۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن


قدم به قدم از بهمن 57 تا خرداد 1360

سیر ورود سازمان منافقین به مبارزه مسلحانه علیه نظام

  

سازمان مجاهدین خلق (منافقین) دقیقاً از روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، برنامه "تصرف کلیت حکومت به هر طریق ممکن" را داشت. لذا از اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب، سازمان مدام خطر جنگ‌های داخلی به مانند لبنان و ویتنام را گوشزد می‌کرد. در گام‌های بعدی، منافقین با ترویج کینه‌ورزی نسبت به نظام، دامن زدن به حساسیت‌ها، فشارها و درگیری‌ها، سم‌پاشی علیه قانون اساسی، جوسازی در اولین انتخابات ریاست جمهوری و ... قدم به قدم پیش رفتند تا اینکه در 28 خرداد 1360 با تکیه بر آنچه "هواداران بی‌شمار که آمادگی ورود به فاز نظامی را دارند" می‌دانست، تغییر رویکرد از مبارزه به اصطلاح مسالمت‌آمیز را اعلام کرد. نهایتاً در عصر روز شنبه 30 خرداد،‌ هواداران بنی‌صدر و سمپات‌های منافقین که از سوی دیگر مخالفان متضاد نظام مانند گروه پیکار، جبهه‌ ملی،‌ حزب رنجبران و... حمایت می‌شدند، حول مبارزه با آنچه ارتجاع می‌خواندند قدم به عرصه‌ مبارزه‌ مسلحانه گذاشتند. از این پس، سراسر دهه 60 به عرصه‌ای برای ترورها و خون‌ریزی‌های منافقین تبدیل شد.
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۴ - ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ - 2018June 18

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ محمدحسن روزی‌طلب؛ سازمان مجاهدین خلق (منافقین) دقیقاً از روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، برنامه "تصرف کلیت حکومت به هر طریق ممکن" را داشت. سازمان از یک سو بر حمایتهای مردمی و آمادگی میلیشیا و گستردگی پایگاه اجتماعی خویش اصرار داشت و این سازماندهی را مقوم مشروعیت رفتارش برای کسب "همه" قدرت تلقی میکرد و از سوی دیگر پدیدهای که چماقداری میخواند، حملات به دفاتر و ستادهای علنی خویش را معلول تضاد سازمان با ارتجاع قلمداد نموده و اظهار میداشت که «ارتجاع قصد ایزولهکردن نیروهای مترقی را دارد.» لذا از اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب، سازمان مدام خطر جنگهای داخلی به مانند لبنان و ویتنام را گوشزد می‌‌کرد و این هشدارها معنایی جز این نداشت که خود را یک طرف جنگ داخلی و طرف دیگر را به قول خودش "ارتجاع" یا همان خط امام میدانست.


صدور اعلامیه‌های تهدیدآمیز در نخستین روزهای پیروزی انقلاب

سازمان در اطلاعیهای که در کمتر از بیست روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در تاریخ 13 اسفند 1357 منتشر کرد، بعد از اینکه هشدار میدهد که «اطلاع یافتهایم که توطئه ضدانقلابی شرمآوری برای حمله به دفتر جنبش ملی مجاهدین در 14 اسفند در پیش است» اعلام میکند: «دیروز به مراکز جنبش ملی مجاهدین در کاشان و یزد و تربت حیدریه حمله کردند... بدیهی است این حملات در تهران کاسه صبر هر انقلابی را لبریز خواهد نمود، لذا از پیش صریحاً اعلام میکنم که در صورت هرگونه حملهای از این مسئولیت هیچ برخورد و حادثهای متوجه مجاهدین خلق ایران که مجبور به دفاع از خود و مراکزشان هستند، نخواهد بود.»

همچنین سازمان در اطلاعیه سیاسی ـ نظامی شماره 22 در تاریخ 26 فروردین 1358 خطر جنگ داخلی را گوشزد میکند.


ترویج کینه‌ورزی نسبت به نظام

همزمان با دشمن اصلی دانستن "ارتجاع"، که اشاره مستقیمی به روحانیت و خط امام دارد، سازمان ترویج کینهورزی نسبت به افراد مؤمن و حزباللهی را نیز در دستور آموزشی خود قرار داده بود.

در تابستان 1358، سازمان مخالفانش را عوامل ساواک معرفی میکند و همزمان اظهار میدارد که هیچکس نمیتواند صلاحیت مجاهدین را برای حفظ اسلحه سلب کند.


دامنزدن به حساسیتها، فشارها و درگیریها

نکته مهم دیگری که در رفتار سازمان در شش ماه ابتدایی پیروی انقلاب مشهود است، دامنزدن سازمان به حساسیتها و فشارها و درگیریها بود. در واقع سازمان میخواست تا معادله قدرت را در تهران و همه شهرستانها بههم بزند. به عبارت دیگر سازمان در شش ماه اول انقلاب میکوشید تا به هر بهانهای با غلظت زیاد از عنصر اجتماعی استفاده کند و با لشگرکشی خیابانی، خود را مهمترین قطب قدرت معرفی کند.


سم‌پاشی علیه قانون اساسی

با تثبیت اولیه جمهوری اسلامی و مشخصشدن مسیر کشور که ایجاد نهادهای قانونی بر اساس دموکراسی بود، سازمان مجاهدین خلق که خود را مهمترین سازمان انقلابی و شبهنظامی در سپهر سیاست میدید، حاضر شد در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، فهرست ارائه دهد. بدنه تشکیلاتی نیز تمام تلاش را برای پیروزی به کار برد. تبلیغات انتخاباتی مجاهدین موجب ایجاد درگیریهای خیابانی میان موافقین و مخالفین سازمان شد. مشخص بود که جمع کثیری از مردم، سران سازمان را برنخواهند تابید اما موج تبلیغاتی سازمان نیز نشان داد که تشکیلات سازمان از لحاظ ستادی در رتبه بالایی است. نتیجه انتخابات برای مجاهدین تلخ اما امیدوارکننده بود. مسعود رجوی با نزدیک به سیصدهزار رأی، نفر دوازدهم شد، در حالی که ده نفر از منتخبین به مجلس راه مییافتند.

با تأسیس مجلس خبرگان قانون اساسی و تصویب اصل ولایت فقیه و به موازات آن، درگذشت آیتالله طالقانی که تنها حلقه وصل سازمان با حاکمیت بود، سازمان نتوانست درباره قانون اساسی به یک تصمیم قطعی برسد و در بیانیهای اعلام کرد که اگر این قانون اصلاح نشود، از رأی دادن به آن معذور است.


جوسازی در اولین انتخابات ریاستجمهوری

در ادامه، اولین انتخابات ریاستجمهوری فرصتی برای به اوج رسیدن تبلیغات سازمان بود. در بسیاری از موارد تبلیغات سازمان در خیابانها به درگیری منتهی میشد.

روز 20 دی 1358، سخنرانی انتخاباتی مسعود رجوی و موسی خیابانی در دانشگاه تهران برگزار شد که در این میتینگ بدون دخالت سپاه و کمیته، هواداران و مخالفان سازمان به درگیری و ضرب و شتم یکدیگر پرداختند.

اما سرنوشت کاندیداتوری رجوی در انتخابات ریاستجمهوری هم به عدم رأی سازمان به قانون اساسی گره خورده بود و با نظر امامخمینی، رجوی از صحنه انتخابات کنار رفت؛ اما از انتخابات ریاستجمهوری در دیماه 1358 میلیشیا در خدمت تاکتیکهای تبلیغاتی و مأموریتهای اجتماعی برای قدرتنمایی سازمان در تهران و شهرستانها بهکار گرفته شد.

در حین تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری، قتل یکی از عناصر ردهپایین سازمان به نام عباس عمانی در جنوبشهر تهران، موجب شد تا سازمان در ابعاد مختلف، حول موضوع شهادت و جراحت هواداران به تبلیغات بپردازد. افزایش تنفر از نظام تازهتأسیس و هوادارانش از طریق "این همانی" جمهوری اسلامی و رژیم پهلوی و لزوم مبارزه خونین با ارتجاع (خط امام) در دستور کار سازمان قرار داشت.


شکست در انتخابات مجلس

سازمان برای سومین بار در سال 1358 با تمام توان در انتخابات شرکت کرد. علاوه بر امتحان مجدد انتخابات به مثابه ابزار کسب قدرت، سازمان به انتخابات مجلس به دیده تقویت بدنه اجتماعی و ساماندهی میلیشیا مینگریست. در نتیجه سازمان برای مجلس شورای اسلامی در سراسر کشور کاندیدا معرفی میکند، در شهرها سخنرانی و میزگرد راه میاندازد و مسعود رجوی برای تبلیغات به رشت و تبریز سفر میکند.

میتوان نمودار حرکت سازمان در سال اول پیروزی انقلاب اسلامی را اینگونه متصور شد که هدف استراتژیک سازمان، کسب قدرت در حاکمیت به شیوه گسترش پایگاه اجتماعی بود. تاکتیکهای مظلومنمایی، شانتاژ و جنجال تبلیغاتی حول تهاجمها به مراکز سازمانی، تبلیغ مواضع ضدامپریالیستی و تبلیغ سازمان به عنوان پیشگامان باصلاحیت مبارزه هم در این راستا مورد استفاده قرار میگرفت.

در مقابل این راهبرد و روش مجاهدین، بزرگترین سد، حمایت مردم از جمهوری اسلامی و محبوبیت رهبری انقلاب اسلامی و روحانیت انقلابی بود. لذا سازمان همواره خط رد صلاحیت و منزویکردن روحانیت و رهبری انقلاب را پیگیری میکرد.

نتیجه انتخابات مجلس، سومین شکست را برای سازمان به ارمغان آورد. تلخی این شکست سراسری و فشار روانی عامه مردم بر مجاهدین، موجب شد تا رجوی در سخنرانی 22 اردیبهشت 1359 در ورزشگاه امجدیه، تحت عنوان «چه باید کرد؟» سعی در انگیزهدهی به هوادارانش کند. او با پیگیری راهبرد «دفاع مطلومانه» کوشید تا خشم و کینه سمپاتها را درونیتر و عمیقتر کند.


خروج از انزوا و انسجام روابط تشکیلاتی

با سخنرانی امام خمینی در 4 تیر 1359 درباره سابقه سازمان و در ادامه موضعگیریهای شدید آیات عظام، ائمه جمعه، شخصیتهای سیاسی خط امام و بعضاً جریان لیبرال، شکاف عمیق تفکرات سازمان و حاکمیت شفاف شد.

سازمان در عکسالعمل اولیه اقدام به تعطیلی نشریه مجاهد و کاهش فعالیتهای اجتماعی نمود تا این موج مخالفت را بتواند از سر بگذراند.

با شروع جنگ تحمیلی و متوجهشدن افکار عمومی به این مسئله و همزمانی آن با تعطیلی نهادهای علنی سازمان، فعالیتهای مجاهدین نیز بهچشم نمیآمد. با این حال با فروکشکردن موج اول توجه افکار عمومی به جنگ و با تثبیت مواضع دشمن بعثی در مرزهای غربی و بعد از تعطیلی پنجماهه نشریه مجاهد، این نشریه همراه با فعالیت بیرونی و علنی سازمان منتشر و دور جدیدی از درگیریها آغاز شد.

محور اصلی تاکتیک سازمان، خروج از انزوا و طرح مجدد و انسجام روابط تشکیلاتی و کسب مشروعیت مبارزه با نظام بود. هرچند در تحلیلی از اوضاع سیاسی، سازمان بر این فرض بود که حزب جمهوری اسلامی درصدد کسب اهرمهای قدرت و ایزولهنمودن گروههای مترقی است، بنابراین باید حمایت از بنیصدر و مقابله با حزب جمهوری اسلامی در اولویت حرکت باشد.


مظلوم‌نمایی و طرح مسئله شکنجه

در این دوره طرح مسئله شکنجه در زندانها هم از سوی بنیصدر و سازمان بهشدت پیگیری میشد.

رضا هدایتی، یکی از اعضای سازمان، درباره تبلیغات مجاهدین پیرامون شکنجه در فاز سیاسی میگوید: «موضوع شکنجه و تبلیغ بر آن و ارتباط آن با چماقداری و ربط هر دو با نظام، محور مهم تبلیغاتی سازمان محسوب میشد. چنانچه این تاکتیک مؤثر افتد، بخشهایی از مردم سنتی، روشنفکران، نویسندگان و آزادگان از نظام کنده خواهند شد... همچنان که در فاز نظامی در زندان خط این بود که با سیگار یا چاقو کمر و پای خود را بسوزانیم و یا مجروح کنیم، در فاز سیاسی سازمان از این خط به دفعات استفاده میکرد.»

سازمان از دامنزدن به موضوع شکنجه، قصد دامنزدن به این تحلیل را داشت که نظام، روند ضدخلقی خود را آغاز کرده و مقابله با آن در آیندهای نزدیک اجتنابناپذیر است. قیام مسلحانه علیه نظامی که چندی قبل مقبولیت بیش از 98 درصدی را در کارنامه داشت، نیاز به کینهورزی و تنفر از کلیت نظام داشت تا میلیشیا بتواند وابستگیهای اجتماعی، عاطفی و مذهبی خود را رها کند و بهصورت مطلق در اختیار سازمان باشد.


صحبت از "قیام مسلحانه"

در ادامه سیر ورود سازمان به فاز نظامی و در زمستان 1359، مسعود رجوی در یک سلسله گفتگو با نشریه مجاهد به شدت به انتقاد از حزب توده و انجمن حجتیه پرداخت. در ادامه در سرمقاله نشریه مجاهد با عنوان «اوضاع کنونی مخاطرات و مسئولیتها» آمده بود: «به جرأت میتوان گفت که اگر اوضاع به همین منوال پیش رود و روندی که تاکنون وجود داشته، همچنان ادامه یابد، انقلاب در معرض خطرات جدی قرار خواهد گرفت.»

در پاسخ به این سوال که مسئولیت مورد اشاره در سرمقاله مجاهد و خطراتی که اصل انقلاب را تهدید میکند چیست، یک سند درونگروهی سازمان میگوید: «رژیم خیال کرده اوضاع همانند ترکیه بهنفع [جناح] راست تمام خواهد شد. حال آنکه طیف انقلاب با اتحاد مجاهدین، رژیم این خواست را بهگور خواهد برد. حداقل نتیجه نهایی پیروزی جناح چپ مترقی است مثل لبنان.»

مسعود رجوی در روزهای آخر بهمن 1359، در گفتگویی زمینه لازم برای قیام مسلحانه را با این تحلیل ارائه داد که امپریالیسم و ارتجاع همقسم شدهاند تا انقلابیون و خصوصاً مجاهدین خلق را از صحنه بیرون ببرند. او شرایط را برای بروز قیام مسلحانه تحت عنوان «دموکراتیسم انقلابی» بیان میکند: «در اینجا خوب میتوان فهمید که اصرار امپریالیستیـ ارتجاعی، بهمنظور زمین زدن انقلابیون پیشتاز و خارجکردن آنها از دور، به چه خاطر صورت گرفته است و یا فیالمثل محاکمه سعادتی به مثابه چشمک در آغاز حل مسئله گروگانها چه مفهومی دارد... لیکن مجاهدین از آغاز انقلاب پیوسته مصر بودهاند که تا وقتی عنصر ارتجاعی در بافت کنونی حاکمیت دست بالا را دارد، مبارزه ضدامپریالیستی مقدمتاً از کانال دموکراتیسم انقلابی میگذرد.»

این دیدگاه در بروز اجتماعی، موجب عمیقتر شدن شکاف مردم و مجاهدین میگردد. هواداران سازمان در خیابانها علناً رهبری انقلاب را مورد هجوم لفظی قرار میدهند، انقلاب و حاکمیت را مورد استهزا قرار داده و همه نتایج انقلاب 22 بهمن را بهبادرفته قلمداد میکنند و در مقابل نیروی تودههای دلبسته به انقلاب و رهبری، آن واکنشهای غیرسازماندهیشده را نشان میدهند.


غائله 14 اسفند

این دستورالعمل جدید سازمانی با وقوع 14 اسفند 1359، شکل پیشروندهاش را نشان میدهد. بنیصدر در روز 14 اسفند به دانشگاه تهران میرود تا بهمناسبت بزرگداشت مصدق سخنرانی کند. جناح لیبرال، مائویستها (حزب رنجبران) و مجاهدین خلق، تجمعی منظم و پرجمعیت را راهاندازی کرده و افراد مسلح به سلاح سرد را در اطراف و گوشههای دانشگاه مستقر کرده بودند تا در صورت حضور مخالفین، آنها را سرکوب کنند. سخنرانی شروع میشود و کفزدنها و سوتزدنهای متوالی، رئیسجمهور بنیصدر را بهوجد میآورد. شعار مرگ بر بهشتی، مرگ بر ارتجاع و درود بر بنیصدر فضا را پر کرده است. ناگهان درگیری کوچکی بین موافقین و مخالفین شروع میشود و دو طرف به جان هم میافتند. هواداران مجاهدین و بنیصدر این بار با قدرت بیشتری در درگیری شرکت کرده و مخالفین را بهشدت کتک میزنند و سرکوب میکنند. درگیری به بیرون از دانشگاه و خیابانها کشیده میشود. دیگر کنترل از دست رئیسجمهور که از پشت میکروفن همانند فرمانده نظامی دستور سرکوب میداد، خارج شد و بین مخالفان و هواداران سازمان و بنیصدر چیزی شبیه جنگ شهری رخ میدهد. روز 14 اسفند به عنوان نقطه عطفی در اتحاد جریان لیبرال، مجاهدین خلق و بنیصدر ثبت میشود. سازمان سرخوش از ضربشستی که به حزبالله نشان داده، اینگونه تحلیل میکند که کادرهای میلیشیا رزم خود را نشان دادند و ارتجاع یک گام عقب نشست.


آماده‌سازی برای شورش مسلحانه علیه نظام

سازمان از بهار 60 عملیات فشرده آمادهسازی خود را برای شورش مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی آغاز کرد و با اتکا به ارتباط با دولت بعثی عراق و دولتهای غربی حمایت لجستیکی و تبلیغاتی آنها را کسب نموده بود. انبارهای مهمات و تسلیحات سازمان غبارگیری و سلاحها روغنکاری میشد.

در درگیریهای فروردین و اردیبهشت 1360 بین هوادارن منافقین و مردم، دو طرف متحمل خسارت و تلفات میشدند اما سازمان با مظلومنمایی و شانتاژ قصد بهرهبرداری سیاسی از کشتهها و مجروحین را داشت و خط امام بدون تبلیغ بر خسارات وارده، اقدام می‌کرد.

در این میان، امام خمینی معتقد بود که مجاهدین خلق در نهایت به صورت مسلحانه در مقابل نظام خواهند ایستاد، اما شکیبایی و سعهصدر امام مانع از آن میشود که دستور خلعسلاح و یا دستگیری سران سازمان را صادر کنند.

در مقابل صبر راهبردی امام، مجاهدین خلق کوشیدند تا رهبری نظام را در برابر «چه باید کرد» بزرگی قرار دهند. آنها در نامهای خواستار ملاقات تمام هواداران با امام در جماران شدند! امام که قصد و نیت سازمان را درک میکرد، با تأکید بر اینکه اگر تشخیص میدادم شما صداقت دارید، خودم نزدتان میآمدم و با تأکید مجدد بر اینکه در این نامه هم تهدید به قیام مسلحانه کردهاید، پاسخ مستقیمی به سازمان داد و از جایگاه مشروعیت رهبری انقلاب به تبیین و تفکیک دو خط مجاهدین و نظام پرداخت.

در دو ماه منتهی به 30 خرداد 1360، سازمان آخرین تمهیدات را برای آغاز فاز نظامی فراهم میکرد اما حتی ناظران طرفدار سازمان هم اعتقاد داشتند که درصورتیکه سازمان به جنگ مسلحانه روی بیاورد، نابود خواهد شد.

ابراهیم یزدی از سران جریان نهضت آزادی ماجرای یکی از دیدارهایش با مسعود رجوی و موسی خیابانی در ماههای منتهی به خرداد 1360 را این گونه روایت میکند: «قبل از وقایع خرداد، باز هم مسعود رجوی و موسی خیابانی پیش من آمدند و گفتند ما تجربه انقلاب را تكرار میكنیم. من هم به صراحت به آنها گفتم كه شما اشتباه میكنید. گفتند نه، در دوران انقلاب خیابانها در كنترل ما بود، حالا هم همان كار را میكنیم. گفتم آنموقع بدنه جامعه هر حركتی را علیه رژیم تأیید میكرد، اما امروز بدنه جامعه با شما نیست، شما یك گروه كوچك و اقلیتی هستید و اگر بخواهید این كارها را بكنید با شما برخورد میكنند و شما تاب مقاومت در مقابل آنها را ندارید، بنابراین بهشدت آسیب خواهید دید و متلاشی خواهید شد. در آن ملاقات كموبیش این را مطرح كردند كه قاطع میایستیم. آنها به میلیشیایی كه درست كرده بودند خیلی بها میدادند و فكر میكردند میتوانند مقاومت كنند، اما من تحلیلشان را نادرست میدانستم و مخالف بودم.»


اعلام مبارزه مسلحانه علیه نظام

در فاصله 20 اردیبهشت تا 30 خرداد 1360، فضای جامعه بسیار سنگین بود و درگیریهای خیابانی گستردهای برقرار بود. تا اینکه سازمان در روز 28 خرداد 1358 با تکیه بر آنچه «هواداران بیشمار که آمادگی ورود به فاز نظامی را دارند» میدانست، تغییر رویکرد از مبارزه بهاصطلاح مسالمتآمیز را اعلام کرد. نهایتاً در عصر روز شنبه 30 خرداد، هواداران بنیصدر و سمپاتهای سازمان مجاهدین خلق که از سوی دیگر مخالفان متضاد نظام مانند گروه پیکار، جبهه ملی، حزب رنجبران و... حمایت میشدند، حول مبارزه با آنچه ارتجاع میخواندند قدم به عرصه مبارزه مسلحانه گذاشتند. از این پس، سراسر دهه 60 به عرصه‌ای برای ترورها و خون‌ریزی‌های منافقین تبدیل شد.





نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 2 تیر 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است