۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن
دوازده صفت اولیاءالله:
امام(علیه السلام) در این گفتار بسیار پرمعنا و حكیمانه، دوستان خاص خدا را با اوصاف دوازده گانه اى معرفى مى كند. نخست مى فرماید: «اولیاءالله كسانى هستند كه به باطن دنیا مى نگرند آنگاه كه مردم (دنیاپرست) به ظاهر آن نگاه مى كنند»; (إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللّهِ هُمُ الَّذِینَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ الدُّنْیَا إِذَا نَظَرَ النَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا).دوازده صفت اولیاءالله:
امام(علیه السلام) در این گفتار بسیار پرمعنا و حكیمانه، دوستان خاص خدا را با اوصاف دوازده گانه اى معرفى مى كند. نخست مى فرماید: «اولیاءالله كسانى هستند كه به باطن دنیا مى نگرند آنگاه كه مردم (دنیاپرست) به ظاهر آن نگاه مى كنند»; (إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللّهِ هُمُ الَّذِینَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ الدُّنْیَا إِذَا نَظَرَ النَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا).
همان گونه كه قرآن مجید در سوره روم آیه 7 مى فرماید: «(یَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الاْخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ); آن ها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را مى دانند و از آخرت (و پایان كار) غافل اند!».
آرى ظاهر دنیا آن ها را چنان به خود مشغول مى سازد كه گمان مى كنند هدف نهایى و كمال مطلق در رسیدن به آن است ولى اولیاءالله مى دانند دنیا سرایى است ناپایدار، مزرعه اى است براى آخرت و منزلگاهى است بر سر راه كه باید از آن زاد و توشه براى سفر طولانى آخرت برگیرند.
در دومین صفت مى فرماید: «آن ها به آینده دنیا (سراى آخرت) مشغول اند در حالى كه دنیاپرستان به امروز و حاضر آن سرگرم اند»; (وَاشْتَغَلُوا بِآجِلِهَا إِذَا اشْتَغَلَ النَّاسُ بِعَاجِلِهَا). اولیاء الله دنیا را گذرگاهى در مسیر آخرت مى بینند در حالى كه دنیاپرستان گمان مى كنند سراى همیشگى آن هاست و هركدام مطابق تفكر خود عمل مى كنند.
قرآن مجید در سوره كهف، آیه 28 به پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد: «(وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِىِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَلاَ تَعْدُ عَیْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً); با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى خوانند، و تنها رضاى او را مى طلبند! و هرگز به سبب زیورهاى دنیا، چشمان خود را از آن ها برمگیر! و از كسانى كه قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مكن! همان ها كه از هواى نفس پیروى كردند، و كارهایشان افراطى است».
در سومین وصف مى فرماید: «آن ها امورى را كه خوف دارند سرانجام قاتلشان باشد از میان مى برند»; (فَأَمَاتُوا مِنْهَا مَا خَشُوا أَنْ یُمِیتَهُمْ).
اولیاءالله از چه امورى مى ترسند كه مایه مرگشان شود؟ (منظور مرگ دل هاست). پاسخ روشن است: آن ها از هوى و هوس هاى سركش، و حرص و طمع، و از وسوسه ها و نقشه هاى پیچیده شیطان و شیطان صفتان بیمناك اند، مبادا بر آنان چیره شود و قلب آن ها را بمیراند. قرآن مجید دنیاپرستانى را كه هوى و هوس ها بر آن ها غلبه كرده مردگانى مى شمرد كه حتى صداى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به گوش آنها نمى رسد: «(إِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ); مسلّماً تو نمى توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى، و نمى توانى كران را هنگامى كه روى برمى گردانند و پشت مى كنند فراخوانى!».[1]
در چهارمین وصف مى فرماید: «آنچه را كه مى دانند سرانجام آن ها را ترك مى گوید، رها مى سازند»; (وَتَرَكُوا مِنْهَا مَا عَلِمُوا أَنَّهُ سَیَتْرُكُهُمْ).
آرى آن ها مى دانند مقام ها و زینت ها و ثروت ها سرانجام، آن ها را ترك مى كند و تنها با كفنى ساده به سوى دیار آخرت رهسپار مى شوند پس چه بهتر كه دل به این امور عاریتى نبندند، در نتیجه پیش از آن كه این امور آن ها را ترك كند، آن ها این امور را به فراموشى مى سپارند.
تعبیر به «منها» كه از «من» تبعیضیة در آن استفاده شده اشاره به این است كه امورى در دنیا وجود دارد كه هرگز انسان را ترك نمى گوید و در همه موارد با اوست همان گونه كه قرآن مى فرماید: «(مَا عِنْدَكُمْ یَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللهِ بَاق); آنچه نزد شما ذخیره شده نابود مى شود و آنچه در نزد خداست باقى مى ماند».[2]
نیز قبلا (در خطبه 203) خواندیم كه امام(علیه السلام) مى فرماید: «أَخْرِجُوا مِنَ الدُّنْیا قُلُوبَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَخْرُجَ مِنْهَا أَبْدَانُكُم; دل هاى خود را از دنیا خارج كنید پیش از آن كه بدن هاى شما خارج شود».
آنگاه در پنجمین وصف مى فرماید: «آنچه را دیگران از دنیا بسیار مى بینند اولیاء الله كم مى شمرند و رسیدن به آن را از دست دادن آن محسوب مى كنند»; (وَرَأَوُا اسْتِكْثَارَ غَیْرِهِمْ مِنْهَا اسْتِقْلاَلاً، وَ دَرَكَهُمْ لَهَا فَوْتاً).
این یك واقعیت است كه دنیاپرستان هنگامى كه به مال یا ثروت زیاد یا مقام مهمى مى رسند در نظرشان بسیار زیاد است در حالى كه دوستان خدا آن را متاع بى ارزشى مى دانند، تا آن جا كه امیرمؤمنان على(علیه السلام) تمام دنیا و آنچه در زیر افلاك واقع شده را كمتر از برگ درختى مى داند كه در دهان ملخى جویده شده است و سپس مى افزاید: على را با نعمت هایى كه به زودى فانى مى شود چه كار؟: «إِنَّ دُنْیاكُمْ عِنْدِى لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فِى فَمِ جَرَادَة تَقْضَمُهَا مَا لِعَلِى وَ لِنَعِیم یفْنَى وَ لَذَّة لاَ تَبْقَى».[3]
جمله «وَ دَرَكَهُمْ لَهَا فَوْتاً» اشاره به این است كه اولیاءالله رسیدن به زرق و برق و اموال و مقامات دنیوى را نه تنها براى خود افتخارى نمى دانند بلكه آن را سبب از دست دادن توفیقات بیشتر و مهمترى محسوب مى دارند; درست به عكس دنیاپرستان كه آن را افتخار مى شمرند هرچند توفیقات بیشترى را براى رسیدن به معنویات از دست بدهند.
و در ششمین و هفتمین وصف مى فرماید: «با آنچه دنیاپرستان با آن در صلح اند دشمن اند و با آنچه دنیاپرستان با آن دشمن اند در صلح اند»; (أَعْدَاءُ مَا سَالَمَ النَّاسُ، وَ سَلْمُ مَا عَادَى النَّاسُ!).
روشن است كه دنیاپرستان با شهوات دنیا ولذات نامشروع آن وافتخار ومباهات به فزونى مال و ثروت پیوند دوستى بسته اند چیزى كه اولیاءالله با آن مخالف اند و از سویى دیگر، دنیاپرستان، با تقوا و پرهیزكارى و زهد و ایثار و فداكارى دشمن اند همان چیزهایى كه اولیاءالله با آن پیمان صلح و دوستى بسته اند.
اولیاءالله طرفدار حق اند و دنیاپرستان مخالف آن، چون اجراى حق منافع كثیف آن ها را بر باد مى دهد و به عكس، اولیاءالله دشمن ظلم و ستم هستند چیزى كه دنیاپرستان پیوسته از آن طرفدارى مى كنند زیرا اهداف شوم آن ها را تحقق مى بخشد.
در هشتمین و نهمین توصیف آن ها مى فرماید: «كتاب خدا (قرآن مجید) به وسیله آن ها فهمیده مى شود و آن ها نیز به وسیله قرآن حقایق را درك مى كنند»; (بِهِمْ عُلِمَ الْكِتَابُ وَبِهِ عَلِمُوا).
آرى از یك سو حق جویان و حق طلبان به سراغ آن ها مى روند و حقایق قرآن را از آن ها دریافت مى دارند و از سویى دیگر خود آن ها نیز به سراغ قرآن مى روند و حقایق را از آن درمى یابند و به تعبیر دیگر سرچشمه فهم مردم از قرآن، آن ها هستند و سرچشمه علوم آن ها قرآن است.
قرآن مجید در سوره عنكبوت آیه 49 مى فرماید: «(بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیناتٌ فى صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ); ولى این آیات روشنى است كه در سینه دانشوران جاى دارد».
و در جاى دیگر مى فرماید: (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ).[4]
جمعى از مفسران نهج البلاغه جمله «وبه علموا» را چنین تفسیر كرده اند كه مقام و منزلت آن ها در نزد مردم به وسیله قرآن دانسته مى شود; آیاتى همچون آیات مباهله و تطهیر و ولایت و امثال آن بیانگر مقامات آن هاست. البته این تفسیر در صورتى صحیح است كه «عَلموا» به صورت فعل مجهول (عُلموا) خوانده شود ولى هرگاه ـ آن گونه كه در نسخه هاى مختلف آمده است ـ به صورت فعل معلوم (عَلموا) خوانده شود تفسیر آن همان است كه در بالا گفتیم.
سپس در دهمین و یازدهمین وصف اولیاء الله مى افزاید: «قرآن به وسیله آن ها برپاست همان گونه كه آن ها به وسیله قرآن برپا هستند»; (وَ بِهِمْ قَامَ الْكِتَابُ وَ بِهِ قَامُوا).
دلیل قیام قرآن به وسیله آن ها روشن است زیرا تبلیغ قرآن و تبیین مفاهیم آن براى عموم مردم و اجراى دستورات آن، به وسیله آن ها صورت مى گیرد.
اما قیام آن ها به وسیله قرآن به سبب آن است كه قرآن سرچشمه اصلى تمام علوم و دانش هاى آن هاست.
آرى آن ها همچون چشمه هایى هستند كه از منابع زیرزمین مدد مى گیرند و سپس به سوى باغ ها و گلزارها و كشتزارها سرازیر مى شوند.
این دو وصف در واقع تأییدى است بر دو وصف سابق، با این تفاوت كه در دو وصف سابق، سخن از علم و آگاهى آن ها و علم و آگاهى مردم به وسیله آن ها بود و در این جا سخن از عمل به دستورات و اجراى اوامر و نواهى الهى است.
در جمله «به قاموا» این احتمال نیز وجود دارد كه برجستگى آن ها در میان مردم و موقعیت آنان در افكار عمومى به سبب قرآن مجید است كه آن ها را ستوده و منزلت آن ها را روشن ساخته است.
در واقع مضمون این دو جمله همان است كه به صورت دیگر در حدیث ثقلین آمده است آن جا كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «إِنِّى تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَینِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِى أَهْلَ بَیتِى وَ إِنَّهُمَا لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّى یرِدَا عَلَى الْحَوْضَ».[5]
سپس امام(علیه السلام) در دوازدهمین و آخرین وصف اولیاءالله مى فرماید: «بالاتر از آنچه به آن امید دارند و دل بسته اند امیدواركننده اى نمى بینند و برتر از آنچه از آن مى ترسند مایه ترس سراغ ندارند»; (لاَ یَرَوْنَ مَرْجُوّاً فَوْقَ مَا یَرْجُونَ، وَ لاَ مَخُوفاً فَوْقَ مَا یَخَافُونَ).
آرى آن ها به لطف عمیم و بى پایان خداوند امیدوارند كه بالاتر از آن چیزى نیست و از خشم و سخط او مى ترسند كه مخوف تر از آن چیزى نمى باشد و در حقیقت، خوف و رجاء، وجود آن ها را پر كرده و به همین دلیل نه دلبستگى به غیر او دارند، نه غیر او را در سرنوشت خود مؤثر مى دانند و نه از غیر او بیمناك اند و همین امر مایه صبر و استقامت و ثبات آن ها در تمام حوادث زندگى است.
در حكمت 82 نیز تعبیرى شبیه همین تعبیر آمده بود آن جا كه فرمود: شما را به پنج چیز سفارش مى كنم كه براى به دست آوردن آن هرقدر تلاش و كوشش كنید به جاست. سپس فرمود: «لاَ یرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلاَّ رَبَّهُ وَ لاَ یخَافَنَّ إِلاَّ ذَنْبَه; هیچ كس از شما امیدش جز به پروردگارش نباشد و از هیچ چیز جز گناهش نهراسد».
*****
نكته:
اولیاء الله در این كلام امام(علیه السلام) چه كسانى هستند؟
بسیارى از شارحان نهج البلاغه كه پیرو مكتب اهل بیت(علیهم السلام) هستند تصریح كرده اند كه این اوصاف مربوط به ائمه معصومین(علیهم السلام) است، آن ها بودند كه
این صفات دوازده گانه را در سرحد اعلا داشتند، آن ها بودند كه مفسران حقیقى قرآن و برپا دارنده احكام آن محسوب مى شدند و قرآن نیز فضایل آن ها را بیان كرده است.[6]
ابن ابى الحدید به این جا كه مى رسد مى گوید: مطابق عقیده شیعه این صفات قابل تطبیق بر امامان معصوم آن هاست ولى ما آن را ناظر به جمعى از علماى عارفین مى دانیم.[7]
این احتمال نیز وجود دارد كه صورت كامل و جامع این صفات در امامان معصوم(علیهم السلام) یافت مى شود و كلام مزبور در درجه اوّل ناظر به آن هاست ولى مرتبه و مرحله اى از آن نیز در بزرگان علما وجود دارد كه علاوه بر صفاتى مانند توجه به آخرت و كم ارزش دانستن دنیا و زهد در زندگى مادى، داراى بخش مهمى از علوم قرآن و تفسیر هستند و در میان مردم آن ها را گسترش مى دهند و مردم نیز به اعتبار تأكیدهایى كه قرآن درباره رجوع به علما و دانشمندان دارد به آن ها رجوع كرده و مى كنند.
مرحوم علاّمه مجلسى در بحارالانوار نیز همین احتمال را پذیرفته، آن جا كه مى گوید: «وهذهِ مِن أوصافِ أئمّتِنا المُقَدَّسِینَ صلواتُ اللهِ علیهِم أجمَعین ویُحتَمل أن تَشمَل الحَفَظةَ لأخبارِهم المُقتَبسِین من أنوارِهم»[8]. [9]
*****
پی نوشت:
[1]. نمل، آیه 80 .
[2]. نحل، آیه 96.
[3]. نهج البلاغه، خطبه 224.
[4]. نحل، آیه 43.
[5]. براى اطلاع از مدارك این حدیث معتبر به جلد نهم پیام قرآن تحت عنوان «حدیث ثقلین» مراجعه شود در آن جا بیست و دو مدرك از صحاح معروف اهل سنت و سنن و غیر آن ها ذكر شده است.
[6]. به شرح نهج البلاغه ابن میثم و مرحوم مغنیه و علامه شوشترى و مرحوم كمره اى رجوع شود.
[7]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 20، ص 77.
[8]. بحارالانوار، ج 66، ص 320.
[9]. سند گفتار حكیمانه: مرحوم خطیب در مصادر مى گوید: این گفتار حكیمانه را ابو نعیم اصفهانى (از علماى اهل سنت) در كتاب حلیة الاولیاء از حضرت مسیح(علیه السلام) نقل كرده و اگر این نسبت صحیح باشد مفهومش این است كه ابو نعیم آن را به عربى ترجمه نموده زیرا زبان عیسى(علیه السلام) عربى نبود. سپس اضافه مى كند كه مرحوم مفید (قبل از سید رضى) آن را در كتاب مجالس از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل كرده است. (مصادر نهج البلاغه)



نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 تیر 1398
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است