۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

50 روز پایانی حکومت پهلوی چگونه گذشت

دولت نظامی موفق شده بود با تهدید كاركنان و كارگران صنعت نفت تا حدودی بر اعتصابات موجود در این بخش غلبه كنند. به طوری كه در اوایل دی ماه تولید نفت به 3 میلیون و 182 هزار بشكه رسیده بود.



گزارش فرهنگ نیوز، در ماه‌ها و روزهای منتهی به 22 بهمن ماه 1357، به ویژه از آغاز ماه دی، مدارس در بسیاری از شهرهای بزرگ تعطیل بود. بازگشایی آنها از نظر حكومت می توانست در تخفیف تظاهرات ـ به ویژه در شهرهای بزرگ ـ كه معمولاً با مشاركت جوانان دانش آموز صورت می گرفت مؤثر باشد. بازگشایی مدارس با اعتراض شدید آموزگاران و دبیران مواجه شد و برخلاف گمان دولتمردان، در روزهای دوم و سوم دی ماه دامنه تظاهرات دانش آموزی فزونی گرفت؛ به حدی كه دولت مجبور شد روز چهارم دی ماه مدرسه ها را بار دیگر تعطیل كند.

در مورد دانشگاه‌ها، موضوع خلاف مدارس بود. استادان برای بازگشایی دانشگاهها، به ویژه دانشگاه تهران اصرار می ورزیدند و برای رسیدن به این مقصود در دبیرخانه دانشگاه تهران تحصن كرده بودند. از آنجا كه گشایش دانشگاه تهران، برابر بود با اضافه شدن مكانی جدید به مكانهای اعتراض و تظاهر، دولت از این اقدام جلوگیری كرد.

دولت نظامی موفق شده بود با تهدید كاركنان و كارگران صنعت نفت تا حدودی بر اعتصابات موجود در این بخش غلبه كنند. به طوری كه در اوایل دی ماه تولید نفت به 3 میلیون و 182 هزار بشكه رسیده بود. روز دوم دی ماه پل گریم، كارشناس امریكایی صنعت نفت هنگام خروج از خانه اش در اهواز كشته شد. او رئیس كل عملیات و عضو هیأت مدیره شركت خاص خدمات نفت بود. همزمان ملك محمدی، رئیس بهره برداری های شرق اهواز نیز به قتل رسید. او از مخالفان جدی اعتصاب در صنعت نفت بود.

با این اقدام استخراج نفت به ناگاه فروكش كرد و استعفای دستجمعی بیش از 4200 نفر از كاركنان صنعت نفت موجب شد كه صدور نفت از جزیره خارك متوقف شود. به دنبال قطع صدور نفت، نخستین واكنشها از طرف دو دولت اسرائیل و رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی رخ داد. آفریقای جنوبی 90 درصد نفت خود را از ایران وارد می كرد و اسرائیل روزانه 140 هزار بشكه نفت از ایران می گرفت.

خبرهای نفتی دهه اول دی به اینجا ختم نمی شود. روز هشتم دی ماه امام خمینی در حكمی مهندس مهدی بازرگان را مأمور رسیدگی به وضعیت اعتصاب كاركنان صنعت نفت كردند. فرمان امام، در نظارت بر استخراج نفت برای مصارف داخلی خلاصه می شد. مهندس بازرگان، همراه آقای هاشمی رفسنجانی و مهندس كتیرایی راهی مناطق جنوب شدند و روز دهم دی ماه جلسات خود را با دست اندركاران صنعت نفت آغاز كردند. این كه رهبری تبعیدی، از خارج از كشور، برای مدیریت مهم ترین بخش تولیدی ایران حكم دهد و نفوذ این حكم تا حد اعمال نظرات ایشان كاربرد داشته باشد، حكایت از قدرت و پشتوانه مردمی او، و از سوی دیگر نمایانگر شیرازه از پاشیده حكومت وقت بوده است.

سوم دی، مصادف با جشن كریسمس بود. كاركنان اعتصابی شركت توانیر كه هر روز هنگام پخش اخبار سراسری ، تلویزیون برق را قطع می كردند، در این روز به مناسبت تولد حضرت مسیح (ع) از قطع برق خودداری كردند. رهبران ارامنه ایران نیز با صدور اطلاعیه ای از هم كیشان خود خواستند كه از برپایی جشن، به پاس خون شهیدان نهضت مردم ایران خودداری كنند.

شهادت دكتر كامران نجات اللهی در ساختمان وزارت علوم تهران، به موج تازه ای از اعتراضات و اعتصابات انجامید. او در روز پنجم دی ماه با گلوله مأموران مسلح به شهادت رسید. روز بعد در تشییع جنازه او پنج نفر در تهران به شهادت رسیدند. مجامع دانشگاهی در اعتراض به این اقدام دست به تظاهرات و تحصن های تازه ای زدند و مراسم یادبود او، مبدأ راهپیمایی های تازه ای شد. همه این حركتها از پادشاه ایران، فردی دست و پا بسته و خودباخته ساخته بود. این اوصاف در دیدار او با ویلیام سولیوان در پنجم دی ماه كاملاً مشهود است. «شاه: امریكا از من می خواهد چكار كنم؟ سولیوان: امریكا كاملاً از تلاش های شما پشتیبانی می كند. شاه: اگر اقدام قاطع موجب راه انداختن حمام خون بشود یا اگر این اقدام موجب برقراری نظم و آرامش در كشور نشود آیا باز هم باید ادامه داد؟ سولیوان: شاه شما هستید و شما باید در این مورد تصمیم بگیرید.» این دیدار بار دیگر در هشتم دی ماه تكرار شد؛ با این مضمون كه امریكا موافقت خود را با خروج شاه از ایران اعلام كرد. شاه پس از شنیدن این خبر سكوت كرد و بعد از وقفه ای طولانی از سولیوان پرسید: «نمی دانم كجا بروم.»

در روز ششم دی ماه سندی از سوی ساواک منتشر شد که می گوید «منابع این سازمان امنیتی تحت تأثیر نهضت مردم قرار گرفته اند و حتی با شركت در تظاهرات، علیه حكومت شاه ابراز وجود می كنند.» این سند می گوید «به درستی روشن نیست چه تعداد از ماموران ساواک با مردم همراه گشته اند» اما این خود حكایت جالبی است از تسلیم بخشی از بدنه ساواك و شعاع نفوذ آزادی خواهی مردم در همه قشرها از جمله وابستگان درجه یك حكومت.

سیر حوادث به جایی رسیده بود كه گسیل جاسوسان سازمان C.I.A به ایران دیگر نتواند در روند رو به فروپاشی سلطنت شاه خللی ایجاد كند. روز هفتم دی ماه یك گروه 150 نفری از این نیروها وارد ایران شدند. این گروه در گزارش ساواك «میرو» نامیده شده است. موضوع از چشم عوامل جاسوسی شوروی پنهان نماند، به طوری كه بلافاصله در رسانه های خود آن را مطرح و امریكا را به دخالت در امور جاری ایران متهم نمودند.
ظهور شاپور بختیار به عنوان آخرین گزینه برای نجات سلطنت در همین ایام علنی شد. روز هفتم دی ماه بختیار به دیدار محمدرضا پهلوی رفت. نخستین خبر را خبرگزاری فرانسه از این دیدار روی تلكسها فرستاد. او كه بدون آگاهی جبهه ملی به پیشواز نخست وزیری شاه رفته بود، از این جبهه اخراج شد. جبهه ملی در نهم دی در اطلاعیه ای، این اقدام خودسرانه بختیار را محكوم و خبر اخراج او را پخش كرد.
ارتشبد غلامرضا ازهاری دهم دی استعفا كرد و خبر آن رسما اعلام شد. با انتشار این خبرها، شایعه خروج شاه از ایران در حد گسترده ای پخش شد و مردم در تظاهراتی كه روز نهم دی ماه در بیشتر شهرهای كشور برپا كردند، علیه بختیار شعار دادند.

نهم دی مصادف بود با سالگرد قمری كشتار مردم در شهر قم. نوزدهم دی ماه 1356 مردم قم در اعتراض به چاپ مقاله ای موهن علیه امام خمینی در روزنامه اطلاعات، تظاهراتی صورت دادند كه مقابله مأموران مسلح، حداقل شش شهید به جا گذاشت. امام خمینی و جامعه روحانیت سالگرد این روز را عزای عمومی اعلام كرده بودند. تلخ ترین حادثه این دوره، در مشهد رخ داد. شهر مشهد در نهم دی، تقریبا به دست مردم افتاد. عده ای از نظامیان به مردم پیوستند، حداقل سه نفر از جنایتكاران توسط مردم كشته شدند و اماكنی چون استانداری به تصرف تظاهركنندگان درآمد. نظامیان در اقدامی متقابل، در روزهای نهم و دهم دی ماه حدود 300 نفر از مردم را كشتند. رقم 300 شهید، رسما توسط ارتش در گزارشها منعكس شد. از این تعداد نزدیك به 200 نفر در دهم دی به شهادت رسیدند. اگر آمارهای رسمی ملاك قرار گیرند، فاجعه دهم دی مشهد، از نظر تقدیم شهید و توحش حكومت، رویدادهای خونباری چون 17 شهریور تهران را تداعی می کند.

شاه سال 1357 را سال شگون خود نامیده بود! او در دهم دی ماه 1356 زمانی كه جیمی كارتر در كاخ نیاوران در ضیافت شام شاهنشاه ایران حاضر شده بود و به سلامتی یكدیگر باده می نوشیدند، خطاب به كارتر گفته بود حضور او در ایران یعنی شگون سال آتی ایران! این شگون محقق شد؛ اما نه برای او، بلكه برای ملت ایران، كه در آستانه رهایی از زندان شاه و حامیان امپریالیست او بود. شاه مانند همه دیكتاتورهای جهان از چرخ بازیگر و بازیچه های او بی خبر بود.

تحولات یازدهم تا بیستم دی ماه 1357 حكایت از آن دارد كه سازمان اطلاعات و امنیت كشور (ساواك) در سراشیبی محسوس قرار گرفته است . تهدیدها علیه ساواك به حدی شدت می گیرد كه ساواك مركز در بخشنامه ای از شعب گوناگون خود می خواهد كه ساختمانهای ساواك را تخلیه كرده، به پادگانها بروند و در صورت لزوم اسناد و مدارك را امحاء كنند. این جابه جایی در برخی از شهرهای كوچك و بزرگ رخ داد و بر سر در ساختمانهای ساواك تابلوهای دیگری نصب شد. چنین واكنشهایی به طور طبیعی از فعالیتهای ساواك كاست و به تبع آن جمع آوری اخبار و اطلاعات نیز اُفت محسوسی پیدا كرد. عامل دیگری كه باعث عقب نشینی بیشتر ساواك شد، افشاء اسامی اعضاء بلندپایه آن و توزیع در میان مردم بود. این اطلاعات كه شامل فهرستهای بلند و بالایی از نام و نشانی وابستگان به ساواك بود، نمی توانست از طریقی غیر از درون ساواك و توسط برخی از آنها رو شود و به اطلاع مردم برسد. در فضای ملتهبی كه جان و مال آنان در تهدید قرار گرفته بود، انتشار چنین اعلانهایی چاره ای جز عقب نشینی برای ساواك نمی گذاشت. از سوی دیگر بختیار در شعارهای خود به هنگام تصدی پست نخست وزیری از محدود شدن فعالیتهای ساواك خبر داد. از طرفی خانه، اموال و جان نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی تهدید و در برخی مواقع منجر به تخریب، آتش سوزی و كشتن آنان می شد.

در جوّ پرهیجان و ملتهب این زمان كه مصادف با كشتار مردم در شهرهای قزوین و كرمانشاه نیز بوده، این واكنشها طبیعی جلوه میکرد. اما واقعیت آن است كه تشویق به این تعرضات و اقدامات صورت گرفته، مطابق خواست رهبران نهضت نبود و احتمال وجود توطئه ای، به ویژه برای ایجاد شكاف بیش از پیش بین مردم و ارتش می رفت. امام خمینی و سپس سایر رهبران مذهبی متوجه این موضوع شدند و با صدور اعلامیه هایی از مردم خواستند كه آرامش خود را حفظ كنند و از تعرض به جان و مال كسانی كه متهم به ساواكی بودن و یا عضو نیروهای نظامی و انتظامی هستند بپرهیزند. امام در نوزدهم دی خطاب به مردم اطلاعیه ای داده، و در آن یادآور شدند كه جان و مال مردم در آیین اسلام حرمت دارد و نمی توان بدون حكم محكمه متعرض آنها شد. توطئه ای كه احتمال می رفت با هیزم حكومت، شعله ور شود، رو به سردی گرایید.
بختیار از همان ابتدا با تهدید و ارعاب وارد صحنه سیاسی شد. او موضوع كودتا را پیش كشید و ماندگاری خود را با آن مربوط دانست و به نحوی ابراز عقیده كرد كه اگر بنا بر رفتن او باشد امكان كودتا منتفی نخواهد بود؛ و در واقع آن را بسان چماقی به مردم نشان داد. البته او بی جهت تهدید نمی كرد؛ چرا كه در چهاردهم دی ماه ژنرال هایزر وارد ایران شد. به نوشته منابع معتبر ، او دو مأموریت داشت: جلب حمایت ارتش از نخست وزیری بختیار؛ راه اندازی كودتا در صورت عدم موفقیت در انجام این كار.
شهرهای ایران در این دوره شاهد تظاهرات و جانبازیهای مردم بود. روز یازدهم دی شهر قزوین آماج تهاجم نظامیان قرار گرفت. تصویری كه فرماندار قزوین از این حادثه داد چنین بود : «قزوین میدان تاخت و تاز مأموران لشكر شده است». وی قزوین را به شهری جنگ زده تشبیه كرد. در دوازدهم دی ماه حداقل هفت تن در گالیكش از توابع گنبد به شهادت رسیدند. چهاردهم دی عده ای از مردم لار به خاك و خون كشیده شدند. هفدهم دی، در كنگاور عده ای شهید و مجروح گشتند و ... با این حال از التهاب مردم در براندازی حكومت كاسته نشد.

در این دوره اعتصاب 62 روزه مطبوعات در 16 دی به پایان رسید. روزنامه های كیهان، اطلاعات و آیندگان در این روز منتشر شدند. استقبال مردم از حضور دوباره جراید، صفهای طویلی در برابر باجه های روزنامه فروشیها تشكیل داد كه گاه همین تجمعات منشاء اعتراضات مضاعف شد؛ چرا كه مأموران مسلح با حمله به این صفها، تعدادی كشته و مجروح به جای گذاشتند.

روز 18 دی روز عزای عمومی بود. امام از مردم خواست كه در پاسداشت شهدای شهرهایی چون قزوین، مشهد، كرمانشاه و ... چنین مراسمی داشته باشند. تظاهرات آن روز سراسر كشور را در برگرفته بود. امام در همین پیام از مردم خواستند كه وزراء دولت غیرقانونی بختیار را به وزارتخانه های راه ندهند، مالیات پرداخت نكنند و به اعتصابیون بی بضاعت یاری رسانند.

تظاهرات و مخالفتها با دولت شاپور بختیار ادامه پیدا کرد . دست و پای سیاسی ای كه آخرین نخست وزیر نظام شاهنشاهی می زند، موفقیتی در پی نداشت. از مهمترین حوادث دیگر این ایام اعلامیه ای است كه در نگاه اول، افشاگر سخنان محمدرضا پهلوی در یك نشست سری با شماری از سران نظامی است. در این سخنان شاه از وقوع یك جنگ داخلی و رو در رو قرار دادن ارتش با مردم حمایت می كند. ساواك تلاش داشت پس از كشف این سخنرانی ـ كه هم به صورت نوار توزیع شده بود و هم پیاده شده آن در تهران و دیگر شهرها به دست مردم رسیده بود ـ آن را در مطبوعات و رسانه های تبلیغی تكذیب كرده و ساختگی تلقی نماید . پس از انقلاب نیز گفته شد كه این صدا تقلیدی ماهرانه بوده و توسط شاه ایراد نشده است. اما روند رخدادها ـ به ویژه در تهران ـ موافق مفاد سخنرانی رقم خورد. تهدید نظامیان و نیروهای انتظامی ناگهان شدت گرفت و حمله به آنها و بعضا تخریب و آتش زدن خانه های شان آغاز شد؛ یعنی همان چیزی كه در آن سخنرانی خواسته شده بود : ایجاد هر چه بیشتر فاصله میان مردم و ارتش و پر كردن این فاصله با كینه و نفرت. این خواستها چه توسط شاه عنوان شده باشد و چه از ناحیه دیگر، توطئه ای بود كه با هوشمندی رهبران انقلاب خنثی گردید.

اعلام تشكیل شورای انقلاب توسط امام خمینی در 22 دی ماه، هر چند در اسناد انعكاس عمیقی نیافت، اما دولت بختیار و حامیان غربی آن را با پدیده سیاسی تازه ای رو به رو كرد. در این میان، آغاز مخالفتهای علنی ارتش، به پیچیدگی بحرانی كه دامنگیر حكومت شده بود، افزود. نیروی هوایی و هوانیروز نخستین پرده های مخالفت را بالا زدند. پایگاههای نیروی هوایی، همچون پایگاه شاهرخی، وحدتی مركز اعتصابات و اعتراضها شده، نظامیان آشكارا در محوطه پایگاهها تظاهرات می كردند و یا برای راهپیمایی به خیابانها رفته و در میان مردم و همگام با آنها با لباس نظامی حاضر می شدند. روز سوم بهمن گروهی از نظامیان نیروی هوایی در پایگاه هشتم شكاری اصفهان تظاهرات كرده، خواستار برپایی جمهوری اسلامی شدند.

خروج شاه از ایران، در 26 دی ماه به وقوع این رخدادها دامن زده بود. شادمانی آن روز مردم ایران توصیف ناپذیر است. این شادمانی حتی به درون صفوف نظامیان رسوخ كرد به طوری كه حكومت مجبور به دستگیری گروهی از افراد نیروی هوایی شد. گفتنی است كه روز خروج شاه از ایران یك «تیمسار» هوانیروز در مسجد هارون شهر اصفهان سخنرانی كرد و گفت كه در میان مردم هستم نه در برابر آنها. آن روز و روزهای بعد مجسمه های شاه به دست مردم ـ با خشم ـ و یا توسط عوامل حكومت ـ با احترام ـ پایین كشیده شد. البته رفتن شاه حادثه تلخی را در اهواز موجب شد و آن طغیان بخشی از ارتش بود. عامل تحریك نظامیان در اهواز، استاندار خوزستان بود. او در پادگان ارتش سخنرانی كرد و به دنبال آن گروهی از نظامیان با ادوات جنگی به شهر ریختند و جنایاتی مرتكب شدند كه بعدها به چهارشنبه سیاه معروف شد.
اربعین (29/10/57) سومین نماد رفراندوم ملی ایران محسوب می شود. راهپیمایی آن روز، پس از راهپیماییهای تاسوعا و عاشورا (19 و 20 آذر) كه با تدارك روحانیان شكل گرفت، یكی از ضربه های كاری بر پیكر رژیم پهلوی بود. بسان عواقبی كه در پی حركت تاسوعا و عاشورا با ظهور چماقداران در برخی از شهرها رخ نمود، از فردای اربعین نیز با حمایت دولت و امرای نیروهای مسلح و دستگاه نیمه جان امنیتی، چماقداران ظاهر شدند و از مردم زهر چشم گرفتند. جلوه دیگری كه دولت بختیار برای نمایش طرفداران خود و حكومت سلطنتی نشان داد، تظاهراتی بود كه روزهای 4 و 5 دی با عنوان طرفداری از قانون اساسی شكل گرفت. مشاركت خانواده نیروهای مسلح و نظامیان كه با لباس شخصی در این حركت حاضر شدند، بسیار چشمگیر بود.

پس از خروج شاه، امام مترصد بازگشت به ایران بودند. این تصمیم در چهارم دی ماه علنی شد و ایشان اعلام كرد كه ششم دی ماه در ایران خواهد بود. انتشار این خبر، جوش و خروشی در میان مردم افكند و تدارك وسیعی برای استقبال از ایشان شكل گرفت. گروههای زیادی از شهرستانها عازم تهران شدند. بختیار كه در برابر این خبر منفعل شده بود، چاره ای جز بستن فرودگاه مهرآباد نیافت. پیش از این كاركنان هواپیمایی ملی ایران، یك فروند هواپیما را برای پرواز به سوی پاریس و بازگرداندن امام آماده كرده، نام آن را «پرواز انقلاب» نهاده بودند. با بسته شدن فرودگاهها و از كار انداختن پرواز انقلاب، بازگشت امام به تأخیر افتاد. ایشان در پیامی به ملت ایران گفتند كه چند روز دیگر به ایران آمده «و چون سربازی در كنار شما به مبارزه علیه استعمار و استبداد تا پیروزی نهایی ادامه خواهم داد»

روز ششم بهمن مردم سراسر كشور منتظر ورود امام خمینی بودند. آنها در میدان آزادی و اطراف فرودگاه ـ برای دیدن امام ـ و در بهشت زهرا ـ برای شنیدن سخنان امام ـ گردهم آمده بودند، اما با انتشار خبر بسته شدن فرودگاه مهرآباد توسط دولت شاپور بختیار، خشم مردم فزونی گرفت و بار دیگر تقابل نیروهای مسلح و توده های مردم در شهرهای گوناگون آغاز شد و آن چه به جا ماند خون بر زمین ریخته تعدادی از شهروندان بود؛ خونی كه گریبان پیكر نیمه جان دولت شاهنشاهی را بیشتر فشرد. دولت بختیار برای این رویارویی اعلامیه داده، گفته بود كه هر اجتماعی باید با مجوز دولت بر پا شود. اعتراضهای مردمی در هفتم بهمن با زمینه ای كه 28 صفر، سالگرد رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع)، ایجاد كرده بود، در راهپیماییهای بزرگ در بیشتر شهرها رخ نمود. همه صداها علیه بختیار و حاكمیت نظام شاهنشاهی بود. تهران در هشتم بهمن چهره خونینی داشت. می توان گفت پس از 17 شهریور، چنین قتل عامی در تهران صورت نگرفته بود. كانون حوادث ، خیابانهای اطراف دانشگاه تهران، میدان آزادی و اطراف فرودگاه مهرآباد بود. آن چه شور تازه ای به مخالفتها داد، تحصن روحانیان در مسجد دانشگاه تهران بود. روحانیان سرشناس تهران در مسجد دانشگاه تهران متحصن شدند و اعلام كردند تا آمدن امام خمینی به این بَست سیاسی را ادامه خواهند داد. حمایتهای مردمی از اقدام روحانیان خیابانهای اطراف دانشگاه تهران را پر از جمعیت كرد. حمایتها از این تحصن، نه تنها از پایتخت بلكه از دیگر شهرها هم آغاز گردید. تمرد نظامیان از یگانهای تحت امر خود چنان گسترش یافت كه سران ارتش را به چاره جویی های تازه ای واداشت. آنان از یك طرف نگران گسترش تمردها و از سوی دیگر در انتظار درگیری نیروهای موافق و مخالف از زیر مجموعه پیكر ارتش بودند. آنها به وضوح شنیدند كه نظامیان در خیابانها چه شعاری می دادند : ما پرسنل نظامی هستیم، ما منتظر خمینی هستیم.

روز هشتم بهمن دو سرتیپ و یك سرهنگ هوانیروز در اصفهان به صف تظاهركنندگان مردمی پیوستند و علیه شاه شعار دادند. این حادثه بی سابقه ای بود. این نظامیان بلند پایه خیلی زود دستگیر و به تهران منتقل شدند. گسترش اعتراضها برای جلوگیری از ورود امام كار را به جایی رساند كه بختیار با شركت در مصاحبه ای مطبوعاتی گفت: «با صدای بلند اعلام می كنم كه حضرت آیت اللّه هر وقت میل داشته باشند می توانند به كشور بازگردند.» این اظهارات، روز نهم بهمن بیان شد اما تأثیری در فروكش كردن مخالفتها نداشت. حدود 300 هزار تن در قم و حدود یك میلیون نفر در مشهد در همین روز راهپیمایی كردند. تحصن روحانیان تهران الگوی تحصنهای دیگر شد. در قم، مشهد و اصفهان چنین اعتراضی شكل گرفت ؛ و این محمل دیگری برای تجمع های مردمی در محلهای تحصن بود. افزایش فشارها به جایی رسید كه آیت اللّه دكتر محمد مفتح در آخرین ساعات روز دهم بهمن به عنوان عضو كمیته مركزی استقبال از امام خمینی، خبر خوش را به مردم داد. او به یكی از نشریه ها گفت كه طبق توافق به عمل آمده ساعت 9 صبح روز پنج شنبه، 12 بهمن هواپیمای حامل امام در فرودگاه مهرآباد به زمین خواهد نشست. دولت بختیار خیلی زود عقب نشینی كرده بود.

روز یازدهم بهمن مردم هیجان زده بودند و هر چه به ساعات پایانی روز نزدیك می شدند این هیجان افزایش می یافت. امام در یازدهم بهمن در نامه ای از دولت و ملت فرانسه تشكر كردند و میهمان نوازی آنها را ستودند. ایشان همان روز در محله نوفل لوشاتو حاضر شده با ساكنان آن دیدار و گفت و گو كردند. این دیدار خداحافظی بود. با این كه دولت بختیار مجبور به پذیرش ورود امام به وطن شده بود، اما عقب نشینی خود را با رژه نظامیان در سطح شهر جبران كرد. نظامیان با ادوات نظامی روز یازدهم بهمن به خیابانهای تهران آمدند و قدرت نمایی كردند.

كاركنان اعتصابی و به انقلاب پیوسته رادیو تلویزیون ملی ایران در تدارك پخش مراسم ورود رهبر انقلاب بودند. اما پخش مراسم در نخستین دقایق آن قطع شد. هواداران سلطنت به قدرت نظامیان حاضر در تلویزیون از پخش مستقیم مراسم جلوگیری كردند. امام در میان امواج انسانی از فرودگاه مهرآباد راهی بهشت زهرا شدند و سخنرانی تاریخی خود را در تاسیس دولت و حكومت جدید ایراد كردند. شادمانی مردم از ورود امام به ایران تا چند روز آینده در شهرهای مختلف ادامه یافت. از روز سیزدهم بهمن و پس از استقرار امام در مدرسه ای در محلات جنوبی تهران، دیدار قشرهای گوناگون با ایشان شروع شد و همزمان تقابلات پیدا و پنهان بختیار و سران نظامی با روند انقلاب ادامه یافت. مهمترین اقدام در جبهه انقلاب تشكیل دولت موقت بود. از همان ابتدا گمانه زنیهای مطبوعات روی مهندس بازرگان بود. مذاكره با سران ارتش نیز در دستور كار انقلابیون قرار داشت. امام صراحتا به این موضوع در سخنرانی روز چهاردهم بهمن خود اشاره كردند؛ هر چند ارتش این اقدامات را تكذیب كرد.

ژنرال هایزر روز چهاردهم بهمن با تعیین جانشینی برای خود ایران را ترك كرد. او به این نتیجه رسیده بود كه مثلث ربیعی، بدره ای و توفانیان در غیاب او توان انجام كودتا را دارند. امام روز پانزدهم بهمن حكم مهندس مهدی بازرگان را برای تأسیس دولت موقت صادر كردند. در واقع امام پیشنهاد شورای انقلاب را برای تعیین بازرگان پذیرفته بودند. امام در حكم خود با تذكر این نكته كه مهندس بازرگان بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و همبستگی گروهی می بایست به تشكیل كابینه خود اقدام كند، خواسته بودند مقدمات همه پرسی تغییر نظام حكومتی، تشكیل مجلس مؤسسان (خبرگان) برای تصویب قانون اساسی جدید و انتخابات مجلس را فراهم كند. این حكم یك روز بعد در مراسمی كه تصاویر آن از شبكه انقلاب تلویزیون ـ نامی كه كاركنان اعتصابی تلویزیون به آن داده بودند ـ پخش شد. دیدارهای روزانه امام ادامه داشت. مهمتر از همه دیدار نیروهای نظامی با امام بود. هر روز افرادی از نیروی هوایی و دیگر نیروها به محل اقامت امام می آمدند. در چنین حال و هوایی بود كه استانفلید ترنر رئیس سازمان سیا اعترافات تاریخی خود را ابراز كرد. او گفت « سازمان سیا از قدرت جنبش مخالفت در ایران كه شاه را به یك تبعید واقعی فرستاد، بی خبر بوده و دچار اشتباه شده است» ترنر گفت « هر دستگاه اطلاعاتی دیگری هم بود بیشتر از سازمان سیا نمی توانست عمل كند» جملات ترنر چنین پایان گرفت : «پیش بینی نكرده بودیم وجود مردی 78 ساله پس از 14 سال تبعید توانسته سازمان دهنده یك تشكیلات سیاسی و گردآورنده نیروها باشد. او همچون آتش فشانی عظیم یك انقلاب ملی به راه انداخته است» با اعلام نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان، آمریكا خیلی زود واكنش نشان داد و از دولت بختیار حمایت كرد. سه ساعت پس از موضع گیری كاخ سفید، رسانه های امریكا نوشتند كه سران وزارت امور خارجه امریكا عمر دولت بختیار را در چند روز آینده تمام شده می دانند. این موضوع جیمی كارتر را بسیار عصبانی كرد. روز هفدهم بهمن مردم به خواست امام در تظاهراتی كه نخست وزیری بازرگان را تایید می كرد شركت كردند. دولت بختیار برای بی پاسخ نماندن این كنش، اقدام به مانور هوایی كرد و تعدادی هلی كوپتر و هواپیمای جنگی را در آسمان تهران پرواز داد. در همین روز او در مجلس شورای ملی ـ چند ده متر آن طرفتر از محل استقرار امام ـ حاضر شد و لایحه انحلال ساواك را برای تصویب به مجلس داد. این صحنه ای عوام فریبانه بود. بختیار چنین قصدی نداشت. او با تأسیس حساب تازه ای برای ساواك نزدیك بانك سپه موافقت می كند.

آن چه در روز 19 بهمن برای تصمیم سازان نیروهای مسلح گران تمام شد، حضور نظامیان نیروی هوایی در برابر امام خمینی بود. آنان با لباسهای شخصی خود را به مقر امام رساندند، در آنجا لباسهای نظامی خود را پوشیدند و در برابر امام رژه رفتند. فرمانده این گروه خواسته بود عكاسها از روبه رو و از چهره نظامیان عكس نگیرند. عكس به همان شكل در روزنامه ها چاپ شد. ارتش اصل موضوع را تكذیب كرد؛ حتی در بولتنهای خود نیز بدان اشاره ای ننمود، اما حقیقت همان بود كه رخ داده بود. بعداز ظهر نیز گروهی از اعضای هوانیروز اصفهان كه خود را به تهران رسانده بودند با امام دیدار كردند و در همین روز یك هزار نفر از كادر پایگاه ششم نیروی هوایی بوشهر به نفع امام خمینی در بوشهر تظاهرات كردند. ارتش عملاً شكاف برداشته بود. همه این حوادث باعث نشد كه امام با برخی از اعضای خانواده خود در ساعات پایانی شب به زیارت حضرت عبدالعظیم در شهر ری نرود. این خبر در جرایدی كه بیستم بهمن منتشر شدند منعكس گردید.

جرقه واپسین حادثه ای كه نفس های نظام شاهنشاهی را به شماره انداخت در شب بیستم بهمن زده شد. پادگان دوشان تپه مكان این حادثه بود. آن شب گروهی از افراد نیروی هوایی مستقر در پادگان برای دیدن فیلم ورود امام خمینی به وطن در سالن ویژه ای گرد هم آمدند. برخی منابع نوشته اند توهین یك سلطنت طلب به امام در فیلمی كه پیش از آن (از تجمع طرفداران قانون اساسی در ورزشگاه امجدیه تهران) پخش شد خشم نظامیان طرفدار انقلاب را موجب گشت. اما بیشتر منابع از صلوات اعضای نیروی هوایی به هنگام پخش تصویر امام خبر داده اند. این صدای روحانی، گارد شاهنشاهی مستقر در پادگان را برافروخته می كند و به سالن نمایش هجوم می آورند. تیراندازی شروع می شود. مردم خیلی زود آگاه شده، خبر را در سراسر تهران پخش می كنند. درگیریهای مسلحانه گارد و نیروی هوایی تا ساعاتی از صبح روز بیست و یكم بهمن ادامه می یابد. از نخستین ساعات روز بیست و یكم تهران آبستن رخدادهای دیگری است. آن روز صبح گارد بار دیگر یورش خود را به پادگان و این بار از بیرون درها آغاز می كند. درگیریها به شرق تهران سرایت می كند و مردم همدست و هم آوا با نیروی هوایی به مقابله برمی خیزند.

همزمان در غرب تهران و در پایگاه هوایی پادگان مهرآباد صدای تیراندازی شنیده می شود. لحظاتی بعد 1500 تن از نظامیان این نیرو به طرفداری از انقلاب از پادگان خارج شده راهی خیابانها می شوند. اسلحه خانه پادگان دوشان تپه كه با هماهنگی نظامیان مستقر در آن در اختیار مردم قرار گرفته بود، ورق رویاروییها را برمی گرداند. مردم و نیروی هوایی چنان مقاومتی نشان می دهند كه به گارد شاهنشاهی دستور عقب نشینی می دهند. خیابانها سنگربندی می شود. سران ارتش چاره را در صدور اطلاعیه جدید فرمانداری نظامی تهران و حومه می بینند. در این اطلاعیه ساعات منع رفت و آمد از 30/16 تا 5 صبح روز بعد تعیین می شود. همه چیز خبر از بوی كهنه كودتا می دهد. اطلاعیه ساعت دو بعداز ظهر از اخبار سراسری رادیو پخش می شود. امام بلافاصله پس از شنیدن خبر، پیامی به ملت ایران می نویسند و اقدام سران ارتش را خدعه و خلاف شرع می خوانند. گروههایی با خودرو و بلندگو در خیابانها راه افتاده، پیام امام را به اطلاع اهالی تهران می رسانند. هجوم به كلانتریها آغاز می شود. مردم مسلح شده و افرادی از نیروی هوایی تعدادی از كلانتریهای تهران را تسلیم می كنند. تعدادی تانك كه از مناطق شرق تهران در خیابان تهران نو به حركت افتاده بودند، به آتش كشیده می شود. بقیه تانكها عقب نشینی می كنند. خواست امرای ارتش كودتا بود. این را فرمانده پادگان گارد آهنین، رئیس ستاد پلیس تهران و اعضاء ارشد گارد شاهنشاهی چند روز پس از پیروزی انقلاب اذعان كردند.

فرمانداری نظامی تهران در اطلاعیه های بعدی خود ـ شماره 41 و 42 ـ بار دیگر ساعات منع رفت و آمد را كاهش می دهد. اما اینها نیز مانند اطلاعیه شماره 40 تأثیری در حضور مردم در خیابانها ندارد. تهران از شب 22 بهمن در اختیار مردم قرار گرفت. پیش از ظهر روز 22 بهمن ارتش چاره ای جز تشكیل جلسه ندید. شورای عالی ارتش تشكیل جلسه داده، اعلام بی طرفی می كند. همزمان با این تصمیم، بختیار ناپدید می شود. نخست وزیری به دست مردم می افتد. خبر بی طرفی ارتش ساعت 2 بعداز ظهر از رادیو به آگاهی می رسد. شادمانی مردم آغاز گشته، خیابانها مملو از خودروهایی می شود كه حامل این شادی تاریخی هستند. امام دو پیام پیاپی به مردم می دهند : «آمادگی خود را از دست ندهید ؛ به سفارتخانه ها حمله نشود ؛ از غارت، آتش سوزی و مجازات خودسر متهمان جلوگیری گردد ؛ از بین رفتن آثار علمی و فنی، صنعتی و هنری و اتلاف اموال عمومی خودداری شود. »

.... و چنین بود که انقلاب پیروز شد.

منبع: مشرق




نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 بهمن 1394




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات