۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

دلشاد تهرانی گفت: بدترین رویداد انسانی انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی است که در این صورت هیچ چیز به سلامت نخواهد ماند و این امر در امور حرفه‌ای از جایگاهی خطیرتر برخوردار است.


به گزارش خبرنگار مهر، نشست اخلاق کارگزاری و مدیریتی در عهدنامه مالک اشتر با سخنرانی مصطفی دلشاد تهرانی، استاد حوزه و دانشگاه و نهج البلاغه پژوه در خبرگزاری مهر برگزار شد.

در ادامه گزارشی از این نشست ارائه می‌شود؛

مفهوم‏‬ شناسی اخلاق

اخلاق، جمع «خُلْق» و «خُلُق» است. راغب اصفهانی، لغت‏ شناس برجسته، می‌نویسد: «خَلْق» و «خُلْق» در اصل یکی‏ اند، همچون «شَرْب» و «شُرْب»، با این تفاوت که «خَلْق» برای بیان کیفیت‌ها و شکل‌ها و صورت‌هایی ویژه شده است که به واسطه چشم دیده می‌شود و درک می‌گردد و «خُلْق» برای بیان نیروها و سرشت‌ها و ویژگی‌هایی اختصاص یافته است که با بصیرت فهمیده می‌شود.

ابن‏‌فارس، لغت‌‏شناس گرانقدر، می‌نویسد: مادّه «خا و لام و قاف» (خلق) به دو معنای اصلی آمده است. یکی «تَقْدِیرُ الشَّیء» (اندازه قرار دادن و اندازه زدن چیزی)، و دوم «مَلاَسَةُ الشَّیء» (نرم بودن و سهل بودن چیزی) و «خُلُق» از همین مادّه است به معنای سرشت و ویژگی، زیرا صاحب آن سرشت و ویژگی، بر این اندازه و خصوصیت قرار داده شده است و بر انجام دادن آن توانا است. بنابراین «اخلاق» از نظر مفهومی، بیانگر سرشت‌ها، خصوصیات و ویژگی‌هایی در آدمی است که در وی اندازه یافته و با نرمی و سهولت و بدون تکلف و تصنع از آدمی سر می‌زند و ظهور می‌یابد.

اخلاق در منظر اندیشمندان و عالمان اخلاق

اندیشمندان مسلمان و عالمان اخلاق، بر اساس معنای لغوی اخلاق و نیز متأثر از تعریف ارسطو از اخلاق، برای علم اخلاق تعریف‌هایی ارائه کرده‏‌اند. از جمله ابن مُسْکُویه (درگذشته به سال ۴۲۱ هجری) چنین آورده است: «علم اخلاق، دانش اخلاق و سجایایی است که موجب می‌شود جمیع کردار انسان زیبا باشد و در عین حال آسان و سهل از او صادر گردد.»

خواجه نصیرالدین طوسی (درگذشته به سال ۶۷۲ هجری) درباره علم اخلاق چنین می‌نویسد: «آن علمی است به آنکه نفس انسانی چگونه خُلقی اکتساب تواند کرد که جملگی احوال و افعال که به اراده او از او صادر می‌شود جمیل و محمود بود.»

محمدمهدی نراقی (درگذشته به سال ۱۲۰۹ هجری) در تعریف علم اخلاق می‌نویسد: «علم اخلاق، دانش صفات مُهلکه و مُنجیه و چگونگی موصوف شدن و متخلق گردیدن به صفات نجات بخش و رها شدن از صفات هلاک‏‬ کننده می‌باشد.»

اندیشمندان غربی در دوره جدید، به جای تمرکز بر صفات و بحث از نفی رذائل و اتصاف به فضائل، به سوی رفتارشناسی در اخلاق رفته‬ ‏اند و علم اخلاق را در حوزه رفتار اخلاقی دیده‬ ‏اند. ژکس در تعریف علم اخلاق چنین می‌نویسد: «علم اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمی بدان گونه که باید باشد.»

جورج ادوارد مور می‌نویسد: «بی‏‬ گمان اخلاق با این سوال سروکار دارد که رفتار خوب چیست.» همچنین فولکیه اخلاق را چنین تبیین می‌کند: «مجموع قوانین رفتار که انسان به واسطه مراعات آن می‌تواند به هدفش برسد.» بنابراین می‌توان به دو نظریه در علم اخلاق با وجود اختلاف‌هایی راه یافت؛ نظریه‏‬ ای متمرکز بر صفات و نفی رذائل و اتصاف به فضائل؛ و نظریه‬ ‏ای متمرکز بر رفتارها آن گونه که باید باشد، ولی آن‏چه در آموزه‌های امام علی (ع) به تبع قرآن کریم می‌توان یافت، فراتر از این دو نظریه است.

ساختار اخلاق در نهج‬ ‏البلاغه

از مجموعه آموزه‌های امیرمؤمنان علی (ع) می‌توان دریافت که اخلاق، هفت امر درهم تنیده اندازه یافته در انسان و هر مجموعه انسان ی است که بدون تکلّف و تصنّع جلوه یابد و بر همه حوزه‌های زندگی انسانی حاکم باشد و همه امور انسانی را رنگ بزند و شکل دهد؛ و این هفت امر عبارتند از: بینش‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها، اصول، روش‌ها، کنش‌ها و گویش‌ها.

انسان و جامعه اخلاق‏مند، انسان و جامعه‬ ‏ای است که در هر هفت امر فوق به سامانی درست رسیده باشد. فعل اخلاقی بدون بسامانیِ بینش‌ها، ارزش‌ها و گرایش‌ها و تبعیت از اصول معنا نمی‌یابد و از این روست که توصیه‌های اخلاقی در جهت اصلاح ویژگی‌ها و کردار اخلاقی، بدون اصلاح موارد یاد شده راه به جایی نمی‌برد و اصلاحی بنیادی و جامع در اخلاق فردی و اجتماعی و حرفه‌ای در حوزه‌های مختلف، آن‏گونه که باید معنا نمی‌یابد.

۱. بینش‌ها

ویژگی‌ها، صفات اکتسابی، عملکردها، رفتارها، روابط و مناسبات انسان برخاسته از نوع نگاه و بینش و فهم و درک او از امور و موضوعات است؛ و هر چه از انسان سر می‌زند همچون شاخساران و برگ‌ها و میوه‌های درختی است که ریشه‌های آن بینش‌ها است. انسان همان‏گونه زندگی می‌کند که زندگی را می‌فهمد؛ و آن‏گونه سلوک می‌نماید که درمی‏‌یابد.

تا زمانی که نگاه و بینش، و فهم و درک اشخاص اصلاح نشود، انتظار اصلاح صفات، عملکردها، رفتارها، و روابط و مناسبات آن‌ها، انتظاری دور از واقع است. شکل‏‬ گیری اخلاق مطلوب با اصلاح بینش‌ها آغاز می‌شود. از این‏روست که امیرمؤمنان علی (ع) به تبع آموزه‌های قرآنی، آن‏گاه که به اصلاح اخلاق راه نموده، آن را بر اصلاح بینش‌ها استوار کرده، چنان‏که در حکمتی والا فرموده است: ‬ «لَوْ رَأَیَ الْعَبْدُ الْأَجَلَ وَ مَصِیرَهُ، لَأَبْغَضَ الْأَمَلَ وَ غُرُورَهُ: اگر بنده سر رسید زندگی و راهی که باید بپیماید می‌دید، با آرزو و فریبندگی آن دشمنی می‌ورزید.» (حکمت ۳۳۴)


۲. ارزش‌ها

در پی بینش‌ها، ارزش‌های پذیرفته شده نزد فرد و جامعه، به صفات، عملکردها، رفتارها، روابط و مناسبات، رنگ می‌زند، و به آن‌ها وزن، و بار مثبت و منفی می‌دهد و موجب اتصاف و نزدیک شدن به عمل و رفتاری و فرو رفتن در روابط و مناسباتی، یا پاک شدن از صفتی و دوری نمودن از عمل و رفتاری، و قرار گرفتن در روابط و مناسباتی دیگر می‌شود. آن‏که خود و جز خود را با کرامت و محترم و ارزشمند بداند، درباره خود تن به پستی نمی‌دهد و حرمت و ارزش و کرامت جز خود را پاس می‌دارد.

امیرالمومنین (ع) در سفارش خود به حضرت مجتبی (ع) فرموده است: «أَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّةٍ، وَ إِنْ سَاقَتْکَ إِلَی الرَّغَائِبِ، فَإِنَّکَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِکَ عِوَضًا: بزرگوارتر و با کرامت‌تر از آن باش که به پستی تن دهی، هر چند که تو را به مقصودت برساند، زیرا نمی‌توانی در برابر آن‏چه از شخصیتت در این راه از دست می‌دهی، جایگزینی به دست آوری.» (نامه ۳۱)

۳. گرایش‌ها

تمایلات و جهت‌گیری‌ها و تعلقات فرد و جامعه، پایه‏‌ای اساسی در شکل‬ ‏گیری صفات اکتسابی، عملکردها، رفتارها، و روابط و مناسبات آن‌ها است؛ آخرت‌‏گرایی یا دنیازدگی، انصاف‏‌گرایی یا بی‌‏انصافی، اخلاق‏گرایی یا بی‌‏اخلاقی، نظم‏‌گرایی یا بی‏‌بندوباری، زیبایی‏‌گرایی یا بی‌توجّهی به زیبایی، بلندنظری یا تنگ‏‌نظری، ساده‏‬ زیستی یا تجمل‏‬ پرستی و جز این‌ها می‌تواند مسیر اخلاق‏‬ یابی را تعیین کند. امیرمؤمنان علی (ع) در آموزه‌‏ای والا درباره مهم‌ترین گرایش آدمیان در زندگی‌‏شان فرموده است: «إِنَّمَا الدُّنْیَا مُنْتَهَی بَصَرِ الْأَعْمَی، لاَ یُبْصِرُ مِمَّا وَرَاءَهَا شَیْئًا، وَ الْبَصِیرُ یَنْفُذُهَا بَصَرُهُ وَ یَعْلَمُ أَنَّ الدَّارَ وَرَاءَهَا، فَالْبَصِیرُ مِنْهَا شَاخِصٌ، وَ الْأَعْمَی إِلَیْهَا شَاخِصٌ، وَ الْبَصِیرُ مِنْهَا مُتَزَوِّدٌ، وَ الْأَعْمَی لَهَا مُتَزَوِّدٌ: همانا دنیا نهایتِ دیدگاه کسی است که دیده‌‏اش کور است و فراتر از آن را نمی‌بیند؛ امّا آنکه بیناست، نگاهش از دنیا بگذرد و از پسِ آن خانه آخرت را نگرد. پس بینا از دنیا دل برکَند، و نابینا به آن روی آورد. بینا از دنیا توشه گیرد، و نابینا برای دنیا توشه فراهم آرد.» (خطبه ۱۳۳)

۴. اصول

اصول اخلاقی عبارت است از مجموعه قواعد کلی عملی ثابت حاکم بر همه امور در یک حوزه. در اخلاق حرفه‌ای براساس آموزه‌های امام علی (ع) با تأکید بر عهدنامه مالک اشتر ۲۴ اصل در سه عرصه شخصی، رفتاری و کارکردی دیده می‌شود. در هر عرصه ۴ اصل سلبی یا خطوط قرمز و ۴ اصل ایجابی یا خطوط حاکم. به عنوان مثال در عرصه شخصیتی اصل نفی خودکامگی و اصل امانتداری و کفایت مندی / در عرصه رفتاری اصل نفی شتاب ورزی، سستی، لجاجت ورزی و اصل رفق و مدارا / در عرصه کارکردی اصل نفی خیانت و پیمان شکنی و اصل خدمتگزاری دیده می‌شود.

۵. روش‌ها

روش‌ها، راه‌هایی است که برای رسیدن به هدف با توجّه به شرایط و موقعیت‌ها، مبتنی بر اصول و مبانی اتّخاذ می‌شود؛ و طبیعی است که برای رسیدن به یک هدف از مسیرهای مختلف می‌توان عبور کرد و به روش‌های گوناگون متوسل شد، و مهم آن است که برای رسیدن به هر هدفی از راه مناسب آن وارد شد و بهترین روش را به کار گرفت. بدین منظور لازم است روش‌ها مبتنی بر بینش‌ها، ارزش‌ها و گرایش‌های صحیح اتّخاذ شود. امیرمؤمنان علی (ع) مرگ ‏اندیشی را به عنوان روشی در نظام اخلاقی مطرح کرده است که بدان انسان از مرزشکنی پرهیز می‌نماید و خود را در مسیر پاسداشت اخلاق حفظ می‌کند: «أَلاَ فَاذْکُروا هَادِمَ اللَّذَّاتِ، وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ، وَ قَاطِعَ الْأُمْنِیَّاتِ، عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِیحَةِ: هان! بر هم زننده لذّت‌ها، و تیره‏‌کننده شهوت‌ها، و بُرنده آرزوها را به یاد آرید، آن‏گاه که به کارهای زشت شتاب می‌آرید.» (خطبه ۹۹)

امیرمؤمنان علی (ع) در سخت‌ترین اوضاع و احوال حکومت خود که گرفتار شبیخون‌های معاویه به مناطق مختلف تحت اداره خویش بود، و سران و بزرگان به دلیل برآورده نشدن خواسته‌های ناحقّشان از همراهی با حضرت کوتاهی می‌کردند و مردم نیز که تابع سران قبایل بودند سستی نشان می‌دادند، و حضرت برای همراه کردن آنان به استفاده از روش‌های مستبدّانه سفارش می‌شد، هرگز بدین سو نرفت و برای همراه کردن سران و بزرگان و به تبع آنان مردمان، به منظور حفظ حکومت خود، هرگز به روش‌های غیر اخلاقی دست نزد، چنان‏که خود در این باره فرمود: «کَمْ أُدَارِیکُمْ کَمَا تُدَارَی الْبِکَارُ الْعِمَدَةُ، وَ الثِّیَابُ الْمُتَدَاعِیَةُ. کُلَّمَا حِیصَتْ مِنْ جَانِبٍ ثَهَتَّکَتْ مِنْ آخَرَ. أَکُلَّمَا أَطَلَّ عَلَیْکُمْ مِنْسِرٌ مِنْ مَنَاسِرِ أَهْلِ الشَّامِ أَغْلَقَ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بَابَهُ وَ اَنْجَحَرَ انْجِحَارَ الضَّبَّةِ فِی جُحْرِهَا، وَ الضَّبُعِ فِی وِجَارِهَا. الذَّلِیلُ وَ اللّه‏ِ مَنْ نَصَرْتُمُوهُ؛ وَ مَنْ رُمِیَ بِکُمْ فَقَدْ رُمِیَ بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ. وَ إِنَّکُمْ وَ اللّه‏ لَکَثِیرٌ فِی الْبَاحَاتِ، قَلِیلٌ تَحْتَ الرَّایَاتِ. وَ إِنِّی لَعَالِمٌ بِمَا یُصْلِحُکُمْ وَ یُقِیمُ أَوَدَکُمْ، وَلکِنِّی لاَ أَرَی إِصْلاَحَکُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی» (کلام ۶۹)

۶. کنش‌ها

مجموعه عملکردها اعم از کنش‌ها و واکنش‌ها و رفتارها نقشی اساسی در دستگاه اخلاق فرد و جامعه دارد؛ و لازم است این‌ها برخاسته از بینش‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها و روش‌های درست و بسامان باشد، و در این صورت است که فعل اخلاقی معنا می‌یابد. امیرمؤمنان علی (ع) درباره فعل اخلاقی خود چنین بیانی دارد: «وَ اللّه‏ لَوْ أُعْطِیتُ الْأَقَالِیمَ السَّبْعَةِ بِمَا تَحْتَ أَفْلاَکِهَا عَلَی أَنْ أَعْصِیَ اللّه‏َ فِی نَمْلَةٍ أَسْبُلُهَا جُلْبَ شَعِیرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ: به خدا سوگند اگر سرزمین‌های هفتگانه روی زمین را با همه آنچه زیر سپهرهای آن می‌باشد به من ببخشند، بر اینکه درباره مورچه‌‏ای خدای را نافرمانی کنم و پوست جُوی را از دهانش بربایم، چنین نخواهم کرد!» (کلام ۲۲۴) امام علی (ع) در آخرین سفارش خود به فرزندانش حسن و حسین علیهماالسلام، این‏گونه آموزش فعل اخلاقی داده است: «کونَا لِلظَّالِمِ خَصْمًا، وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنًا!: ستمگر را همچون دشمنی باشید، و ستم رسیده را یاریگری.» (نامه ۴۷)

فعل اخلاقی در ساختار اخلاق، فعلی ارزشمند است، و کم‌ترین آن نیز مطلوب و رساننده به مقصود است؛ به بیان امام علی (ع): «لاَ یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَی؛ وَ کَیْفَ یَقِلُّ مَا یَتَقَبَّلُ؟» (حکمت ۹۵) هیچ کاری با پرواداری اندک نیست، و چگونه اندک بُود آن‏چه پذیرفتنی است؟

۷. گویش‌ها

ادبیات و زبان، و گویش‌های فرد و جامعه نمود نظام اخلاقی آن‌ها است. بینش‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها، و روش‌های حاکم بر فرد و جامعه خود را درگویش‌های آن‌ها نشان می‌دهد، و آن‌ها هرگونه باشد، این‌ها نیز همان‏گونه است. به بیان امام علی (ع): «الْمَرْءُ مَخبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ: آدمی نهفته در زیر زبانش است.» (حکمت ۱۴۸)

تربیت اخلاقی اقتضا می‌کند که زبان جز به راستی و درستی نگردد، چنان‏که امام علی (ع) درباره تربیت خود آورده است: «وَضَعَنِی فِی حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلِیدٌ، یَضُمُّنِی إِلَی صَدْرِهِ، وَ یَکْنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ، وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ، وَ یُشِمِنَّی عَرْفَهُ؛ وَ کَانَ یَمْضَعُ الشَّیْءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ. وَ مَا وَجَدَ لِی کَذْبَةً فِی قَوْلٍ وَ لاَ خَطْلَةً فِی فِعْلٍ: [رسول خدا] در حالی که کودک بودم مرا در کناره خود می‌نهاد، به سینه‌‏اش می‌چسبانید، و در بستر خود در کنار خویش می‌خوابانید، و تنش را به من می‌سایید، و بوی خوش خود را به من می‌بویانید؛ وخوراک را نرم می‌ساخت و آن را در دهان من می‌نهاد. و هرگز دروغی درگفتاری و خطایی در کرداری از من ندید.» (خطبه ۱۹۲)

بدترین و زشت‌ترین ادبیات و گویش، آن است که به ناراستی و نادرستی آلوده باشد، و چنین چیزی، جایی برای جلوه‏‬ گری اخلاق نمی‌گذارد و همه آن را به تباهی می‌کشاند. امیرمؤمنان علی (ع) در این باره چنین هشدار داده است: «أَمَا وَ شَرُّ الْقَوْلِ الْکَذِبُ: بدانید، همانا بدترین گفتار، سخن دروغ است.» (خطبه ۸۴)

فرد و جامعه اخلاق‏مدار، از ادبیات زشت و خشونت‌‏آمیز به دورند و گویش‌هایشان پروادارانه است، چنان‏که امام علی (ع) آن‏گاه که پرواداران را توصیف می‌کند، درباره ادبیات و گویش‌هایشان چنین می‌فرماید: «… بَعِیدًا فُحْشُهُ، لَیِنًّا قَوْلُهُ: از گفتن سخن زشت دور بُوَد، گفتار او نرم و ملایم بُوَد.» (خطبه ۱۹۳)

امیرمؤمنان علی (ع) لوازم اخلاق را این‏‬ گونه می‌دید و از پیروان خود می‌خواست که این امر را پاس بدارند و از زشت‏‬ گویی بپرهیزند، حتّی با دشمنِ متجاوز در حال جنگ، چنان‏که در هنگام جنگ صفّین، وقتی امام (ع) دید که برخی از یارانش، از جمله حُجْر بن عَدی و عمرو بن حَمِق به معاویه و شامیان دشنام می‌دهند و زشت‏‬ گویی می‌کنند، آنان را خواست و از چنین ادبیاتی بیزاری جست و بدانان آموخت که در گویش‌هایشان پایبند اخلاق باشند: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ؛ وَلکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ، وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ؛ وَ قُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ: اللّهُمَّ احْقِنْ دَمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ، وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ، وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلاَلَتِهِمْ حَتَّی یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ، وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ: من بیزارم از اینکه شما دشنامگو باشید. لیکن اگر کرده‌های آنان را بازگویید، و حالشان را فرایاد آرید، در گفتار درست‌تر، و در پوزش‌خواهی رساتر باشد. و به جای دشنام دادن بگویید: خدایا خون‌های ما و خون‌های آنان را از ریخته شدن نگاه دار، و میان ما و میان آنان را به نیکی و سازش بردار، و ایشان را از گمراهی‏شان به راه بیار، تا هر کس راه حق را نمی‌داند، آن را بشناسد، و هر کس به پیمودن راه گمراهی و دشمنی آزمند است، از آن بازایستد!» (کلام ۲۰۶)

گویش‌ها در فرد و جامعه اخلاق‏‌گرا، بر مدار حق می‌گردد و از حقیقت و عدالت دور نمی‌شود. امام علی (ع) در آخرین سفارش خود به حسن و حسین علیهماالسلام فرمود: «قُولاَ بِالْحَقِّ: حق را بگویید.» (نامه ۴۷)

تدبیر، تنظیم امور و ترتیب کارها و سامان دادن امور به بهترین نحو و استوارترین ساز و کار است تا امور به عاقبت نیکو و نتیجه مطلوب برسد.

جایگاه و اهمیت تدبیر در آموزه‌های امام علی (ع)

وَ لَا عَقلَ کَالتَّدبِیرِ: هیچ خردی چون تدبیر نیست.» (حکمت ۱۱۳)

لَا تَقُومُ مَملِکَةٌ إلَّا بِتَدبِیرٍ: مملکت جز به تدبیر نپاید.» (وقعة صفّین/۱۵)

حُسْنُ التَّدْبِیرِ یُنْمِی قَلِیلَ الْمَالِ، وَ سُوءُ التَّدْبِیرِ یُفْنِی کَثِیرَهُ: تدبیر نیکو، دارایی اندک را رشد می‌دهد، و بدی تدبیر، ثروت بسیار را به باد فنا می‌دهد.» (شرح غررالحکم ۳۸۷/۳)

سُوءُ التَّدْبِیرِ سَبَبُ التَّدْمِیرِ: بدی تدبیر، موجب ویرانی و نابودی است.» (شرح غررالحکم ۱۳۲/۴)

أَیُّهَا النَّاسُ … لَا خَیْرَ فِی دُنْیَا لَا تَدَبُّرَ [لَا تَدْبِیرَ] فِیهَا: مردم! دنیایی که ‏در آن تدبیر و برنامه‏ ریزی و عاقبت ‏اندیشی نباشد، خیری در آن نیست.» (المحاسن ۵/۱)

ضرورت و جایگاه اخلاق مدیریتی

اگر اخلاق مدیریتی در زندگیِ کاری انسان وجود و حضور داشته باشد، کارکردن شیرین و توأم با رضایت شغلی و احساس رضایتمندی و خودشکوفایی از یک‏سو و رضایت مردم و پیشرفت امور و شکوفایی کار و تعالی سازمانی از دیگر سوی است، و در نتیجه موجب رضایت خالق و بارش رحمتها و برکت‌های او. امیرمؤمنان علی (ع) در پایان عهدنامه مالک اشتر چنین یادآوری کرده است: وَ أَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ، وَ عَظِیمِ قُدْرَتِهِ عَلَی إِعْطَاءِ کُلِّ رَغْبَةٍ أَنْ یُوَفِّقَنِی وَ إِیَّاکَ لِمَا فِیهِ رِضَاهُ مِنَ الْإِقَامَةِ عَلَی الْعُذْرِ الْوَاضِحِ إِلَیْهِ وَ إِلَی خَلْقِهِ، مَعَ حُسْنِ الثَّنَاءِ فِی الْعِبَادِ وَ جَمِیلِ الْأَثَرِ فِی الْبِلَادِ، وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ وَ تَضْعِیفِ الْکَرَامَةِ: و من از خدا می‌خواهم با رحمتی فراگیر که او راست، و قدرت بزرگ او بر انجام هرگونه درخواست، که من و تو را توفیق دهد در آنچه خشنودی او در آن بود؛ از داشتن عذری آشکار در پیشگاه او و آفریدگانش و واگذاردن نام نیکو میان بندگانش و آثار نیک در شهرها و تمامی نعمت و فراوانی کرامت.(نامه ۵۳)

امیرمؤمنان علی (ع) پس از بیان عهدنامه‬ ای جامع در اداره امور، برای خود و مالک اشتر از خداوند خواستار توفیق می‌شود در آنچه خوشنودی خداوند در آن است و این خشنودی که مایه رحمت و برکت خداست به سبب خدمتگزاری به مردمان است به گونه‬ ‏ای که بتوان در برابر خداوند و آفریدگانش عذری آشکار در نیکو انجام‬ ‏دادن وظایف داشت و نیز باقی گذاشتن نام نیکو میان بندگان او و آثار نیک در شهرها؛ و این بهترین و والاترین جلوه اخلاق حرفه‌ای است.

رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق، در عرصه کار و عمل بر پایه‌های اخلاق حرفه‌ای است.

فقدان اخلاق اداری یعنی محو زمینه و بستر شکوفایی انسان و جامعه در جهت کمال مطلق.

زوال اخلاق مدیریتی یعنی ظهور احساس ناخشنودی از خود، و احساس بطالت، و احساس سقوط و هلاکت که ظهور این احساس به صورت نمودهای زیر است: ترش‌رویی، برآشفتگی، کم‬ تحملی، بدرفتاری، بی‏‬ حوصلگی، سست‬ ‏پیمانی، کار گریزی و بیماری‌های روان‬ ‏تنی.

حضور اخلاق مدیریتی، کار کردن را از صورتی تکراری و خسته کننده و ملال ‏آور بیرون می‌برد و به انسان احساس تعالی می‌بخشد و همین احساس تعالی در نفس کار کردن و مناسبات انسانی با دیگران به شدّت تأثیر می‌گذارد؛ و با شکسته شدن اخلاق، همه حریم‌ها می‌شکند و چون حریم‌ها شکسته شود هر پلیدی می‌تواند در باطن و ظاهر، و در مناسبات و روابط ظهور کند.

امیرمؤمنان علی (ع) در سفارشی نورانی فرموده است: «ثُمَّ إِیَّاکُمْ وَ تَهْزِیعَ الْأَخْلَاقِ وَ تَصْرِیفَهَا: مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون و به اخلاق بد مبدّل سازید.» (خطبه ۱۷۶)

تأکید بر اخلاق مدیریتی

خطرناک‌ترین رویداد انسانی انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی است که در این صورت هیچ چیز به سلامت نخواهد ماند و انسانیت انسان فرو می‌ریزد؛ و این امر در امور حرفه‌ای، اداری و مدیریتی از جایگاهی خطیر و ویژه برخوردار است، زیرا وقتی انسان از محدوده فردی خارج می‌شود و در پیوند با دیگر انسان‌ها قرار می‌گیرد و این پیوند صورتی حرفه‌ای، اداری و مدیریتی می‌یابد، اگر اخلاق نیک حاکم بر روابط انسانی نباشد، فاجعه چندین برابر می‌شود. به همین دلیل است که والاترین ملاک در هر سازمان متخلّق بودن به اخلاق حرفه‌ای است. امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر او را بدین امر خطیر یادآوری می‌کند و می‌فرماید: «ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَارًا، وَ لَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَ أَ ثَرَةً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَ الْخِیَانَةِ، وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَیَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ الصَّالِحَةِ، وَ الْقَدَمِ فِی الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَةِ، فَإِنَّهُمْ أَ کْرَمُ أَخْلَاقًا، وَ أَصَحُّ أَعْرَاضًا، وَ أَقَلُّ فِی الْمَطَامِعِ إِشْرَاقًا وَ أَبْلَغُ فِی عَوَاقِبِ الْأُمُورِ نَظَرًا: سپس در کار کارگزاران خود بیندیش، و پس از آزمودن به کارشان بگمار و به میل خود و بی‏مشورت دیگران به کاری مخصوصشان مدارکه به هوای خود رفتن و به رأی دیگران ننگریستن، ستمگری بود و خیانت و کارگزارانی این‏چنین را در میان کسانی جو که تجربت دارند و حیا، از خاندان‌های پارسا که در مسلمانی قدمی پیش تر دارند [و دلبستگی بیشتر]؛ اخلاق آنان گرامی‌تر است و آبرویشان محفوظ‌تر و طمعشان کم‌تر و عاقبت‬ ‏نگری‏شان فزون تر.» (نامه ۵۳)

امام (ع) به دقت در مجموعه‏‬ ای از ویژگی‌ها و خصوصیات در گزینش افراد سفارش می‌کند که حاصل این دقّت، گزینش کارگزارانی است متخلّق به اخلاقی نیک: انسان‌هایی گرامی‌تر، توانمندتر و با آبروتر و با طمعی کمتر.

همچنین امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر به او چنین فرمان می‌دهد: «ثُمَّ انْظُرْ فِی حَالِ کُتَّابِکَ فَوَلِّ عَلَی أُمُورِکَ خَیْرَهُمْ؛ وَ اخْصُصْ رَسَائِلَکَ الَّتِی تُدْخِلُ فِیهَا مَکَائِدَکَ وَ أَسْرَارَکَ بِأَجْمَعِهِمْ لِوُجُودِ صَالِحِ الْأَخْلاَقِ: پس درباره کاتبان و دبیران خود بنگر و بهترینشان را بر سر کار بیاور و نامه‌هایی را که در آن تدبیرها و رازهایت نهان است، از جمع کاتبان و دبیران به کسی اختصاص ده که به اخلاق از دیگران شایسته‌تر است.» (نامه ۵۳) مشاهده می‌شود که امام (ع) بیش از هر چیز بر اخلاق حرفه‌ای تأکید می‌کند و آن را ملاک و معیار معرفی می‌نماید.

کد خبر



نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 دی 1398




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات