۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن


در جلسه‌ی قبل در محضر علی بن موسی الرضا(ع) به بررسی نام ظاهر خدای سبحان از دیدگاه امام رضا(ع) پرداختیم و گفتیم «ظاهر» نامی از اسامی حضرت حق است که در هر حال بر همه چیز غلبه دارد و این نام غالب است و ما فیها مغلوب، اهل معرفت در این عالم به هر کجا نگاه می‌كند و هر شیء از اشیاء و یا فردی از افراد را می‌بیند همه را جلوه‌ای از نام ظاهر حضرت حق می‌دانند. اگر کسی به دعای امام زمان به چنین دید زیبایی نائل شود. هیچ گاه امور عالم ماده و کثرات آن وی را به خود مشغول نمی‌دارد زیرا نام ظاهر حق انسان را از هر کثرتی بی‌نیاز می‌کند این فرد تنها یک چیز می‌بیند آن هم جلوه‌ی نام ظاهر معشوق است.

 
امام رضا شناسی  (استاد محترم خانم زهره بروجردی)                                                             جلسه 15

در جلسه‌ی قبل در محضر علی بن موسی الرضا(ع) به بررسی نام ظاهر خدای سبحان از دیدگاه امام رضا(ع) پرداختیم و گفتیم «ظاهر» نامی از اسامی حضرت حق است که در هر حال بر همه چیز غلبه دارد و این نام غالب است و ما فیها مغلوب، اهل معرفت در این عالم به هر کجا نگاه می‌كند و هر شیء از اشیاء و یا فردی از افراد را می‌بیند همه را جلوه‌ای از نام ظاهر حضرت حق می‌دانند. اگر کسی به دعای امام زمان به چنین دید زیبایی نائل شود. هیچ گاه امور عالم ماده و کثرات آن وی را به خود مشغول نمی‌دارد زیرا نام ظاهر حق انسان را از هر کثرتی بی‌نیاز می‌کند این فرد تنها یک چیز می‌بیند آن هم جلوه‌ی نام ظاهر معشوق است.
 
با بصیرتی که حضرت در رابطه با نام ظاهر خدا برای انسان ایجاد می‌کند، افراد هیچ‌گاه به خیراتی که از آنها صادر می‌شود مغرور نمی‌شوند. انجام هر خیری را قبل از آنکه به خود نسبت دهند آن را لطفی از سوی حق می دانند، وقتی به ثمره‌ی کار خیر می‌نگرند اثری از خود در آن کار نمی‌بینند، بلکه تنها غلبه حضرت حق در آن هویدا است. همچنین اگر کسی از دیگران دلگیر و افسرده خاطر شود چون آن فرد را تحت نام ظاهر حق می‌بیند و او را از آن جهت که بنده‌ای از بندگان حق است و آیه‌ای از آیات الهی است در پرتوی اسم ظاهر می‌بیند و از بدی و آزارش چشم می‌پوشد. با این دیدگاه زندگی برای هر صاحب بصیرتی راحت و سهل می‌شود.

حال در ادامه‌ی این بحث می‌گوئیم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) در توضیح اسم ظاهر گفته‌اند « أَنَّهُ مُدَبِّرٌ لِكُلِّ مَا یُرى » «ظاهر، کسی است که تدبیر می‌كند هر چیزی را که دیده می‌شود». اهل لغت شاید کمتر ظاهر را در معنای مدبر امور معنا کرده‌ باشند. اما حضرت می‌فرماید خداوند مدبر و تدبیر کننده‌ی امور بندگان است و اوامر بندگان را تنظیم می‌کند. در تدبیر حضرت حق منیت و نفسانیات بندگان ظهوری ندارد. هر چه هست وجه‌ی حقانی فرد است که جلوه‌ای از اسم ظاهر حضرت حق است.

اگر سؤال شود با توضیحی که شما از اسم ظاهر حضرت حق با توجه به گفته‌ی امام رضا(ع) مطرح كردید. آیا انسان در این میان کاره‌ای نیست و قانون جبر بر زندگی او حاکم است؟ زیرا خداوند مدبر، تدبیر همه‌ی امور را می‌کند و آنچه را او اراده کند بنده انجام می‌دهد و انسان در اراده‌ی حضرت حق جایی ندارد؟ نقش انسان بما هوالاانسان در هستی چیست؟ آیا او خود تدبیر امور می‌کند تا هر آنچه امور زندگی اوست خدا تدبیر می‌کند؟ ما در جواب یک پاسخ می‌دهیم:

اصل انسان مختار بودن اوست این اختیار در اینجا کاملاً ظهور دارد. زیرا او بزرگترین و اساسی ترین انتخاب زندگی خود را می‌کند! او انتخاب می‌کند که خدا به جای او انتخاب کند.

او تفویض امور خویش را به حضرت حق می‌سپارد . این تفویض امری اجباری نیست بلکه کاملاً اختیاری است. انسان آگاه هر روز صبح به خدای خویش می‌گوید: «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِباد»

اگر سوال شود شما چگونه گفته‌ی خود را اثبات می‌کنید؟ خواهیم گفت تفویض امور امری اختیاری است زیرا بسیار دیده می‌شود که افراد به اراده‌ی خود از این اختیار روی‌گردانند، آنها اصلاً حاضر نیستند امور خود را به خدا واگذارند و گمان کنند اگر خود تدبیر امور خویش را داشته باشند به یقین مؤفق‌ترند و بعضی (العیاذ بالله) مقداری از امور خود را به خدا واگذار می‌کنند اما اگر از آنها سوال شود خواهند گفت البته خدا امور ما را تدبیر می‌کند ولی اگر فلان کس نبود و یا فلان اتفاق نمی‌افتاد کار ما به نتیجه نمی‌رسید. اینان حقیقتاً بر اسم ظاهر خداوند سبحان چشم پوشیده‌اند. از این رو قرآن در آیات فراوانی می‌گوید: اکثریت مردم جاهل‌اند، اکثریت مردم عاقل نیستند، . . .  نشان جهل و بی عقلی آنان همین است که جلوه‌ی نام ظاهر خدا را نمی‌بینند و او را مدبر امور خویش نمی‌دانند.

حضرت در ادامه ‌می‌فرمایند: « فَأَیُّ ظَاهِرٍ أَظْهَرُ وَ أَوْضَحُ أَمْراً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى‏» پس چه ظاهر از خداوند ظاهرتر و آشکارتر است.

حضرت حق در این جمله استفهام انکاری بیان می‌کنند که اصلاً هیچ ظاهری ظاهرتر و هیچ واضعی واضح‌تر از خدای سبحان نیست چنان نیست که تنها اهل معرفت و اهل دل از اسم ظاهر حضرت حق بهره‌مند شوند و بقیه افراد از آن بی‌بهره‌ باشند. هر کس که در پی دیدن اسم ظاهر خداوند باشد آن را خواهد دید، بلکه به گفته‌ی بابا طاهر عریان:

به دریا بنگرم دریا تو بینم                          به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هرجا بنگرم کوه و در و دشت                  نشان از قامت رعنا تو بینم

اجازه بدهید این جمله‌ی حضرت را به شکل کاربردی بررسی کنیم:

من به جرأت عرض می‌کنم خدا برای عامه‌‌ی مردم در مسجد الحرام و حرم پیامبر بیشتر از زندگی روزمره‌شان جلوه‌گری دارد. افراد در زیارات جلوه‌ی نام ظاهر خدا را بیشتر ادراک می‌کنند. ممکن است کسی در خانه و شهر خودش اهل معصیت باشد ولی چنانچه توفیق حج نصیبش ‌شود نه تنها معصیت نمی‌کند بلکه از زمان‌های خود برای عبادت بیشترین بهره را می‌برد. این یکی از مواردی است که نام ظاهر خدا جلوه می‌کند. اگر هر یک از ما همیشه حضور خدا را به همین اندازه واضح و روشن درک كنیم به یقین در امر بندگی قدم‌های فراوانی برخواهیم داشت.

حضرت در ادامه می‌فرماید: «فَإِنَّكَ لَا تَعْدَمُ صَنْعَتَهُ حَیْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ فِیكَ مِنْ آثَارِهِ مَا یُغْنِیكَ »

تو به هرجا رو کنی مصنوعات و مخلوقات او را می بینی و در وجود خودت آثاری از او هست که برای تو کافی است. حضرت بسیار روشن‌ گرانه بحث را دنبال می‌‌کنند و می‌فرمایند تو به هر کجا رو کنی مصنوعات و مخلوقات خدا را می‌بینی که این قسمت از سخن حضرت را ما به اندازه‌ی درک خویش توضیح دادیم.

امام در ادامه امام رضا(ع) می‌فرمایند: «آثَارِهِ مَا یُغْنِیك‏» در وجود خودت آثاری از او هست که برای تو کافی است. اگر یک‌بار دیگر روایت را از ابتدا در ذهن خویش مرور کنیم خواهیم دید که وجود هر انسانی به گفته‌ی امیرالمؤمنین(ع) چنین است حضرت می‌فرمایند: تو گمان می‌کنی جِرم کوچکی هستی در حالیکه دنیایی بزرگ در تو نهفته است.

اگر روایت امام رضا(ع) را در كنار روایت امیرالمومنین(ع) بگذاریم خواهیم دید هر لحظه اسم ظاهرِ خدا در وجود ما تجلی می‌كند. اگر رشد و كمالی نصیب بنده می‌شود تحت نام ظاهر خدا تدبیر می‌شود و آن مدبّر برای بنده این میزان كمال را تدبیر كرده است حال انسانی كه خداوند برای او چنین خیراتی را تدبیر كرده است از سوی دشمن نفس تهدید می‌شود زیرا نفس هر كس بزرگ‌ترین دشمن اوست اما انسان با توسل به اسم ظاهر خداوند می‌تواند بر این دشمن غلبه كند.

 امام رضا(ع) در ابتدای توضیح اسم ظاهر خداوند فرمودند: اسم ظاهر آن است که بر همه چیز غلبه یافته و نسبت به همه چیز قادر است ایشان فرمودند: «ظَهَرْتُ عَلَى أَعْدَائِی‏» پیروز شدم بر دشمنم. حال اگر خدا اذن دهد که ما بر نفس اماره‌ی خویش غلبه کنیم دیگر نفس اماره‌ای از ما دیده نمی‌شود بلکه خدایی خدا جلوه‌ می‌کند و همین غلبه سبب می‌شود تا نفس اماره به نفس مطمئنه بدل ‌شود.

در نفس مطمئنه خدا ظاهر و غالب است و نفس اماره مغلوب.

و حضرت در پایان اسم ظاهر خداوند  در عیون الاخبار ج 1، صفحه‌ی 300، می‌فرماید: «الظَّاهِرُ مِنَّا الْبَارِزُ بِنَفْسِهِ وَ الْمَعْلُومُ بِحَدِّهِ فَقَدْ جَمَعَنَا الِاسْمُ وَ لَمْ یَجْمَعْنَا الْمَعْنَى‏» «ظاهر در مورد ما مردمان به کسی گفته می‌شود که وجودش بارز و آشکار بوده، به وسیله‌ی حد و وصفش معلوم باشد، پس اسم مشترک است ولی معنی متفاوت. »

حضرت با این توضیح اسم ظاهر را میان خلق و خالق از یکدیگر جدا می‌کند، که از بحث ما خارج است.

 

هدیه به پیشگاه مطهر امام رئوف علیه السلام صلوات


جلسه 16

به لطف حضرت حق فرصتی دیگر نصیب ما شد تا در خدمت علی بن موسی الرضا علیه السلام باشیم.

روایتی از امام رضا(ع) جلد 1 عیون الاخبار ص529 نقل شده که این روایت کاربرد فراوانی در زندگی تک تک ما دارد همچنان که به خاطر دارید بنابر آن بود که ما در كلاس در محضر امام رئوف موضوعات متفاوتی را از نگاه امام رضا(ع) دنبال کنیم در یکی دو جلسه قبل بحث از توحید و خداشناسی بود در این جلسه روایتی با موضوع اخلاق بیان می کنیم و کلاس را ادامه می‌دهیم.

شخصی به نام حارث بن دلهاث می‌گوید: از امام رضا(ع) شنیدم که می‌فرمودند:  لَا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى یَكُونَ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ: مومن، مومن نیست مگر در او سه خصلت باشد « سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ»

مومن باید خصلتی از خدا،خصلتی از پیامبر و خصلتی از امامش داشته باشد و اگر آراسته به این سه خصلت نباشد مومن نیست.

اما سنتی که از خدایش باید داشته باشد کتمان سرّ است «کتمان السر» سر خود را پوشیده نگه دارد همچنان که خدا سر بندگان را پوشیده می‌دارد.

کتمان سر دو نوع است، سرّی که در زندگی خانوادگی هر یک از بندگان هست و دیگران نباید از آن آگاه شوند. آنچه بر دیگران مخفی است سرّ زندگی من است هریك از ما در زندگی خویش پوشیده‌هایی داریم که نباید دیگران از آن آگاه شوند زیرا آگاه شدن آنها در بسیاری از موارد نه تنها مشکلی از مشکلات مرا حل نمی کند بلکه می‌تواند بر شدت آن بیفزاید، اما این نوع سرّ ظاهری است،

سرّ دیگر باطنی است به عنوان مثال حضرت حق نسبت به مومن الطافی را روا داشته که باید نزد مومن پنهان و پوشیده باشد و برای همیشه نزدش به عنوان سرّ باقی بماند گاهی خداوند کراماتی نصیب مومن می‌كند که دیگران ظرفیت پذیرش آن کرامات را ندارند، و یا حضرت حق مومن را در اموراتی محرم اسرار دیده از این رو الطاف خاص خود را در خلوتی و به دور از چشم همگان در اختیارش نهاده است. مومن وظیفه دارد تا این مکنونات را پوشیده و پنهان کند.

قرآن در آیه‌ی 26 و 27 سوره مبارکه جن می‌فرماید:« عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُكُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً» « داناى غیب اوست و هیچ كس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‏سازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزیده و مراقبینى از پیش رو و پشت سر براى آنها قرار مى‏دهد...»

این آیات می‌گوید: خداوند سبحان عالم الغیب است و غیب خود را بر احدی ظاهر نمی‌کند مگر کسی که او را پسندیده باشد مانند پیامبر(ص).

حرف اضافه‌ی «مِن» در این جا به عنوان مِن بیانیه به کار رفته است و بیان كننده‌ی پسند خداوند سبحان است. (إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏)

پیامبر(ص) اسرار مگوی فراوانی در دل داشتند که اجازه‌ی واگو کردن آن‌ها را نداشتند.

سنّتی که مومن باید از خدای سبحان با خود به همراه داشته باشد سرپوشی و پنهان کردن اسرار شخصی و اسرار الهی است چه بسیار اتفاق می‌افتد که انسان اسرار زندگی خود را برای نزدیکترین کسان خویش بیان می‌کند اما بعد از چندی از بیان آنها به شدت پشیمان و ناراحت است.

سخن تا گفته نشده باشد امکان مخفی کردن و پنهان ماندن را دارداما چون به اولین نفر گفته شود از حالت سرّ و راز خارج می‌شود و امکان دارد در جایی مطرح شود که صاحب سخن از مطرح شدن آن دل خوشی ندارد اما چون اشتباه اول را خود کرده است و به اصطلاح عامیانه خود کرده را تدبیر نیست دیگر کاری از دستش بر نمی‌آید.

در رابطه با اسرار الهی نیز حکایت همین است مومن اگر مومن باشد باید اسرار الهی در ظرف وجودیش چنان جای گیرد که قصد آشکار شدن و برملا شدن را نداشته باشند از این رو بسیار دیده می‌شود که مقداری از زندگی علمای بزرگ بعد از مرگشان از لابلای دست نوشته‌هایشان معلوم می‌شود آنها این دست نوشته‌ها را روزی برای خود نوشته‌اند از این رو وقتی عالمی از دنیا می‌رود و دیگران به دست نوشته‌های شخصی او پی می‌برند بسیار حسرت می‌خورند که در محضر چه کسی زندگی می‌کرده‌اند که توفیق شناخت حقیقی و واقعیش را نداشته‌اند اما چون به گفته‌ی روایت عالم مانند کوه استوار است در تمام حیاتش از الطاف خاص حضرت حق نسبت به خود پرده‌ای را کنار نمی‌زند و سخنی را نمی‌گوید از این روست گاهی اتفاق می‌افتد همراهان و اطرافیان عالم ربانی خود را هم سطح آن عالِم تلقی می‌کنند و بعد از مرگ می‌فهمند که چه فاصله‌ای میان آنها و میان عالم بوده است. همچنان‌که بلاتشبیه مردم زمان پیامبر(ص) می‌گفتند او مثل مردم می‌خورد، می‌آشامد، زندگی می‌کند در بازار راه می‌رود و افراد جاهل تفاوتی میان خود و پیامبر(ص) احساس نمی‌کردند اما حضرت خدیجه(س) که اهل معرفت بود تحمل دیدن حقیقت وجودی پیامبر(ص) را نداشت گفته‌اند روزی به اذن حق برای لحظه‌ای حجاب‌ها از جلو چشمان خدیجه(س) برای دیدن حقیقت وجودی پیامبر(ص) کنار رفت و خدیجه(س) بی‌هوش شد.

آنکس که اهل دل است می‌داند که در وجود عالم رازهایی نهفته است که اجازه‌ی ذکر و بیان آنها را ندارد و آنکه جاهل است عالم را چون خود فردی عادی می‌داند اولین نکته‌ای که در محضر علی بن موسی الرضا(ع) آموختیم کتمان سرّ است.

( البته قبل از آنکه خصوصیت پیامبر(ص) را برای مومن مطرح کنیم لازم است تذکر بدهم که موارد مشاوره و راهنمایی خواستن از یک بزرگتر فکری و عقلی از حیطه‌ی بحث خارج است زیرا ممکن است کسی مجبور شود اسرار زندگی خود را برای دیگری مطرح کند تا از او راهنمایی‌های لازم را بگیرد باید دقت داشت اختلاط موضوع نشود)

و اما سنتی که از پیامبر(ص) مومن باید داشته باشد مدارای با مردم است این سنّت از محدوده‌ی فردی فراتر می‌رود و جلوه‌ی اجتماعی به خود می‌گیرد انسان باید با مردم مدارا داشته باشد یا به عبارتی تحمل دیگران برای او امری مشکل و سخت جلوه نکند بلکه مدارای با دیگران را وظیفه‌ای از وظایف خود بداند.

پیامبر(ص) فرمودند: « عَلَیْكُمْ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَنِی بِهَا... »

سرآمد مکارم اخلاق مدارای با مردم است خداوند سبحان در آیات اول سوره‌ی مبارکه طه می‌گوید: «طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏ » « ای پیامبر ما قرآن را نازل نکردیم که تو خود را به خاطر آن به اذیت بیندازی»

اگر به این آیه با دقت بیشتری توجه کنیم در می‌یابیم که مدارای با مردم از جانب پیامبر(ص) سبب شد تا خداوند سبحان این آیه را نازل کند زیرا پیامبر(ص) برای آنکه مردم را به حق دعوت کند بسیار صبور و با طمانینه عمل می‌کردند چندان در مقابل مردم صبوری می‌کردند و به اندازه‌ای جهالت‌های آنها را نادیده می‌گرفتند که خداوند سبحان این آیه را برای رهایی پیامبر(ص) نازل کرد.

در زمان پیامبر(ص) مردم از پشت بام خاکستر بر سر مطهر رسول الله(ص) می‌ریختند و شکمبه‌ی گوسفند را روی سر مبارک ایشان می‌انداخنتد اما پیامبر(ص) تنها یک جمله می‌گفتند خدایا! قوم من جاهل‌اند تو آنها را عفو کن.

قرآن در سوره‌ی مبارکه اعراف آیه 199 می‌گوید: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلین‏ » « (به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذیر، و به نیكى‏ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان(و با آنان ستیزه مكن)! »

خداوند در این آیه به پیامبر(ص) می‌گوید از جاهلین اعراض کن به کار بردن فعل امر «اعرض» از سوی خدای حکیم بی‌علت نیست زیرا پیامبر(ص) حتی نسبت به جاهلین و غافلین نیز مدارا داشته‌اند از این رو خداوند سبحان می‌گوید: اعراض کن از جاهلین

امر سازش و مدارای با مردم امروزه در جامعه ما بسیار کم رنگ و رنگ باخته است. معمولا اگر افراد کسی را ببینند که به این سنت پیامبر(ص) عمل می‌کند از نظر آنها امر عجیبی است البته باید دقت داشت وقتی می‌گوئیم مدارا شامل حال همگان می‌شود هم مدارای با اهل خانه و خانواده، مدارای با دوستان و آشنایان، مدارای با همکاران و همسایگان و ... به عبارتی مدارا را به طور کلی می‌توان به دو قسم تقسیم کرد: مدارای خانوادگی و مدارای اجتماعی

مومن، مومن نیست اگر مدارای با مردم نداشته باشد. مدارای با مردم در میان اهل معرفت و خداشناس به چشم می‌خورد زیرا اگر حقیقتاً مومن باشد مردم را آیه‌ای از آیات حق می‌داند و باور دارد بی‌توجهی به مردم العیاذ بالله بی‌توجهی به خداست.

و اما صبر سنّت ولی و امام است. امام رضا(ع) می‌گوید « فاصبر بالبغضا و الضراء و السراء» مومن باید در انواع گرفتاریها صبر کند چه گرفتاریهای حسی، چه گرفتاری‌های ظاهری و چه گرفتاری‌های باطنی

اما رضا(ع) به آیه 177 سوره مبارکه بقره اشاره می‌کند: «...وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ » « ... نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد؛ و(همچنین) كسانى كه به عهد خود-به هنگامى كه عهد بستند-وفا مى‏كنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند؛ اینها كسانى هستند كه راست مى‏گویند؛ و(گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزكاران! »

خداوند می‌گوید: والصابرین بالباساء و الضراء صبر آن است که مشکلات و سختی‌ها کمترین اثری بر اعتقادات افراد نداشته باشد بلکه به گفته‌ی پیامبر(ص) باید خدا را در هر حال شکر کند زیرا پیامبر(ص) اگر از امری رنجیده خاطر می‌شدند می‌فرمودند:« الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَال‏ » «خدا را شکر در هر حالی»

با این توضیح می‌توان گفت: صبر یعنی مقاومت در دین. هر مومنی که در مشکلات صبورتر است از ایمان محکم‌تری بهره برده است.

اگر این روایت را یکبار دیگر از انتها به ابتدا مرور كنیم خواهیم گفت: مومن باید در مشکلات صابر باشد تا مدارای با مردم را از دست ندهد و هر چه بیشتر با مردم مدارا داشته باشد یعنی به عبارتی بیشتر با مردم در ارتباط باشد در می‌یابد که تنها یک کس محرم اسرار اوست و آن هم خدای باری تعالی است زیرا تنها اوست که از گوشه گوشه‌ی زندگی افراد خبر دارد و برای هر دردی درمان خاص آن را در اختیار بنده‌ی خواهان می‌گذارد.

با روایت ذکر شده هرکس می‌تواند خود را محک بزند که تا چه اندازه از نعمت ایمان بهره‌مند است و تا چه میزان بی‌بهره است.

ما در اولین جلسه عرض کردیم گاهی به لطف امام رضا(ع) دعا یا ذکری را از لسان مطهر حضرت نقل می‌کنیم انشاء الله دعا یا ذکری که بیان می‌کنیم راهگشای هر یک از ما باشد .

در ص 524 عیون الاخبار ج 1 روایتی به گفته‌ی عباس بن حلال از امام رضا(ع) نقل شده است این فرد آزاد شده به دست حضرت است که تا آخر عمر غلام علی بن موسی الرضا(ع) باقی ماند از قول امام رضا(ع) می‌گوید: هرکس این دعا را صبح یا وقت مغرب بخواند در آن روز نمیرد مگر با توبه‌ای مقبوله 

«اللّهمّ إنّى أسئلك بإقبال نهارك و إدبار لیلك و حضور صلواتك و أصوات دعائك أن تتوب علىّ إنّك أنت التّواب الرّحیم.»
___________


 1 - َ لَا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى یَكُونَ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ- سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ- فَالسُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ كِتْمَانُ سِرِّهِ- قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عالِمُ الْغَیْبِ- فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً  إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ - وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُدَارَاةُ النَّاسِ- فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ نَبِیَّهُ بِمُدَارَاةِ النَّاسِ- وَ قَالَ- خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ  وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ- فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ

 

هدیه به پیشگاه مطهر عالم آل محمد علیه السلام صلوات




جلسه بیست و هفتم

جلسه بیست و هشتم

جلسه بیست و نهم

جلسه سیم

جلسه سی و یکم

جلسه سی و دوم

جلسه سی و سوم

جلسه سی و چهارم

جلسه سی و پنجم

جلسه سی و ششم

جلسه سی و هفتم

جلسه سی و هشتم

جلسه سی و نهم

جلسه چهلم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم






نوع مطلب : امام رضا ع شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 آبان 1397
سه شنبه 15 آبان 1397 ساعت 13 و 13 دقیقه و 06 ثانیه
سلام خسته نباشید، از دیدن وبلاگ زیباتون خیلی لذت بردم، ما یه سایت با مقالات زیبایی و آرایشی داریم که بیش از یکساله که فعاله و بازدید خوبی (حدود 10هزار) داره، اگه دوست داشته باشید خوشحال میشیم باهم تبادل لینک کنیم.
به همین منظور هم پرتال تبادل لینک خودکار سایت را افتتاح کردیم که بتونید بلافاصله پس از ثبت لینک، لینک خودتون را داخل لینکدونی سایت ما مشاهده کنید.
http://www.golimode.ir/links
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است