۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

غزوه تبوک

«تَبُوك» نام موضعى میان حجر (دیار قوم ثمود) و شام بزرگ شمالى مدینه كنار مرز فلسطین است که در آنجا آخرین غزوه پیغمبر اسلام ـ در سال نهم هجرت ـ در آن واقع شد و آن غزوه به تبوك شهرت یافت.در غزوه دشمن مسلمانان ، رومیان بودند. در این غزوه جنگی رخ نداد.


نام های دیگر این غزوه

این غزوه را «فاضحه» نیز مى گفتند زیرا جمعى منافق مسلمان نما در این سفر رسوا شدند و این لشكر را جیش العسره گویند؛ چرا كه مسلمانان در آن، بر اثر دورى راه و كمبود آذوقه رنج فراوان دیدند.

موقعیت جغرافیایی تبوک

این ناحیه از غرب به دریای سرخ و از شمال به کشور اردن و از شرق به دو منطقة جوف و حائل و از جنوب به منطقة مدینه محدود می شود [۱] بعضی مورخان و جغرافیدانان مسلمان، تبوک را جزو سرزمین شام [۲] و بعضی دیگر آن را جزو قلمرو حجاز شمرده اند[۳] یاقوت حموی (ذیل مادّه ) آن را جزو هر دو سرزمین ذکر کرده است . اختلاف نظر مورخان اسلامی بدان سبب است که این ناحیه در میان راه شام به حجاز قرار گرفته[۴].

چگونگی وقوع غزوه تبوک

پیش از تبوك، در جریان موته، یك اقدام نسبتاً محدود صورت گرفت كه حاصلى در برنداشت. اكنون پس از فتح مكه لازم بود تا سپاهى عظیم بدان سوى حركت كرده و حضور قاطع حجاز اسلامى را در شامات به نمایش بگذارد.

گروهى از مردم انباط [۵]در دوره جاهلى و بعد از اسلام به مدینه آرد سپید و روغن مى‌ آوردند. چون این گروه فراوان به مدینه مى‌آمدند مسلمانان تقریبا همه روزه از اخبار شام اطلاع داشتند. گروهى از ایشان به مدینه آمدند و خبر آوردند كه هرقل خوار بار سالیانه یاران خود را پرداخت كرده و سپاهیان فراوانى در شام گرد آورده است و قبائل لخم و جذام و غسّان و عامله را هم با خود همراه ساخته و آماده شده‌ اند و پیشاهنگان خود را به بلقاء گسیل داشته و آنجا اردو زده ‌اند و هرقل هم در حمص باقى مانده است. این موضوع را دیگران به آنها گفته بودند و آنها هم به مسلمانان گفتند.

آماده سازی سپاه مسلمانان

چنین خبرى براى مسلمانان كه در برابر سپاهیان شام، نیروى اندكى داشتند تا اندازه‌اى نگران كننده بود. آنان مى‌بایست به تناسب، سپاه بزرگى فراهم آوردند و طبعا چنین اقدامى نمى‌توانست در پنهانى صورت گیرد.[۶] رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نمایندگانى را به مناطق مختلف و از جمله مكه فرستادند تا مردم را براى این سفر آماده كنند. آن حضرت مقصد را بیان كرد و به عنوان یك تكلیف شرعى از مسلمانان خواست تا در آن شركت كنند.

صرف نظر از آنچه مربوط به جنگ با رومیان مى ‌شد، غزوه تبوك از جهاتى یك آزمایش براى مسلمانان و آشكار كردن منویات باطنى آنان بود. دلیلش نیز آن بود كه سفر مزبور در فصلى بسیار گرم، در راهى بسیار طولانى و با وجود مشتقات فراوان، و درست در زمان رسیدن محصولات و وقتى بود كه مردم علاقه‌ مند بودند تا زیر سایه درختانشان بنشینند.[۷]

مشكل سفر تا به آنجا بود كه، به حق آن را «جیش العسره» نامیدند.

نافرمانی برخی مسلمانان

زمانى كه بسیج عمومى اعلام گردید، اعتراض برخى از مسلمانان ضعیف الایمان آغاز شد. در آن میان، منافقان كه اكنون بیش از هر زمان دیگر بودند فعال شدند. بهانه جویان براى رفع مسئولیت از خویش، انواع بهانه ‌ها را مطرح كردند و كوشیدند تا به نحوى از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) اجازه ماندن در مدینه را بگیرند.

در این میان گروهى از منافقین مدینه مى گفتند: شما فكر نكنید این جنگ مانند دیگر جنگها باشد؛ لشكر روم است و یك تن از شما را زنده نگذارند و حتى این خیال را بسر مى پروراندند كه چون پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شكست خورد، مدینه را به تصرف درآورند و بستگان رسول و دیگر مسلمانان را از شهر برانند.

تعدادی از آیات سوره توبه روحیه حاكم بر مسلمانان را در این دوره كه سالهاى آخر حیات پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم است نشان مى ‌دهد. رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم از روى دلسوزى به آنان اجازه ماندن داد.

انهدام پایگاه منافقان

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) خبر یافتند كه: مردمى از منافقان در خانه «سویلم» یهودى فراهم مى ‌شوند و مردم را از كار آماده شدن براى سفر جهاد بازمى‌ دارند، پس «طلحة بن عبید اللّه» را با چند نفر از أصحاب بر آنان فرستاد و او را فرمود كه: خانه سویلم را بر سر آنان آتش بزند، طلحه چنان كرد و «ضحّاك بن خلیفه» خود را از پشت بام بینداخت و پاى او بشكست و همراهانش نیز چنان كردند و گریختند[۸]

گریه کنندگان

كسانى مجاز به ماندن بودند، اینان عبارت بودند از ناتوانان، مریضان و نیز كسانى كه نمى‌توانستند هزینه سفر خویش را تأمین كنند. گروهى از این افراد، از این كه توان رفتن نداشتند به شدت ناراحت بودند. خداوند در آیه 92 توبه، درباره ایشان مى‌ فرماید: «و نیز آنان كه نزد تو آمدند تا ساز و برگ نبردشان دهى، و تو گفتى كه سازو برگى ندارم، و آنها براى خرج كردن هیچ نیافتند و اشك ریزان و محزون بازگشتند، گناهى نیست. خشم و عذاب خدا بر كسانى است كه در عین توانگرى از تو رخصت مى ‌خواهند و بدان‌ خشنودند كه با خانه نشینان در خانه بمانند. خدا دلهایشان را مُهر بر نهاده است كه نمى‌ دانند.

کسانی که انتظار مخالفتشان نمی رفت

آیه 118 اشاره به سه نفر از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم دارد كه به هیچ روى انتظار تخلّف از آنان نبود. یكى از آنان كعب بن مالك شاعر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) در جنگ ها بود كه بارها به اطاعت محض از دستورات (رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم) افتخار كرده بود و ما یكى از آن اشعار را در جاى دیگرى آورده‌ ایم. دو نفر دیگر مرارة بن ربیع و هلال بن امیه بودند. اینان حتى پس از اصرار رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) راضى به رفتن نشدند و رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) طبق دستور خداوند كه فرموده بود تا از آنان اعراض شود، در بازگشت، به هیچ روى با آنان هم سخن نشدند. به دیگر مؤمنان نیز دستور داده شد تا از آنها دورى كنند. اینان در شمار منافقان نبودند بلكه تنها از روى بى‌ توجهى به فرمان رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) و دنیا طلبى چنین كردند.

پس از بازگشت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و مسلمانان، آنان به اجبار به كوهها پناه بردند. خانواده ایشان، غذا برایشان مى‌بردند، اما با آنها سخن نمى‌گفتند تا آن كه خداوند توبه آنان را پذیرفت: [۹] «و نیز خدا پذیرفت توبه آن سه تن را كه از جنگ تخلّف كرده بودند تا آنگاه كه زمین با همه گشادیش بر آنها تنگ شد و جان در تنشان نمى‌گنجید و خود دانستند كه جز خداوند هیچ پناهگاهى كه بدان روى آورند ندارند. پس خداوند توبه آنان را بپذیرفت تا به او باز آیند، كه توبه پذیر و مهربان است.»

سپاه مسلمانان

به هر روى پس از تبلیغ فراوان، حدود سى هزار نفر كه به همراهشان ده هزار اسب بود آماده حركت سمت تبوك شدند.[۱۰]

جانشینی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب در مدینه و حدیث منزلت

حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت على علیه السلام را به جاى خویش در مدینه بگماشت و رهسپار تبوك گشت؛ اما منافقان ساكت نماندند و شایع ساختند كه پیغمبر از این جهت «على» را با خود نبرد كه از او كدورتى به دل داشت. على علیه اسلام شتابان از شهر بیرون شد و در منزل «جرف»، به رسول خدا پیوست و ماجرا را به حضور ایشان معروض داشت.

پیغمبر او را به برگشت امر نمود و در حضور اصحاب این جمله به وى فرمود: «أما ترضى ان تكون منّى بمنزلة هارون من موسى الاّ أنّه لا نبىّ بعدى» (دوست ندارى كه تو نسبت به من به منزله هارون باشى نسبت به موسى، با این تفاوت كه تو پیغمبر نیستى زیرا پس از من پیغمبرى نباشد؟!)؛ از این رو حدیث مزبور به نام حدیث منزلت مشهور شد.[۱۱]

حرکت سپاه اسلام

به هر حال سپاه اسلام به راه خویش ادامه داد و در هیچ سفرى چنین سختى و مشقت بر مسلمانان نرفته بود كه بیشتر لشكریان پیاده و از نظر آذوقه آنچنان در مضیقه بودند كه گاه دو نفر به یك دانه خرما تغذیه مى نمودند و از حیث آب كه در منازل بین راه، آب نایاب بود و بسا شترى مى كشتند و رطوبت احشاى آن به جاى آب مى نوشیدند.

مسجد ضرار

آیات دیگرى از این سوره درباره «مسجد ضرار» است. زمانى كه مسجد قبا به دست اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و بنى عمرو بن عوف ساخته شد و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم هر از چندى در آن نماز مى‌ گزارد، بنى غنم بن عوف نیز از روى نفاق و حسادت مسجدى در كنار مسجد قبا ساختند و از آن حضرت خواستند تا در آن نماز بخواند. رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم كه آماده حركت به سوى تبوك بود، فرمود: پس از بازگشت چنین خواهد كرد. اما خداوند آن حضرت را از نماز خواندن در مسجد مزبور كه نامش را «ضرار» گذاشت نهى كرده و فرمود: وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى‌ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ، خدا شهادت دهد، آنهاكه مسجدى مى‌سازند تا به مؤمنان زیان رسانند و میانشان كفر و تفرقه اندازند و تا براى كسانى كه مى‌خواهند با خدا و پیامبرش جنگ كنند كمینگاهى باشد، آنگاه سوگند مى‌خورند كه ما را قصدى جز نیكوكارى نبوده است، دروغ مى‌گویند. هرگز در آن مسجد نماز مگزار، مسجدى كه از روز نخست بر پرهیزگارى بنیان شده [مسجد قبا] شایسته‌تر است كه در آنجا نماز كنى. در آنجا مردانى هستند كه دوست دارند پاكیزه باشند، زیرا خدا پاكیزگان را دوست دارد.» رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در بازگشت دستور داد تا آن مسجد را به آتش كشیدند.[۱۲]

تشنگی ابوذر غفاری

در میانه راه ابوذر بخاطر ضعف شترش از راه ماند و پس از چند روز با پاى پیاده خود را به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رساند. برخى گفته بودند كه ابوذر از سپاه تخلّف كرده است. با رسیدن او رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: ابوذر تنها راه مى‌رود، تنها مى‌میرد و تنها مبعوث مى ‌شود. [۱۳]

گم شدن شتر رسول خدا(ص) و استفاده تبلیغی منافقان

در یكى از منازل شتر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) كه نامش «قصواء» بود گم شد. منافقان گفتند: آیا او گمان مى ‌كند رسول خداست و از آسمان خبر مى‌ دهد و نمى ‌داند شترش كجاست؟

اندكى بعد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند: یكى از منافقان چنین گفته؛ آنچه من مى ‌دانم همان است كه خداوند به من تعلیم داده، اكنون شتر من در فلان شِعْب است و افسارش بر درختى در آنجا مانده.[۱۴]

غزوه تبوک

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) به مدت بیست روز در منطقه تبوك ماند و پس از آن بدون آن كه برخوردى با دشمن روى دهد به مدینه بازگشت.

در مدتى كه آن حضرت در تبوك بود، سریه ‌اى را به سوى منطقه دومة الجندل [۱۵] اعزام كردند. حاكم آن ناحیه اكَیْدِر بن عبد الملك از قبیله كنده، وابسته به شاهان غسّانى شام و نصرانى مذهب بود. خالد موفق شد اكیدر را نزد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) بیاورد، [۱۶] پس از آن نامه‌ اى از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) براى مردمان دومة الجندل نوشته شد.

از سوى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) براى مردمان «جرباء» ، «مقنا» و «أذرُح» نیز معاهده ‌اى نوشته و قرار بر آن شد تا در برابر گرفتن تأمین از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در رجب هر سال، یكصد دینار به آن حضرت بپردازند. [۱۷]

بدین ترتیب رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ضمن غزوه تبوك توانست تا با قبایل عرب مسیحى نواحى جنوبى شامات ارتباط برقرار كرده و معاهداتى را از موضع برتر با آنان امضا كند.

اصحاب عقبه

در بازگشت رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)از تبوك به مدینه، منافقانى كه همراه بودند تصمیم گرفتند كه در گردنه میان تبوك و مدینه (عقبه هرشى) شبانه رسول خدا را از بالاى شترش دراندازند تا در میان دره افتد و كشته شود.

واقدی می نویسد:«در راه بازگشت گروهى از منافقان نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) مكر كردند و تصمیم گرفتند كه آن حضرت را از بالاى گردنه كوه به زمین بیندازند. چون پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) به گردنه رسید آنها هم خواستند كه همراه ایشان باشند. تصمیم آنها به پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) خبر داده شد، و به مردم فرمود: از پایین گردنه عبور كنید كه هم آسان‌تر و هم گشاده‌تر است. و مردم از پایین گردنه راه را پیمودند، ولى رسول خدا(صلی الله علیه و اله و سلم) از راه گردنه عبور فرمود و به عمار بن یاسر دستور فرمود زمام شتر را در دست گیرد و جلو حركت كند و به حذیفة بن الیمان دستور فرمود مواظب باشد و از پشت سر حركت كند.

در همان موقع كه رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) بر فراز گردنه حركت مى ‌كرد صداى نفس منافقان را شنید كه آهنگ او كرده بودند. پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) خشمگین شد و به حذیفه دستور داد تا آنها را دور گرداند. حذیفه به جانب ایشان برگشت و با چوبى كه در دست داشت شروع به زدن به صورت مركوبه اى آنها كرد. آنها هم كه گمان برده بودند رسول خدا از مكرشان آگاه شده است به سرعت از گردنه پایین آمدند و خود را میان مردم انداختند. حذیفه هم برگشت و پیش رسول خدا آمد و همراه آن حضرت حركت كرد. چون پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) از گردنه بیرون آمد و مردم فرود آمدند پیامبر (ص) به حذیفه فرمود: آیا كسى از سوارانى را كه راندى شناختى؟ گفت: اى رسول خدا، شتر فلان كس و فلان را شناختم....[۱۸]»‌

شمار افرادى كه قصد داشته‌ اند در گردنه نسبت به پیامبر سوء قصد كنند سیزده مرد بوده است كه پیامبر (ص) نامهاى ایشان را به حذیفه و عمار رحمهما الله فرموده است.‌[۱۹]

فواید غزوه تبوک

در این غزوه هر چند جنگى رخ نداد ولى این سفر را فواید بسیار به همراه داشت از جمله:

  • نمایش شوكت اسلام و فداكارى مسلمین و آمادگى آنها در آن شرایط در برابر روم، بزرگترین دشمن مسلمانان
  • دیگر برافتادن نقاب نفاق از چهره برخى مسلمان نماها
  • فایده دیگر معجزاتى كه از حضرت در آن سفر به وقوع پیوست و مزید ایمان مؤمنان شد و در تاریخ به ثبت رسید.

پانویس


  • الموسوعة العربیة العالمیة ، ذیل مادّه ؛ قثامی ، ج 1، ص 85

  • بلاذری ، ص 67؛ بکری ، ج 1، ص 303)

  • جوادعلی ، ج 1، ص 167؛ کحّاله ، ص 131

  • ابن رسته ، ص 183؛ ابن خرداذبه ، ص 150

  • انباط، ساكنان نواحى نزدیك شام و باتلاقهاى خشك شده كه به عبارت دیگر آنها را ساقطه هم مى‌گویند

  • كعب بن مالك مى ‌گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در غزوات گذشته خبر مربوط به مقصد را پنهان نگاه مى‌داشت اما این بار چنین نكرد زیرا سفرى دشوار بود و مردم مى‌بایست خود را آماده مى‌كردند. طبقات الكبرى، ج 2، ص 167؛ المنصف، ابن ابى شیبه، ج 7، ص 422؛ المغازى، ج 3، ص 990

  • السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 516

  • سیره ابن هشام، ج 4، ص 160. م.

  • مجمع البیان، ج 5، ص 79؛ المغازى، ج 3، صص 1053- 1052؛ المصنف، ابن ابى شبیه، ج 7، ص 423؛ كعب مى‌گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم دستور داده بود كه« لایكلمنا احد و لا یسلم علینا احد و لایرد علینا سلام» این وضعیت چهل روز به طول انجامید.

  • المغازى، ج 3، ص 1002

  • محمد بن سلیمان کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه‌السلام، ج۱، ص۴۹۹ـ۵۴۲، چاپ محمدباقر محمودی، قم ۱۴۱۲.

  • المغازى، ج 3، ص 1046؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 530

  • المغازى، ج 3، ص 1001؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 524؛

  • المغازى، ج 3، ص 1010؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 523

  • منطقه‌اى است در شمال كشور سعودى با فاصله 450 كیلومترى از تمیاء

  • المغازى، ج 3، ص 1027؛ طبقات الكبرى، ج 2، ص 166؛ این نقل مى‌گوید كه خالد اكیدر را در مدینه نزد آن حضرت آورد.

  • المغازى، ج 3، ص 1032

  • المغازى/ترجمه،متن،ص:794-793

    1. المغازى/ترجمه،متن،ص:795

    منابع

    • سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».
    • مغازى تاریخ جنگهاى پیامبر(ص)، محمد بن عمر واقدى (م 207)، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، مركز نشر دانشگاهى، چ دوم، 1369ش.
    • الصحیح من سیرة النبی الأعظم،جعفر مرتضى العاملى‌،دار الحدیث‌،قم،1426
    • سیره رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم،رسول جعفریان،انتشارات دلیل ما،قم، 1383 ش‌
    • دانشنامه جهان اسلام، مدخل "غزوه تبوک" از علی بهرامیان، موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، در دسترس در کتابخانه مدرسه فقاهت، تاریخ بازیابی: 7 اردیبهشت 1393.
    • محمد ابراهیم آیتی، چكیده تاریخ پیامبر اكرم (ص)، به كوشش : دكتر ابوالقاسم گرجی، تلخیص : جعفر شریعتمداری ، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) ، چاپ اول : پاییز 1378 در دسترس در سایت غدیر، بازیابی:7 مهر




    نوع مطلب : دانستنیهای مفید، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    دوشنبه 21 مرداد 1398




    موضوعات
    صفحات جانبی
    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    لوگوی ما

     کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

    تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

    سفیر هراز

    کد متحرک کردن عنوان وب

    امکانات جانبی
    به سایت ما خوش آمدید
    نام و نام خانوادگی      
    آدرس ایمیل      
    کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic