسند الوهیت نشیند [۳].

۱. تقابل تاریخی مستضعفین و مستکبرین

گستره‌ی تاریخ تقابل مستضعفین و مستکبرین، به وسعت تاریخ حیات بشر است و اولین مستکبر شیطان بود که خداوند درباره او می‌فرماید:

« وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ[۱]»،

“همگی سجده کردند جز ابلیس که سجده نکرد و تکبر ورزید و از کافران شد.”

در این آیه خداوند نفرمود «صار من الکافرین»، یعنی ابلیس از سجده امتناع ورزید و تکبر کرد و کافر شد، بلکه فرمود: «کان من الکافرین»، یعنی او از کافران بود؛ همچنین کلمه «استکبر» و آمدن آن پس از «اَبی» نیز دلالت دارد که منشأ امتناع ابلیس خوی استکباری وی بوده که خداوند اینک آن را آشکار کرده است، ازاین‌رو در جای دیگر می‌فرماید «… لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ[۲] ». “و او از سجده کنندگان نبود” [۴] خداوند در قرآن می‌فرماید که با آفرینش انسان بر او «کرامت» بخشیده و به این واسطه او را بر سایر مخلوقاتش برتری داده است:

« وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‌ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلًا[۳]»

علامه طباطبایی در المیزان این کرامت را اعطای نعمت «عقل» دانسته که به‌وسیله آن انسان حق را از باطل و خیر را از شر و نافع را از مضر تمیز می‌دهد و بدین سبب بر سایر مخلوقات ذی‌شعور من‌جمله جن برتری یافته است [۵]. استکبار مکتوم شیطان نتوانست این برتری انسان و این کرامت اعطایی خداوند را تحمل نموده و با انکار این حقیقت کفر خود را آشکار ساخت.

طبق آیات قرآن کریم و سایر کتب الهی نظیر تورات و انجیل، کفر، انکار حق، ظلم، تحقیر و استهزاء، دروغ، اغواگری و فریبندگی، دلگرمی به ثروت، قدرت و موقعیت و پیروی از هوای نفس ویژگی مشترک تمام مستکبرین در طول تاریخ بوده است [۶]؛ ویژگی‌هایی که تماماً در ضدیت با «کرامت انسانی» بوده و مستکبران را به استضعاف سایرین و دور نمودن ایشان از کرامت فطری خود سوق داده است؛ تا بدان‌جاکه بسیاری از مستکبران چون فراعنه ندای «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی» سر داده و داعیه ربوبیت بر جهان و استثمار فکری، سیاسی و اقتصادی انسان را داشته‌اند.

۱. از استثمار کهن تا استثمار فرانو

بر اساس آنچه ذکر شد مشخص است که استثمار و استثمارگری نیز همچون استکبار و استضعاف قدمتی دیرینه دارد. تاریخ استثمار انسان را از یک منظر می‌توان به سه دوره‌ی استثمار کهن، استثمار نو و استثمار فرانو تقسیم نمود. استثمار کهن که از ادوار اولیه تشکیل اجتماعات بشری تا دوره معاصر ادامه داشت، اغلب تک‌بعدی بوده و بیشتر بر بهره‌کشی آشکار و سخت حاکمان و صاحبان قدرت از مستضعفین در جهت تأمین منافع خود استوار بوده است. انبیا الهی در طول تاریخ رسالت خود را ایجاد تحول و بازگرداندن بشر به مسیر فطری و توحیدی خود از طریق مبارزه با مستکبرین استثمارگر و برقراری عدالت اجتماعی قراردادند:

« الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۴]»؛

“همان کسانی که از این رسول و پیامبر «ناخوانده درس» که او را نزد خود [با همه نشانه‌ها و اوصافش] در تورات و انجیل نگاشته می‌یابند، پیروی می‌کنند؛ پیامبری که آنان را به کارهای شایسته فرمان می‌دهد و از اعمال زشت بازمی‌دارد و پاکیزه‌ها را بر آنان حلال می‌نماید و ناپاک‌ها را بر آنان حرام می‌کند و بارهای تکالیف سنگین و زنجیره‌های [جهل، بی‌خبری و بدعت را] که بر دوش عقل و جان آنان است برمی‌دارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را [در برابر دشمنان] حمایت کردند و یاری‌اش دادند و از نوری که بر او نازل‌شده پیروی نمودند، فقط آنان رستگاران‌اند.”

ثمره‌ی صدها سال تلاش انبیاء و اولیاء الهی و سایر مصلحان اجتماعی در ادوار بعد،  آگاهی بشر و پیروزی‌های گام‌به‌گام و ایجاد تحولات مثبت در مسیر بازگشت انسان به مسیر اصلی خلقت بوده و مستکبرین به‌ناچار مراحل جدیدی از استثمار را آغاز نمودند. با منسوخ شدن شیوه کهن استثمار، استثمار نوین آغاز گردید؛ در «استثمار نو» قدری از شدت ظاهری ظلم و استضعاف بشر کاسته شد اما در پرتوی قوانینی چون لغو برده‌داری، زورمداران و سرمایه‌سالارن جهان این امکان را یافتند تا با شیوه‌ای جدید علاوه بر طبقات اقتصادی، قومی و نژادی خاص و محدود، سلطه خویش را بر جمع بیشتری از ملل و ممالک عالم تسری داده و بهره‌ی افزون‌تری کسب نمایند.

طبق آیات قرآن کریم و سایر کتب الهی نظیر تورات و انجیل، کفر، انکار حق، ظلم، تحقیر و استهزاء، دروغ، اغواگری و فریبندگی، دلگرمی به ثروت، قدرت و موقعیت و پیروی از هوای نفس ویژگی مشترک تمام مستکبرین در طول تاریخ بوده است؛ ویژگی‌هایی که تماماً در ضدیت با «کرامت انسانی» بوده و مستکبران را به استضعاف سایرین و دور نمودن ایشان از کرامت فطری خود سوق داده است.

در مرحله بعد یعنی «استثمار فرانو»، هم‌زمان با عصر ارتباطات و غلبه تکنولوژیکی غرب، هژمونی مستکبرین تثبیت گردید و استکبار و استثمار جهانی در قالب شبکه‌ای عالم‌گیر ظهور و بروز یافت. استثمار فرانو با سلطه‌ی نظام‌مند خود شبکه‌ای بسیار پیچیده و اغواگر را بنا نهاد که این‌ بار برای به استضعاف کشاندن بشر دست به مصادره‌ و تحریف مفاهیم والایی چون آزادی، عدالت، برابری و … می‌زند. آزادی در چنگال لیبرالیسم به بند کشیده شد، دموکراسی ابزار بسط سلطه را فراهم نمود، اومانیسم کرامت انسانی را بر باد داد، فمینیسم مقام زن را تا سرحد شیء شدگی تنزل داد، لیبرال سرمایه‌داری و بازار آزاد بردگی نوین اقتصادی را رقم زد، رواداری فرهنگی، تهاجم فرهنگی را به ارمغان آورد و شعار عدالت و برابری، انسان را به گرگ انسان بدل نمود. استثمار نیروی کار، استثمار انرژی، استثمار اطلاعات و رسانه، استثمار جنسی، استثمار نژادی و فرهنگی، برده‌داری مدرن و امثالهم تنها بخشی از آن چیزی است که لیبرال سرمایه‌داری مبتنی بر اومانیسم در قالب استثمار فرانو بر سر مستضعفین فکری، اقتصادی و سیاسی جهان آورده و نتیجه آن طی سالیان متمادی پایمال شدن کرامت انسانی و بروز بحران هویت برای بشر معاصر بوده است.

۲. ظهور امام خمینی (ره) در اوج استثمار فرانو

درست زمانی که ظلمت استثمار فرانو جهان را فراگرفته بود و می‌رفت تا از کرامت انسان جز نامی باقی نماند، چراغ هدایتگر انبیاء و مصلحان بزرگ تاریخ بار دیگر در دستان مردی از شرق تابیدن گرفت تا آغازی باشد بر تحولی بزرگ. خمینی کبیر که خود تربیت‌یافته‌ی مکتب انبیای عظام و ائمه‌ی هدی (علیهم صلوات الله) بود، بر طبق این فرمایش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در خصوص شیوه‌ی هدایت انبیاء که «ِلیَستَأدوهُم میثاقَ فِطرَتِه وَ یُذَکِّروهُم مَنسیَّ نِعمَتِه … وَ یُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول» [۷]، رسالت خویش را تحول در جوامع برای رهایی بشر از چنگ استکبار و استثمار از طریق ایجاد انقلاب روحی و بیدارسازی سرشت نهفته‌ی انسان و گشودن زنجیره‌های جهل و بدعت از دوش عقل و جان وی قرارداد. امام ریشه‌ی شکل‌گیری پدیده‌ی استضعاف را استکبار درونی انسان و ریشه‌ی این استکبار را نیز همان خوی خودبینی و خودخواهی شیطان می‌داند که باعث سقوط او گردید:

«تمام فسادهایی که در عالم واقع می‏‌شود، چه فسادها از افراد و چه فسادها از حکومت‏‌ها و چه در اجتماع، تمام فسادها زیر سر همین ارث شیطان است. و تمام مفسده‌هایی که در عالم پیدا می‏‌شود، از این بیماری خودبینی است. چه در کنج خانه کسی نشسته باشد و به عبادت مشغول باشد، اگر خودبینی بکند، ارث شیطان را دارد، و چه در جامعه باشد و با مردم تماس داشته باشد، این هم اگر فسادی از آن حاصل بشود، از خودخواهی و خودبینی خودش است، و چه حکومت‏‌هایی که در عالم حکومت می‏‌کنند؛ از اولی که حکومت در دنیا تأسیس‌شده است تا حالا، هر فسادی واقع‌شده از این خصیصه است.» [۸]

پس از استثمار کهن و استثمار نو، در عهد «استثمار فرانو»، هم‌زمان با عصر ارتباطات و غلبه تکنولوژیکی غرب، هژمونی مستکبرین تثبیت گردید و استکبار و استثمار جهانی در قالب شبکه‌ای عالم‌گیر ظهور و بروز یافت. استثمار فرانو با سلطه‌ی نظام‌مند خود شبکه‌ای بسیار پیچیده و اغواگر را بنا نهاد که این‌ بار برای به استضعاف کشاندن بشر دست به مصادره‌ و تحریف مفاهیم والایی چون آزادی، عدالت، برابری و … می‌زند.

 

بر این اساس امام خمینی (ره) که استکبار را منحصر در سلاطین و دولت‌های ستمگر و استضعاف را منحصر در فقرا و محرومین مادی ندیده و امکان شکل‌گیری روابط استثماری را در ارتباط هر فرد با اطرافیانش محتمل می‌داند [۹]، درحرکت مصلحانه‌ی خود ابتدا به سراغ عوامل بیرونی ایجاد استکبار نرفته و تحول بیرونی اجتماع را از تحول درونی تک‌تک افراد آغاز می‌کند. روح خدا که دو چله‌ی چهل‌ساله را صرف خودسازی متألهانه نموده است، سفر چهارم[۵] از سیر عرفانی خویش را با ایجاد یک تحول جوهری در جامعه پی می‌گیرد؛ تحولی که انقلاب اسلامی یا انقلاب جهانی مستضعفین نام‌گرفته و برای بازگرداندن کرامت انسان و شکل‌گیری جامعه‌ی نمونه و تمدن برتر سه مرحله را مدنظر دارد: «اول، اسلامی کردن ایران؛ دوم، اسلامی شدن جهان اسلام و سوم، جهانی‌شدن اسلام» [۱۰]

اکنون با گذشت بیش از پنج دهه از آغاز مبارزات آن بزرگ مصلح قرن در اثر هدایت‌گری‌های پیغمبر گونه او و خلف صالحش تحولات شگرفی رخ‌داده و امواج اقیانوس به خروش آمده‌ی ملت ایران حکومت استکباری و وابسته‌ی پهلوی را ساقط نموده و موج بیداری اسلامی را به بسیاری از ممالک اسلامی صادر نموده است. بیداری اسلامی هسته‌های مقاومت را در سرتاسر جغرافیای جهان اسلام شکل داده و هیمنه‌ی طواغیت غرب و شرق به چالش کشیده شده است. انقلاب اسلامی نور امید را در دل مستضعفین عالم روشن ساخت اما هنوز با تحقق آنچه در مکتب امام ترسیم گردیده فاصله بسیار است. امروز که مستکبرین عالم در نزد ملت‌های خود رسوا گردیده و بخشی از چهره‌ی ضد انسانی استثمار فرانو در پیش چشم مستضعفین به نمایش درآمده، گوش جهانیان بیش از هر زمان دیگری برای شنیدن ندای رهایی‌بخش و تحول‌آفرین مکتب امام آمادگی دارد؛ تحولی که می‌بایست بار دیگر از درون آغاز گردیده و به تحقق یکی از آرمان‌های مکتب امام یعنی تشکیل «حزب جهانی مستضعفین» منتهی شود:

«من امیدوارم که یک حزب به اسم «حزب مستضعفین» در تمام دنیا به وجود بیاید و همه مستضعفین باهم در این حزب شرکت کنند و مشکلاتی که سر راه مستضعفین است از میان بردارند و قیام در مقابل مستکبرین و چپاولگران شرق و غرب کنند و دیگر اجازه ندهند که مستکبرین بر مستضعفین عالم ظلم کنند و ندای اسلام را و وعده اسلام را، که حکومت مستضعفین بر مستکبرین است و وراثت ارض برای مستضعفین است، متحقق کنند.» [۱۱]

«شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان، به پا خیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرت‌ها و عمال سرسپرده آنان نترسید و حکام جنایت‌کار را از کشور خود برانید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید و به‌سوی یک دولت اسلامی به‌پیش روید.» [۱۲]

امام خمینی (ره) درحرکت مصلحانه‌ی خود ابتدا به سراغ عوامل بیرونی ایجاد استکبار نرفته و تحول بیرونی اجتماع را از تحول درونی تک‌تک افراد آغاز می‌کند. روح خدا که دو چله‌ی چهل‌ساله را صرف خودسازی متألهانه نموده است، سفر چهارم  از سیر عرفانی خویش را با ایجاد یک تحول جوهری در جامعه پی می‌گیرد؛ تحولی که انقلاب اسلامی یا انقلاب جهانی مستضعفین نام‌گرفته و برای بازگرداندن کرامت انسان و شکل‌گیری جامعه‌ی نمونه و تمدن برتر سه مرحله را مدنظر دارد: «اول، اسلامی کردن ایران؛ دوم، اسلامی شدن جهان اسلام و سوم، جهانی‌شدن اسلام»

آنچه از فرمایشات امام که به مناسبت‌های مختلف طرح گردیده برمی‌آید این است که حرکت به سمت «دولت اسلامی» به‌عنوان مطالبه‌ی کلیدی امام خمینی (ره) برای اسلامی شدن جهان اسلام و جهانی‌شدن اسلام و حمایت از تمام مستضعفان دنیا، در مرحله‌ی نخست باید از ایران آغاز گردد تا سایر ملت‌ها از آن الگو بگیرند:

«ما اگر موفق بشویم و جمهوری اسلامی را با محتوای اسلام پیاده کنیم و یک حکومت‏‎ ‎‏اسلامی به‌تمام‌معنا در ایران بپا کنیم، این الگو خواهد شد از برای همۀ کشورها که معنی‏‎ ‎‏دمکراسی را به آن معنای حقیقی، نه به آن معنای طرحی‏‎‎‏ بدون حقیقت، و معنی‏‎ ‎‏آزادی را به آن معنای حقیقی، نه به آن معنایی که برای اغفال دیگران است، ان‌شاءالله ‏‎ ‎‏پیاده بشود. من امیدوارم این نهضت ایران الگویی باشد برای سایر ملت‌های مستضعف. و امید‏‎ ‎‏است خداوند، دنیا را از دست مستکبرین بگیرد و به دست مستضعفین بسپارد.» [۱۳]

یکی از مهم‌ترین کارکردهای دولت اسلامی که زمینه‌ساز شکل‌گیری جوامع اسلامی و تمدن اسلامی است، برقراری عدالت اجتماعی در حدی مطلوب است که از جذابیت و قدرت تحرک‌بخشی بالایی در میان مستضعفین برخوردار است. ساختار نظام جمهوری اسلامی از ظرفیت لازم برای استقرار عدالت اجتماعی مطلوب برخوردار است لیکن تنها کارگزارانی قادرند در این بستر به سمت تحقق عدالت اجتماعی حرکت کنند که با گفتمان اسلام ناب امام خمینی (ره) و دال‌های اصلی آن‌که حول محور دال مرکزی انتظار سازنده و زمینه‌سازی ظهور مفصل‌بندی شده‌اند، پرورش‌یافته باشند. به نظر می‌رسد در این برهه‌ی زمانی انقلاب اسلامی در مواجهه نهایی خود با استثمار فرانو و تشکیل حزب جهانی مستضعفین نیازمند تحولی دیگر است، تحولی که با محوریت کارگزاران تراز انقلاب اسلامی و شکل‌گیری دولت اسلامی به انجام خواهد رسید؛ دولتی که مهم‌ترین کارویژه‌ی آن بسط عدالت اجتماعی است. این تحول قطع به‌یقین تدریجی بوده و به‌صورت دفعی رخ نخواهد داد اما مصابره و مطالبه‌گری مستمر و روشمند مجاهدان انقلابی، عدالت‌خواهان ولایی و پیروان حقیقی مکتب امام پیش‌نیاز اساسی نیل به این مهم بوده و خواهد بود.

‏‏

منابع:

۱. ر.ک: لسان العرب؛ مجمع البحرین، واژه “کبر”.

۲. قرشی، سید علی‌اکبر، (۱۳۷۱)، قاموس قرآن، ج ۶، ص ۷۴، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

۳. بهشتی، احمد، (مرداد ۱۳۶۰)، ویژگی‌های استکبار، مجله درس‌هایی از مکتب اسلام، سال بیست‌ویکم، شماره ۶، ص ۳۸.

۴. امامی، مرتضی، (۱۳۹۷)، تمایز و ویژگی‌های کفر و انکار در مستکبران از نگاه قرآن، یازدهمین همایش بین‌المللی پژوهش‌های قرآنی، قم: دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم.

۵. طباطبایی، محمدحسین، (۱۳۷۸)، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص ۲۱۶، ترجمه محمدباقر موسوی، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی.

۶. کشاورزی، وفادار و همتی، محمدعلی، (تابستان ۱۳۹۸)، پژوهشی تاریخی-تطبیقی از «استکبار و تکبر» در زبان‌های عبری، سریانی و عربی با تکیه‌بر قرآن و عهدین، فصلنامه مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال سوم، شماره دوم، تابستان ۱۳۹۸، ص ۸۳-۱۰۳.

۷. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی یکم.

۸. خمینی، روح‌الله، (۱۳۷۸)، صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی(س)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، جلد ۱۹ ص۱۳۳.

۹. خمینی، روح‌الله، (۱۳۷۸)، صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی(س)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ج ۶، ص ۲۷۲٫.

۱۰. هفته‌نامه‌ی حزب مؤتلفه‌ی اسلامی «شما»، (۱۷ بهمن ۱۳۹۷)، نامه نگاری «محمدنبی حبیبی» و «حبیب‌الله عسگراولادی»، پیام امام به مؤتلفه درباره مأموریت انقلاب اسلامی.

۱۱. خمینی، روح‌الله، (۱۳۷۸)، صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی(س)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ج ۱۱، ص ۲۶۵٫.

۱۲. خمینی، روح‌الله، (۱۳۶۸)، وصیت‌نامه سیاسی‌ ـ‌ الهی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، صص ۳۴ و ۳۵.

۱۳. خمینی، روح‌الله، (۱۳۸۶)، استضعاف و استکبار از دیدگاه امام خمینی (س)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ص ۱۲۸.

پی‌نویس‌ها
[۱] سوره بقره آیه ۳۴
[۲] . سوره اعراف آیه ۱۱
[۳] سوره اسرا آیه ۷۰
[۴] سوره اعراف آیه ۱۵۷
[۵] سفر چهارم از اسفار اربعه: سفر فی الخلق بالحق




نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 خرداد 1399




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات