۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن


8ـ امام خمینی و اندیشه اتحاد اسلامی

حضرت امام بر اساس تحلیل خود از منطقه ذره‌ای امید به هیچ یك از حكومت‌های اطراف نداشتند. ندای ایشان در عرصه بین‌الملل فراید مظلومیت ملت انقلابی ایران بود، ایشان با دلی آكنده از درد می‌فرمودند. ما در منطقهای به زندگی مرگبار خود ادامه می‌دهیم كه اكثر حكما آن چشم و گوش بسته تحت فرمان آمریكا به جنایات اسرائیل و حزب بعث عراق مشروعیت می‌دهند و یا در جمع مهمانان خارجی دهه فجر فرموده ما كشورمان ، كشوری است كه جز خداوند تبارك و تعالی پناهی ندارد، این فریاد مظلومیت خود عامل دیگری بر وحدت مردم بود زیرا بر خلاف قبل از انقلاب كه وسعت جنایات آمریكا بواسطه ، رژیم پهلوی نیاز به روشنگری رهبران انقلابی داشت این بار چنگال خونین قدرت‌های ستمگر جهانیرا همه مردم بالای سر تك تك خودشان احساس می‌كردند و هر روز بر حقانیت موضع خودشان كه خط امام بود بیشتر پی می‌بردند كه نتیجه‌اش انسجام مضاعف بود.



8ـ امام خمینی و اندیشه اتحاد اسلامی


حضرت امام بر اساس تحلیل خود از منطقه ذره‌ای امید به هیچ یك از حكومت‌های اطراف نداشتند. ندای ایشان در عرصه بین‌الملل فراید مظلومیت ملت انقلابی ایران بود، ایشان با دلی آكنده از درد می‌فرمودند. ما در منطقهای به زندگی مرگبار خود ادامه می‌دهیم كه اكثر حكما آن چشم و گوش بسته تحت فرمان آمریكا به جنایات اسرائیل و حزب بعث عراق مشروعیت می‌دهند و یا در جمع مهمانان خارجی دهه فجر فرموده ما كشورمان ، كشوری است كه جز خداوند تبارك و تعالی پناهی ندارد، این فریاد مظلومیت خود عامل دیگری بر وحدت مردم بود زیرا بر خلاف قبل از انقلاب كه وسعت جنایات آمریكا بواسطه ، رژیم پهلوی نیاز به روشنگری رهبران انقلابی داشت این بار چنگال خونین قدرت‌های ستمگر جهانیرا همه مردم بالای سر تك تك خودشان احساس می‌كردند و هر روز بر حقانیت موضع خودشان كه خط امام بود بیشتر پی می‌بردند كه نتیجه‌اش انسجام مضاعف بود.
امام بارها سران عرب منطقه را نصیحت كرده بودند ولی آنها هر روز از مواضع اسلامی و ضد اسرائیلی خویش عقب‌نشینی می‌كردند. كشورهای عربی از آنجا كه قدرت خود را بسیار كمتر از آن ارزیابی می‌كردند كه بتوانند در مقابل غرب قد علم كنند ـ شاید درسی بود كه از جنگ 6 روزه با اسرائیل گرفتند ـ خود را ناچار می‌دیدند در زیر علم قدرتی بزرگتر باشد. امام در دفاعات متعدد آنها را به حمایت از ایران و وحدت با دیگر مسلمین دعوت كرده بودند ولی بیش از آنكه به اسلام ایمان داشته باشند از آمریكا می‌ترسیدند.
حتی دولت خودگردان فلسطین كه همان حیات دوباره خود را مدیون انقلاب اسلامی ایران بود. از ابتدا جنگ اعلام بی‌طرفی كرد دولتی كه نه بسط یدی داشت و نه قدرتی.
شیوخ عرب آنقدر مرعوب قدرت آمریكا شده بودند كه هر روز طرحی را برای صلح با اسرائیل دست و پا می‌كردند. یك روز معاهده كمپ دیوید در روز دیگر طرح 8 ماده‌ای فهد. امام خمینی پس از فتح خرمشهر با ادبیات سیاسی خاصی خطاب به اعراب كه ناشی از ناامیدی نسبت به اصلاح آنان بود صریحا آنها را تهدید كردند تا اگر به دامن اسلام پناه نمی‌آورند لااقل با خیال آسوده هم جذب آمریكا نشوند. ایشان در پیامی كه به مناسبت فتح خرمشهر صادر كردند در مورد همان طرح‌ها فرمودند:
«ما خطر بزرگ برای كشورهای اسلامی خصوصا حرمین شریفین می‌دانیم. اسلام به ما اجازه سكوت نمی‌دهد. و یا در آستانه حج و زمانی كه زمزمه‌های ـ مبنی بر محروم كردن ایران از آن بود فرمودند «من به حكومت‌های اطراف خلیج و به حكومت‌های منطقه هشدار می‌دهیم كه دست از مخالفت با ایران و مساعدت با صدام بردارند .... ننشینند در كاخ‌های بزرگ خودشان و خیال كنند كه حالا كه در كاخ هستیم پس به ایران هم می‌توانیم چه بكنیم. خدا نكند كه امسال حجاج ایرانی نروند به مكه و خدا نكند كه این اسباب نشوند كه اسلام و مسلمین انفجار در آنها حاصل بشود و دیگر نه شیخی وجود پیدا بشود و نه از بستگان آمریكا»
جهان غرب از اتحاد احتمالی دنیای اسلام هراس داشت امام این را می‌دانستند و مدام تذكر می‌دادند. آمریكا می‌ترسد چنانچه صدام از بین برود .... ملت عراق یك حكومتی خودش تأسیس می‌كند موافق میل خودش اسلامی و اگر ایران و عراق به هم پیوند پیدا كنند و اتصال پیدا كنند سایر این كشورهای كوچولویی كه در منطقه هست آن هم به اینها می‌پیوندند و آمریكا از این منطقه ارزخیز كه برای او حاضر است هزاران لشكر خودش را از بین ببرد محروم خواهد شد» با این تحلیل بود كه خطاب به اعراب می‌گفتند:
«شماها چه ادعایی دارید كه دائما دم از این می‌زنید كه ایران خطر است برای ما؟ ایران خطر است برای آمریكا ایران خطر است برای شوروی ، نه برای شما ، ایران رحمت است برای شما»

9ـ شرایط و وقایع سال‌های 1362 تا 1365


1ـ9) همانطور كه قبلا اشاره شد پیروزی‌ های بعد از فتح خرمشهر و پیشروی ‌های درون خاك عراق آنقدر چشمگیر نبود. طبق اطلاعات و آمار سیاه مثلا در یكی از موفق‌ترین عملیات‌های بزرگ یعنی خبر حدود 40% از اهداف مورد نظر تأمین شد. بعد از آن هم هر روز به علت تجهیز عراق مقابله دشوارتر می‌شد با در نظر گرفتن اینكه ایران هم مجبور بود به جز جبهه غرب و جنوب بخشی از نیروی خود را صرف مقابله جنگ نفتكش‌ها در خلیج فارس كند.

2ـ9) آمریكا پس از فتح خرمشهر برای اینكه ایران را دچار تشتت نیرو كند و از قدرت پیشروی ایران در عراق بكاهد توسط اسرائیل حمله به جنوب لبنان را ترتیب داد. توقع هم این بودكه ایران به خاطر حساسیت خاصی كه روی لبنان دارد بخشی از نیرو و تجهیزات خود را به آنجا منتقل كند. امام هر چند به زعم خودشان دیر ولی واقعا خیلی زود این مسأله را دریافته بودند. ایشان در یك سخنرانی فرمودند:
  «آمریكا ـ یك توطئه دیگری عمیق‌تر اجرا كرده است كه در این توطئه ما هم یك قدری باز می‌خوردیم و او این است كه یك نقطه‌ای كه پیش ما خیلی بزرگ است و ما نسبت به او حساسیت زیاد داریم آن غائله را پیش آورد تا اینكه ملت ما را از آن مطلبی كه در كشور خودش می‌گذرد و از آن جنگی كه در كشورخودش می‌گذرد غافل كند، قضیه هجوم اسرائیل به لبنان» و بعد به عنوان اینكه تكلیف دولت و ملت ایران را در این زمینه مشخص كرده باشند فرمودند «باید همه ملت ما و همه دولتمردان ما توجه به این معنا داشته باشند كه در عین حال كه ما لبنان را با ایران از حیث مصالح و مفاسد جدا نمی‌دانیم لكن نباید كاری بكنیم كه نتوانیم هم لبنان را و هم ایران را نجات دهیم ... ما راهمان این است كه باید از راه شكست عراق دنبال لبنان برویم».
البته از كمك‌های مخفی و موضع‌گیری صریح نسبت به این موضوع هیچ‌گاه حكومت ایران و خود حضرت امام غافل نشدند. مثلا در پاسخ به تبلیغات حكومت عراق برای صلح می‌گفتند:
  «صلح‌طلبی شما مثل صلح‌طلبی اسرائیل است ـ یعنی واد شده است و شهرهای لبنان را گرفته است و حالا می‌گوید كه با ما بیایید دیگر آتش بس كنیم». و این نشان می‌داد كه هنوز لبنان برای ایران یك دغدغه است. »


3ـ9) در كنار تحریم‌هایی كه علیه ایران اجرا می‌شد بلوك غرب می‌كوشید تا با در اختیار گذاشتن فن‌آوری‌های پیشرفته نظامی و سلاح‌ های كشتار جمعی عراق را هر چه بیشتر تقویت كند كه در نتیجه بمباران تأسیسات اقتصادی ایران در همین ایام شكل گسترده‌تری به خود گرفت. به موازات این حمایت‌ها ابرقدرت شرق هم عملا و به شدت با ایران بر سر دشمنی افتاد.
شوروی در ابتدای جنگ هر چند حمایتی از ایران نمی‌كرد ولی در فهرست پشتیبانان تمام عیار صدام هم قرار نداشت. چرا كه به عنوان قدتر مقابل آمریكا نمی‌خواست در این جنگ با او هم پیمان شود. شاید این تصور را هم روس‌ها داشتند كه در صورت پیروزی ایران از منفع منطقه بی‌نصیب نمانند. اما پس از چندی آشكارا تغییر موضع داده و كمك‌های شایانی به حكومت عراق كردند. این تغییر موضع چند علت داشت:


الف ـ ایران به خواسته‌ روس‌ها مبنی بر حمایت نكردن مجاهدین افغانی تن نداد.

ب ـ شوروی از آمریكا بر سر موضوع افغانستان امتیازاتی گرفت تا یكه تاز آن منطقه باشد و در قبال آن عراق را یاری كند.


ج‌ ـ انحلال حزب توده در سال 62 و دستگیری سران آن هم برای شوروی بسیار گران تمام شد.

 

 زیرا اركان اصلی این حزب همه جاسوس روس‌ها در ایران بودند و اعترافات و محاكمه آنها نه تنها شوروی را آزاد می‌داد بلكه آینده منافع آن دولت در ایران را در پرده‌ای از ابهام فرو می‌برد.
در مجموع شوروی پس از این چرخش ابتدا نیروی هوایی عراق را مجهز به میگ‌های 25 كرد كه با آن نیرو قدرت می‌داد بالاتر از سقف برد پدافند هوایی ایران پرواز كنند و به سادگی در آسمان شهرهای ایران خصوصا تهران ظاهر شد، و بمباران نمایند. و در حركت بعد هم لیبی را وادار كرد تا كارشناسان نظامی خود را پس از خرابكاری در سیستم هدایت موشك‌ های زمین به زمین اسكاد و موشك‌های زمین به هوایسام از ایران خارج كند كه اولا قدرت مقابله موشكی ایران از بین می‌رفت و ثانیا از كار افتادن موشك‌های زمین به هوا پدافند هوایی تهران را بسیار ضعیف كرده بود كه باعث قدرت میگ‌های عراقی می‌شد.
البته پس از چندی كارشناسان ایرانی در میان ناباوری همگان این موشك‌ها را راه‌اندازی كردند ولی خسارات و تلفات این دوره بیش از اندازه بود. حكومت عراق هم چون به هیچ مرا می‌پایند نبود با بی‌رحمی تمام اهداف غیرنظامی را تخریب می‌كرد. توینبی می‌گوید: جنگ‌های ملی‌گرایانه بی ‌رحمانه‌تر از جنگ های مذهبی است زیرا موضع یا بهاه دشمن‌ها كمتر معنوی و بیشتر مادی است». بگذریم از اینكه نه تها اهداف عراق ملی‌گرایانه نبود بلكه حزبی و تابع منافع آمریكا بود و بالطبع با وحشیگری تمام به ایران هجوم می‌آورد.

10ـ وضعیت داخلی ایران پس از فتح خرمشهر


بعد از حذف بنی‌صدر دیگر هیچ نظارتی بر عملكردها نبود كه این دو علت داشت یكی اعتماد مسؤولان رده بالای نظام به یكدیگر و دیگری شرایط بحرانی جنگ و لزوم یكدستی فضای سیاسی.
امام با هدف تمركز دادن سیاست داخلی بر جگ به عنوان پشتیبانی قاطع از اركان نظام فرمودند، من اعلام می‌كنم به همه ملت كه امورز مخالفت با دولت ، مخالفت با مجلس ، مخالفت با جمهوری اسلامی، مخالفت با ارگان‌هایی كه در جمهوری اسلامی است مخالفت با اسلام است و موجب تباهی در این كشور و این ملت است.
در اثر این حمایت بی‌چون و چرا كم‌كم تفكری بر كشور حاكم شد كه هرگونه انتقاد و تخرب را عین كفر تلقی می‌كرد. بنابراین هیچ ارزیابی از عملكردها ارایه نمی‌شد. از طرف دیگر هر روز مسؤولان و برنامه‌ریزان نظامی عدم توفیقات را به عوامل خارجی نسبت می‌دادند و مسؤولان اقتصادی مشكلات را به جنگ، در نتیجه فضایی بوجود آمده بود كه هیچ مسؤول ایرانی خطا كار به حساب نمی‌آمد.
البته بسته بودن فضای سیاسی لازمه شرایط جنگ بود ولی تعطیلی باب انتقاد آفتی بود در جهت خودمحوری مسؤولان. همگان در طی سال‌های جنگ آنقدر به این فضا عادت كرده بودند كه مثلا وقتی نخست‌وزیر شنید كه شاید چند وزیرش را مجلس سوم رأی نگیرند استعفا كرد. البته با تذكر امام كه نظارت‌های قانونی را حق همه و مثبت دانستند مهندس موسوی استسعفایش را پس گرفت ولی توجه به این مثال به عنوان نمونه، گوشی‌ای از فضای آن روزها را ترسیم می‌كند.
بعد از فرسایشی شدن جنگ كم كم اختلافات بوجود آمد و تقریبا مرزها مشخص بود هر چند كه مرزبندی‌های فكری و اقدامات عملی به صورت زیرزمینی شكل می‌گرفت.
  امام كه از این اختلافات كاملا مطلع بودند هر از گاهی به مسؤولان تذكر می‌دادند كه باید این بار بزرگ را به منزل برسانیم و در این راه متحد باشیم و گرایشی خاص به این گروه و آن گروه نداشته باشیم».
سست شدن آرمان‌های اولیه انقلاب و سوء استفاده برخی سودجویان كه در بحث‌های دولتی فعال بودند باعث شد كه فسادهایی از قبیل احتكار یا اختلاس كم كم نمایان شود. اضافه شدن این مشكلات بر اقتصاد بیمار كشور باعث می‌شد كه با تمام تلاشی كه دولت در جهت رفاه مردم اعمال می‌كرد مشكلی به نام تورم گریبانگیر كشور شود، یكی از نتایج طبیعی تورم آشكار شدن شكاف‌ های اقتصادی و پیدایش اختلاف طبقاتی بود.
امام هیچ‌گاه در این دوران منكر مشكلات نبودند یكی از خصوصیات مؤثری كه رهبر را به افراد تحت رهبری نزدیك می‌كند این است كه او در مقام خود نشان دهد كه مشكلات مردم را درك می‌كند و از آنها آگاه است. امام با بیان اینكه «از حیث گرانی ما هم نگران هستیم، از این گرانی همه نگران هستند اما چاره چیست؟» خود و مردم را در یك جایگاه قرار می‌دادند. به عبارت دیگر ضمن قبول مسأله لاینحل بودن آن را با توجه به شرایط صریحا می‌گفتند و امید بیهوده نمی‌دادند. تأثیر این برخورد بر مردمی كه از عمق وجود به رهبر خود ایمان دارند باور مشكلات ، تحمل آنها و یاری رهبری می‌باشد. و از طرفی دیگر امام همیشه مردم را به یاد آرمان‌های انقلاب می‌انداختند.
می‌فرمودند:«ملتی كه برای شهادت می‌رود ملتی كه زن و مردش عاشق شهادت هستند دیگر از اینكه فلان چیز كم است فلان چیز زیاد است نمی‌نالد ... نرخش كم باشد ، نرخش زیاد باشد».
كلام امام تسكینی بود بر دردهای مردم و باعث می‌شد كه تأثیر این شرایط بر مردم بریدن از امام و انقلاب نباشد بلكه نهایتا وقتی از زبان مسؤولان مشكلات را ناشی از جنگ می‌شنوند كم كم از آن سرد شوند. ولی تأثیر این وضعیت بر مسؤولان مهمتر بود چرا كه در عین ناباوری طبقه جدیدی در كشور بوجود آمد كه سابقه انقلابی داشتند. شعار انقلابی هم می‌دادند ولی از امكانات رفاهی نسبتا بهتری برخوردار بودند. اثر منفی این واقعیت انكار ناشدنی بر مردم از تأثیر فشار اقتصادی آنها بسیار بیشتر بود. امام خمینی در این زمینه همیشه تذكرات را به مسؤولان گوشزد می‌كردند. می‌فرمودند «باید افراد متوجه این معنا باشند كسانی كه واقعا دلشان برای اسلام می‌تپد و برای كشورشان متوجه این معنا باشند كه پست میزان نیست مقام میزان نیست ....». ایشان بخصوص به روحانیت سفارش می‌كردند كه «من از دو جهت نگران هستم یك جهتی كه زی‌طلبگی در بین ما ضعیف بشود یا از بین برود یك جهت دیگر هم اینكه مبادا خدای نخواسته اختلاف پیدا بشود كه هر دو اینها از باب اینكه شما در جایی واقع شده‌اید كه مردم به شما توجه دارند و شما ارشاد می‌خواهید بكنید مردم را مبادا یك وقتی به واسطه خارج شدن ماها از زی‌طلبگی مردم را از ما منصرف كنند كه انصراف از روحانیت منتهی می‌شود به انصراف از اسلام».

11ـ امام با فرمایشی شدن جنگ مقابله می‌كنند.


فرسایشی شدن جنگ و شرایطی كه ذكر آنها گذشت غیر از اینكه در مردم احساس خستگی بوجود می‌آورد 2 نتیجه دیگرهم داشت: اول اینكه همه مسؤولان كشور چون طی چند سال برنامه ‌های خود را با جنگ هماهنگ كرده بودند كم كم به آن عادت كرده و دیگر در برنامه‌ریزی‌ها نگاهشان به جنگ مانند نگاه به یك عنصر همیشگی در حاشیه بقیه مسایل و مسؤولیت‌ ها بود. و دوم اینكه رزمندگان و بخصوص داوطلبین بسیجی كه در جبهه ‌ها در شرایط نه حمله و نه دفاع قرار گرفته بودند و تنها فعالیت‌شان به غیر از مقاطع خاص و كوتاه عملیات ـ عموما شركت در درگیری‌های كوچك بود، آتش شور و اشتیاقشان آرام آرام فروكش می‌كرد و از شرایط حاكم بر جنگ خسته می‌شدند. افت روحیه رزمندگان از اطمینان فرماندهان به نگه داشتن جنگ در توازن می‌كاست. زیرا «روحیه بالا و خوب نبرد واحدهای مختلف نظامی در شرایط جنگی به عنوان یك شكل ظاهری مضاعفی از انضباط تلقی می‌شود». و از بین رفتن نظم یگان‌ها ممكن بود ضایعات جبران ناپذیری به جبهه خودی بزند. مجموعه این شرایط باعث می‌شد كه به طور كلی جنگ در ایران كم كم علیرغم صلاح كشور و خواست امام در حاشیه قرار گیرد. از آنجا كه انسجام اجتماعی مردم حول مسأله جنگ بود با كم رنگ شدن نقش آن در حیات كشور وحدت مردم نیز دستخوش آسیب می‌شد.
امام در این مقطع مدام تذكر می‌دادند كه مسؤولین مراقب شرایط باشند. ایشان همیشه وحدت مسؤولین را گوشزد می‌كردند كه نمونه‌هایی از آن ذكر شد و بعد نیز خواهد آمد به ائمه جمعه نیز سفارش می‌كردند « مردم را در صحنه حاضر نگه دارید» و آرزو می‌كردند كه: «من امیدوارم كه این مردم با بیشتر در صحنه باشند و از جنگ خسته نشوند. جنگ در اسلام یك امری بوده كه از آن وقتی كه اسلام حكومت پیدا كرده جنگ همراهش بود». خطاب به رزمندگان می‌فرمودند:«همانطور كه اشخاص حول كعبه می‌گردند و عبادت می‌كنند شماهم در سنگرهایتان عبادت می‌كنید ... من هر شب به شما دعا می‌كنم». یا می‌گفتند «حكم اسلام این است امروز».
از جایگاه مرجع مذهبی نیز ضمن بیان اینكه «قضیه جنگ امروز برای همه ما اهمیتش بیشتر از فروع دین است» در پاسخ به استفتائات ، جنگ را بر زیارت مكه، اذن پدر و مادر و ادامه درس طلاب مقدم دانستند.
مجموعه این مواضع حضرت امام مقاومتی بسیار مؤثر بود در برابر آن امواج فرمایشی كه مطمئنا بخشی از زمینه پیروزی‌های سال 65 را باید در اینجا جستجو كرد.


12ـ اختلافات ارتش و سپاه


از عملیات فتح‌المبین به بعد جنگ در شب انجام می‌شد و بدون استفاده از قوای زرهی و با حضور گسترده نیروی انسانی همراه با ایثارگری ‌های سپاه و بسیج. با اینكه به قول كاستن به قول جامعه‌شناس برجسته جنگ. بی‌تردید جنگ برای داوطلب از جاذبه خاصی برخوردار است زیرا او با روی گشاده آن را می‌پذیرد و برای دفاع از یك آرمان وارد جنگ می‌شد» اما هیچ كدام از شرایطی كه ذكر شد با اصول منظم و كلاسیك جنگ همخوانی ندارد.
به تدریج نیاز نیروهای رزمی و عملا نیاز جبهه به تخصص‌ های نظامی كم كم از بین رفت. همین موضوع باعث شد به مرور زمان ابتكار عمل در خط مقدم بدست سپاه نیفتد و نیروی زمینی ارتش كه در مدت طولانی پس از آزادسازی خرمشهر پتانسیل بالای خود را در اولین عملیات‌ های آزادسازی با موفقیت به اجرا گذاشته بود. در جبهه‌های میانی محدود شده و عملا به نوعی سرگرم جنگ گردد. اگر به موضوع فوق نكات زیر را هم بیفزائیم ـ كه برای كوتاهتر شدن كلام به طور خلاصه به آنها اشاره می‌شود ـ نگاه ما دقیقتر خواهد بود.

 

ـ خط استراتژی دقیق و از پیش تعیین شده نظامی جز در چند عملیات بزرگ


ـ كوچك بودن صحنه‌های عملیات در بسیاری از موارد تا آن حد كه طراحی استراتژیك را غیر ممكن می‌كرد.


ـ صرفه‌جویی در استفاده از امكانات زرهی به علت تحریم تسلیحاتی و فشار اقتصادی


ـ تشكیل شدن بدنه ارتش از سرباز بر خلاف داوطلب بودن نیروهای تحت فرماندهی سپاه

ـ كسب مجوز توسط سپاه برای گرفتن سرباز و جذب سربازهای انقلابی‌تر و محروم شدن ارتش از آنها كه بالطبع ایجاد دوگانگی بیشتر در روحیه ارتش و سپاه می‌كرد.


ـ دستگیری فرمانده نیروی دریایی ارتش (ناخدا یكم افضلی) و فرمانده جبهه میانی نیروی زمینی (سرهنگ عطاریان) به جرم عضویت در حزب توده و جاسوسی برای شوروی كه باعث متهم‌تر شدن ارتش به دور بودن از انقلاب و فاصله گرفتن از سپاه كاملا انقلابی شد.

 

 

ادامه دارد...........

 





نوع مطلب : سیره عملی امام راحل (ره)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آبان 1398
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است