۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن
حجت‌الاسلام رضا رمضان‌نرگسی/ پاسخ به شبهه (2)؛
نقش‌آفرینی مردم در نظام ولایی
رفتار سیاسی در جامعه‌ی شیعی نتیجه‌ی شکل‌گیری نوعی از جامعه‌ی ولایی است که دارای سه ضلع امت ولایی و ولایت‌مدار، رهبری ولایی (ولایت فقیه) و مکتب ولایی است و این سه ضلع همچون سه عنصر مورد نیاز یک پیکر انسان ساخته‌ی دست قدرتمند الهی (جسم، روح و مغز) در یکدیگر تنیده است.
ر یک نگاه
· نقش‌آفرینی توده‌های مردم در سیاست در اندیشه‌ی سیاسی تشیع بر سه پایه‌ی تبری و تولی و مسئولیت همگانی استوار است.
 
· در اندیشه‌ی سیاسی تشیع، نخبگان وظیفه دارند تا با نهادینه کردنِ عنصر امر به معروف و نهی از منکر، این فریضه را به‌صورت یک نهاد نظارتی تمام‌عیار در ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، سامان دهند.
 
· خداوند می‌خواهد که مردم در زمان غیبت، خود طالب حکومت ولی‌فقیه عادل باشند.
 
· مشارکت سیاسی در غرب یک عمل اجتماعی-سیاسی است، در حالی که در اندیشه‌ی شیعه، مشارکت سیاسی یک عمل کاملاً عبادی است.
 
 
گروه سیاسی اندیشکده برهان/حجت‌الاسلام رضا رمضان‌نرگسی؛ در پاسخ به این مدعا که «ولایت فقیه و حقوق مردم مانند دو خط موازی هستند که هرگز به هم نمی‌رسند.» در قسمت اول مطلب، «استیفای حقوق مردم در سطح نخبگان» مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت، به مدعای مذکور از حیث «رابطه‌ی ولایت فقیه با آحاد عمومی جامعه‌ی شیعی» پاسخ گفته می‌شود.
 
در اندیشه‌ی سیاسی تشیع، با توجه به احادیث زیادی که به ما رسیده، توده‌های مردم نقش اساسی در تشکیل و حفظ نظام سیاسی ایفا می‌کنند، تشریح این نقش، مقدمه‌ای نسبتاً طولانی لازم دارد که در اینجا سعی می‌شود به‌صورت بسیار خلاصه مطرح شود:
 
نقش‌آفرینی آحاد مردم در سیاست در اندیشه‌ی سیاسی تشیع بر سه پایه‌ی تبری و تولی و مسئولیت همگانی استوار است که ذیلاً به‌صورت بسیار مختصر شرح داده می‌شود:
 
تبری: طبق احادیث متعدد، یکی از تکالیف دینی شیعیان این است که از حکومت‌هایی که در رأس آن‌ها امام معصوم یا نایب او قرار ندارد، به اشکال مختلف تبری و بیزاری جسته و از هرگونه همکاری و معاشرت با آن‌ها خودداری ورزند.[1]به عبارت دیگر، شیعه همانند اعمال عبادی، وظایف دینی سیاسی و اجتماعی دارد؛ یعنی دین برای او مدل خاصی از حکومت را به‌عنوان یک وظیفه‌ی دینی تعیین کرده است و اساساً هدف از بعث رسل و ارسال کتب و میزان، حرکت توده‌ها به‌سوی حاکمیت عدالت و قسط است: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ.[2] بنابراین شیعه هیچ حکومتی را به رسمیت نمی‌شناسد؛ چه آن حکومت استبدادی باشد و چه الگاریشی، اریستوکراسی، لیبرال‌دموکراسی، سوسیال‌دموکراسی و یا...
 
عمل سیاسی شناسایی، محبت و اطاعت از روی محبت و رغبت از امام جامع‌الشرایط، نزد شیعیان هیچ تفاوتی با یک عمل عبادی محض نباید داشته باشد، بلکه باید تمام با نیت قربه‌الی‌الله انجام گیرد.
 
تولی: طبق دستورات شرعی، به شیعیان تکلیف شده که در امور اجتماعی خود، به امام و در زمان غیبت به نواب عام امام زمان (مجتهدان جامع‌الشرایط) مراجعه کنند و اطاعت از این مجتهدان را اطاعت از امام معصوم و اطاعت از امام معصوم را اطاعت از خداوند دانسته و همانند تمامی اعمال، اعم از عبادی مثل نماز و روزه و سیاسی مثل انتخاب امام و اطاعت از امام در امور سیاسی، عکس‌العمل نشان دادن در جریانات سیاسی و اجتماعی، مثل تحصیل، شغل و... به آن ملتزم باشند.[3]
 
طبق احادیث وارده از ائمه‌‌ی معصومین، بر شیعیان واجب است که امام و رهبر جامع‌الشرایط را شناسایی کنند، به او محبت داشته باشند و تلاش کنند امور سیاسی و اجتماعی جامعه در دستان باکفایت او قرار گیرد[4] و همان‌طور که در حدیث مشهور حضرت فاطمه (س) آمده، مَثَل امام، مَثَل کعبه است. لذا همان‌گونه که مردم نزد کعبه می‌روند، شیعیان باید نزد امام خود بیایند.[5] لسان این نوع روایات به‌گونه‌ای است که عمل سیاسی شناسایی، محبت و اطاعت از روی محبت و رغبت به امام جامع‌الشرایط، نزد شیعیان هیچ تفاوتی با یک عمل عبادی محض نباید داشته باشد، بلکه باید تمام با نیت قربه‌الی‌الله انجام گیرد.
 
بنابراین همان‌طور که شیعیان وظیفه دارند اعمال عبادی را انجام دهند، همان‌طور نیز به‌عنوان وظیفه‌ی دینی بر خود لازم می‌بینند که رهبر جامع‌الشرایط را شناسایی کنند، نسبت به او محبت بورزند و در صورت امکان، در تصدی امور سیاسی یاری‌اش نمایند و در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت ورزند. به این معنا که همواره در صحنه حضور داشته و نسبت به حکومت خیرخواهی داشته باشند و از روی خیرخواهی، حکومت را نصیحت کنند و همواره همکاری و همراهی با جماعت حق را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار دهند.
 
مسئولیت همگانی: در اندیشه‌ی سیاسی تشیع، نخبگان وظیفه دارند تا با نهادینه کردنِ عنصر امر به معروف و نهی از منکر،[6] این فریضه را به‌صورت یک نهاد نظارتی تمام‌عیار در ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، سامان دهند و رابطه‌ی بین مردم با مردم و مردم با دولت را براساس این نهاد اجتماعی و سیاسی تنظیم کنند. علاوه بر اینکه خیرخواهی نسبت به امام مسلمین و طرفداری همیشگی از جبهه‌ی حق و همراه بودن با جماعت حق، از دیگر وظایف اصلی اجتماعی شیعیان است.[7] تشیع در این مسیر، هیچ امتیاز مادی را به رسمیت نمی‌شناسد، چه افتخار خونی و خویشاوندی و چه طبقاتی؛ به‌طوری‌که پایین‌ترین طبقات اجتماعی همانند بالاترین طبقات، از موقعیت یکسانی برخوردار خواهند بود.[8]
 
خلاصه آنکه شکل‌گیری قدرت سیاسی در اندیشه‌ی شیعه به این شکل است که صفات و ویژگی‌های ولی‌فقیه از جانب خداوند تعیین می‌شود و شخص وی از جانب توده‌های مردم مورد پذیرش واقع شده و سپس به اعمال حاکمیت و ولایت می‌پردازد. در واقع تجلی بارز مشروعیت الهی-مردمی در نقش ولایت فقیه مشاهده می‌شود. از آنجا که نقش مزبور از اهمیت ویژه و جایگاه بسیار خطیر، چه از حیث دینی و چه از حیث دولتی برخوردار است، بنابراین باید در تعیین آن، از راهکارهای مختلفی جهت پیشگیری از انحراف، استفاده کرد.
 
بر همین اساس، مجلس خبرگان با آرای مردم شکل گرفته و سپس به وکالت از ملت، ولی‌فقیه را انتخاب و بر او نظارت می‌کند. البته ملت در هر حال، براساس «المومنون بعضهم اولیاء بعض» و «کلکم راع و کلهم مسئول عن رعیته»، باید بر کلیه‌ی نهادهای قدرت، نظارت داشته و از باب «النصیحه لائمه المسلمین»، از وقوع انحراف پیشگیری نمایند. نکته‌ی دیگر آنکه مجلس خبرگان در صورت ظهور عالم دینی دیگری که از ولی‌فقیه موجود شایسته‌تر باشد، می‌تواند آن را جایگزین نماید. بنابراین سیستم تاریخی در جامعه‌ی شیعی، که با ظهور اعلم و اصلح، توده‌های مردم به اختیار خود به او عدول می‌کردند، به حال خود باقی می‌ماند و لطمه‌ای به آن وارد نمی‌شود، بلکه فقط نهادینه‌ شده و از هرج‌ومرج رهایی یافته و از خطر انحرافات مقطعی مصون می‌شود.[9]
 
و همان‌طور که شهید صدر نیز تصریح و تأکید کرده، نظارت‌های اجتماعی و تأکید اسلام بر بیعت، که در این زمان به شکل رفتار رأی‌دهی و سیستم انتخابات (نظارت امت) و لزوم مشورت با متخصصان، بروز می‌کند، نقش اساسی در توزیع قدرت دارد. شهید صدر این کار را همان استخلاف انسان از خداوند معرفی می‌کند؛ یعنی هدف خداوند از انزال کتب و ارسال رسل، این است که انسان‌ها به اختیار خود به قسط قیام کنند. یعنی بهترین‌ها را برای اداره‌ی جامعه برگزینند.[10]
 
تفاوت رفتار سیاسی مردم در اندیشه‌ی تشیع با رفتار سیاسی مردم مغرب‌زمین در این است که رفتار سیاسی مردم در غرب، تنها یک رفتار اجتماعی صرف است که زمان‌مند (موقت) و مکان‌مند است؛ یعنی به ایام انتخابات و پای صندوق‌های رأی محدود می‌شود.
 
مقایسه‌ی حقوق آحاد مردم در دموکراسی غربی و مردم‌سالاری دینی
 
1.      قرآن در سوره‌ی حدید می‌فرماید: «به‌راستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آن‌ها کتاب وترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند... تا خدا معلوم بدارد چه کسی در نهان، او و پیامبرانشرا یاری می‏کند. آری خدا نیرومند شکست‌ناپذیر است.»[11] آری رمز توزیع قدرت در اندیشه‌ی سیاسی شیعه، همان رمز حکمت خلق انسان، یعنی فراهم کردن زمینه‌ی تکامل از روی اختیارِ آزاد اوست. اسلام به همان اندازه که حکومت‌های ظالم و غاصب را نمی‌پذیرد (حال چه دموکراسی باشند و چه استبدادی)، به همان اندازه نیز دنبال برپایی حکومت الهی توسط توده‌های مردم است (نه نخبگان به تنهایی). خداوند می‌خواهد مردم، خود به قسط قیام کنند. همچنین در جای دیگری قرآن می‌فرماید: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَفُرَادَی»[12] و از مردم می‌خواهد از قلّت عدد نترسند، بلکه برای خدا قیام کنند؛ چه یک نفر یا دو نفر باشند. لذا خداوند می‌خواهد که مردم در زمان غیبت، خود طالب حکومت ولی‌فقیه عادل باشند. اینجاست که رمز تأکید امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای بر حضور حداکثری مردم در صحنه، روشن می‌شود.
 
2.      تفاوت دوم رفتار سیاسی مردم در اندیشه‌ی تشیع با رفتار سیاسی مردم مغرب‌زمین، در این است که رفتار سیاسی مردم در غرب، تنها یک رفتار اجتماعی صرف است که زمان‌مند (موقت) و مکان‌مند است؛ یعنی به ایام انتخابات و پای صندوق‌های رأی محدود می‌شود. اما توجه به نخبگان در نزد شیعه، فارغ از زمان و مکان بوده و در سرتاسر زندگی شیعیان گسترده است؛ به‌طوری‌که چه در خلوت و چه در جلوت، او یک فرد سیاسی و در حال مشارکت سیاسی است، زیرا در این اندیشه، سیاست با دیانت پیوند ناگسستنی خورده است.
 
 
3.      مشارکت سیاسی در غرب یک عمل اجتماعی و سیاسی است، در حالی که در اندیشه‌ی شیعه، مشارکت سیاسی یک عمل کاملاً عبادی است؛ به‌طوری‌که اگر کسی بدون امام بمیرد، کافر مرده است[13] و برای همین است که رسول خدا (ص) در اجتماع عمومی مردم عادی، حضرت علی (ع) را به امامت معرفی می‌کند تا مردم را به وظایف دینی‌شان آگاه کند، والا اگر می‌خواست صرفاً یک جانشین سیاسی تعیین کند، تعیین جانشین در نزد نخبگان (بزرگان و اشراف مکه و مدینه) کافی و بلکه کاراتر بود؛ چراکه در فضای قبیله‌سالاری آن روز، مردم عادی کاره‌ای نبودند و این سران قبایل بودند که تصمیمات را می‌گرفتند.
 
4. در غرب، بین مردم و نخبگان سیاسی، هیچ‌گونه پیوند عاطفی مشاهده نمی‌شود و لزومی هم ندارد؛ در حالی که طبق اندیشه‌ی سیاسی تشیع، نهایت درجه‌ی پیوند عاطفی بین مردم و نخبگان سیاسی برقرار است. شاید برای همین است که پیامبر در روز غدیر، از کلمه‌ی مولا به جای امام، فرمانروا یا الفاظ مشابه که صرفاً از آن حکومت فهمیده شود، استفاده کرد، زیرا کلمه‌ی مولا به معنای فرمانروایی خشک نیست، بلکه به معنای نوعی از سرپرستی همراه با عشق، محبت، دوستی و آمادگی همه‌جانبه برای یاری رساندن است.
 
نتیجه آنکه رفتار سیاسی در جامعه‌ی شیعی، نتیجه‌ی شکل‌گیری نوعی از جامعه‌ی ولایی است که دارای سه ضلع امت ولایی و ولایت‌مدار، رهبری ولایی (ولایت فقیه) و مکتب ولایی است و این سه ضلع همچون سه عنصر مورد نیاز یک پیکر انسان ساخته‌ی دست قدرتمند الهی (جسم، روح و مغز) در یکدیگر تنیده شده است.[14] لذا به‌جرئت می‌توان گفت که دو خط موازی واقعی دموکراسی غربی و حقوق مردم است و ولایت فقیه و حقوق مردم در جامعه‌‌ی شیعه، یک دو خط منطبق بر هم است.
 
 
پی نوشت ها
 
[1]. حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج 17، ص 177 تا 183. لازم به ذکر است از 17 حدیث که با مضامین مشابه وارد شده، 7 حدیث صحیحه بوده و 4 حدیث موثقه است که یکی به‌عنوان نمونه ذکر می‌شود: «وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَشِیرٍ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّهُ رُبَّمَا أَصَابَ الرَّجُلَ مِنَّا الضِّیقُ أَوِ الشِّدَّةُ فَیُدْعَى إِلَى الْبِنَاءِ یَبْنِیهِ أَوِ النَّهَرِ یَکْرِیهِ أَوِ الْمُسَنَّاةِ یُصْلِحُهَا فَمَا تَقُولُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا أُحِبُّ أَنِّی عَقَدْتُ لَهُمْ عُقْدَةً أَوْ وَکَیْتُ لَهُمْ وِکَاءً وَ إِنَّ لِی مَا بَیْنَ لَابَتَیْهَا لَا وَ لَا مَدَّةً بِقَلَمٍ إِنَّ أَعْوَانَ الظَّلَمَةِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی سُرَادِقٍ مِنْ نَارٍ حَتَّى یَحْکُمَ اللَّهُ بَیْنَ الْعِبَادِ» (الکلینی، الکافی، ج 1، ص 67) متن کامل حدیث: محمد بن یحیى، عن محمد بن الحسین، عن محمد بن عیسى، عن صفوان بن یحیى، عن داود بن الحصین، عن عمر بن حنظلة قال: سألت أبا عبد الله علیه السلام عن رجلین من أصحابنا بینهما منازعة فی دین أو میراث فتحاکما إلى السلطان وإلى القضاة أیحل ذلک؟ قال: من تحاکم إلیهم فی حق أو باطل فإنما تحاکم إلى الطاغوت، وما یحکم له فإنما یأخذ سحتا، وإن کان حقا ثابتا له، لأنه أخذه بحکم الطاغوت، وقد أمر الله أن یکفر به قال الله تعالى: «یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاکَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن یَکْفُرُواْ بِهِ» (نساء، آیه‌ی 60)
[2]. سوره‌ی حدید، آیه‌ی 25.
[3]. رک: حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج 27، ص 13؛ الشیخ الصدوق، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 8؛ کلینی، الکافی، ج 7، ص 412 و الشیخ الطوسی، تهذیب الأحکام، ج 6، ص 218. به‌عنوان نمونه، یکی از این احادیث ذکر می‌شود: «ینظران [إلی] من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا وعرف أحکامنا فلیرضوا به حکماً فإنی قد جعلته علیکم حاکماً فإذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه فانما استخفَّ بحکم الله وعلینا ردَّ والرّاد علینا الرّاد علی الله وهو علی حدّ الشّرک بالله»
[4]. رک: کلینی، الکافی، ج 1، ص 180 الی 199، ابواب (ابواب وجوب معرفه الامام و الرد الیه، باب فرض طاعه الائمه و...)
[5]. حضرت فاطمه از قول رسول خدا فرموند: مَثَلُ الْإِمَامِ مَثَلُ الْکَعْبَةِ إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِی (مجلسی، بحارالانوار، ج 36، ص 353 و 357 و علی بن محمد خزاز قمی، کفایه‌الاثر، ص 247 و 198)
[6]. قرآن برای انجام فریضه‌ی «امر به معروف و نهی از منکر» شرایطی وضع نموده و آن را از وظایف برخی از مؤمنین قرار داده است که دارای شرایط خاصی باشند. برای همین در سوره‌ی توبه، آیه‌ی 71 می‌فرماید: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ » و در آیه‌ی 72 سوره‌ی انفال، این بعض را معنی می‌کند و می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ ءامَنواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَـئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَالَّذِینَ ءامَنواْ وَلَمْ یُهَاجِرُواْ مَا لَکُم مِّن وَِِلاَیَتِهِم مِّن شَیْءٍ حَتَّی یُهَاجِرُوا»
[7]. بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا نَظَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى وَلِیٍّ لَهُ یُجْهِدُ نَفْسَهُ بِالطَّاعَةِ لِإِمَامِهِ وَ النَّصِیحَةِ إِلَّا کَانَ مَعَنَا فِی الرَّفِیقِ الْأَعْلَى(کلینی، کافی، ج 1، ص 404)؛ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ فَارَقَ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِینَ قِیدَ شِبْرٍ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِسْلَامِ مِنْ عُنُقِهِ (کلینی، الکافی، ج 1، ص 405) و الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ نَصْرِ بْنِ عَلِیٍّ الْجَهْضَمِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَى عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ فَارَقَ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِینَ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِسْلَامِ مِنْ عُنُقِهِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا جَمَاعَةُ الْمُسْلِمِینَ قَالَ جَمَاعَةُ أَهْلِ الْحَقِّ وَ إِنْ قَلُّوا (مجلسی، بحارالانوار، ج 27، ص 67)
[8]. ثَلَاثٌ لَا یُغِلُّ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَ النَّصِیحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِیطَةٌ مِنْ وَرَائِهِمْ الْمُسْلِمُونَ إِخْوَةٌ تَتَکَافَأُ دِمَاؤُهُمْ وَ یَسْعَی بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ (کلینی، الکافی، ج 1، ص 403 و 404؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج 47، ص 366 و ج 27، ص 67؛ حسین نوری، مستدرک‏الوسائل، ج 11، ص 45؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف‌العقول، ص 43 و ابوعبدالله محمد شیخ مفید، الامالی، ص 187)
[9]. محمدباقر صدر، خلافه الانسان و شهاده الانبیاء، ص 161 و 162.
[10]. رک: محمدباقر صدر، خلافه الانسان و شهاده الانبیاء، ص 130 تا 132.
[11]. سوره‌ی حدید، آیه‌ی 25.
[12]. سوره‌ی سبأ، آیه‌ی 45.
[13]. حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج 16، ص 246 و مستدرک‌الوسائل، ج 18، ص 187.
[14]. منوچهر محمدی، انقلاب اسلامی در بوته‌ی آزمون، ص 26-27.
 

 

*حجت‌الاسلام رضا رمضان‌نرگسی، دکترای علوم سیاسی و مدرس دانشگاه/ انتهای متن|

 





نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 مرداد 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است