۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

آیا انقلاب فرهنگی به تمام اهداف خود دست یافت؟

به مناسبت سالروز تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی

انقلاب فرهنگی اقدام مهمی در چارچوب انقلاب اسلامی بود که بین سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ انجام شد. اقدامات ستاد انقلاب فرهنگی، دارای نقاط قوت و نقاط ضعفی بود که نوشتار حاضر در پی بررسی و تحلیل آن‌هاست.

نویسنده: زهرا سعیدی

پیروزی انقلاب اسلامی، علاوه بر تغییر بسیاری از ارکان نظام شاهنشاهی، ضرورت زدودن آثار غیراسلامی در بُعد فرهنگی را نیز ایجاب می­کرد. از نهادهای فرهنگی مهم در این رابطه، دانشگاه­ها بودند. بسیاری از دانشگاه­های مهم کشور در این دوره، به محل برخورد عقاید جریان­ها و گروه­های سیاسی مختلف تبدیل شده بودند و بسیاری از نیروهای مخالف و منحرف جامعه، از جمله چپ­ها، لیبرال­ها و حتی نیروهای مسلح، علناً در دانشگاه حضور داشتند.

از این رو، رهبر کبیر انقلاب با تشخیص این امر در بخشی از پیام خود در سال ۵۹، به تصفیه­ی دانشگاه­ها و اسلامی نمودن آن تأکید کردند و به‌ دنبال پیام ایشان، ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل گردید. این امر نیازمند تعطیلی دانشگاه­ها و بسیاری از نهادهای آموزش عالی بود. بنابراین دانشگاه­ها از سال ۱۳۵۹ تعطیل و در ۲۷ آذر ۱۳۶۱ بازگشایی شدند. این ستاد در دوره­ی مذکور، به اقدامات مناسبی از جمله تأسیس چندین دانشگاه، انتشار چندین هزار کتاب و جزوه­ی علمی، برنامه­ریزی در بسیاری از مجموعه­های فنی، مهندسی، پزشکی و… مبادرت کرد. اما واقعیت آن است که ستاد از زمان تشکیل تا بازگشایی دانشگاه­ها، نتوانست در تحقق تمام اهداف خود موفق گردد.

ناکامی موفقیت شورا، عوامل مختلفی داشت. گذشته از آنکه تشکیل ستاد تاحدی شتاب‌زده و بدون برنامه­­ریزی دقیق بود، مدیریت ستاد نیز دچار ضعف و کاستی­هایی بود و اختلاف با برخی از نهادهای دولتی بر سر انتصاب رؤسای دانشگاه­ها نیز وجود داشت. همین مشکلات باعث گردید تا ستاد نتواند به تحقق کامل اهداف خود از جمله تخلیه‌ی گروه­ها و جریان­های منحرف و اسلامی کردن دانشگاه­ها در کوتاه‌مدت دست یابد. البته برخی از این مشکلات ناشی از اختلافات درونی و جزئی ستاد بود و بخشی دیگر از آن به مسامحه­ی دولت موقت و شرایط کشور مانند جنگ تحمیلی برمی‌گشت که در این نوشته‌ی کوتاه به تبیین بیشتر این موارد پرداخته می­شود.

وضعیت دانشگاه­ها در آستانه­ی انقلاب فرهنگی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت تحول فرهنگی به‌خصوص در آموزش عالی، احساس می­‌شد. دانشگاه­ها در این دوره، وضعیت چندان مطلوبی نداشتند و به مرکز فعالیت گروه­ها و احزاب مخالف سیاسی تبدیل شد بودند. علاوه بر این، بسیاری از دانشجویان و اساتید با اندیشه­های منحرف، همچنان به رژیم گذشته تعلق خاطر داشتند و محتوای کتب درسی که توسط همین اساتید تدریس می­شد نیز با موازین انقلاب سازگاری نداشت.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که «در آن هنگام، ۲۴ هزار دانشجو و دو هزار استاد در دانشگاه بودند که همه، حتی کارمندان دانشگاه، در آن وضعیت انقلابی خود را چه‌گوارا و قهرمان می‌دانستند. در این شرایط مغشوش، در چهار روز دانشگاه تهران که دانشگاه مادر بود بازگشایی شد، در حالی‌ که در همان هنگام، شش تانک در داخل دانشگاه وجود داشت و پرچم سرخ‌رنگ بر فراز دانشکده‌ی فنی در اهتزاز بود.»[۱]

در سخنی کلی به‌جای حاکم بودن فضای علمی، فضای سیاسی و ضدعلمی در دانشگاه­ها غالب بود. از این رو، امام خمینی (ره) با درک ضرورت پاک‌سازی دانشگاه­ها از عناصر مخالف حکومت، در پیامی در فروردین سال ۵۹ فرمودند: «باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق و یا غرب‌اند، تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم اسلامی.»[۲]

فرمایش امام مقدمه­ای گردید برای تشکیل انقلاب فرهنگی. پیام امام با استقبال بسیاری از دانشجویان پیرو ایشان نیز مواجه شد و به‌ دنبال آن، حرکت­هایی از سوی برخی از دانشجویان به‌خصوص در دانشگاه تبریز، تهران، شیراز و… برای حذف عناصر ضدانقلاب آغاز گردید. پیرو این اقدامات، برخوردهایی نیز میان جریان­های اسلامی حامی امام و دانشجویان مخالف گزارش شد.

اما در نهایت، بنی‌صدر در دوم اردیبهشت، حکم شورای انقلاب را ابلاغ و در ۲۳ خرداد ۱۳۵۹ نیز امام خمینی (ره) فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر کرد و انقلاب فرهنگی رسماً با تعطیلی دانشگاه­ها آغاز گردید. وظیفه­­ی اصلی ستاد برنامه­ریزی در رشته­های مختلف و خط‌مشی آینده­ی دانشگاه­ها براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده‌سازی اساتید متعهد و آگاه و تدوین برنامه­ی دروس دانشگاهی و اسلامی کردن آموزش علوم انسانی و علوم اجتماعی بود.[۳]

اسلامی کردن دانشگاه­ها ضرورت پیوند حوزه و دانشگاه را نیز به دنبال داشت. در این رابطه، قرار بر این شد که کتب و علومی که در زمینه­ی علوم انسانی تدوین می­شدند، به حوزه­ی علمیه ارائه شوند تا در صورت نیاز، با موازین اسلامی منطبق گردند. با این اصول و فعالیت­ها، ستاد دست به اقدامات مثبتی زد که تأثیر مهمی بر فرایند آموزشی و فرهنگی کشور گذاشت.

پیامدهای مثبت انق لاب فرهنگی:

۱. اخراج عناصر و گروه­های مغرض از دانشگاه

یکی از تأثیرات مثبت انقلاب فرهنگی، خالی کردن دانشگاه از برخی گروه‌های معاند و حتی مسلح بود. گرچه در آن دوره‌ی کوتاه، این امر به‌طور کامل محقق نشد، با این حال، انقلاب فرهنگی تا حدی توانست در اخراج گروه‌های مسلح و بازگشت فضای علمی به دانشگاه­ها مؤثر واقع شود.

گرچه شروع انقلاب فرهنگی مقدمه­ای بر خروج گروه­های مخالف و مسلح گردید، اما متأسفانه برخی از جریان‌های مشکوک با سوءاستفاده از شرایط بحرانی کشور و مسامحه­ی دولت، توانستند وارد دانشگاه­ها شوند.

محمدعلی نجفی که بعد از انقلاب فرهنگی مأمور بازگشایی دانشگاه بود، در دفاع از انقلاب فرهنگی، به روزنامه‌ی اطلاعات گفته بود: «تعطیل کردن دانشگاه‌ها و حرکت انقلاب فرهنگی در شرایطی که حرکات و تبلیغات ده‌ها گروه و دسته‌ی مغرض سیاسی، فضای میهن اسلامی را آکنده از شبهات کرده بود، می‌بایست با پشتوانه‌ای از افراد وجیه و صاحب رأی ادامه می‌یافت.»[۴]

۲. تأسیس دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی جدید

پیامد مثبت دیگر انقلاب فرهنگی، افزایش دانشگاه­های جدیدالتأسیس است. علاوه بر تأسیس دانشگاه­های دولتی در سراسر کشور به‌خصوص شهرستان­ها، تأسیس دانشگاه تربیت مدرس با هدف تربیت اساتید و مدرسان اسلامی در سال ۱۳۶۰ و نیز دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۱۳۶۱، از دیگر اقدامات مهم در این زمینه است. این موضوع ضمن تسهیل روند ورود دانشجویان به دانشگاه، فرصت بیشتری برای دانشجویان شهرستانی در استفاده از امکانات دانشگاهی فراهم کرد.

۳. نشر علمی و برنامه­ریزی مجموعه­های علمی

از دیگر نتایج مثبت انقلاب فرهنگی می­توان به برنامه­­ریزی و نشر کتب و جزوات علمی و نیز برنامه­ریزی در حوزه­های مختلف علمی اشاره کرد. «برنامه­ریزی ۶۸ مجموعه­ی فنی و مهندسی، ۷۴ رشته­ی پزشکی، ۲۰ رشته‌ی پزشکی، ۲۰ رشته­ی تخصصی کشاورزی، ۴۷ رشته­ی علوم پایه، ۸۶ برنامه­ی مربوط به علوم انسانی و انتشار بیش از ۲۰۰۰ عنوان کتاب»[۵] بخشی از این اقدامات است.

اما با این حال، انقلاب فرهنگی با هدف تعطیلی دانشگاه­ها، چندان به درازا نکشید و دانشگاه­ها در ۲۷ آذر ۱۳۶۱ بازگشایی شدند. البته بازگشایی به معنای این نبود که انقلاب فرهنگی به دانشگاه اسلامی و ارزش­های اسلامی دست یافته، بلکه شرایط کشور، اختلافات درونی ستاد و بعضاً سهل‌انگاری دولت، مانع موفقیت کامل ستاد گردید.

اهداف تحقق‌نیافته ستاد انقلاب فرهنگی و دلایل آن

علی‌رغم آنکه ستاد توانست اقدامات مؤثری در راستای اهداف خود انجام دهد، اما با مشکلاتی نیز مواجه بود که مانع از تحقق کامل اهداف ستاد گردید. برخی از این اهداف و دلایل آن عبارت‌اند از:

۱. ورود برخی عناصر غیراسلامی به دانشگاه­ها:

گرچه شروع انقلاب فرهنگی مقدمه­ای بر خروج گروه­های مخالف و مسلح گردید، اما متأسفانه برخی از جریان‌های مشکوک با سوءاستفاده از شرایط بحرانی کشور و مسامحه­ی دولت، توانستند وارد دانشگاه­ها شوند. «به‌هم‌ریختگی دانشگاه موجب می­شد تا همه‌‌ی گروه­ها تلاش کنند که به‌گونه­ای بهره‌برداری کنند. جریان­های سیاسی اختلافات متعددی داشتند. آقای بنی‌صدر رئیس‌جمهور بود و هرکدام به‌شکلی به دنبال این بودند که از این مسیر استفاده کنند.»[۶]

از طرفی گرچه برخی از کتب اسلامی در واحدهای درسی دانشجویان گنجانده شد، اما بسیاری از آن کتاب­ها فقط نام اسلامی بودن را به یدک می­کشیدند و در محتوا، تفاوت چندانی با کتب غیراسلامی نداشتند. این موضوع در رشته­ها و کتب انسانی مشهودتر بود. به دلیل «ماهیت علوم انسانی و نیز عدم سرعت لازم اجرایی، تنها یک‌سری کتاب­های عربی و اخلاق و تربیت اسلامی برای دروس دانشگاهی به زیر چاپ رفت.»[۷]

بدین ترتیب، ماهیت و محتوای برخی کتب تغییر چندانی نکرد؛ هرچند در زمینه­ی علوم انسانی با نقش پررنگ روحانیان، کتب اسلامی جدیدی تدوین گردید، اما در نهایت تنها اقدامی که در دوران تعطیلی دانشگاه اتفاق افتاد، گنجاندن چند واحد اسلامی و ادغام چند دانشگاه و اخراج برخی از اساتید و دانشجویان بود. از این رو، هدف اصلی انقلاب فرهنگی، که همان اسلامی کردن دانشگاه­ها بود، چندان محقق نشد. البته در این رابطه، افزایش هزینه­های انقلاب فرهنگی، جنگ تحمیلی و نیز پرداختن دولت به امور جنگی و تحمیل هزینه­های ناشی از جنگ، در بازگشایی دانشگاه­ها و عدم توجه و نظارت کامل دولت به انقلاب فرهنگی، بی­تأثیر نبود.

۲. اختلافات داخلی ستاد انقلاب فرهنگی

مسئله­ی دیگر اختلاف ستاد با مجلس و نهادهای دیگر بر سر انتصاب رؤسای دانشگاه­ها بود که همین موضوع شکاف عمده­ای بین ستاد و دیگر نهادها انداخته بود. از آنجا که در آن دوره، مدیریت دانشگاه­ها با دفتر تحکیم وحدت بود و تعیین اساتید دانشگاه­ها توسط این گروه صورت می­گرفت، بعضاً اختلافاتی بین این گروه و وزارت علوم پیش می­آمد، زیرا دفتر تحکیم اگر کسی را به‌عنوان رئیس دانشگاه می­پذیرفت، آن فرد به آن سمت منصوب می­گردید، ولو آن فرد شایستگی آن سمت را نداشت و اگر با کسی هم مخالفت می­کرد، اگر آن فرد علامه­ی دهر هم بود، نمی­توانست رئیس دانشگاه شود.[۸] این موضوع بعضاً باعث بروز اختلاف بین ستاد با برخی از نهادها می­گردید و باعث می­شد تا بعضی از عناصر مخرب که درکی از انقلاب نداشتند، با بهره‌برداری از اختلافات درونی ستاد، به‌راحتی وارد دانشگاه­ها ­شوند.

۳. مشکلات موجود در مدیریت دانشگاه­ها

مدیریت دانشگاه­ها نیز با مشکلات عدیده­ای مواجه بود. فعالیت‌های ستاد انقلاب فرهنگی از مقبولیت لازم و کافی در بین دانشجو‌ها و نیز کادرهای کار‌شناسی وزارتخانه و خود دانشگاه‌ها برخوردار نبود.

از آنجا که در آن دوره، مدیریت دانشگاه­ها با دفتر تحکیم وحدت بود و تعیین اساتید دانشگاه­ها توسط این گروه صورت می­گرفت، بعضاً اختلافاتی بین این گروه و وزارت علوم پیش می­آمد، زیرا دفتر تحکیم اگر کسی را به‌عنوان رئیس دانشگاه می­پذیرفت، آن فرد به آن سمت منصوب می­گردید، ولو آن فرد شایستگی آن سمت را نداشت.

مسئله­ی مدیریت یکی از مشکل­ترین بحث­ها محسوب می­شد؛ به‌طوری‌که این موضوع مورد اعتراض دانشجویان نیز قرار گرفت. پاسخ ستاد به این مشکل، تشکیل جهاد دانشگاهی بود. اما با تشکیل جهاد نیز نقش وزارت فرهنگ و آموزش عالی با ابهام مواجه شد. «اعضای ستاد انقلاب فرهنگی امیدوار بودند با یکی شدن نهادهای موجود در آن زمان و ایجاد نظامی واحد، که نه جهاد را در بر گیرد و نه وزارت علوم را و در عین حال شامل هر دو باشد، بتوانند به کارهای اصلی خود بپردازند و دست خود را از امور اجرایی کنار بکشند، لیکن به این کار موفق نشدند.»[۹]

از دیگر آرمان­های انقلاب فرهنگی که طی آن دوران محقق نشد، وحدت حوزه و دانشگاه بود. این موضوع نیز به دلایلی از جمله حجم کارها و اشتغال بیش از حد روحانیان به سایر امور و نیز عدم زمینه‌سازی مناسب تحقق نیافت. بخشی از این زمینه‌سازی به عدم آشنایی اعضای شورای مدیریت دانشگاه­ها و یا اعضای ستاد با یکدیگر و روحانیان برمی­گشت. سروش که یکی از اولین اعضای ستاد انقلاب فرهنگی بود، در این رابطه می­گوید: «ما اعضای هفت‌گانه، یکدیگر را قبلاً ندیده بودیم و نمی‌شناختیم و ننشسته بودیم گفت‌وگو کنیم و فکرهایمان را یک‌کاسه کنیم. پس از تشکیل ستاد هم چنین نکردیم…»[۱۰]

با این حال، ستاد فرهنگی با ادامه­ی کار خود و تبدیل شدن به شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال­های بعد و پیوستن اعضای جدید از مقامات عالی‌رتبه­ی دولتی به شورا، سعی نمود ضمن برطرف کردن کمبودها و اختلافات داخلی، به پیشبرد هدف اصلی خود یعنی اسلامی کردن دانشگاه­ها، ادامه دهد و با رفع نواقص در مسیر اصلی خود گام بردارد.

سخن آخر

فرجام سخن پیرامون نوشته­ی حاضر اینکه ستاد انقلاب فرهنگی از نهادهای مهمی بود که بعد از انقلاب با هدف احیای فرهنگ اسلامی و در رأس آن، اسلامی کردن دانشگاه­ها و نیز وحدت حوزه و دانشگاه آغاز به کار کرد. این نهاد در طول دوران فعالیت خود، با تعطیل کردن دانشگاه­ها توانست اقدامات مؤثری در زمینه­ی علمی مانند تأسیس دانشگاه­های جدید و نشر چندین هزار عنوان کتاب و نشریه­ی علمی مبادرت کند، اما تعطیلی دانشگاه­ها منجر به تحقق کامل انقلاب فرهنگی نشد.

همان‌طور که در متن این نوشتار بحث شد، این مهم دلایل متعددی داشت. اولاً به دلیل شرایط بحرانی کشور و نیز عدم مدیریت صحیح، برخی از عناصر و نیروهای منحرف، فرصت ورود به دانشگاه را پیدا کردند. ثانیاً از آنجا که وظایف برخی از نهادهای ستاد به طور دقیق مشخص نشده بود، اختلافات داخلی و سوءمدیریت در ستاد رواج یافت که همین موضوع، اعتراض برخی از دانشجویان و سوءاستفاده­ی گروه­های مخالف را به همراه داشت. با این حال، گرچه دانشگاه‌ها به معنای واقعی در آن دوره‌ی کوتاه به‌طور کامل اسلامی نشدند، اما می­توان با قاطعیت گفت که در رسیدن به آن هدف، حرکت و تلاش کردند و گام­های مؤثری نیز برداشتند.

پی‌نوشت‌ها

[۱]. ملکی، محمد (۱۳۸۱)، «دانشجویان و انقلاب فرهنگی»، مجله‌ی بازتاب اندیشه، ش ۳۲، ص ۴۸. [۲]. روزنامه‌ی اطلاعات، ۶ فروردین ۱۳۵۹، ص ۴. [۳]. بهداد، سهراب (۱۳۷۶)، «انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی؛ اسلامی کردن اقتصاد در دانشگاه­های ایران»، کنکاش، در گستره‌ی تاریخ و سیاست، شماره‌ی سیزدهم، ص ۱۱ و ۱۲. [۴]. جزینی، مهسا، «مأمور بازگشایی دانشگاه‌ها؛ نجفی در وزارت علوم چه کرد؟»، برگرفته از پایگاه علمی تاریخ ایرانی. [۵]. روشن‌نهاد، ناهید (۱۳۸۲)، «انقلاب فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران»، دانشگاه اسلامی، سال هفتم، ص ۱۱۸. [۶]. بی‌نام (۱۳۹۰)، «انقلاب فرهنگی»، حضور بهار، ش ۷۶، ص ۳۰۷. [۷]. همان، ص ۱۲۱. [۸]. معصومی، غلامرضا (۱۳۷۸)، «ستاد انقلاب فرهنگی؛ چراغی که فروغ اندک داشت»، لوح فروردین، ش ۴، ص ۳۱. [۹]. روشن‌نهاد، همان. [۱۰]. گفت‌وگو با عبدالکریم سروش، درباره‌ی انقلاب فرهنگی، ماهنامه‌ی لوح، شماره‌ی ششم، مهر ۱۳۷۸.



نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 آذر 1398




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic