۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

آبادان در حصر عراق یا اسیر بی‌‏‌تدبیری؟

بازخوانیِ حصر آبادان توسط نیروهای بعثی

رئیس ‌جمهور، به جای روبه‌‌رو شدن با واقعیت و بهره‏‌گیری از همه‌‌‌ی ظرفیت‌‌‏های کشور برای مقابله با دشمن، زبان به انتقاد علیه نیروهای انقلاب گشوده بود. وی مسئله‌‌ی جنگ را نه یک تهدید جدی علیه ‌تمامیت ارضی و استقلال کشور، بلکه محملی برای نق زدن‏‌های سیاسی علیه رقبای خود تلقی می‌‌‏کرد.



نویسنده: محمد نصر

روز ۳۱ شهریورماه ۱۳۵۹ مرزهای ایران مورد هجوم سراسری عراق قرار گرفت. یگان‏‌های پرشمار ارتش عراق از محورهای مختلف اقدام به پیشروی در خاک ایران نمودند. در این میان، نیروهای لشکر ۳ عراق در ۱۹ مهرماه ۱۳۵۹ در منطقه‏‌ای که هیچ ‌گونه مواضع دفاعی در آن وجود نداشت، از رودخانه‌‌ی کارون عبور کردند و شهر آبادان را به محاصره‌‌ی خود درآورند. این واقعه در تاریخ جنگ تحمیلی به حصر آبادان شهرت یافته است.

همان طور که اشاره شد، ارتش عراق به سهولت در عرض چند روز پیشروی قابل توجهی در خاک ایران انجام داد و موفق به محاصره‌ی آبادان شد. در مورد دلایل پیشروی برق‌‌آسای عراق در خاک ایران نظرات گوناگونی مطرح شده است.

به صورت خلاصه دلایل پیشروی سریع ارتش عراق را می‌‌توان به شرح زیر برشمرد:

– استراتژی دفاعی ایران، که میراث رژیم گذشته بود، اساساً بر حمایت‌‏های نظامی، لجستیکی و مشاوره‌‏ای آمریکایی‏‌ها متکی بود. با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج مستشاران آمریکایی، عملاً این استراتژی ناکارآمد شده بود.

– در فاصله‌‌ی زمانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا حمله‌‌ی سراسری عراق، ایران بحران‌‏های سیاسی متعددی را پشت سر گذاشته بود. از این رو، دولت گرفتار مسائل داخلی شده و از اقدامات نظامی و آمادگی‌‏ها‌ی دشمن قبل از آغاز جنگ مغفول مانده بود.

– مدیریت ارتش از هم پاشیده شده و سازمان رزم آن متزلزل گشته بود. لذا یگان‏‌های نظامی در اجرای اصول جنگ و روش‌‏های کلاسیک ناتوان شده بودند.

– نیروی نظامی ایران در این برهه کاهش کیفی و کمی داشت و اندک نیروی موجود نیز از سازمان‌‌دهی مناسبی برخوردار نبود.

به هر تقدیر در چنین شرایطی دشمن از فرصت استفاده نمود و تهاجم خود را آغاز کرد. در میان پیشروی‌‏ها و تصرفات عراق، محاصره‌‌ی آبادان از اهمیت ویژه‌‌‏ای برخوردار است. در واقع تصرف جزیره‌‌ی آبادان یکی از اهداف مهم ارتش عراق در هجوم گسترده به جمهوری اسلامی ایران بود. عراق با اشغال این جزیره می‌‏توانست بر اروند‌رود و شمال خلیج ‌فارس تسلط یابد. عراق در صورت موفقیت، خلأ ژئوپلیتیکی خود را جبران می‌‌کرد.

علی‌‌رغم تلاش‌‏های ایثارگرانه‌‌ی نیروهای مردمی و سپاه پاسداران، بنی‌‌صدر نه تنها سعی در تقدیر از این قبیل اقدامات ننمود، بلکه هر جا فرصت یافت به آن‌‌‌ها تاخت و آنان را مورد تحقیر قرار داد. در این برهه، سپاه پاسداران به حدی در تنگنا قرار گرفته بود که فرمانده‌‌ی سپاه خوزستان در نامه‌‌ای خطاب به مسئولان نوشت: «این چه سازمان رسمی شناخته‌‌‌شده‌‌ای است که اسلحه‌‌ی انفرادی ندارد.»

برای تحقق این هدف ۳ راه پیش روی ارتش عراق قرار داشت:

۱. عبور از اروندرود که به علت عریض ‌بودن و مشکلات ناشی از جزر و مد برای ارتش عراق بسیار دشوار و پرمخاطره بود.

۲. عبور از خرمشهر که به علت مقاومت شدید نیروهای مردمی، تلفات و خسارات فراوانی را به همراه داشت و عبور سریع نیروهای عراقی از پل بزرگ خرمشهر به سمت آبادان میسر نبود.

۳. عبور از کارون و بهمنشیر: منتفی شدن ۲ راه قبلی سبب شد تا ارتش عراق عملیات اشغال آبادان را از نوار مرزی شلمچه به طرف رودخانه‌‌ی کارون و سپس پیشروی به سوی بهمنشیر طراحی کند.[۱] بنابراین آبادان آخرین راه برای دستیابی به اهداف و مطامع ارضی عراق به شمار می‌‌رفت.

بدیهی است تصرف آبادان از سوی عراق برای ایران اهمیت مضاعفی داشت، چرا که اولاً آبادان بخشی از خاک ایران بود و ثانیاً بر اساس آنچه گفته شد، آبادان نقطه‌‌ی کلیدی در استراتژی نظامی عراق محسوب می‌‏شد و اشغال آن می‌‏توانست خسارات جبران‌‌ناپذیری بر جای گذارد.

تردیدی وجود نداشت که حاکمان عراق در پی جدایی خوزستان از ایران بودند و اساساً یکی از مهم‌‏ترین اهداف آنان از تجاوز به خاک ایران جدا ساختن خوزستان بود؛ چنان که صدام در این باره اظهار می‌‌داشت:

«ما به مردم عرب عربستان [خوزستان] به عنوان اقلیتی که ویژگی‌‌هایش در تاریخ از لحاظ ملی و قومی شناخته شده است و نیز سایر ملیت‌‌های ایران به ویژه کردها، بلوچ‌‌ها و همه‌‌ی وطن‌‌پرستان واقعی و شریف اعلام می‌‌داریم که آماده‌‌ایم روابط محکمی با آن‌‌ها به وجود بیاوریم تا بتوانیم از حقوق ملی و قومی خویش بهره‌‌مند شویم و با شرافت و امنیت مناسب، حسن هم‌‌جواری برقرار نماییم. ما آماده‌‌ایم هر گونه کمک از جمله سلاحی که مورد نیاز آن‌‌ها باشد به آن‌‌ها بدهیم. این است تصمیم ما. حال بگذارید حکام ایران به جنگ ادامه دهند. آن‌‌ها پاره‌‌پاره و ما یک‌‌پارچه بشویم. ما به تمامیت ارضی ایران علاقه‌‌ای نداریم و این است استراتژی ما که از مدت‌‌ها پیش اعلام نموده‌‌ایم.»[۲]

در این میان، امام خمینی (رحمت الله علیه)، به دنبال حصر آبادان، مکرر بر شکستن محاصره‌‌ی این شهر تأکید می‌‌کردند. به عنوان نمونه، در تاریخ ۱۴ آبان ۵۹، با گذشت ۲۵ روز از عبور نیروهای عراقی از رودخانه‌‌ی کارون، ایشان فرمانی خطاب به نیروهای انتظامی صادر فرمودند. در این فرمان آمده بود:

«…من منتظرم که این حصر آبادن از بین برود [من هشدار می‌‌دهم] به پاسداران، قوای انتظامی و… که باید این حصر شکسته بشود. مسامحه نشود در آن… نگذارند این‌‌ها بیایند در آبادان وارد بشوند…»[۳]

با توجه به آنچه ذکر شد تا اندازه‏ای دلایل تأکیدات ویژه‌‌ی امام برای شکست هر چه سریع‌‏تر حصر آبادان آشکار می‌‏گردد. با این حال، چرایی عدم تحقق خارج ساختن سریع آبادان از محاصره‌‌ی دشمن، علی‌‏رغم تأکیدها و دستورات اکید امام، موضوعی است که مستلزم بررسی و تبیین است. نقطه‌‌ی کانونی این مسئله نیز مدیریت جنگ و به طور مشخص رویه‌‏ای است که ابو‌الحسن بنی‌‏صدر، به عنوان فرمانده‌‌ی کل قوا، در پیش گرفته بود.

واقعیت این است که به دنبال توقف پیشروی‌‏های سریع ارتش عراق، که بر اثر مقاومت‏‌های مردمی و تلاش‌‏های نیروهای نظامی به ویژه سپاه پاسداران انجام گرفت، حملات چریکی و ایذایی نیروهای مردمی و پاسداران انقلاب علیه دشمن آغاز شد. این حملات، که با شبیخون و غافل‌‌گیری همراه بود، ضمن آنکه ارتش عراق را شدیداً در وحشت فرو برد، موجب شد جبهه‌‌ی خودی با روحیه‌‏ای قوی‌‏تر به تدریج بازسازی شود و آماده‌ی اقدامات اساسی گردد.

اما علی‌‌رغم تلاش‌‏های ایثارگرانه‌‌ی نیروهای مردمی و سپاه پاسداران، بنی‌‌صدر نه تنها سعی در تقدیر از این قبیل اقدامات ننمود، بلکه هر جا فرصت یافت به آن‌‌ها تاخت و آنان را مورد تحقیر قرار داد. در این برهه، سپاه پاسداران به حدی در تنگنا قرار گرفته بود که فرمانده‌‌ی سپاه خوزستان در نامه‌‌ای خطاب به مسئولان نوشت:

«این چه سازمان رسمی شناخته‌‌شده‌‌ای است که اسلحه‌‌ی انفرادی ندارد.»[۴]

در مقابل، نیروهای کلاسیک ارتش مورد تحسین بنی‏‌صدر قرار می‌‏گرفتند. وی بارها اظهار می‌‌داشت:

«این ارتش است که در برابر عراق از وطن دفاع می‌‏کند، نه پاسداران.‏ ارتش ۳۰ بار از سپاه پاسداران از هر نظر مهم‌‌تر و قوی‌‌تر است. این ضدانقلابیون‌‌اند که ارتش را نمی‌‌خواهند و ضدانقلابیون در همه جا هستند، حتی در دولت.»[۵]

بنی‌‏صدر، به جای روبه‌‌رو شدن با واقعیت و بهره‌‏گیری از همه‌‌ی ظرفیت‌‏های کشور برای مقابله با دشمن، زبان به انتقاد علیه نیروهای انقلاب گشوده بود. وی مسئله‌‌ی جنگ را نه یک تهدید جدی علیه تمامیت ارضی و استقلال کشور، بلکه محملی برای نق زدن‏‌های سیاسی علیه رقبای خود تلقی می‌‏کرد؛ به گونه‌‏ای که کمتر از یک ماه پس از حمله‌‌ی سراسری عراق به ایران و در حالی که بخش‏‌های مهمی از کشور تحت اشغال دشمن قرار گرفته بود، اظهار داشت:

«وقتی جنگ درگرفت، معلوم شد که یک دولت در دنیا نیست که این جنگ را محکوم کند. مستضعفان هم از جایی صدایشان برنخاست و این همه به این دلیل نیست که مستضعفان دنیا بی‌‌بخار شده‌‌اند و همه‌‌ی دولت‌‌های دنیا مستکبر هستند. این نشانه‌‌ی آن است که ما یک کارهایی کرده‌‌ایم و یک جلوه‌ای از انقلاب به دنیا نشان داده‌‌ایم که نتیجه‌‌اش این انزواست و آن کارهاست که نباید بشود.»[۶]

وی این رویه را در مخالفت با محمدعلی رجایی، نخست‌‌وزیر وقت، نیز به اجرا می‏‌گذاشت. به همین منظور در نامه‌‌ای به امام، ضمن انتقاد از عملکرد دولت رجایی، ادعا کرد که دلیل عدم موفقیت ایران در آزادسازی مناطق اشغالی ناتوانی و ضعف نخست‌‌وزیر و دولت است. او حتی خواستار برکناری مح‌مدعلی‌ رجایی شد.[۷]

رئیس‌‌جمهور چشم خود را به روی واقعیت بسته بود. وی در شرایط بغرنج کشور به خودستایی مشغول شده بود و جنگ را حربه‌ای برای حذف رقیبان و نمایاندن قدرت خود می‌‏دید. وی ابایی نداشت که اظهار دارد:

«در مدتی که من در جبهه بودم، تحرک دشمن متوقف گردید. توپخانه‌‌ی دشمن، که نواحی مقدم جبهه‌‌ی ما را می‌‌‌کوبید، خاموش شد. دشمن از تحرک افتاد و من نیز امروز بسیار به هیجان آمدم.»[۸]

رئیس‌‌جمهور چشم خود را به روی واقعیت بسته بود. وی در شرایط بغرنج کشور به خودستایی مشغول شده بود و جنگ را حربه‌ای برای حذف رقیبان و نمایاندن قدرت خود می‌‏دید. وی ابایی نداشت که اظهار دارد: «در مدتی که من در جبهه بودم، تحرک دشمن متوقف گردید. توپ‌خانه‌‌ی دشمن، که نواحی مقدم جبهه‌‌ی ما را می‌‌کوبید، خاموش شد. دشمن از تحرک افتاد و من نیز امروز بسیار به هیجان آمدم.»

نگاهی به عملیات‏‌های انجام‌شده توسط ارتش تحت فرماندهی بنی‌‌صدر به خوبی نادرستی اظهارات وی را نمایان می‌‌سازد. توضیح اینکه بنی‌‌صدر به عنوان جانشین فرمانده‌‌ی کل قوا با اتکا به ارتش یک رشته عملیات کلاسیک را برنامه‌‌ریزی کرد و به مورد اجرا گذاشت. در این راستا ۳ عملیات به ترتیب در ۲۳ مهر ۱۳۵۹ در محور دزفول (جسر نادری)، ۱۵ دی ۱۳۵۹ در محور هویزه و در ۲۰ دی ۱۳۵۹ در محور جاده‌‌ی ماهشهر‌‌ـ‌‌آبادان انجام گرفت که همگی ناموفق بودند.

اما این پایان ماجرا نبود، بلکه تلاش بنی‌‌صدر برای حذف رقبا، کشور را در آستانه‌‌ی یک بحران داخلی قرار داد. در حالی که قسمت‌‏های مهمی از ۵ استان کشور تحت اشغال دشمن بود، وی با سازمان مجاهدین خلق دست به ائتلاف علیه نیروهای انقلاب زد و غائله‌ی ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ را به وجود آورد. البته بعد از این واقعه اوضاع بدتر نیز شد؛ سازمان مجاهدین خلق به عنوان یار و همراه رئیس‌‌جمهور وارد فاز مسلحانه ‌شد و کشور را تا سر حد جنگ داخلی پیش برد.

غائله‌ی ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ واقعه‌‏ای مهم و نقطه‌‌ی عطف تحولات کشور در این دوره به شمار می‌‏رود؛ رخدادی که بنی‏‌صدر آن را به عنوان نقطه‌‌ی شروع حرکت خویش می‌‏پنداشت در واقع یکی از آخرین نقاط تحرکات وی در عرصه‌‌ی سیاست کشور بود. پس از این واقعه، امام خمینی (رحمت‌ الله علیه)، که فرصت‌‏های زیادی برای رئیس‌‌‌جمهور وقت ایجاد کرده بود تا در سیاست‏‌ها و رفتارهای خود تجدید نظر نماید، تصمیم نهایی در مورد بنی‌‏صدر را اتخاذ نمود. سید احمد خمینی در این باره می‌‏گوید:

«در جریان دانشگاه (۱۴ اسفند) من مرتب اخبار را به امام می‌‌رساندم. برای ما خیلی روشن بود که تمام این کارت‌‌های کمیته و غیره دروغ است. البته بنی‌‏صدر هم با این کارهایش گور خودش را کند. از همان زمان بود که امام تصمیم گرفتند که دیگر کار را تمام کنند، حتی یک بار صریح به من گفتند دیگر کار او تمام شده و دیگر ایشان امیدوار نیست.»[۹]

بدین ‌ترتیب از فروردین ۱۳۶۰ سپاه پاسداران طرح‌‏ریزی عملیات شکست حصر آبادان را به صورت جدی آغاز کرد. در اردیبهشت همان سال تصویب عملیات در جلسه‌‏ای با شرکت محسن رضایی، سید یحیی صفوی، حسن باقری، غلامعلی رشید و علی صیاد شیرازی به شکل جدی‌‏تری ادامه یافت. پس از دیدار صیاد شیرازی با آیت‌‌‏الله خامنه‏‌ای، نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع، قرار شد این عملیات به صورت مشترک توسط ارتش و سپاه پاسداران انجام شود.

در این میان، صفوی، رشید و باقری نخستین طرح منسجم پیشنهادی عملیات را در اوایل خرداد ۱۳۶۰ تهیه و ارائه‌ کردند. در ادامه و پس از هماهنگی با لشکر ۷۷ خراسان ارتش، که مسئولیت این منطقه را بر عهده داشت، سرانجام زمینه‌‏ها‌ی انجام عملیات مهیا شد. در اواخر خرداد ۱۳۶۰ نیز، در جلسه‌‌ی مشترک فرماندهان نظامی در دفتر فرماندهی لشکر ۹۲ زرهی اهواز، فرماده‌‌‌ی نیروی زمینی ارتش، بر مبنای طرح جدید سپاه، بر شکستن حصر آبادان تأکید داشت؛ در حالی که جانشین ستاد مشترک ارتش بر حمله به بستان به عنوان قدم نخست پافشاری می‌‏کرد.

بدین ترتیب توافق لازم به دست نیامد، اما سپاه همچنان به تلاش خود ادامه داد تا اینکه ۱۰ روز پس از این جلسه، فرمانده‌‌‌ی سپاه خوزستان طرحی را ارائه داد که بر عملیات آفندی قاطع در منطقه‌‌ی ماهشهر آبادان تأکید داشت، اما به سبب مشکلاتی، این طرح تا چند ماه بعد نیز مسکوت ماند.[۱۰]

پس از عزل بنی‌‌‌صدر، عملیاتی با عنوان عملیات ولایت فقیه، که از مدت‌‌ها پیش طراحی شده بود، با رمز «فرمانده‌‌‌ی کل قوا، خمینی‌ روح خدا» در ۲۳ خرداد ۱۳۶۰ در جبهه‌‌‌ی آبادان و از محور دارخوین به اجرا درآمد.[۱۱]اگر‌چه این عملیات با موفقیت انجام شد، اما مقصود واقعی حاصل نشد و آبادان همچنان در محاصره قرار داشت.

متعاقب این وقایع و پس از تشکیل جلسه‌‌ی شورای عالی دفاع در حضور امام (رحمت الله علیه) در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۰، امام دوباره تأخیر انجام عملیات شکست حصر آبادان را مورد سؤال قرار دادند و فرمودند:

«چرا حمله نمی‌‌کنید؟ بنی‌‏صدر هم همیشه امروز و فردا می‌‌کرد و می‌‌گفت یک ماه دیگر طرح داریم… اگر نمی‌‌خواهید بجنگید، بگویید تکلیف خودمان را بدانیم.»[۱۲]

در این جلسه امام در واقع با توجه به اوضاع سیاسی داخلی کشور، بر اجرای عملیات و کسب پیروزی تأکید داشتند. لذا فرماندهان ارتش را مورد خطاب قرار دادند و از سپاه نیز گلایه کردند. پس از جلسه‌‌ی مذکور، فرماندهان و تصمیم‌‏گیران سیاسی‌‌ـ‌‌نظامی کشور، با تلاش بیشتر، مقدمات انجام عملیات برای رهایی آبادان از محاصره را فراهم کردند. بدین ‌ترتیب، پس از ایجاد هماهنگی‌‏های لازم بین ارتش و سپاه پاسداران، شناسایی منطقه، طرح‌‏ریزی عملیات سازمان‌‌دهی نیروها و آماده‌‌سازی منطقه، در ۵ مهرماه ۱۳۶۰ عملیات ثامن‌‌الائمه انجام شد و آبادان از محاصره خارج گردید.

پیروزی ایران در عملیات ثامن‌‌الائمه، که بر‌جسته‌‌ترین تحول نظامی در آغاز سال دوم جنگ بود، زمینه‌‌ی تحول در استراتژی جنگ با هدف آزاد‌سازی مناطق اشغالی را فراهم آورد؛ به گونه‏‌ای که پس از آن ۳ عملیات مهم دیگر (طریق‌‌القدس، فتح‌‌المبین و بیت‌‌المقدس) انجام گرفت و دشمن از کشور بیرون رانده شد.

‎پی‌نوشت‌ها

[۱]سید یحیی صفوی و حسین اردستانی، عملیات ثامن‌‌الائمه، مبدأ تحول در استراتژی نظامی ایران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۸، صص ۲۵۰ تا ۲۵۸. [۲]دفتر حقوقی وزارت امور خارجه‌‌ی جمهوری اسلامی ایران، تحلیلی بر جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، تهران، ۱۳۶۱، جلد اول، ص ۱۰۲ [۳]صحیفه‌‌ی امام، ج ۱۳، ص ۳۳۴. [۴]مهدی انصاری و حسین یکتا، روزشمار جنگ ایران و عراق، کتاب چهارم، هجوم سراسری، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران، ۱۳۷۵، ص ۵۵۱. [۵]خبرگزاری پارس، نشریه‌‌ی گزارش‌‌های ویژه، ش ۲۲، مهر ۱۳۵۹، ص ۲۴. [۶]روزنامه‌‌ی انقلاب اسلامی، ۲۳ مهر ۱۳۵۹. [۷]علی‌‌رضا لطف‌‌الله‌‌زادگان، روزشمار جنگ ایران و عراق، کتاب یازدهم، هویزه آخرین گام‌‌های اشغال‌گر، ۵ آبان تا ۲۷ دی ۱۳۵۹، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ چهارم، تهران، ۱۳۹۰، صص ۴۲۰ و ۴۲۱. [۸]روزنامه‌‌ی انقلاب اسلامی، ۴ آذر ۱۳۵۹. [۹]انتشارات پیام آزادی، سرگذشت‌‏های ویژه از زندگی امام خمینی (ره)، ج دوم، تهران، فروردین ۱۳۶۲، صص ۵ و ۶ [۱۰]محمد درودیان، تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، جلد دوم: جنگ بازیابی ثبات، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۷، صص ۱۵۴ و ۱۵۵. [۱۱]محمد درودیان، سیری در جنگ ایران و عراق (۱): خونین‌‌‌شهر تا خرمشهر، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران، چاپ دهم، ۱۳۸۸، ص ۷۱. [۱۲]سند شماره‌‌ی ۳۰۲/۱/۱/۲۵۰۲ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه (یادادشت‌‌های روزانه‌‌ی حسن باقری، ۱۷ مرداد ۱۳۶۰) نقل از درودیان، جنگ بازیابی ثبات، همان، ص ۱۵۵.



نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 آبان 1398




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات