۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن
تأثیر اسلام بر شکل‌گیری انقلاب ایران در اندیشه‌ی استاد مطهری(1)؛
آیا انقلاب ایران، «اسلامی» بود؟!
ایدئولوژی انقلاب» افزون بر این که وضعیت موجود را «نامطلوب» و «بحرانی» توصیف می‌کند و در توده‌های مردم، «نارضایتی» و «ناخرسندی» تولید می‌نماید، باید دارای «آموزه‌های انقلاب‌زا و تحرک‌بخش» نیز باشد تا بتواند به انقلاب اجتماعی منجر گردد. اما آیا «اسلام» به عنوان مکتب و ایدئولوژی انقلاب، از چنین قابلیتی برخوردار است؟
      
گروه سیاسی اندیشکده برهان/مهدی جمشیدی؛ اسلام به پنج واسطه، در ایجاد انقلاب اسلامی ایران، نقش­آفرینی بنیادی کرده است: تولید «ایدئولوژی انقلابی»، تولید «کنش انقلابی»، تولید «رهبر انقلابی»، تولید «طبقهی پیشرو انقلابی» و تولید «بسیج فرا طبقاتی انقلابی». در این بخش، به بیان اجمالی چگونگی مدخلیت علّی فرهنگ اسلامی در وقوع انقلاب اسلامی در قالب پنج کارکرد و نقش پیش­گفته می­پردازیم.
 
1- اسلام و تولید ایدئولوژی انقلابی
 
پیش از به قدرت رسیدن سلسلهی پهلوی، یک ساختار هنجاری و ارزشی بر جامعهی ایران مسلط بود که هرچند با ساختاری هنجاری و ارزشی مطلوب که ساختار هنجاری و ارزشی برآمده از اسلام است، فاصله و شکاف داشت؛ اما این فاصله و شکاف در مقایسه با دورهی حاکمیت سلسلهی پهلوی، آن چنان گسترده نبود. از آغاز استقرار سلسلهی پهلوی، این فاصله و شکاف به صورت روزافزونی گسترش یافت. سیاست­ها و اقدامهای «رضا و محمدرضا پهلوی» بر مداری قرار داشت که همواره، هنجارها و ارزش­های مسلط دینی را به چالش می­طلبید و سرکوب می­کرد.
 
در واقع، این دو در پی محقق ساختن پروژه­ای برنامه­ریزی شده بودند که ماهیتش، اضمحلال ساختار هنجاری و ارزشی مسلط و جایگزین کردن ساختار هنجاری و ارزشی دیگری بود. این گونه «جایگزینی ساختاری» مورد پذیرش توده­های مردم قرار نگرفت و نتوانست مشروعیت اجتماعی کسب کند. از این رو، جایگزینی ساختاری که حاکمیت سیاسی در پی تحقق آن بود، به شکل­گیری تدریجی «تنش ساختاری» انجامید.
 
به بیان دیگر «تنش ساختاری»، آن­گاه پدید می­آید که حاکمیت سیاسی قصد کند ساختار هنجاری و ارزشی مورد پذیرش جامعه را مضمحل کرده و ساختار هنجاری و ارزشی دیگری را جایگزین آن نماید که فاقد مشروعیت اجتماعی است. تنش ساختاری، یک زمینهی اجتماعی مناسب برای ظهور انقلاب اجتماعی است، اما خود به تنهایی شرط کافی نیست. علامه «مطهری» بر این باور است که زمینهی شکل­گیری نهضت اسلامی مردم ایران که از سال ١٣٤٢ه.ش. آغاز شد[1] و به وقوع انقلاب اسلامی در سال ١٣٥٧ه.ش. انجامید، پیدایش تنش ساختاری برآمده از تلاش 50 سالهی رژیم پهلوی در راستای تحمیل هنجارها و ارزش­های سکولاریستی (اعم از لیبرالیستی، ناسیونالیستی، استبدادی و...) به جامعهی دین­گرای ایران بود که در تضاد آشکار با هنجارها و ارزش­های اسلامی قرار داشت:
 
«ریشهی این نهضت را در جریان­های نیم قرن اخیر کشور از نظر تصادم آن جریان­ها با روح اسلامی این جامعه باید جستوجو کرد. در نیم قرن اخیر، جریان­هایی رخ داده که برضد اهداف عالیهی اسلامی و در جهت مخالف آرمان­های مصلحان صد سالهی اخیر بوده و هست و طبعاً نمی­توانست برای همیشه از طرف جامعهی ما بدون عکس­العمل بماند.»[2]
 
وی به جزییات و مفاد این «جایگزینی ساختاری» نیز اشاره کرده است: «آن چه در این نیم قرن در جامعهی اسلامی ایران رخ داد عبارت است از:
 
- استبدادی خشن و وحشی و سلب هر نوع آزادی؛ نفوذ استعمار نو، یعنی شکل نامریی و خطرناک استعمار، چه از جنبهی سیاسی و چه از جنبهی اقتصادی و چه از جنبهی فرهنگی؛
 
- دور نگه داشتن دین از سیاست، بلکه بیرون کردن دین از میدان سیاست؛
 
- کوشش برای بازگرداندن ایران به جاهلیت قبل از اسلام و احیای شعارهای مجوسی و میراندن شعارهای اسلامی؛
 
- تغییر تاریخ هجری محمدی با تاریخ مجوسی یک نمونهی آن است؛ قلب و تحریف در میراث گرانقدر فرهنگ اسلامی و صادر کردن شناسنامهی جعلی برای این فرهنگ به نام فرهنگ موهوم ایرانی؛
 
- تبلیغ و اشاعهی مارکسیسم دولتی، یعنی جنبه­های الحادی مارکسیسم منهای جنبه­های سیاسی و اجتماعی آن [...]؛
 
- کشتارهای بی­رحمانه و ارزش قائل نشدن برای خون مسلمانان ایرانی و همچنین زندان­ها و شکنجه­ها برای متهمان سیاسی؛
 
- تبعیض و ازدیاد روزافزون شکاف طبقاتی علیرغم اصلاحات ظاهری ادعایی؛
 
- تسلط عناصر غیر مسلمان بر مسلمانان در دولت و سایر دستگاه­ها؛
 
- نقض آشکار قوانین و مقررات اسلامی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ترویج و اشاعهی فساد در همه زمینه­های فرهنگی و اجتماعی؛
 
- مبارزه با ادبیات فارسی اسلامی که حافظ و نگهبان روح اسلامی ایران است به نام مبارزه با واژه­های بیگانه؛ بریدن پیوند از کشورهای اسلامی و پیوند با کشورهای غیر اسلامی و احیاناً ضد اسلامی که اسراییل نمونهی آن است.
 
این امور و امثال اینها، در طول نیم قرن، وجدان مذهبی جامعهی ما را جریحه­دار ساخت و به صورت عقده­های مستعد انفجار درآورد.[3]
 
آیت الله شهید تصریح می­کند که انقلاب اسلامی از نظر فرهنگی، تلاش برای «احیای هویت اسلامی» ایرانیان بود؛ چراکه آن­ها احساس می­کردند حاکمیت سیاسی با فرهنگ اسلامی، اصطحکاک و تضاد زیادی پیدا کرده است:
 
«انقلاب اسلامی ایران، تنها قیام علیه استبداد سیاسی یا اقتصادی نبود؛ بلکه قیام علیه فرهنگ غرب، ایدئولوژی غربی، دنباله­روی از تفکر غربی بود، بازگشت به هویت اسلامی و خود واقعی و روح جمعی این مردم بود یعنی قرآن. این قیام نوعی سرخوردگی از راه و روش­ها و راه حل­های غربی و بازیابی خود جمعی و ملی اسلامی- ایرانی بود.»[4]
 
آزادی، استبداد ستیزی، نفی استعمار، عدالت، برابری و... جزو ریشه­ها و هدف­های انقلاب اسلامی بوده، اما هیچ­ یک از این­ها به تنهایی مراد و مقصود توده­های مردم نبوده است؛ چراکه تمامی این اهداف، در درون اسلام تعریف شده­اند و اسلام یک «کل تجزیه ­ناپذیر» است: «آری، یعنی همهی آن هدف­ها، جزو اهداف نهضت است و نه، یعنی محدود به هیچ ­یک از آن­ها نیست. یک نهضت اسلامی نمی­تواند از نظر هدف محدود باشد، زیرا اسلام در ذات خود یک کل تجزیهناپذیر است و با به دست آوردن هیچ­ یک از آن هدف­ها، پایان نمی­پذیرد.»[5]
 
 علامه «مطهری» بر این باور است که زمینهی شکل­گیری نهضت اسلامی مردم ایران که از سال ١٣٤٢ه.ش. آغاز شد و به وقوع انقلاب اسلامی در سال ١٣٥٧ه.ش. انجامید، پیدایش تنش ساختاری برآمده از تلاش 50 سالهی رژیم پهلوی در راستای تحمیل هنجارها و ارزش­های سکولاریستی (اعم از لیبرالیستی، ناسیونالیستی، استبدادی و...) به جامعهی دین­گرای ایران بود که در تضاد آشکار با هنجارها و ارزش­های اسلامی قرار داشت.
علامه مطهری اظهار می­دارد:
 
«بعضی خیال می­کنند اسلام چون دین است، یک معنویت [محض] است و در کنار سایر عناصر [از قبیل آزادی­خواهی، عدالت­طلبی و...] قرار می­گیرد»[6]، در حالی که «اسلام یک مکتب جامع است.»[7]   از این رو انقلاب اسلامی «همه‏ی جنبههایش آمیخته به جنبهی اسلامی بود» [8]  «در جامعهی ما واقعاً برای پر کردن شکاف طبقاتی مبارزه می­شد ولی در این حد مبارزه می­شد که یک رنگ معنوی هم گرفته بود که اسلام می­گوید نباید شکاف طبقاتی در جامعه باشد[...] جنبه­های آزادی­خواهانه هم، رنگ اسلامی به خود گرفته بود.»[9]
 
«علت عمده­ای که این انقلاب اسلامی را در جهان، بی­نظیر ساخته این است که تعرض به خاطر بی­عدالتی هم، رنگ اسلامی به خود گرفت، چون اسلام در متن تعلیماتش گنجانده است که نباید بی­عدالتی وجود داشته باشد. ما دیدیم که وقتی هم که مردم ما علیه بی­عدالتی میجنگیدند و از بی­عدالتی­ها شکایت می­کردند باز تکیه­شان روی اهرم دین و مذهب بود، باز می­رفتند سراغ سخنان علی، سخنان پیغمبر، آیات قرآن، یعنی همین هم رنگ معنوی به خود گرفته بود. وقتی که می­رفتند سراغ استبدادها و استعمارها و اختناق­ها و این که باید این­ها را از میان برد، باز روی منطق اسلام تکیه می­کردند که اسلام می­گوید با ظالم باید مبارزه کرد، با استبداد باید مبارزه کرد، در مقابل خارجی که قصد استعمار تو را دارد باید ایستادگی کرد، در مقابل اختناق باید ایستادگی کرد[...].»[10]
 
«این انقلاب از ابتدا همه جانبگی دارد؛ به این نحو که پیکری کامل و جامع دارد که روح این پیکر را اسلام تشکیل می­دهد؛ یعنی انقلابی داریم سیاسی، انقلابی داریم اقتصادی، انقلابی داریم اخلاقی و معنوی، انقلابی داریم همه جانبه، ولی روح انقلاب را اسلام تشکیل می­دهد.»[11]
 
 اسلام سازندهی ماهیت انقلاب مردم ایران است و این فرضیه را با رجوع به شواهد تجربی از قبیل موارد ذیل می­توان اثبات کرد: «الف) افراد و گروه­هایی که بار نهضت را به دوش می­گیرند؛ ب) علل و ریشه­هایی که رابطه با انقلاب دارد؛ ج) هدف­هایی که انقلاب تعقیب می­کند؛ د) شعارهایی که به نهضت روح و حیات و تحرک می­بخشد؛ هـ) رهبری که به مقام رهبری می­رسد و تاکتیک­هایش»[12]
 
علامه مطهری دربارهی شعارهایی که توده­های مردم ایران در سراسر کشور به صورت خودجوش، ساخته و پرداخته کرده و سر می­دادند می­نویسد: «شعارهای اسلامی نهضت، سراسر کشور را از مرکز تا دورترین دهات مرزی گرفته است. کسی به این مردم دیکته نکرده و برایشان شعار انتخاب نکرده است. این شعارها را مردم از اعماق ضمیر اسلامی خود الهام می­گیرند. در همهی شعارهایی که این مردم از پیش خود ابتکار می­کنند، شعارهای غیراسلامی دیده میشود؟!»[13]
 
به این ترتیب بود که انقلاب مردم ایران در سال ١٣٥٧، «انقلاب اسلامی» نام گرفت. این تعبیر خود، به روشنی نمایانگر ایدئولوژی، ماهیت و اهداف انقلاب ایران است: «انقلاب اسلامی یعنی راهی که هدف، اسلام و ارزش­های اسلامی است، انقلاب و مبارزه برای برقراری ارزش­های اسلامی است، یعنی مبارزه برای ما هدف نیست، وسیله است. اسلام و ارزش­های اسلامی برای ما هدف است.»[14] بنابراین، فرهنگ اسلامی هم در یک سوی تنش ساختاری مولد انقلاب قرار داشت، هم ایدئولوژی انقلاب به شمار می­آمد و هم آرمان و مبنای جامعه­پردازی پس از انقلاب انگاشته میشد.
 
2- اسلام و تولید کنش انقلابی
 
لازمهی وقوع انقلاب اجتماعی، «نارضایتی» و «ناخشنودی» افراد جامعه از وضعیت موجود است، آن هم در حدی که اصلاح نظام موجود را برای دستیابی به وضعیت مطلوب، کافی نپندارند: «هر انقلابی معلول یک سلسله نارضایتی­ها و ناراحتی­هاست، یعنی وقتی که مردمی از وضع حاکم، ناراضی و خشمگین باشند و وضع مطلوبی را آرزو کنند، زمینهی انقلاب به وجود می­آید.»[15]
 
 اما آیا ناراضی بودن از وضعیت موجود، خود به خود به وقوع انقلاب اجتماعی میانجامد؟ روشن است که پاسخ منفی است. نارضایتی از وضعیت موجود، آن­گاه تحقق انقلاب اجتماعی را فراهم می­کند که به «تحرک عملی و ستیزه­جویانهی» توده­های مردم پیوند بخورد: «انقلاب علاوه بر نارضایی از وضع موجود و آرزومندی وضع مطلوب، چیز دیگری می­خواهد و آن، روحیهی پرخاشگری و روحیهی انکار و طرد و نفی است. ناراضی بودن به تنهایی کاری نمی­سازد، بلکه هجوم، شورش­گری، قیام، تعرض لازم است.»[16]
 
بدین ترتیب، «ایدئولوژی انقلاب» باید افزون بر این که وضعیت موجود را «نامطلوب» و «بحرانی» توصیف می­کند و در توده­های مردم، «نارضایتی» و «ناخرسندی» تولید می­نماید، باید دارای «آموزه­های انقلاب­زا و تحرک­بخش» نیز باشد تا بتواند به انقلاب اجتماعی منجر گردد. «اسلام» به عنوان مکتب و ایدئولوژی انقلاب، از چنین قابلیتی برخوردار است؛ یعنی دارای آموزه­های انقلاب و تحرک­بخش است که عبارتاند از: «جهاد»، «امر به معروف»، «نهی از منکر» و «شهادت­طلبی». در بخش حاضر سعی می­کنیم مدخلیت علّی این آموزه­ها را در وقوع انقلاب اسلامی، با تکیه بر فهم معنای آن­ها در چارچوب جهان­بینی اسلامی – که مولد و خاستگاه آن­هاست- دریابیم.
 
الف) جهاد و امر به معروف و نهی از منکر
 
در اسلام، دو آموزهی قطعی «جهاد» و «امر به معروف و نهی از منکر»، نشانگر این واقعیت است که اسلام، دین نخوت و ظلم­پذیری نیست بلکه پیروان خود را دعوت به قیام، خیزش و انقلاب می­کند: «اسلام خصوصیتش این است که به مردم خودش، حس پرخاشگری، حس مبارزه، حس طرد و نفی وضع نامطلوب را می­دهد. جهاد و امر به معروف و نهی از منکر – هر کدام در جای خود –  این روحیه و حس را در افراد ایجاد می­کند [...] بدون شک، اسلام یک دین انقلابی است، اسلام دین مبارزه است.»[17]
 
«در اسلام، عنصر تعرض و تهاجم وجود دارد. آن چه که در اسلام در یک جا به نام جهاد و در جای دیگر به نام امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد؛ یعنی بذر تعرض و تهاجم در مقابل وضع نامطلوب حاکم موجود. اسلام می­گوید متعرض باش، مهاجم باش، قیام کن، شورش کن و وضع نامطلوب موجود را در هم بریز تا وضع مطلوب را به وجود بیاوری»[18]
 
آیت الله شهید، بیشترین حجم بحث خود را بر روی امر به معروف و نهی از منکر متمرکز ساخته و کمتر به مسألهی جهاد اشاره کرده است؛ البته جهاد خود یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر به شمار می­آید. از این رو، در این جا به شناخت معنا و ماهیت آموزهی امر به معروف و نهی از منکر و چگونگی تأثیر آن بر وقوع انقلاب اسلامی می­پردازیم.
 
وی در ابتدا تأکید کرده که قلمرو ایدئولوژی اسلامی، افزون بر احکام فردی، دربردارندهی «احکام اجتماعی» نیز است که جهاد و امر به معروف و نهی از منکر در زمرهی آن­ها قرار می­گیرند:
 
«مقررات اسلامی، ماهیت اجتماعی دارد؛ حتی در فردی­ترین مقررات از قبیل نماز و روزه، چاشنی اجتماعی در آن­ها زده شده است. مقررات فراوان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، جزایی اسلام ناشی از این خصلت است، همچنان که مقرراتی از قبیل جهاد و امر به معروف و نهی از منکر از مسؤولیت اجتماعی اسلامی ناشی می­شود.»[19] از این رو، امر به معروف و نهی از منکر بر نوعی مسؤولیت عمومی در قبال تحقق اهداف اسلامی در جامعه دلالت دارد[20] «اسلام نه تنها فرد را برای خود و در مقابل خداوند از نظر شخص خود، مسؤول و متعهد می­داند، بلکه فرد را از نظر اجتماع هم مسؤول و متعهد می­داند. امر به معروف و نهی از منکر همین است که ای انسان! تو تنها از نظر شخصی و فردی در برابر ذات پروردگار، مسؤول و متعهد نیستی، تو در مقابل اجتماع خود هم مسؤولیت و تعهد داری»[21] امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، ارزش بسیار اصیلی دارد و از ارکان تعلیمات اسلامی به شمار می­آید.[22]) این اصل یکی از اصول عملی اسلام است که هم در قرآن با صراحت و تأکید آمده و هم در روایات دربارهی آن بسیار سخن گفته شده است.[23]
 
 در قرآن کریم می­خوانیم:
 
«وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولیاءُ بَعضٍ یَأمٌرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَر»[24]
 
مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می­کنند.
 
همچنین، «اسلام از جهاد و لااقل آرزوی جهاد، جدا شدنی نیست؛ صداقت اسلام انسان، با این معیار شناخته می­شود.»[25]
 
در تعبیر امر به معروف و نهی از منکر، معروف شامل «تمامی هدف­های مثبت اسلامی» و منکر شامل «تمامی هدف­های منفی اسلامی» است.[26] امر به معروف و نهی از منکر گرچه با تعبیر امر و نهی است، ولی به نصّ حدیث، فقه و تاریخ قطعی اسلامی، دربردارندهی به کارگیری هر وسیلهی مشروعی است که برای هدف­های اسلامی بتوان از آن استفاده کرد.[27]
 
اما ارتباط این اصل با شکل­گیری انگیزهی انقلابی­گری در توده­های مردم چیست؟ مطهری تأکید می­کند: «این اصل، مسلمان را در حال یک انقلاب فکری مداوم و اصلاح­جویی جاودان و مبارزهی پی­گیر و ناآرام با فسادها و تباهی­ها نگه می­دارد.»[28]
 
«امر به معروف و نهی از منکر یعنی اگر وضع حاکم، وضع نامطلوب و غیر اسلامی بود تو نباید تسلیم وضع بشوی و تمکین وضع بکنی؛ تو باید برای طرد، نفی و انکار این وضع، جهت برقرار ساختن وضع مطلوب و ایده­آل کوشش کنی. جهاد هم همینطور است. [...] اگر در مکتبی عنصر تعرض و تهاجم نسبت به ظلم و ستم و اختناق وجود داشته باشد، این مکتب میتواند بذر انقلاب را در میان مردم خود بکارد.»[29]
 
اما با وجود این­که «سراسر قرآن، حماسهی پیکار و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر است»[30] ، آیت الله شهید تصریح می­کند که «باید اعتراف کنیم که مفاهیم دینی در عصر ما از هرگونه حماسه تهی گشته است.»[31] وی می­گوید: «اگر این اصل در دوره­های اخیر متروک نشده بود، در جامعهی اسلامی، مصلحان اجتماعی و دینی زیادی ظهور می­کردند.»[32]
 
 
 از این رو، ایشان همواره اصرار می­ورزید که تلقی متعارف از آموزه­های اسلام را به سوی تحرک، تکاپو و خیزش، متحول سازد: «دراین عصر، باید علاقهمندان و آشنایان به مفاهیم واقعی اسلام، سعی کنند بار دیگر حماسه را که رکنی از مفاهیم اسلامی بود، بدان­ها برگردانند.»[33]
 
سرانجام، این تلاش فکری و فرهنگی به ثمر نشست و از متن خوانش انقلابی و حماسی از اسلام، خیزش انقلابی توده­های مردم ایران شکل گرفت و انقلاب اسلامی واقع گردید: «خوشبختانه به قدر کافی این بذر[بذر انقلاب­خواهی و عصیان­طلبی] در میان ما پاشیده شده است، بعد از آن که سال­ها بلکه قرن­ها بود که جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه، در میان ما فراموش شده بود.»[34]
 
روی آوردن مردم به آموزه­های انقلاب­زای اسلام، نتیجهی تبلیغ­ها و آگاهی­بخشی­های امام خمینی(ره) و روحانیون بوده است: «مسلمانان و رهبران انقلابی، بذر این حالت تهاجم، تعرض و شورش بر نظام­های فاسد حاکم را در حالی که از روح اسلامی سرچشمه می­گرفت در روح ملت مسلمان می­کاشتند و همین خود یک دگرگونی روحی بنیادی در جامعهی ما به وجود آورد.»[35](*)

 

 
ادامه دارد...
پی‏نوشت‏ها:
 
1. مرتضی مطهری، بررسی اجمالی نهضت­های اسلامی در صد سالهی اخیر، تهران: صدرا، 1386، ص61.
 
.2  همان، ص ٦٥.
 
3. همان، صص٦٦-٦٥
 
4. مرتضی مطهری، آینده انقلاب اسلامی ایران، تهران: صدرا،١٣٨٧، ص ٢٤٧
 
5.همان، بررسی اجمالی نهضت­های اسلامی در صد سالهی اخیر، ص ٦٩
 
6. همان، آیندهی انقلاب اسلامی ایران، ص ١٢٦
 
7. همان، ص١٢٦
 
8. همان، ص١٢٩-١٢٨
 
9. همان، ص ٦٨[9]
 
10. همان، ص١٢٦[10]
 
11. همان، ص ٢٧٧[11]
 
12. مرتضی مطهری، یادداشت­های استاد مطهری. جلد دهم. تهران: صدرا ، ١٣٨٥، ص ٢٥[12]
 
13. همان، بررسی اجمالی نهضت­های اسلامی در صد ساله اخیر، ص ٦٧[13]
 
14. همان، آینده انقلاب اسلامی ایران، ص٩٢[14]
 
15. همان، ص٩٠[15]
 
16. همان، صص١١٩-١٢٠[16]
 
17. همان، ص٩٠[17]
 
18. همان، ص١٢٠[18]
 
19. مرتضی مطهری، مقدمه­ای بر جهان­بینی اسلامی: وحی و نبوت، جلد سوم، تهران: صدرا،١٣٨٧، ص ١١٦[19]
 
20. همان، حماسهی حسینی، جلد دوم. تهران: صدرا ،١٣٨٧، صص١٦٠-١٦١[20]
 
21. همان، حماسهی حسینی، جلد اول. تهران: صدرا ،١٣٨٧، ص ٢٠٧[21]
 
22. همان، حماسهی حسینی، جلد دوم، ص ١٥٩[22]
 
23. همان، ده گفتار، تهران: صدرا ،١٣٨٨، ص ٧٣[23]
 
24. سورهی توبه، آیهی ٧١ [24]
 
25. همان، قیام و انقلاب مهدی(عج) از دیدگاه فلسفهی تاریخ. تهران: صدرا ،١٣٨٧، ص ٧٩[25]
 
26. همان، حماسهی حسینی، جلد دوم، ص ١٥٩[26]
 
27. همان، ص ١٥٩[27]
 
28. همان، مقدمه­ای بر جهان­بینی اسلامی: وحی و نبوت، جلد سوم، ص١٢٢[28]
 
29. همان، آیندهی انقلاب اسلامی ایران، صص ٩٠-٩١[29]
 
30. همان، علل گرایش به مادیگری، تهران: صدرا ،١٣٨٦، ص ١٨٤[30]
 
31. همان، ص١٨٠[31]
 
32. همان، ده گفتار ،ص ١٠٠[32]
 
33. همان، علل گرایش به مادیگری، صص١٩٣-١٩٤[33]
 
34.همان، آیندهی انقلاب اسلامی ایران، ص ٩١[34]
 
35. همان، صص ١٣٣-١٣٤[35]
  
*مهدی جمشیدی؛ محقق و نویسنده/ گروه سیاسی اندیشکده برهان/ انتهای متن|




نوع مطلب : شهیدمطهری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 بهمن 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است