۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن
بررسی مفهوم جهاد ابتدایی؛
فقه شیعه اصالت را به جنگ داده یا صلح؟
در این نوشتار می‌کوشیم با محور قرار دادن مفهوم جهاد ابتدایی، پاسخ این پرسش را بیابیم که فقه شیعه اصالت را با صلح می‌داند یا جنگ؟
گروه بین‌الملل اندیشکده برهان/ سید مرتضی حسینی فاضل؛ جهاد در دین اسلام دارای جایگاهی ویژه و مهم است؛ به‌گونه‌ای که یکی از ده فرع[1] مهم دین شناخته شده است. علاوه بر آیات قرآن کریم، سنت نبوی و روایات معصومین (ع) نیز به این فریضه‌ی مهم پرداخته‌اند. حضرت علی (ع) جهاد را لباس تقوا، زره محکم و سپر مطمئن خداوند توصیف می‌کند. به‌گونه‌ای که ترک‌کننده‌ی جهاد، به بلا و مصیبت گرفتار می‌شود و فرجامی جز خواری و ذلت ندارد.[2] فقیهان نیز این فرع مهم دین را در کتب فقهی خود تشریح نموده و احکام و شرایط جهاد را در بابی جداگانه با عنوان «کتاب الجهاد» تبیین نموده‌اند. برپایه‌ی تقسیم رایج فقیهان، جهاد به دو نوع ابتدایی و دفاعی تقسیم می­شود. از آنجا که دفاع، اقدامی مشروع قلمداد می‌شود، هجمه‌های دشمنان به اسلام بر جهاد ابتدایی متمرکز شده است. بر این اساس، آنان اسلام را دین ستیزه‌جویی با دیگر انسان‌ها می‌نامند و جهاد ابتدایی را به معنای اصالت‌بخشی اسلام به جنگ تفسیر می‌کنند. حال باید دید فقه شیعه آیا اصالت را به جنگ داده یا صلح؟
 
پیش از هرچیز، باید یادآور شویم که به فرموده‌ی شهید مطهری، مقصود از اصل بودن جنگ یا صلح، این نیست که کدام‏یک همواره باید حاکم باشد و کدام‏یک به‌کلی کنار گذاشته شود. به دیگر سخن، پرسش این نیست که اسلام، دین جنگ است یا صلح؟ این پرسش منطقی نیست، زیرا اسلام هم دین جنگ است و هم دین صلح، هم قانون جنگ دارد و هم قانون صلح. هریک در جای خود و در شرایط ویژه‌ی خود موضوعیت می‏یابد. آنچه مورد بحث است، این است که حالت اولیه‌ی روابط مسلمانان با غیرمسلمانان صلح است یا جنگ؟
در این نوشتار، می‌کوشیم با محور قرار دادن مفهوم جهاد ابتدایی و با توجه به تأکید آیات قرآن کریم درباره‌ی جهاد، پاسخ این پرسش را بیابیم که فقه شیعه، اصالت را با صلح می‌داند یا جنگ؟
 
مفهوم جهاد
 
هرچند دو واژه‌ی «جنگ» و «جهاد» مترادف یکدیگر قلمداد می‌شوند، اما پیش از ورود به هر بحثی پیرامون جنگ و صلح در اسلام، باید به این نکته توجه نمود که جنگ، مفهومی است برای هر نوع ستیزه‌جویی و کارزار، اما جهاد نوعی تلاش در راه خداوند و اقدامی مقدس است که با قتل و غارت هیچ نسبتی ندارد. به گفته‌ی یک محقق مسیحی، «معنی فقاهتی و قضایی جهاد عبارت است از بذل جهد و صرف کوشش فرد در راه خدا؛ یعنی تبلیغ ایمان و نشر فر خداپرستی و اعلای کلمه‌ی حق در جهان و چون جهاد ‌راه مستقیم خدایی است، پس پاداش فرد ‌نجات است و رستگاری و این تعریف براساس حکم قرن است... پس از نظر تئوری قانون‌گذاری اسلام، جنگ به‌ذاته هدف نبوده، ‌بلکه برای تأسیس و تأمین صلح، ‌آخرین وسیله شناخته شده است.»[3]
 
اسلام، دین همزیستی با پیروان دیگر ادیان
 
جهاد در آیین اسلام از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و از دیدگاه فقیهان، واجب کفایی است. شیخ طوسی در این‌باره می‌نویسد:‌ «جهاد فریضه‌ای از فرایض اسلام و از ارکان آن محسوب می‌شود که واجب کفایی است.»[4]
همان‌گونه که در مقدمه نیز آمد، فقیهان جهاد را به دو نوع ابتدایی و دفاعی تقسیم کرده‌اند. جهاد ابتدایی، جنگی است که مسلمانان با وجود شرایط خاص و برای تحقق اهداف خاص برضد غیرمسلمانان، اعم از اهل کتاب و مشرکان، آغاز می‏کنند.
 
از نگاه فقه شیعه، جهاد ابتدایی فقط با اذن و حضور امام معصوم جایز است. بنابراین در دوران غیبت، وقوع جهاد ابتدایی امکان‌پذیر نیست.[5]
 
اگرچه میان فقیهان شیعه درباره‌ی علت تشریع جهاد ابتدایی، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد و چنان‌که در ادامه‌ی این مقاله می­آید، برخی وجود کافر و مشرک را علت تشریع این حکم می­دانند و در برابر، گروهی از فقیهان ستیزه‌جویی کفار و مشرکان (کافر حربی) را دلیل وجوب جهاد ابتدایی دانسته‌اند، اما به باور همه‌ی فقیهان، اولین ابزار برای تبلیغ دین اسلام، انجام جهاد مسلحانه نیست؛ چراکه به تصریح قرآن کریم، یکی از موارد مصرف زکات، «مؤلفه القلوب»[6] است. فقیهان به هنگام برشمردن مصادیق مؤلفه القلوب، گروه‌های زیر را نام می‌برند:
 
1.      کافرانی که با دادن زکات به آن‌ها، نظرشان برای شرکت در جهاد به‌همراه مسلمانان جلب می‏شود (از آن‌ها تنها در جنبه‌ی نظامی استفاده می‏شود).
2.      کافرانی که به‌منظور مسلمان شدن به آنان کمک مالی می‏شود.
3.      مسلمانانی که از نظر اعتقادی ضعیف هستند، به آن‌ها کمک می‏شود تا ایمانشان قوی شود.[7]
4.      کسانی که در مرزهای کشور اسلامی سکونت دارند (اعم از مسلمان و کافر)، اگر به آن‌ها زکات داده شود، مرزها را محافظت می‏کنند.
5.      مسلمانانی که همسایه‌ی کافر دارند که با دادن زکات به آن‌ها، کافران همسایه به اسلام ‏آوردن تشویق می‏شود (از جهت پی بردن به برنامه‌ی اسلام).[8]
 
مشاهده می‌نماییم که اسلام ابتدا می‌کوشد غیرمسلمانان را از طریق به دست آوردن قلوب آن‌ها به اسلام دعوت کند. البته در صورت بی‌پاسخ ماندن این نوع دعوت‌های مهرورزانه، راه کارزار در پیش گرفته می‌شود.
 
جنگ و صلح در قرآن
 
با بررسی آیات قرآن، روشن می‌شود که دسته‌ای از آیات از جنگ با کفار و مشرکان سخن می‌گوید. در مقابل، شماری از آیات، صلح با مشرکانی که ستیزه‌جویی ندارند را جایز شمرده است:
الف) آیات جنگ
می‌توان آیات جهاد با مشرکان و اهل کتاب را به اعتبار شمول و گستردگی حکم، به آیات مطلق و آیات مقید دسته‏بندی کرد.
آیات مطلق آن دسته از آیات قرآن هستند که در آن‏ها، جنگ با همه‌ی مشرکان و اهل کتاب، واجب شده است:
 
«فَإِذَا انْسَلَخَ اْلاَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلوا الْمُشْرِکینَ حَیثُ وَجَدْتُموهُم...»[9](توبه: 5)
«وَ قاتِلوهُمْ حَتّی لا تَکونَ فِتْنَة وَ یکونَ الّدینُ لِلّه...»[10](بقره: 193)
 
 
در مقابل، آیات مقید، آیاتی‏اند که در آن‏ها جنگ با گروهی از مشرکان و اهل کتاب واجب شده است. این گروه کسانی‏اند که یا با مسلمانان سر ستیز دارند یا مانع تبلیغ و دعوت اسلامی‏اند یا به عده‏ای ضعیف ستم می‏کنند.
نمونه‏هایی از این آیات مقید جهاد، از قرار ذیل است:
 
«وَ قاتِلوا فی سَبِیلِ اللّهِ الّذینَ یقاتِلونَکُمْ وَ لا تَعْتَدوا إِنَّ اللّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدینَ»[12](بقره: 190)
«اُذن لِلَّذین یقاتَلُونَ بأنَّهم ظُلِموا وَ إنَّ اللَّه عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ»[13](حج: 39)
«وَمَا لَکمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا...»[14](نساء: 75)
 
به باور همه‌ی علمای اصول، در جایی که دو دلیل مطلق و مقید داشته باشیم، دلیل مطلق باید حمل بر مقید گردد. به همین دلیل، آیات دسته‌ی اول را باید مقید به حالتی بدانیم که ستیزه‌جویی در روابط غیرمسلمانان با مسلمانان مشهود است.
شهید مطهری نیز همین دیدگاه را دارد و می‌گوید: «قاعده‌ اقتضا می‌کند که مطلق را حمل بر مقید بکنیم؛ یعنی بگوییم‏ آنجا هم که مطلق را ذکر کرده، مقصود همین مقید بوده است.»
ب)‌ آیات صلح
 
بخشی از آیات قرآن کریم از صلح و آشتی و حالتی غیرخصمانه در روابط مسلمانان با غیرمسلمانان (اعم از مشرکان و اهل کتاب) سخن گفته است؛ به‌طور کلی، آیات صلح را می‏توان چنین دسته‏بندی کرد:
 
1. پذیرش پیشنهاد غیرمسلمانان برای صلح
 
خداوند در این رابطه می‌فرماید:
 
«وَ إنْ جَنَحوُا لِلسَّلْم فَاجْنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَی اللّه...»[15](انفال: 61)
 
همچنین در سوره‌ی مبارکه‌ی نساء می‌فرماید:‌
 
«فِإنْ إِعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یقاتِلوُکُمْ وَ أَلْقَوا إِلَیکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ عَلَیهِم سَبیلاً...»[16](نساء: 90)
 
2. مهرورزی با غیرمسلمانان؛ به این معنا که اگر غیرمسلمانان با شما سر ستیز ندارند، خداوند از نیکی به آن‌ها نهی نکرده است:
 
«لاینْهاکُمُ اللّهُ عَنِ الّذینَ لَمْ یقاتِلُوکُمْ فِی الدّینِ وَ لَمْ یخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللّه یحِبُّ الْمقْسِطینَ»[17](ممتحنه: 8)
 
ج) مناظره با غیرمسلمانان
 
بخشی از آیات قرآن کریم نیز بر مناظره و گفت‏وگوی منطقی با غیرمسلمانان و تکیه بر عقاید مشترک با اهل کتاب تأکید می‏ورزد. آیات زیر گواه بر این حقیقت‌اند:‌
«فَإِن حاجّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهی لِلّهِ وَ مَنْ اتَّبعنِ وَ قُلْ لِلَّذینَ اوُتوا الکتابَ والامیینَ ءَأسْلَمْتُمْ...»[18](آل‌عمران: 20)
«وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْکتابِ إِلاّ بِالّتی هِی أحْسَن إِلاّ الذینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنّا...»[19](عنکبوت: 46)
«قُلْ یا أهْلَ الکتابِ تَعَالَوْا إِلی کَلَمَةً سَواءٍ بَینَنَا وَ بینَکُمْ ألاَّ نعبُدَ إلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِه شَیئاً و لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أرْباباً مِنْ دُونِ اللّه فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمونَ»[20](آل‌عمران: 64)
 
 
نتیجه
 
با مرور آیات قرآن و دیدگاه‌های موجود،‌ مشاهده می‌شود دیدگاه آن دسته از فقیهان که قائل به اصالت صلح هستند، بر قائلان به اصالت جنگ، برتری دارد. روشن است که منظور از اصالت صلح، پذیرش صلح در هر شرایطی نیست. به گفته‌ی شهید مطهری،‌ «دین البته باید طرفدار صلح باشد. قرآن هم می‌گوید: و الصلح‌ خیر؛ صلح بهتر است، اما بایستی طرفدار جنگ هم باشد؛ یعنی در آنجا که طرف ‏حاضر به همزیستی‌ شرافت‌مندانه نیست و طرف به ‌حکم اینکه ظالم است و می‌خواهد به‌شکلی شرافت انسانی را پایمال کند، ما اگر تسلیم بشویم، ذلت را متحمل شده‏ایم و بی‏شرافتی را به‌شکل دیگری متحمل شده‏ایم. اسلام می‌گوید صلح، در صورتی که طرف آماده و موافق با صلح باشد، اما جنگ، در صورتی که طرف می‌خواهد بجنگد.»[21]
 
بر این اساس، در روابط با غیرمسلمانان،‌ اصالت با صلح است، نه جنگ. در نتیجه، باید گفت اسلام دین ستیزه‌جویی و خون‌ریزی و قتل و غارت نیست.
 
در پایان،‌ تذکر این نکته ضروری می‌نماید که حتی اعتقاد به اصالت جنگ و اعتقاد به تشریع حکم جهاد به دلیل وجود کافر و مشرک، به معنای ستیزه‌جویی اسلام نیست؛ چراکه برپایه‌ی دیدگاه شیعه، جهاد ابتدایی با اذن امام معصوم (ع) و پس از سپری شدن مراحلی همچون دعوت واجب می‌گردد. همچنان‌که پیش‌شرط این حکم، نبود پیمان مهادنه میان مسلمانان و غیرمسلمانان است. از سوی دیگر، با فرض وجوب جهاد نیز فقیهان برای انجام جهاد، احکام و چارچوبی مشخص تعیین کرده‌اند که در آن هرگز ردپایی از کشتار،‌ چپاول، غارت و تجاوز به سالخوردگان و غیرنظامیان دیده نمی‌شود.[22]
 

پی نوشت ها

 

[1]. به مبانی اصلی اعتقادی اسلام، اصول دین و احکام عملی شریعت اسلام، فروع دین اطلاق می‌شود. (ر.ک: ویکی‌فقه، ذیل مدخل فروع دین) بنابراین واژه‌ی فرع به معنای کم‌اهمیت بودن آن نیست، بلکه در مقایسه با اصول دین، از نظر اهمیت در مرتبه‌ی دوم قرار دارد.
[2]. ر.ک:‌ نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 27.
[3]. مقاله‌ی دکتر سید هادی خسروشاهی، منتشرشده در کتاب جنگ و صلح در قانون اسلام، ص 20.
[4]. النهایه، شیخ طوسی، ص 289.
[5]. فرهنگ موضوعی جهاد و دفاع،‌ ص 52.
[6]. ایجاد همدلی و نزدیک‌تر کردن دل‌ها به یکدیگر.
[7]. جواهر الکلام، محمدحسن نجفی، ج 15، ص 341.
[8]. شرح لمعه، شهید ثانی، ج 1، ص 170.
[9]. پس چون ماه‏های حرام سپری شد، مشرکان را هرکجا یافتید، بکشید...
[10]. با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‏ای نباشد و دین، مخصوص خدا شود...
[11]. مقام معظم رهبری، مجله‌ی فقه اهل‌بیت، سال 1376، ص 26 و 27.
[12]. و در راه خدا با کسانی که با شما می‏جنگند، بجنگید، ولی از اندازه درنگذرید، زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‏دارد.
[13]. به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت [جهاد] داده شده است؛ چراکه مورد ظلم قرار گرفته‏اند و البته خدا بر پیروزی آنان سخت تواناست.
[14]. و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی‏جنگید؟! همانان که می‏گویند: «پروردگارا! ما را از این شهری که مردمش ستم‏پیشه‏اند بیرون ببر...»
[15]. و اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان گرای و بر خدا توکل نما...
[16]. ...پس اگر از شما کناره‏گیری کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند، [دیگر] خدا برای شما راهی [برای تجاوز] بر آنان قرار نداده است.
[17]. [اما] خدا شما را از کسانی که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‏اند، بازنمی‏دارد که با آنان نیکی کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست می‏دارد.
[18]. پس اگر با تو به محاجه برخاستند، بگو: «من خود را تسلیم خدا نموده‏ام و هرکه مرا پیروی کرده [نیز خود را تسلیم خدا نموده است].» و به کسانی که اهل کتاب‌اند و به مشرکان بگو: «آیا اسلام آورده‏اید؟...»
[19]. و با اهل کتاب، جز به [شیوه‏ای] که بهتر است، مجادله مکنید، مگر [با] کسانی از آنان که ستم کرده‏اند و بگویید: «به آنچه به‌سوی ما نازل شده و [آنچه] به‌سوی شما نازل گردیده، ایمان آوردیم...»
[20]. بگو: «ای اهل کتاب! بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به‌جای خدا به خدایی نگیرد.» پس اگر [از این پیشنهاد] اعراض کردند، بگویید: «شاهد باشید که ما مسلمانیم، [نه شما].»
[21]. مجموعه آثار، شهید مرتضی مطهری، ج 20، ص 223.
[22]. ر.ک:‌ جواهر الکلام، کتاب الجهاد، ج 21، ص 49، ذیل بحث کیفیت قتال.

 

*گروه سیاسی اندیشکده برهان/ انتهای متن|





نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 2 تیر 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است