۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن


در خدمت علی بن موسی الرضا(ع) هستیم، امامی كه سلطان بر قلوب است.

 در اولین جلسه این كلاس قرار بر این شد تا در خدمت زندگی عملی حضرت قرار گیریم هر روایتی كه عرض می‌كنیم شیوه و روشی نو و جدید برای خوب زندگی كردن ما باشد در جلد 1 عیون الاخبار ص 628 روایتی از حضرت امام رضا (ع) آمده است كه سند این روایت به امام صادق(ع) باز می‌گردد از امام صادق (ع) سوال ‌شد زاهد در دنیا چه كسی است « سُئِلَ عَنِ الزَّاهِدِ فِی الدُّنْیَا » در دنیا به چه كسی زاهد گفته می‌شود .

 
امام رضا شناسی  (استاد محترم خانم زهره بروجردی)                                                             جلسه 13

در خدمت علی بن موسی الرضا(ع) هستیم، امامی كه سلطان بر قلوب است.

 در اولین جلسه این كلاس قرار بر این شد تا در خدمت زندگی عملی حضرت قرار گیریم هر روایتی كه عرض می‌كنیم شیوه و روشی نو و جدید برای خوب زندگی كردن ما باشد در جلد 1 عیون الاخبار ص 628 روایتی از حضرت امام رضا (ع) آمده است كه سند این روایت به امام صادق(ع) باز می‌گردد از امام صادق (ع) سوال ‌شد زاهد در دنیا چه كسی است « سُئِلَ عَنِ الزَّاهِدِ فِی الدُّنْیَا » در دنیا به چه كسی زاهد گفته می‌شود .

در عرف عامه مردم زاهد كسی است كه بی‌رغبت به دنیا و بی‌تمایل به زندگی مادی باشد یا تعلقات دنیایی به طور كامل بریده و یا خواهان جدا شدن و بریدن از آنها باشد اما امام صادق (ع) چنین تعبیری را برای زاهد بیان نمی‌كنند تعبیر حضرت بسیار دقیق و هوشمندانه است و نگاه افراد را به زاهد تغییر می‌دهد .

حضرت می‌فرماید « الَّذِی یَتْرُكُ‏ حَلَالَهَا مَخَافَةَ حِسَابِهِ وَ یَتْرُكُ حَرَامَهَا مَخَافَةَ عِقَابِهِ‏» «زاهد كسی است كه ترك می‌كند حلال را به خاطر آنكه از حساب و كتاب آن می‌ترسد و ترك می‌كند حرام را زیرا از عقاب آن نگران است .»

اگر سوال شود مگر حلال خدا حساب دارد آن هم حسابی كه خوف در دل ایجاد كند خواهیم گفت پله در عالم هیچ چیز بدون حساب و كتاب نیست حتی مال حلالی كه كسب می‌شود اگر این مال تحت قوانین شرع مصرف و به كارگرفته نشود و به یقین فرد مسرف می‌شود در این عالم هیچ كس مالك هیچ چیزی نیست، چنان نیست كه فردی بگوید من مالك مال خویشم و به هر شكلی بخواهم آن را خرج می‌کنم، مالك آن است كه مرد اجازه جابجایی و انتقال مال را به طور كامل داشته باشد اگر كسی مالك مال خویش باشد باید بتواند بعد از مرگ این مال را از این دنیا به دنیای دیگر منتقل كند در حالیكه افراد حتی مالك كفن خویش نیستند چه آنكه مالك تمام سرمایه‌ای باشند كه آن را كسب كرده‌اند از این رو چنانچه مال از حد نصاب و از شان زندگی افراد افزایش ‌یابد قوانین اسلامی قدم به میدان می‌گذارد و مقداری از آن را به عنوان خمس، زكات ، انفاق ، صدقه و ... از مال جدا می‌کند زاهد كسی است كه از مال حلال دوری می‌كند از آن رو كه می‌ترسد حق آن را به خوبی ادا نكند در كتاب بحار ج 72 ص 126 از قول امام رضا(ع) آمده است :

« أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ النَّارَ ... ذُو ثَرْوَةٍ مِنَ الْمَالِ لَمْ یُعْطِ الْمَالَ حَقَّهُ»

امام رضا (ع) از پدرانش نقل می‌كند پیامبر خدا درباره كسانی كه پیش از همه وارد آتش خواهند شد فرمود: ... توانگری كه حق مال را (در مورد نیازمندان دیگر نیازهای اجتماعی ) ادا نكرده است.

آن كس كه از دادن حقوق مالی سرباز زند در شمار نخستین كسانی است كه وارد جهنم می‌شود حضرت در جایی دیگر می‌فرماید : (كافی ج 3 ص502) « قَالَ إِنَّ صَاحِبَ‏ النِّعْمَةِ عَلَى خَطَرٍ إِنَّهُ یَجِبُ عَلَیْهِ حُقُوقُ اللَّهِ فِیهَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَیَكُونُ عَلَیَّ النِّعَمُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ...فیها ...»

امام رضا (ع) می‌فرماید صاحب نعمت در خطر است پرداختن حقوق خدا در آن نعمت بر او واجب است به خدا سوگند كه خداوند بزرگ نعمتهایی به من می‌دهد و من پیوسته در این باره بیمناكم و دستش را به نشانه اظهار تاسف تكان داد تا آنگاه كه از عهده حقوقی كه خدا بر من واجب كرده است در آیم (و آنها را به اهلش برسانم ) ...

روایات فراوانی در رابطه با مال حلالی وجود دارد كه هر یك توجه فرد را به پرداختن حقوق دیگران در آن مال جلب می‌كند .

مثلا در بحار ج 57 ص 461 آمده است پیامبر (ص) به روایت از امام صادق (ع) :

« جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص- قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ فِی الْمَالِ‏ حَقٌ‏ سِوَى الزَّكَاةِ قَالَ نَعَمْ- عَلَى الْمُسْلِمِ أَنْ یُطْعِمَ الْجَائِعَ إِذَا سَأَلَهُ- وَ یَكْسُوَ الْعَارِیَ إِذَا سَأَلَهُ- قَالَ إِنَّهُ یَخَافُ أَنْ یَكُونَ كَاذِباً قَالَ أَ فَلَا یَخَافُ صِدْقَهُ‏»

مردی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت یا رسول الله آیا در مال حقی جز زكات وجود دارد ؟ حضرت فرمود آری بر مسلمان واجب است كه گرسنه را چون از او خوراك بخواهد سیر كند و برهنه را چون از او جامه بخواهد بپوشاند مرد گفت ممكن است بیم آن داشته باشد كه آن شخص دروغ بگوید.«پیامبر (ص) فرمودند(آیا از راست گفتن او بیمی ندارد ؟)

در روایت اخیر كه از قول پیامبر(ص) نقل شد حضرت فرمودند بر مسلمان واجب است كه چنین كاری بكند پس آنكس كه بر او امری واجب است به یقین باید استطاعت آن امر را داشته باشد مثلا باید توانایی مالی داشته باشد تا بتواند جوابگوی نیاز گرسنه و فقیر باشد اگر روایات ذكر شده را در كنار تعریف زاهد از نظر امام صادق (ع) بگذاریم خواهیم دید كه زاهد در حلال از چه اموری می‌ترسد او می‌ترسد كه در انجام پرداختهای واجب خویش كوتاهی كند زاهد از مال حلال دوری می‌كند تا گرفتار حساب و كتاب آن نشود .

حضرت امام صادق (ع) در ادامه می‌گویند زاهد حرام را ترك می‌كند زیرا از عقوبت آن می‌ترسد هر حرامی عقوبات خاص خود ار به دنبال دارد و تنها شامل عقوبات مالی نمی‌شود از این رو زاهد حرام را ترك می‌كند تا گرفتار عقوبات آن نگردد.

زاهد حلال را به «ما هو حلال» ترك نمی‌كند بلكه مثل سایر مردم می‌خورد ، می‌آشامد زندگی می‌كند اما هریك از این لذات را درحد اعتدال و میانه استفاده می‌كند .

نكته دیگری كه امروز در این جلسه به بررسی آن می‌پردازیم از عیون الاخبار الرضا ج 1 ص629 است .

امام رضا (ع) از پدرانشان نقل می‌كند تا سند روایت به پیامبر (ص) بازگردد حضرت می‌فرمایند : « قَدْ دَبَّ إِلَیْكُمْ دَاءُ الْأُمَمِ مِنْ قَبْلِكُمْ» به سوی شما بیماریهای امتهای گذشته حركت كرده است .

دبّ به معنای جنبنده به حركت درآمده است یعنی درد گذشتگان حركت كرده تا به شما رسیده است درد معمولا زمانی به سراغ افراد می‌آید كه آنها تدابیر امنیتی لازم را اتخاذ نكند و خود را در معرض بیماری قرار دهند آن كس كه سرما می‌خورد حتما خود را درمعرض هوای سرد قرار داده یا در فضایی تردد كرده كه فردی آلوده به ویروس سرماخوردگی درآن فضا بوده است یا آن كسی كه به بیمار ی گوارشی دچار می‌شود در خوردن و آشامیدن رعایت حال خویش را ننموده است حال وقتی حضرت می‌فرمایند بیماریهای گذشتگان به سوی شما حركت كرده است یعنی خود ما زمینه این بیماری را در خود فراهم نموده‌ایم و خود را در معرض آنها قرار داده‌ایم .

حضرت بیماریهای گذشتگان را دو مورد می‌داند و می‌فرماید :1- البغضاء: یعنی دشمنی، كینه توزی ،دوست نداشتن دیگران 2- الحسد : درد حسد دردی است كه از زمان حضرت آدم تا حال و تا آخر زمان خواهد بود .

حضرت امام خمینی در كتاب چهل حدیث در بحث غضب ص 128 می‌فرماید كینه بندگان خدا نسبت به یكدیگر غضب نامیده می‌شود كه این كینه گاهی به كینه نسبت به اولیاء حق و انبیاء نیز ختم می‌شود بلكه حتی تا جایی پیش می‌رود كه انسان كینه باری تعالی را در دل می‌پروراند ..

حضرت امام در ادامه سخن خویش می‌گویند شاید بتوان این مرض را ام امراض نفسانی و كلید هر شری دانست .

در همین كتاب از قول امام صادق (ع) روایتی نقل شده است كه در متن آن چنین آمده است :

« عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُ أَبِی ع یَقُولُ‏ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص رَجُلٌ بَدَوِیٌّ فَقَالَ إِنِّی أَسْكُنُ الْبَادِیَةَ فَعَلِّمْنِی جَوَامِعَ الْكَلَامِ فَقَالَ آمُرُكَ أَنْ لَا تَغْضَبَ فَأَعَادَ عَلَیْهِ الْأَعْرَابِیُّ الْمَسْأَلَةَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ حَتَّى رَجَعَ الرَّجُلُ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ لَا أَسْأَلُ عَنْ شَیْ‏ءٍ بَعْدَ هَذَا مَا أَمَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَّا بِالْخَیْرِ قَالَ وَ كَانَ أَبِی یَقُولُ أَیُّ شَیْ‏ءٍ أَشَدُّ مِنَ الْغَضَبِ إِنَّ الرَّجُلَ یَغْضَبُ فَیَقْتُلُ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ وَ یَقْذِفُ الْمُحْصَنَة»

(مردى از بیابان حضور رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله رسید و عرض كرد یا رسول الله من در بادیه سكونت دارم اكنون سخنان جامعى براى من بیان كنید تا من در بیابان از آنها استفاده كنم رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله به او فرمودند: تند خوئى نكن او سه بار سؤال خود را تكرار كرد و رسول همان پاسخ را دادند، او متوجه شد و گفت: رسول خدا مرا جز به خیر نصیحت نمیكند و سكوت كرد

امام صادق علیه السّلام فرمودند: پدرم میفرمودند: مگر چیزى مهمتر از غضب و تندخوئى میباشد مردى غضب میكند و در حال غضب آدم می‌كشد و مرتكب قتل حرام میگردد، و یا اینكه در اثر تندى زنان پارسا را قذف میكند و آنها را متهم به زنا مینماید)

و در رابطه با بیماری دوم كه حسد است باید بگوییم حسد حالتی است نفسانی كه صاحب آن آرزو می‌كند كه كمالات و نعمات از دیگران سلب شود چه اینكه آن نعمت را خود آن فرد داشته باشد یا نداشته باشد یعنی چه بخواهد این نعمت به خود او برسد با نرسد در روایتی در ج دوم اصول كافی ص 307 آمده است :

«عَنْ یُونُسَ‏ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ یَا ابْنَ عِمْرَانَ لَا تَحْسُدَنَّ النَّاسَ عَلَى مَا آتَیْتُهُمْ مِنْ فَضْلِی وَ لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَى ذَلِكَ وَ لَا تُتْبِعْهُ نَفْسَكَ فَإِنَّ الْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِی صَادٌّ لِقَسْمِیَ الَّذِی قَسَمْتُ بَیْنَ عِبَادِی وَ مَنْ یَكُ كَذَلِكَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَیْسَ مِنِّی»

(داود رقى گوید: امام صادق علیه السّلام روایت میكند كه رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: خداوند متعال به موسى بن عمران وحى فرستاد و گفت: اى موسى! بر بندگان من به خاطر لطفى كه به آنها كرده‏ام حسادت نكن. اى موسى دیدگان خود را بطرف آنها ندوز و خود را تابع دیدگان قرار نده، كسانى كه حسود هستند به نعمتهاى من كفران می‌ورزند، آنها جلوی روزیی‏هائى كه بین مردم تقسیم كرده‏ام سد می‌كنند، هر كس چنین باشد نه من با وى می‌باشم و نه وى با من خواهد بود)

اگر سرگذشت امتهای گذشته را بررسی كنیم خواهیم دید این دو بیماری نفسانی در هر یك از امتها سبب نزول بلایای آسمانی شده است امتی به سبب حسد و كینه توزی با سیل نابود شدند گروهی سنگ باران شدند امت دیگر با بادهای تند از میان برداشته شدند و ... اگر شما سوال كنید امت آخر زمان با این بیماریها گرفتار چه عذابی شده‌اند من درجواب خواهم گفت «یلبسكم شیعا تفرقه» لباسی از تفرقه برتن ملت آخر الزمان شده است حسد و كینه توزی در ابتدا دلهای شیعیان را از هم دور می‌كند و درنهایت جسم آنها را از یكدیگر دور می‌سازد در عصر حاضر بسیار اتفاق می‌افتد كه افراد حوصله رفت و آمد و صله رحم ندارند ارتباطات به شكل ظاهری وسطحی درآمده  است مردم از عمق نگرانی و اضطراب یكدیگر بی‌خبرند و چون خبر دار شدند قدمی برای رفع نگرانی یكدیگر برنمی‌دارند .

اگر شما سوال كنید ما نمی‌خواهیم گرفتار عذاب این دو درد شویم و یا اگر خدای ناخواسته تاكنون گرفتار شده‌ایم امروز كه متوجه این مصیبت شده‌ایم قصد رهایی از آنها را داریم برای رهایی از این مصیبت چه باید كرد .

در جواب می‌گوییم در عیون الاخبار ج 1 ص444 تا ص454 روایتی آمده است كه حضرت علی بن موسی الرضا خصوصیات امام هر زمانی را در این چند صفحه بیان می‌كنند یكی از آن خصوصیات آن است كه (وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ‏ لَا یَجْهَلُ‏ رَاعٍ لَا یَنْكُلُ) امام عالمی است كه هیچ گاه گرفتار جهل نمی‌شود و چوپانی است كه هیچ گاه امتناع نمی‌ورزد .

یعنی امام نه تنها عالم به نعماتی است كه خدا در اختیار بنده قرار داده و چوپان و نگهبان آن نعمات است بلكه او از بیماری افراد آگاه است امام طبیب دوّاری است كه به بیماران خود سر می‌زند او می‌داند تمام بیماریهای روحی انسان ناشی از جهالت اوست و چون جاهل است جهلش به او اجازه نمی‌دهد تا برای مداوا به طبیب مراجعه كند از این رو امام خودش به سراغ بیمار می‌رود حتی اگر ما گزارشی از بیماری خویش به ایشان ندهیم و جود مقدس امام از لایه‌های درونی قلوب افراد آگاهند، و امام چون بنده را نیازمند كمك ببیند برخود واجب می‌داند كه به او كمك كند تمام امور امت بر امام منكشف است و نیازی نیست تا بیمار از بیماریهای خویش پرده‌برداری كند امام به محض ابراز نیاز بندگان درمان خویش را شروع می‌كند این درمان‌، گاه مهری و گاه قهری است .

همچنین امام چوپانی است كه امتناع نمی‌كند در كلاس مثنوی عرض كردیم در روزگار حضرت موسی ، زمانی كه او چوپانی می‌كرد روزی یكی از گوسفندانش او گم شد حضرت موسی یك شبانه روز به دنبال او گشت وقتی گوسفند را یافت به نوازشش پرداخت ‌گفت تو آنقدر راه رفتی كه خسته شدی و اذیت شدی موسی به گوسفند گفت اگر تو چیزی می‌خواستی از ما طلب می‌كردی چرا از گله جدا شدی؟

خداوند سبحان چون برخورد موسی را با گوسفند دید به او گفت تو را پسندیدم كه پیامبرت كنم تمام پیامبران یك دوره چوپانی دارند امام زمان (عج) نسبت به تك تك ما چون چوپانی است كه هر لحظه نگران حال بندگان است تا از جمع صالحه عقب نمانند و در عالم ماده گم و حیران نشوند امام در هیچ حال از هدایت نوع بشر امتناعی نمی‌ورزد حتی اگر بندگان از ارتباط با امام امتناع كنند او از آنها امتناع نمی‌ورزد، پس تنها كسی كه می‌تواند در درمان و بهبود بیماریهای منتقل شده از امم گذشته به ما یاری كند، امام است شاید ما هیچ بغض و حسدی را اختیار نكرده باشیم اما گویا بیماریهای روحی چون بیماریهای جسمی مانند ژن از نسلی به نسلی منتقل می‌شود هر یك ازما باید خود را چون بنده‌ای تسلیم شده در دستان مبارك امام زمان قرار دهیم و از او كه چون چوپانی مهربان نسبت به امت است طلب كنیم تا در درمان بیماریهای ما دستی به دعا بلند كند زیرا اگر خدای نخواسته با اثر این بیماریها دچار تفرقه شویم و از امام زمانمان محجور بمانیم انواع بلاهای زندگی در دنیا و آخرت به ما رو می‌كند . از امام زمان می‌خواهیم تا ما را از این تهدیدها در امان بدارد .

 
هدیه به پیشگاه مطهر امام رضا علیه السلام صلوات



جلسه 14

به لطف حضرت حق توفیق مجددی نصیب ما شد تا در خدمت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) قرار بگیریم بحثی که امروز در کتاب عیون الاخبار جلد1 صفحه‌ی 646 در خدمت آن هستیم جایگاه مؤمن نزد آسمانیان است در روایتی از این کتاب نقل شده است که این روایت به گفته علی بن موسی الرضا(ع) به اما صادق(ع) بر می‌گردد.

حضرت فرمودند در شبی کاملاً مهتابی و نورانی جماعتی از دوستان امام صادق(ع) گرد ایشان جمع شده بودند. از حضرت پرسیدند: « یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ أَدِیمَ هَذِهِ السَّمَاءِ وَ أَنْوَرَ هَذِهِ النُّجُومَ وَ الْكَوَاكِب‏» این نیلگونی آسمان چقدر زیبا است و نور ستارگان و کوکب بسیار درخشنده است.

امام صادق(ع) فرمودند: « إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ هَذَا وَ إِنَّ الْمُدَبِّرَاتِ الْأَرْبَعَةَ جَبْرَئِیلَ وَ مِیكَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ وَ مَلَكَ الْمَوْتِ ع یَنْظُرُونَ إِلَى الْأَرْضِ فَیَرَوْنَكُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ فِی أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ نُورُكُمْ إِلَى السَّمَاوَاتِ وَ إِلَیْهِمْ أَحْسَنُ مِنْ نُورِ هَذِهِ الْكَوَاكِبِ وَ إِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ كَمَا تَقُولُونَ مَا أَحْسَنَ أَنْوَارَ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِین‏»

امام در پاسخ فرمودند: شما چنین می‌گویید اما فرشتگان مدبر و کارگزار جبرئیل، میکائیل و اسرافیل و قابض الارواح از فراز آسمان به شما و برادرنتان نگاه می‌کنند (انعکاس) نور شما (مؤمنین طرفدار اهل بیت) به آسمان و ایشان بسیار روشن‌تر از انوار این ستارگان است ستارگان آسمان نیز درباره‌ی شما می‌گوید چه نیکوست نور این مؤمنان در ملکوت.

در توضیح این روایت باید بگوئیم: به نظر مؤمنین ماه و ستارگان زیبا هستند در حالیکه ملائک مدبر زمین که 4 ملک هستند از نور مؤمنین زمین تعجب می‌کنند هریک از این چهار ملک موکل امری از امور زمین و زمینیان را بر عهده دارند. جبرئیل ملک موکل علم است و هر علمی از آسمان به زمین نازل می‌شود توسط جرئیل به زمینیان می‌رسد، میکائیل موکل رزق است روزی‌های افراد اعم ار مادی و معنوی توسط این ملک از عرش به فرش می‌آید. اسرافیل ملک موکل حیات است این ملک همان است که به نطفه روح می‌بخشد و به اذن حق حیات در نطفه می‌دمد و عزرائیل ملک موت است. وقتی این چهار ملک از آسمان به زمین می‌نگرند نور مومن را زیباتر از نورهایی می‌بینند که در آسمان هست و در شب آسمان می‌درخشد.

حضرت به دوستان خود می‌گویند شما در زمین نور ستارگان آسمان زا می‌بینید و آنها همیشه نور شما را می‌بینند « مَا أَحْسَنَ أَنْوَارَ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِین » چقدر زیباست نور این گروه از مؤمنین.

 در حقیقت نور مؤمن نوری است که 4 ملک مدبر امور زمین جهت این نور تعجب می‌کنند. اهل لغت می‌دانند که ما احسن صیغه‌ی تعجب در لسان عرب است یعنی آنچه سبب تعجب می‌شود نور مؤمن آنقدر شعاع دارد که تا آسمانها بالا می‌رود و سبب تعجب ملائکه می‌گردد. حضرت امام صادق(ع) در سخن خود نگفته‌اند نور مؤمن تا سماء (آسمان) بالا می‌رود بلکه فرموده‌اند: تا سماوات (آسمانها) بالا می‌رود. یعنی شدت این نور چندان است که از آسمان اول و دوم و سوم که عبور می‌کند.

در عربی عدد جمع از سه و از سه بالاتر است وقتی حضرت می‌فرمایند: تا سماوات بالا می‌روند یعنی به یقین از سه آسمان اول و دوم و سوم عبور می‌کند. نور مؤمن نوری است که موانع را در هم می‌شکند و فواصل طولانی را پشت سر می‌گذارد.

 از این روایت به آسانی نباید گذر کرد زیرا وقتی 4 ملک مقرب از نور مؤمنین زمین چنان تعجب می‌کنند که عبارت « مَا أَحْسَنَ أَنْوَارَ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِین » را بر زبان می‌آورند. باید دید که مؤمنین باید از چه ویژگی‌هایی برخوردار باشند که ملائک از این الفاظ استفاده می‌کنند زیرا ملائک مقرب، انبیاء مرسل، شهداء و اولیاء الله را دیده‌اند یعنی آنها انوار گوناگونی را دیده‌اند اما در عین حال نسبت به نمایش نور مؤمن اظهار تعجب می‌کنند. تعجب اهل آسمان مانند تصور گروهی از بندگان ظاهری و صوری نیست بلکه آنان حقیقت وجودی مؤمن را می‌بینند.

در رابطه با نور می‌گوئیم نور مظهر للغیر است یعنی تاریکی ها را برای همه کنار می‌زند اگر نور حقیقتاً نور باشد باید با سرعت غیر قابل تصور حرکت کند از این رو نور مؤمن با سرعتی عجیب فاصله را پشت سر می‌گذارد و به آسمان‌ها می‌رسد پس این نور باید در کلیه‌ی امور زندگی مؤمن تاثیر گذار باشد به او بصیرتی عطا کند که آن بصیرت فرقانی برایش ایجاد ‌کند و او را نه تنها از خطا و اشتباه دور کند بلکه میان دو امر خوب و خوبتر بدون هیچ شک و تردیدی خوبتر را برگزینند و در میان بد و بدتر، بد انتخاب او باشد مثلاً در قیاس امور مادی و معنوی تردیدی در برتری امور معنوی نداشته باشد.

 ما در یکی از کلاس‌ها به روایتی اشاره کردیم که پیامبر(ص) 103 خصلت برای مؤمن بیان کردند که هر یک از این خصلت‌ها به پشتوانه‌ی همان نوری است که خداوند سبحان به مومن عطا می‌کند و از میان امور بهترین‌ها را انتخاب می‌کند ما از میان آن خصلت‌ها تنها به تعدادی اشار می‌کنیم تا متوجه شویم که کدام مؤمن از این نور برخوردار است و کدام نور مؤمن را به این جایگاه می‌رساند. روایتی در ج1 بحار الانوار ص145 در بحث ایمان و کفر مطرح شده که رسول خدا 103 ویژگی برای مؤمن مطرح می‌کند.

. . . رسول خدا(ص) فرمودند: مؤمن به کمال نمی‌رسد مگر اینکه در او صد و سه خصلت باشد که این خصال باید در نیت و فعل و اعمال و کردار و ظاهر و باطن فرد مؤمن وجود داشته باشد.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: یا رسول الله این یک صد و سه را برای ما بیان فرمائید، فرمودند: ای علی از صفات مؤمن این است که فکر و اندیشه‌ی او همواره در جولان و تحرک باشد و آشکارا به ذکر خداوند مشغول گردد و در اعمال خود خالص باشد.

عملش زیاد و حلمش بزرگ باشد، در منازعه با خوش زبانی برخورد کند و حسن بیان را از دست ندهد، با مراجعه کنندگان خوش رفتاری نماید، دلش باز باشد و از مراجعه کنندگان خسته نگردد و خود را برتر از دیگران نداند و خویشتن را کوچک بشمارد.

اگر می‌خندد از خندیدن بلند خودداری کند و فقط تبسم نماید، و اگر در جایی و اجتماعی شرکت می‌کند باید قصدش یادگرفتن باشد، غافلان را به یاد خدا بیاورد، و جاهلان را دانش بیاموزد، اگر کسی او را آزار داد در صدد آزار او نباشد.

در صورتی که مطلبی را نمی‌فهمد و یا به او مربوط نیست در آن شرکت نکند، به مصیبت دیدگان شماتت روا ندارد، از احدی غیبت نکند، از محرمات دوری گزیند، در شبهات وارد نشود، به مردم سود برساند و بخشنده باشد، آزارش به کسی نرسد، و از غریبان دلجوئی کند. از یتیمان پدری نماید، چهره‌اش شادمان و روشن و بشاش باشد، حزن و اندوه خود را در دل نگه دارد از فقر و ناداری خوشحال گردد، شیرین‌تر از شهد باشد، محکم‌تر از سنگ خارا باشد، رازی را فاش نکند، پرده‌ای را ندرد با آرامش حرکت نماید و راه برود و ... .

روایت دیگری از عیون الاخبار ص299 با هم دنبال می‌کنیم این روایت در رابطه با اسامی خداوند سبحان است. روایت از صفحه‌ی 293 شروع می‌شود و ادامه می‌یابد، فردی به نام حسین بن خالد می‌گوید امام رضا(ع) فرمودند: خدوند دانایت کناد ! بدان که خدا قدیم و ازلی است و این صفت حضرت حق را تنها فرد عاقل می‌فهمد که چیزی قبل از خدای سبحان نبوده است.

روایت ادامه می‌یاید و حضرت علی بن موسی الرضا(ع) اسامی دیگری چون عالم، قائم، خبیر، لطیف و . . . را توضیح می‌دهند تا به اسم ظاهر خداوند سبحان می‌رسند و بحث ما امروز همین نام حضرت حق است. حضرت می‌فرمایند: خدای سبحان ظاهر است به این جهت است که « ذَلِكَ لِقَهْرِهِ وَ لِغَلَبَةِ الْأَشْیَاءِ وَ قُدْرَتِهِ عَلَیْهَا » خدا ظاهر است یعنی قادر بر همه چیز است یعنی هر چیزی که در تصور انسان جای می‌گیرد حتماً خداوند سبحان بر آن غلبه دارند. حضرت می‌فرمایند: ظاهر به این معنی نیست که فرد بر چیزی سوار شود و بر آنها بنشیند و یا از آنها بالا برود. بلکه نام ظاهر حق به این جهت است که خدا بر هر چیزی چیره و قاهر است و بر همه چیز غلبه یافته است و قادر بر همه چیز است. بعد از این حضرت علی بن موسی الرضا(ع) مثال و در توضیح اسم ظاهر حق می‌گویند: « ظَهَرْتُ عَلَى أَعْدَائِی‏ » «یعنی بر دشمنان خود پیروز شدم» اگر غلبه بر دشمن به این معناست که دیگر دشمن ظهوری ندارد و آنچه هست و آنکس که دیده می‌شود شخص پیروز است.

با این توضیح وقتی می‌گوئیم خداوند ظاهر است یعنی روی هر چیز فقط چهره‌ای از نقش محبوب دیده می شود یعنی تنها بر روی آن چیز خدایی خدا جلوه می‌کند.

در قرآن سوره‌ی مبارکه‌ی نور آیه‌ی 35 آمده است: « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏‏ » « خداوند نور آسمانها و زمین است؛ » 

خدایی که سایه‌اش روی همه‌ی اشیاء هست یعنی ما در عالم به هر چیز نگاه می‌کنیم قبل از آنکه آن شخص و یا آن موجود را ببینیم به هر چیز می‌نگریم اول نور حق را بر آن می‌بنیم و بعد آن چیز به چشم ما می‌آید. اگر زمانی امری به ما واگذار می‌شود و ما قبل از انجام گمان می‌کنیم در انجام این امر ناتوانیم، در حقیقت نام ظاهر خداوند سبحان را بر خویش ندیده گرفته‌ایم وگرنه خداوند منزه از آن است که در انجام کاری ناتوان باشد. اگر خدا ظاهر بر بنده باشد بنده مغلوب اوست و حضرت حق غالب. خداوند با جلوه‌ی نام ظاهر خویش بر بندگان غلبه می‌کند. پس در هر حالتی خدا باید دیده شود. حول و قوه‌ هر کاری از آن حضرت حق است.«لا حول و لا قوة الا بالله»

امام رضا وجه دیگری را برای نام ظاهر حضرت حق بیان می‌کنندمی‌فرمایند: « وَ وَجْهٌ آخَرُ وَ هُوَ أَنَّهُ وَ هُوَ الظَّاهِرُ لِمَنْ أَرَادَهُ لَا یَخْفَى عَلَیْهِ شَیْ‏ءٌ وَ أَنَّهُ مُدَبِّرٌ لِكُلِّ مَا یَرَى فَأَیُّ ظَاهِرٍ أَظْهَرُ وَ أَوْضَحُ أَمْراً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى فَإِنَّكَ لَا تَعْدَمُ صَنْعَتَهُ حَیْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ فِیكَ مِنْ آثَارِهِ مَا یُغْنِیكَ وَ الظَّاهِرُ مِنَّا الْبَارِزُ بِنَفْسِهِ وَ الْمَعْلُومُ بِحَدِّهِ فَقَدْ جَمَعَنَا الِاسْمُ وَ لَمْ یَجْمَعْنَا الْمَعْنَى‏ »

حضرت می‌فرمایند خدا برای هر کس که او بخواهد ظاهر است و هیچ چیز بر خدا پوشیده نیست و تدبیر هر چیزی که دیده می‌شود به دست اوست، پس چه ظاهری از خداوند ظاهرتر و آشکارتر است. تو به هرجا رو کنی، مصنوعات و مخلوقات او را می‌بینی و در وجود خودت نیز آثاری از او هست که برای تو کافی است.

در توضیح این قسمت از سخن حضرت می‌گوییم، هرکس خداوند را اراده کند خدای سبحان بر او پوشیده نیست « أَنَّهُ وَ هُوَ الظَّاهِرُ لِمَنْ أَرَادَهُ » اگر کسی اراده‌ی وصال به حق را بکند خدا بر او ظاهر است پشت پرده و پنهان نیست هر کس که میلش رسیدن به حق است خدا بر او پنهان نیست کافی است بنده اراده‌ی وصال به نام ظاهر حق را بکند، اسم ظاهر، بما هو ظاهر ظهور دارد و نیازی به جستجو کردن و دنبال گشتن ندارد فقط کافی است میل وصال در ما باشد.

بحث اسم ظاهر حضرت حق هنوز از نگاه امام رضا ادامه دارد اجازه بدهید این موضوع را در جلسه‌ی بعد ادامه بدهیم.

هدیه به پیشگاه مطهر امام رئوف علیه السلام صلوات





نوع مطلب : امام رضا ع شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 12 آبان 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است