سعادت در فرهنگ ملتهای مختلف تعاریف متفاوتی دارد و هر یك از اقوام بشری سعادت را به گونه ای خاص تعریف نموده و مطابق با آن تعریف مصداق خاصی را برای آن بیان می كنند . بعنوان مثال عده ای سعادت را در تمول و مال می دانند واقوام دیگر جمال و عده ای دیگر كمال را موجب سعادت می دانند اما اگر به فرهنگ اسلامی خودمان مراجعه كنیم وبخواهیم سعادت را از نظر اسلام جویا شویم باید به كتاب آسما نی مان یعنی نسخه شفا بخش حیات آدمی و دستورالعمل زندگانی خود كه همان قرآن مبین است رجوع نماییم. قرآن كریم حیاه طیبه یا سعادت حقیقی را اینگونه و در نتیجه چنین اعمالی دست یافتنی می داندكه:

من عمل صالحاً من ذكر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ما كانوا یعملون (نحل آیه ۹۷)

هر كس عمل صالح انجام دهد خواه مرد یا زن (تفاوتی نمی كند) در حالیكه معتقد به این( كارهای نیك ) باشد همانا ما به او حیاه پاك (زندگی سعادتمند ) عطا كرده و پاداش آن اعمال را به نیكو ترین وجه ادا می كنیم

پیامبر گرامی اسلام(ص) كه بنیان گذار دین مبین اسلام است سعادت را در نتیجه همنشینی با افراد سعادتمند می دانند و در جمله ای كوتاه اما عمیق می فرمایند: ( یسعد الرجل بمصاحبه السعید) آدمی در نتیجه مصاحبت وهمنشینی و نشستو بر خاست با افراد سعادتمند به سعادت مرسد. و به قول حافظ شیرین سخن :

پس از سالها بدانستم این معنی كه كیمیای سعادت رفیق بود رفیق

□□□

بیاموزمت كیمیای سعادت زهم صحبت بد جدایی جدایی

در كلمات قصار مولی علی(ع) آمده است كه (اسعد الناس من خالط كرام الناس)

سعادتمند ترین افراد كسانی هستند كه با افراد بزرگوار معاشرت می كنند و می دانیم كه هم نشینی ومعاشرت انسان با افراد بزرگنیز ما را بسوی سجایا ی اخلاقی آنها را كه درنتیجه مشاكلت و مشابهت با آنان ایجاد می شود می كشاند وما را نیز سعادتمند می نماید چرا كه معمولا محب سعی می كند خود را هم شكل و هم مسلك محبوب خود قرار دهد و این تشلبه و تشاكل زمینه خوشبختی ما را هم فراهم می كند .

امام علی (ع) در احادیثی ریگر سعادت انسان را در نتیجه كسب علم ودانش و فضیلت بیان می كند آنجا كه می فرمایند :

اطلبوا العلم ترشدوا یا اطلبوا العلم تسعدوا

یعنی اگر می خواهید به پیشرفت وترقی یا سعادت وسعادتمندی برسید در پی علم و دانش باشید و به قول شاعر :

سرمایه عیش جاودانی علم است شایسته اساس زند گانی علم است

اسباب ترقی بشر در عالم تنها و فقط اگر بدانی علم است

علی (ع)می فرمایند:

اكتسبوا العلم تكتسبكم الحیاه

اگر حیات جاوید می خواهید در پی كسب و تحصیل علم باشید

وبقول حافظ:

تاقدر عمر دانی تحصیل معرفت كن ازكف مده به غفلت سرمایه بقارا

گر كیمیا دهندت بی معرفت گدایی گر معرفت خریدی بفروش كیمیا را

دانشمندی می نویسد خوشبختی مثل خو شحالی است چیزی نیست كه در بیرون به تملك انسان دربیاید بلكه بسته به ضمیر و درون هر كس می باشد یعنی این كه ما نمی توانیم بگوییم افرادی كه دارای امكانات بهتری هستند خوشبخت ترند بلكه این خوشبختی به طرز تلقی افراد دارد كه چگونه می اندیشند ممكن است یك نفر دارای امكانات كمتری باشد اما سلامت خود را سعادت بداند در عین قناعت خود را عزتمند و عزیز بدارد واحساس شخصیت و بزرگی نماید پس نمی توان گفت داشتن مال مساوی اشت با خوشبختی گرچه مال ممكن است لازمه خوشبختی باشد اما شرط كافی نیست .

بزرگی دیگر میی نویسد اگر تنها بخواهیم خوشبخت و سعادتمند بشو یم بسیا ر كار آسانی است اشكال كار این است كه می خواهیم از دیگران خوشبخت تر گردیم و این نخواهد شد چون ما دیگران را بیش از آنچه كه نیكبخت هستند نیكبخت تر تصور می كنیم و بقول معروف (مرغ همسایه غاز است)پس باتوجه به موارد و مطا لب بالا مهمترین عوامل سعادت را می توان این گونه بیان كرد:

۱) علم ودانش و فضیلت و تلاش برای كسب آن فضایل

۲) همنشینی و مصاحبت با افراد سعادتمند

۳) داشتن نگرش وبینش خوب از زندگی و كلاً حیات انسانی

۴) تلاش و پشتكار برای رسیدن به كمالات ومراتب عالیه

۵) اغتنام فرصتهای زندگی برای كسب معارف دینی

۶) استفاده از حال و عدم تاسف بر گذشته و امیدواری به آینده

این چه حرفی است كه در عالم بالاست بهشت هر كجا حال خوشی هست همانجاست بهشت

عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت او ندانست كه در ترك تمناست بهشت

از درون بد ما هست جهان چون دوزخ گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت