۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

نصایح یار/ عدم توجه کافی به مسأله‌‌ی امامت و ایجاد نظام علوی

سلسله مباحث اخلاقی با محوریت احادیث مطرح شده در درس مقام معظم رهبری؛

رهبر انقلاب: «بحث چالش ائمه در مسأله‌‌ی امامت و زنده کردن قضیه‌‌ی امامت تا رساندن آن به مرحله‌‌ی تحقق، یعنی ایجاد نظام علوی، ماجرای عظیمی است در زندگی ائمه(علیهم‌السلام) که متأسفانه به آن کم‌‌تر توجه شده است.»
علی تبریزی / گروه فرهنگ و جامعه اندیشکده برهان

امامت ریشه‌ی بالنده‌ی اسلام و شاخه‌ی برافراشته‌ی آن است.[۱] امامت، زمام دین و رشته‌ی کار مسلمانان، اصلاح، آبادانی دنیا و سرافرازی مؤمنان است. [۲] امامت مقامى است بس عظیم که خداوند پس از آزمون‌هاى دشوار، به بنده‌ی مقرّب خود حضرت ابراهیم عنایت نمود. [۳] امامت از اصول دین و بر پایه‌ی توحید و نبوّت است و تبلور دین خدا در مقام تفصیل اصول، فروع و بیان اخلاقیّات شریعت، به امامت و ولایت قائم است.

بایسته‌هاى پژوهشى زیادى در موضوع امامت وجود دارد که لازم است اندیشمندان و پژوهشگران در تبیین آن‌ها بکوشند. رهبر معظم انقلاب در ذیل روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) نکات راهبردی در رابطه با شناخت لایه‌ها و مراحل امامت بیان نمودند. متن روایت به‏همراه توضیحات معظم له به‏شرح زیر می‌باشد:

فی الکافی عن الصادق علیه السلام قیل: إنَّ لی أهل بیت و هم یسمعونَ مِنِّی أفأدعوهم إلی هذا الأمر؟ فقال: نعم؛ إنَّ الله سبحانه یقولُ فی کِتابه: «یا أیّها الذین آمَنُوا قُوا أنفسکم و أهلیکُم ناراً وَقُودها النّاس و الحِجاره [۴]» [۵] شخصی به حضرت صادق(علیه‌السلام) عرض کرد: من اهل بیتی دارم که از من حرف شنوی دارند، آیا آن‌ها را به این امر (یعنی مسأله‌ی امامت) دعوت کنم؟

در تعبیرات ائمه(علیهم‌السلام) مسأله‌ی امامت با معنای جامع آن، تعبیر به امر، مسأله یا قضیه شده است. یعنی از آن‏جا که امامت قضیه‌ی رایج و دایری بین ائمه و شیعیانشان بوده است، از آن تعبیر می‌کردند به «قضیه». از این تعابیر در روایات، مکرر آمده است؛ مثلاً «متی هذا الأمر؟» این قضیه (قضیه‌ی امامت و قیام شما) چه زمانی اتفاق می‌افتد؟

بحث چالش ائمه در مسأله‌ی امامت و زنده کردن قضیه‌ی امامت تا رساندن آن به مرحله‌ی تحقق، یعنی ایجاد نظام علوی، ماجرای عظیمی است در زندگی ائمه(علیهم‌السلام) که متأسفانه به آن کم‌تر توجه شده است.

به هر حال می‌گوید: «من خانواده‌ای دارم که از من حرف شنوی دارند، آیا آن‌ها را به مسأله‌ی امامت، یعنی تشیع، اعتقاد شیعه، دعوت کنم؟» متأسفانه در آن زمان، اوضاع به گونه‌ای بوده که شخصی که خودش اعتقاد به امامت داشته، در خانواده‌ای زندگی می‌کرده که آن‌ها به کلی منکر یا بی خبر از این امر بوده‌اند! حضرت به او فرمودند: «بله، اگر از تو حرف شنوی دارند آن‌ها را به این موضوع دعوت کن.»

بنابراین این‏‏ طور نیست که افراد فقط نسبت به خودشان تکلیف داشته باشند، بلکه نسبت به خانواده هم در صورتی که ارشاد آن‌ها را می‌پذیرند، تکلیف دارند. در زمانی که ما به سر می‌بریم، الحمدلله جامعه، جامعه‌ی امامی و شیعی است، چنین مشکلاتی وجود ندارد. لکن در حد نفوذ کلمه، مشمول این حدیث هستیم. هر کس به هر اندازه‌ای که دایره‌ی کلام و نفوذ و سماع از او وسعت دارد، تکلیف دارد که دعوت کند. اما در باب مسأله‌ی امامت باید به این نکته توجه کرد که این مسأله مراحل و لایه‌هایی دارد. یک لایه این است که بگوییم: «در ادعای امامت، حق با این بزرگوار است. لایه‌ی دیگر این است که معنای امامت را موشکافی کنیم و حد آن را مشخص نماییم.»

امروز این موارد است که احتیاج به تبیین و توضیح دارد. افرادی که قادرند، وظیفه دارند که آن را به‏ طور متقن و مفید برای دیگران بیان کنند. متأسفانه در گوشه و کنار دیده می‌شود در بین اشخاصی که قصد دفاع از اسلام یا قرآن یا تشیع را دارند، گاهی حرف‌های سستی زده می‌شود که باعث می‌شود فردی که اعتقاد نیمه کاره‌ای دارد، از اعتقادش بر می‌گردد! باید مراقب بود که حرف، حرف متین، مستدل، قابل تکیه، قابل فهم و قابل قبول برای مخاطب باشد که اگر چنین شد، آن‏وقت این دفاع، دفاع صحیح و مفید خواهد بود. [۶]

 

رهبر انقلاب: «متأسفانه در گوشه و کنار دیده می‌شود در بین اشخاصی که قصد دفاع از اسلام یا قرآن یا تشیع را دارند، گاهی حرف‌های سستی زده می‌شود که باعث می‌شود فردی که اعتقاد نیمه کاره‌ای دارد، از اعتقادش بر می‌گردد! باید مراقب بود که حرف، حرف متین، مستدل و … برای مخاطب باشد که اگر چنین شد، آن‏وقت این دفاع، دفاع صحیح و مفید خواهد بود.»

 

بسیاری از افراد گمان می‌برند که دست‌یابی به معارف اهل بیت(علیهم‌السلام) با مطالعه‌ی مستقیم و بی‌واسطه‌ی روایات آنان امکان پذیر است، همان‏گونه که در صدر اسلام نیز گروهی معتقد بودند که «حسبنا کتاب الله». بنابراین برای رسیدن به درک صحیح از تعالیم آن بزرگواران و رسیدن به کُنه و عمق کلام ایشان، نیاز به تفسیر جز به جز و لایه به لایه‌ی بیان آن ذوات مقدس است.

 

رهبر معظم انقلاب نیز بر این نکته تأکید دارند که جای خالی پژوهش‌های عمیق در رابطه با شناخت مراحل و لایه‌های ولایت و امامت کاملاً احساس می‌شود. آن‏چه هم که به‏ عنوان تبیین مسأله‌ی امامت وجود دارد غالباً به لایه‌های ابتدایی و قشری این موضوع می‌پردازد و کم‌تر کاوش و تحقیق مستدلی در این رابطه یافت می‌شود.

 

برای درک اهمیت شناخت مسأله‌ی امامت کافی است نگاهی گذرا به حدیث معرفت امیرالمومنین(علیه‌السلام) بیندازیم.[‍۷] ابوذر غفاری به همراه سلمان فارسی نزد حضرت رفته و گفتند: «نزد شما آمده‌ایم تا در مورد معرفت‌تان به نورانیت سؤال کنیم.» در لابه‌لای پاسخ مفصل حضرت، نکات گران‌بها، آموزنده و بعضاً عجیب به ‏چشم می‌خورد که اهمیت شناخت این مسأله را بیش از پیش مشخص می‌نماید.

حضرت می‌فرماید: «هیچ کس ایمان را به حد کمال خویش نمی‌رساند تا آن که مرا به عمق معرفتم بشناسد، پس آن‏گاه که به چنین شناختى نایل آمد، خداوند دلش را با ایمان آزموده و سینه‌اش را براى اسلام منشرح کرده و هر کس از شناخت چنین معرفتى قاصر باشد، شک کننده و مرتاب است.»

مولا رسیدن ایمان به حد نهایی و کمال آن را منوط به شناخت جایگاه امامت آن ‏هم با عمق معرفت و نه به صورت ساده و ابتدایی می‌داند. «بدان اى ابوذر من بنده‌ی خداى عزوجل و خلیفه‌ی او بر بندگانش هستم، ما را رب قرار ندهید و در فضیلت ما آن‏چه خواستید بگویید، چه این‏که شما نمى‌توانید کُنه و نهایت ما را بشناسید زیرا که خداى تعالى به ما آن‏چه را گویندگان و وصف کنندگان شما مى‌گویند یا بر دل شما عبور مى‌کند، بیش‌تر و بزرگ‌تر داده است.

حضرت در بخش دیگری از این روایت سراسر معرفت و نورانیت فرمود: «ما را ارباب ننامید و در فضیلت ما هر چه خواهید بگویید، چه این‏که به کنه فضیلت ما نخواهید رسید، بلکه به عشرى از معشار آن نخواهید رسید، چه این‏که ما آیات و دلایل و حجج و خلفا و امناء و ائمه خداییم و ما وجه الله و عین الله و لسان الله هستیم، خداوند به واسطه‌ی ما بندگانش را عذاب نمى‌کند و به ما ثواب مى‌دهد…»

این چند سطر را به این سبب آوردیم تا تأییدی باشد بر کلام رهبر معظم انقلاب مبنی بر این که شناخت امر خطیر امامت لایه‌هایی دارد و تنها با شناخت عمیق‌ترین لایه‌های این موضوع است که مؤمن به جایگاه حقیقی و کمال واقعی خود خواهد رسید. در بخش دیگری از این روایت آمده است: «مؤمن آزمایش شده کسى است که هر امرى از ما به او مى‌رسد، دلش براى پذیرش آن توسّع مى‌یابد و شرح صدر پیدا مى‌کند و شک و شبهه‌اى در او پیدا نمى‌شود.»

رهبر معظم انقلاب نیز بر این نکته تأکید دارند که جای خالی پژوهش‌های عمیق در رابطه با شناخت مراحل و لایه‌های ولایت و امامت کاملاً احساس می‌شود. آن‏چه هم که به‏ عنوان تبیین مسأله‌ی امامت وجود دارد غالباً به لایه‌های ابتدایی و قشری این موضوع می‌پردازد و کم‌تر کاوش و تحقیق مستدلی در این رابطه یافت می‌شود.

شناخت و تبیین مسأله‌ی امامت به قدری از اهمیت برخوردار است که امام صادق در روایت دیگری در پاسخ «فضیل بن یسار» که از تفسیر قول خداوند متعال «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ» [‍۸]

فرمود: «ای فضیل تو امامت را بشناس زیرا چون امامت را شناختی به تو زیان ندارد که این امر (ظهور) پیش افتد یا پس افتد هر که امامش را بشناسد و پیش از قیام صاحب الامر بمیرد چون کسی باشد که در لشکر اوست نه چون کسی که زیر پرچم او قرار دارد.» [۹]

روایت یاد شده دلیل دیگری است بر اهمیت شناخت امر امامت و همه‌ی این مسایل در مجموع بیانگر این هستند که برای دست‌یابی به شناخت صحیح و رسیدن به لایه‌های عمیق مسأله‌ی امامت باید تلاشی مضاعف به کار برد. نکته‌ی دیگری که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشتند این است که هرچند مصداق بارز مد نظر امام صادق(علیه‌السلام) در روایت یاد شده به مسأله‌ی خانواده در زمان آن امام همام مربوط می‌شود بنابراین به‏طور کلی هر فردی در هر دورانی نسبت به خانواده‌ی خود مسؤولیت دارد و این مسؤولیت اهمیتش بسیار بیش‌تر از احساس تکلیف نسبت به جامعه‌ی پیرامون است.

«بنابراین این‏طور نیست که افراد فقط نسبت به خودشان تکلیف داشته باشند، بلکه نسبت به خانواده هم در صورتی که ارشاد آن‌ها را می‌پذیرند، تکلیف دارند. در زمانی که ما به سر می‌بریم، الحمدلله جامعه، جامعه‌ی امامی و شیعی است، چنین مشکلاتی وجود ندارد. بنابراین در حد نفوذ کلمه، مشمول این حدیث هستیم. هر کس به هر اندازه‌ای که دایره‌ی کلام و نفوذ و سماع از او وسعت دارد، تکلیف دارد که دعوت کند.»

یکی از مصادیق قطعی امر به معروف، به خانواده‌ها بر می‌گردد و به جرأت می‌توان ابراز داشت که این نوع از امر به معروف از ظرایف و پیچیدگی‌های مضاعفی نسبت به سایر انواع برخوردار است. چرا که در درون خانواده‌ها هرچند رابطه معمولاً دوطرفه و ناشی از اعتماد متقابل است اما حساسیت‌ها و ظرایفی که باید در نحوه‌ی رفتار و گفتار در خانواده به کار برد دو چندان است. مصداق بارز حدیث «کُونُوا دُعاهَ النّاس بِالخَیر بِغَیرِ أَلسِنَتِکُم» (کتاب الشافی، صفحه‌ی ۵۵۰؛ رجوع شود به مقاله‌ی نصایح ۱۶ با عنوان: «امر به معروف کنید ولی با غیر زبان‌هایتان») به خانواده‌ها باز می‌گردد زیرا درون خانواده شناخت افراد نسبت به هم کامل‌تر از دیگران است از این رو اگر شخصی بخواهد خانواده‌اش را به خیری دعوت کند که خودش در عمل به آن کاهل است، به‏طور حتم موفق نخواهد بود.

«ابوبصیر» از امام صادق(علیه‌السلام) درباره‌ی آیه‌ی «خود و خانواده‌ی خود را از آتش … نگه دارید»، پرسید که چگونه خانواده را باید از آتش دور نگه داشت؟ و حضرت فرمود: «آن‌ها را به انجام آن‏چه خدا فرمان داده است فرمان‏دهى و از آن‏چه خدا منعشان فرموده است، منع کنى. اگر از تو اطاعت کردند آنان را از آتش حفظ کرده‏اى و اگر نافرمانیت کردند تو وظیفه‌ات را انجام داده‏اى.»

نکته‌ی پایانی، در مورد نحوه‌ی سخن گفتن و تبیین امر امامت است. به‏طور حتم هر چه اهمیت موضوعی بیش‌تر باشد، نوع دفاع ما نیز باید قوی‌تر و مستدل‌تر باشد. می‌گویند بد دفاع کردن از دفاع نکردن هم بدتر است. به‏خاطر آن که گاهی دفاع بد ما امکانی برای حمله‌ی دشمن فراهم می‌کند به‏ خصوص در موضوعات حساسی هم‌چون امامت و ولایت که دشمنان شبانه روز در تلاش‌اند تا به نوعی ضربه‌ی خویش را وارد نموده و وجهه‌ی آن را خدشه‌دار کنند. متأسفانه علی رغم این تأکید رهبری مبنی بر دفاع مستدل، منطقی و پرهیز از گسترش حرف‌های سست و کم مایه، چند سالی است که افراد غیرمتخصص در حوزه‌های تخصصی دینی اظهار نظر می‌کنند و تأسف بیش‌تر این که اغلب، حرف‌های ضعیف و کم ارزش این‏گونه افراد به‏دلیل داشتن سمت‌های سیاسی و اجتماعی در کانون توجه عمومی و صدر اخبار رسانه‌ها قرار می‌گیرد و این‏جاست که سخن معظم له مصداق می‌یابد:

«متأسفانه در گوشه و کنار دیده می‌شود، در بین اشخاصی که قصد دفاع از اسلام یا قرآن یا تشیع را دارند، گاهی حرف‌های سستی زده می‌شود که باعث می‌شود فردی که اعتقاد نیمه کاره‌ای دارد، از اعتقادش بر می‌گردد!»

«آیت‌الله العظمی بهجت» درباره‌ی نحوه و میزان تبیین مسأله‌ی امامت بیان جالب توجهی دارند: «در هر زمان باید عده ‏اى از اهل فضل و تتبع و تحقیق وجود داشته باشند تا حجت قطعیه در امر امامت و خلافت را در اختیار مردم قرار دهند به‏گونه‏اى که فرضاً در و دیوار هم صحّت احتجاج و استدلال آن‏ها را قبول کنند.»

البته ناگفته نماند که بخش عمده‌ای از تقصیر در این زمینه بر گردن فضلا و اهل علم است که به‏ دلیل کم کاری و گوشه نشینی‌های بعضاً بی‌جهت، عرصه را برای تاخت و تاز سایر افراد با اطلاعات و داشته‌های علمی اندک باز گذاشته‌اند: «امروز این موارد است که احتیاج به تبیین و توضیح دارد. افرادی که قادرند، وظیفه دارند که آن را به‏طور متقن و مفید برای دیگران بیان کنند…. باید مراقب بود که حرف، حرف متین، مستدل، قابل تکیه، قابل فهم و قابل قبول برای مخاطب باشد که اگر چنین شد، آن‏وقت این دفاع، دفاع صحیح و مفید خواهد بود.»(*)

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- کافی ۱/ ۲۰۰/ ۱

۲- همان

۳- سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۲۴: «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» ترجمه: و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن‏همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشواى مردم قرار دادم.» [ابراهیم‏] پرسید: «از دودمانم [چه‌طور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمى‏رسد.»

۴- سوره‌ی تحریم آیه‌ی ۶: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن، مردم و سنگ‌هاست حفظ کنید: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سخت‌گیر [گمارده شده‏] اند. از آن‏چه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏کنند و آن‏چه را که مأمورند، انجام مى‏دهند.»

۵- الشافی صفحه‌ی ۶۴۳

۶- روایت یاد شده به همراه شرح مختصر رهبر معظم انقلاب قبل از آغاز جلسه‌ی درس خارج فقه تاریخ ۷/۹/۸۹، ایراد گردید.

۷- بحارالانوار، جلد ۲۶، ص۱، ح۱؛ مرحوم حاج اسماعیل دولابی می‌فرمودند: «جزوه حدیث معرفت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به نورانیت را در جانمازتان بگذارید و تا چهل روز، هر روز یک‏بار با توجه بخوانید تا به خود امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) راه پیدا کنید.»

۸- «روزی که هر مردمی را با امامشان می‌خوانیم.» سوره‌ی اسراء، آیه‌ی ۷۱

۹- اصول کافی، کتاب حجت، صفحه‌ی



نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 اردیبهشت 1399




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات