۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

 ذخیره
موضوع: جایگاه شهیدان در نظام اسلامی
تاریخ پخش: 22/12/87

بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

در محضر مبارك خانواده‌های شهدا هستیم. در سالنی كه مربوط به بنیاد شهید است. بحث هم در هفته‌ی وحدت، پخش می‌شود. من در ایام جنگ راجع به شهید یك بحثی داشتم. دیشب حدود چند ساعتی توفیق بود مطالعه كردم. به آن بحث با یك چیزهایی اضافه نظام دادم. موضوع نقش شهید، جایگاه شهید، بعد می‌آییم انگیزه‌ی شهید، از چه طبقه‌ای، از چه صنفی، فرزندان شهید، و خانواده، والدین، وصیت‌ها، وظیفه‌ی ما و دولت. اینها موضوع‌هایی است كه می‌خواهم صحبت كنم. اما نقش شهید؛ در اینجا سه كلمه هست، قوام، دوام، نظام! نقش شهید در صدر اسلام سبب قوام دین بود. شهدای كربلا سبب دوام دین شد. شهدای انقلاب سبب نظام اسلامی شد.


1- برتری شهادت بر همه نیكی‌ها و خوبی‌ها
افراد هنرشان را، مثلاً یك هنرمند هنرش را به جامعه عرضه می‌كند. یك مبتكر، ابتكار. صنعتگر، صنعت. همه‌ی افراد آثاری از خودشان را به جامعه تحویل می‌دهند. اما شهید همه‌ی خودش را تحویل می‌دهد. یعنی نمی‌توانیم مثلاً بگوییم: نقش شهید مثل نقش یك خواننده، صنعتگر، نمی‌دانم مبتكر، قهرمان، چون همه‌ی افراد یك بخشی از آثارشان را به جامعه عرضه می‌كنند. اما شهید خودش را عرضه می‌كند. در قرآن پاداش‌ها چند نرخ دارد، نرخ‌های قرآن. بعضی كارها نرخش «ضِعف» است یعنی دو برابر! «ضِعف» را مثل ضَعف می‌نویسند. بعضی‌ آیات می‌گوید: «ضِعف» دو برابر، بعضی‌ها آیات می‌گوید: «اضعاف»! یعنی چند برابر. بعضی آیات می‌گوید: «فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» (انعام/160) ده برابر! به انفاق كه می‌رسد می‌گوید: بعضی انفاق‌ها 700 برابر می‌شود. «كَمَثَلِ حَبَّة» (بقره/261) مثل دانه‌ای كه می‌كاری، از یك دانه هفت خوشه بیرون می‌آید، در هر خوشه‌ای هم صد دانه! «فی‏ كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّة» (بقره/261) یعنی یك، هفتصد می‌شود. بعد می‌گوید: «وَ اللَّهُ یُضاعِف‏» (بقره/261) یعنی از هفتصد هم بیشتر! خوب اگر انفاق مال هفتصد برابر می‌شود، انفاق جان چقدر؟ شهید جان می‌دهد. تكرار می‌كنم. از اول! بعضی پاداش‌ها دو برابر است. عربی آن چه بود؟ «ضِعف»! بعضی پاداش‌ها چند برابر. عربی‌اش چه بود؟ «اضعاف»! بعضی پاداش‌هاده برابر است. در قرآن چه بود؟ «عشر» عاشورا، دهم! «عشر»! بعضی پاداش‌ها هفتصد برابر، پشت سر هفتصد برابر می‌گوید: «وَ اللَّهُ یُضاعِف‏» پیش از هفتصد برابر، تازه این برای پرداخت مال است. و شهید مال نداده است. چه داده؟ جان داده است. یعنی نمی‌شود حسابش را كرد.
2- حیات برزخی شهیدان و نشانه‌های آن
خوب، جایگاه شهید. راجع به جایگاه شهید چند مسئله هست خدمتتان بگویم. جایگاه شهید. قرآن می‌فرماید: « بَلْ أَحْیاء» (بقره/154) روی كلمه‌ی «بَل» یك چیزی بگویم. در قرآن گاهی می‌گوید: «سُبْحانَه‏» گاهی می‌گوید: «َكلاًّ» گاهی می‌گوید: «بَل» این سه تا كلمه، «سُبْحانَه‏» منزه است او، «كَلاًّ» یعنی نخیر این كه تو می‌گویی غلط است. «َبلْ» یعنی اینطور كه فكر می‌كنی غلط است. معمولاً این سه كلمه را در قرآن یك جاهایی می‌گوید كه می‌خواهد بگوید: تحلیل تو كشك است. تو بی‌خود اینطور فكر می‌كنی. مثلاً می‌گویند: خدا اولاد دارد؟ می‌گوید: «سُبْحانَه‏» منّزه است خدا، اولاد! نمی‌دانم خدا عاجز است. می‌گوید: «سُبْحانَه‏» خدا فقیر است، «سُبْحانَه‏»! «سُبْحانَه‏» یعنی چرا داری چرت و پرت می‌گویی؟ منزّه است خدا این حرف‌ها را نزن. به همین خاطر ما روی شعر مثنوی هم حرف داریم كه می‌گوید: دید موسی شبانی را به راه! مگر می‌شود یك شبان هرچه دلش می‌خواهد بگوید؟ اینكه نمی‌شود هرچه دلش می‌خواهد بگوید. تازه خدا به موسی دعوا می‌كند. «سُبْحانَه‏» یعنی این فكرها را نكن. كلمه‌ی «كَلاًّ» یعنی چه می‌گویی؟! برای خودت می‌بافی. تحلیل‌هایت چیست؟ كشك است! مثلاً می‌گوید: امسال خوب شد. «رَبِّی أَكْرَمَن‏» (فجر/15) امسال بد شد. وضع ما بد است. می‌گوید: «كَلاًّ» اینطور نیست كه می‌گویی. «رَبِّی أَكْرَمَن‏»، «رَبِّی أَهانَن‏» (فجر/16) «أكرَمَن» یعنی اكرام كرده، «أَهانَن» یعنی اهانت كرده است. چه می‌گویی امسال خدا به ما داد؟ امسال خدا رویش را به ما كرد؟ امسال خدا پشتش را به ما كرد؟ این حرف‌ها چیست؟ «كَلاّ» اینطور نیست. «بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیم‏» (فجر/17) پارسال به تو دادیم، به یتیم ندادی امسال از تو گرفتیم. این «كَلاّ» یعنی تحلیل‌هایت... یكی هم می‌گوید: «بَل» به كسانی كه شهید شدند نگویید مرده‌اند! « بَلْ أَحْیاء» «بَل» یعنی حتماً! حالا این «أَحْیاء» بعضی‌ها می‌گویند«أَحْیاء» یعنی نامش را به نیكویی ببرند. می‌گوید... چه؟ ظاهراً شعر سعدی است.
«سعدیا مرد نكونام نمیرد هرگز *** مرده آنست كه نامش به نكویی نبرند»
این یك معناست كه سعدی كرده است. اینكه می‌گویند: شهید زنده است یعنی نامش به نیكی زنده است. خوب خیلی‌ها شهید نشدند باز هم نامشان به نیكی هست. یعنی مثلاً می‌خواهیم بگوییم: شهید مثل فلان قهرمان است. فلان نمی‌دانم، این «أَحْیاء» شوخی نكنید. «أَحْیاء» یعنی زنده هستند. چون قرآن پشت سر «أَحْیاء» حرف‌هایی زده است. می‌گوید:
«فَرِحینَ» (آل عمران/170) شادی می‌كنند. نام كه شادی نمی‌كند. «یَسْتَبْشِرُون‏» (آل عمران/170) بشارت می‌دهند. خوش و بش دارند. «یُرْزَقُون‏» (آل عمران/169) رزق داده می‌شوند. كامیابی دارند. «یُرْزَقُون‏»! ببینید اینها... شهید شاد است. فرح است. به حق زنده است. اصلاً آثار شهادت، من یادم نمی‌رود. یكی از منبری‌های معروف كه جمعیت‌های چند هزار نفری داشت، وقتی می‌خواست بگوید: من منبری موفقی هستم، می‌گفت: كنار آن سالنی كه من كار می‌كنم یك شراب فروشی بود. از مومنین و مومنات پول جمع كردیم. آنقدر به این شراب فروشی دادیم كه شراب فروشی مغازه را جمع كرد یك خیابان دیگر رفت! این هنر یك واعظ درجه یك زمان شاه بوده است. كه با زور پول جای یك شراب فروش را عوض كند. خوب این زنده بودن آقای واعظ، حالا بگویم همه‌ی ایران او را می‌شناسند. واعظ معروف، زنده بودنش اینقدر زور داشت. كه با پول جای شراب فروش را عوض كرد. الآن شهیدها نیستند ولی ما شراب فروشی علنی نداریم. مرحوم مطهری كتاب‌هایش ده هزار تا چاپ می‌شد. بعد از شهادتش و در سایه‌ی انقلاب كتاب‌هایش دیگر صد هزار تا، صد هزار تا به زبان‌های مختلف دنیا چاپ شد. من طلبه هستم. زمان شاه كلاس‌های من 20، 40 تا، 50 تا فوقش صد تا، دویست تا، الان سی سال است كلاس میلیونی دارم. خوب این صد تا برای من است. 20 تا برای من است. 40 تا برای من است. تمام این برای شهدا است. چه كسانی در جلسه بودند. بعد چه كسانی مجلس خبرگان اول رفتند؟ آیت الله صدوقی، آیت الله اشرفی، آیت الله مدنی، آیت الله دستغیب، چه كسانی! چه كسانی رفتند و چه كسانی آمدند؟! چند تا شهرهای ما نماز جمعه داشت؟ الآن شما كه هستید حریف دختر و پسرت می‌شوی؟ نود و پنج، شش درصد بچه‌های شهدا در دبیرستان‌ها و در دانشگاه‌ها هم حجابشان بدتر است و هم سیما و حركتشان! البته در بچه‌های شهدا هستند بچه‌هایی كه مثلاً ضعف دارند. اما بالای نود درصد خانواده‌های شهدا خوب ببینم تو كه... ما كه پدر هستیم، بالای سر بچه‌مان هستیم حریف بچه‌مان نمی‌شویم. آنكه نیست بچه‌اش بهتر از آن است كه هست. پس پیداست ببینید این كه می‌گویند شهید زنده است یعنی مواظب بچه اش است. هم حراست می‌كند از بچه‌اش! هم برای بچه‌اش نظارت می‌كند. حواسش جمع است. البته فقط شهدا نیستند. اولیای دیگر هم هستند.
3- خاطره‌ای از مرحوم شیخ عباس قمی، صاحب مفاتیح الجنان
همین صاحب مفاتیح شیخ عباس قمی، به خواب بچه‌اش آمد گفت: من یك كتاب از یك نفر قرض كردم و این را یادم رفته است بدهم. این دین مردم نزد من است. سریع برو بده. علامت كتاب هم این است. در كتابخانه می‌روی، كتاب جلدش اینطور است. صفحاتش اینطور است. نشانه‌ی كتاب را داد. آقازاده‌اش گفت: من از خواب بیدار شدم. رفتم كتاب را پیدا كردم. با دو رفتم كه به صاحبش بدهم. كنار در افتادم. كتاب زمین افتاد یك خرده زخمی شد. پاكش كردم رفتم دادم. دومرتبه آشیخ عباس قمی، به خوابم آمد. گفت: این كتاب كنار در خانه افتاد. زخمی شد. شما باید به صاحبش بگویی. این، آن نیست. زخمی شده است. یا تفاوتش را بدهی. یا عذرخواهی كنی. حلالت كند! ببینید ما زیر نظر هستیم. ما خودمان خیال می‌كنیم خواب هستیم. هم شهدا، هم اولیای خدا، اینها كارهای ما را نظارت دارند. خوب، «یُرْزَقُون‏»، «فَرِحینَ»، «یَسْتَبْشِرُون‏»، امیرالمومنین چقدر فضیلت داشت؟ حضرت امیر 70 كمال دارد كه احدی ندارد. هیچ كجا نگفت: رستگار شدم. جای پیغمبر در شب هجرت خوابید. نگفت: «فُزتُ»! داماد شد، داماد پیامبر نگفت: «فُزتُ»! هزار باب علم رویش باز شد. نگفت: «فُزتُ» هیچ كجا «فُزتُ» نگفت. تا شهید شد «فُزتُ» گفت. این جایگاه شهید است. خوب سراغ بحث بعد برویم.
4- پاداش شهید از هنگام شهادت
و اما پاداش شهید! با اولین قطره‌ی خونش همه‌ی گناهانش بخشیده می‌شود. تا می‌افتد سر در دامن حورالعین می‌گذارد، با لباس‌های بهشتی، معطر می‌شود. جایش را در بهشت می‌بیند. اجازه‌ی گردش در همه‌ی بهشت به او داده می‌شود. مقام شفاعت دارد، می‌تواند از دیگران شفاعت كند. حتی لغزش‌هایش را به خودش نشان نمی‌دهند. از در مخصوص وارد می‌شود. قبل از همه وارد می‌شود. در بهشت جایگاه مخصوص دارد. اینها جایگاه شهید است. یك خاطره بگویم.
مرحوم مطهری نهج البلاغه تدریس می‌كرد. رسید به اینكه بهشت دری مخصوص شهدا دارد. نهج البلاغه را زمین گذاشت گفت: من یك دعا می‌كنم شما آمین بگویید. گفت: خدایا! در نهج البلاغه داریم بابی است مخصوص شهدا، خدایا مطهری را هم از این در وارد كن. 20 سال قبل از شهادتش برای شهادت خودش دعا كرد. امام سجاد در دعاهایش داریم، كه خدایا مرگ مرا شهادت در راه خدا قرار بده. خوب، شهدا خیلی به گردن ما حق دارند. اگر كسی یك دوربین عكاسی به ما بدهد تا آخر عمر از او تشكر می‌كنیم. حتی گاهی وقت‌ها یكبار كرایه‌ی ما را بدهند. پول بستنی ما را بدهند. نمی‌دانم یك وامی به ما بدهند. مثلاً یك جایی كمكی به ما بكنند، آنوقت اینها از جانشان گذشتند. از هوس‌هایشان گذشتند. بچه‌هایشان را بی‌سرپرست گذاشتند. همسر و پدر و مادرشان را به سوگ نشاندند. اینها خیلی به گردن ما حق دارند. حالا انگیزه‌ها چیست؟
5- حفظ وصیت‌نامه‌ها و خاطرات شهداء
بنیاد شهید هفتاد هزار وصیت‌نامه جمع كرده است. آمار شهدا 220 هزار تا هستند. با بمباران و تبعاتش! حدوداً 220 هزار شهید داریم. تا حالا 70 هزار وصیت نامه جمع شده است. من یك چیزی اینجا بگویم. خانواده‌های شهدا! ممكن است یك خاطراتی از شهیدتان دارید. این را بنویسید به بنیاد شهید بفرستید. ببین مردم الآن از پوست پرتقال مربا درست می‌كنند. از خرده‌های آهن می‌برند ذوب می‌كنند. خرده شیشه، خرده آهن، خرده مقوا، یعنی از چیزهای ریز هم، نان‌های خرد را گاوداری می برند شیر می‌كنند. وقتی از خرده آهن و خرده نان و خرده مقوا استفاده می‌كنند، ما یك خاطرات خوبی از وصیت نامه داریم. من خودم الآن غصه می‌خورم، یك عكس‌هایی با یك افرادی داشتم كه ای كاش آن عكس‌ها را الان در آلبوم جمع كرده بودم. اینها را باید نگه داشت.
یك خاطره بگویم. امام صادق(ع) مهماندار شد. به مهمانش گفت: پیراهنی كه امیرالمومنین پوشیده بود به مسجد كوفه رفت ضربت خورد، و خون‌های سر به آن پیراهن ریخت، آن پیراهن را من حفظ كردم. می‌خواهی ببینی؟ گفت: آره! معلوم می‌شود خوب امیرالمومنین، بعد امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر، یعنی چهار، پنج نسل امام صادق این پیراهن را حفظ كرده است. یعنی چه؟ یعنی ما باید خاطرات شهدا را حفظ كنیم. اگر یك خاطره‌ای یك كسی دارد، این خاطرات را بگویید. این خاطرات خیلی مهم است. خاطرات مهم است. اینها را آدم جمع كند. هركسی، مثلاً من خودم خاطرات كارهای خودم را جمع كنم. خیلی می‌شود! چند وقت پیش یك نامه‌ای دست من رسید كه آقای قرائتی حق حیات به گردن من داری. به این دلیل. زنی هستم ازدواج كردم. شوهر من معتاد شد. بچه‌دار شد. وضع داخلی‌مان چنین، چنان، چنین، چنان به قدری به من فشار آورد كه تصمیم گرفتم خودكشی كنم. مادرشوهرم و بچه‌ها را از خانه بیرون كردم، یك طنابی هم آویزان كردم، دیدم دیگر خسته شدم. بعد تا رفتم خودم را به طناب آویزان كنم گفتم: بروم تلویزیون را روشن كنم صدایش را هم بلند كنم، كه یك صدایی در اتاق باشد كه اگر خِرخِر كردم، صدای خِرخِر مرا مثلاً كسی نفهمد. می‌گفت: تا تلویزیون را باز كردم، دیدم تو می‌گویی: و اما گناه خودكشی! حالا من این بحث‌ها را چند ماه قبل پر می‌كنم. تا وقتی پخش شود. می‌گفت: گوش دادم و استغفر الله ربی و اتوب الیه! گفتم: خدایا چشم صبر می‌كنم. رفتم طناب را باز كردم. بعد هم شوهرم از اعتیاد آزاد شد و وضع من چنین و چنان شد و اصلاً زندگی‌ام زیر و رو شد و خوب شدم. ببین این دست من كه نیست. این هیچ ربطی به سواد و نمی‌دانم بیان و هیچ، هیچ، هیچ، خود خدا! خود خدا این كار را می‌كند. این یك خاطره است. خوب من الآنببینید این یك خاطره است. اگر كسی... حالا مثلاً ممكن است صدها خاطره باشد. خاطره‌های مثبت، خاطره‌های منفی، منتهی خاطره‌های منفی را لو ندهید. حالا ممكن من یك دسته گلی هم آب داده‌ام، یعنی یكی از چیزهایی كه حرام است این است كه آدم عیب‌های خودش را به دیگران بگوید. اسلام اجازه نمی‌دهد عیب‌های خودت را به دیگران بگویی. عیب‌هایت را هم نگو. اما نعمت‌هایت را بگو. كه خدا یك چنین حادثه‌ای... برای هركسی یك حادثه‌ای رخ داده است. اصلاً ببینید ما بیاییم یك سایت خنده درست كنیم. هركسی در یك جایی یك خنده‌ی حكیمانه داشته است. نه خنده‌های دلقك‌بازی‌ها! گیر ما این است كه وقتی می‌خواهیم بخندیم یا به زبان یك استانی حرف می‌زنیم. یا خودمان را به قیافه‌ی یك آدمی انجام می‌دهیم. یا یك مومنی را تحقیر می‌كنیم. مسخره‌اش می‌كنیم. بلد نیستیم چطور بخندیم؟ آقا خنده‌های حكیمانه! اگر كسی ... ما الآن هفتاد میلیون جمعیت داریم، بگو: ده میلیون اینها، ده تا خاطره‌ی خنده آور منتهی خنده‌های حكیمانه، بنویسد ما یك سایت خنده درست می‌كنیم، تمام جك دنیا را ما تغذیه می‌كنیم. الآن كه سایت خنده نداریم با sms چرت و پرت می‌گوییم. دنبال این هستیم كه یك كسی را دست بیاندازیم. ما نمی‌توانیم خوب استفاده كنیم. نه از آبمان، نه از خاكمان، همین مزار شهدا را خیلی قشنگ می‌شود از آن استفاده كرد. الآن متأسفانه مزار شهدا، در تهران كه اینطوری است. یك جانباز می‌خواهد برود ویلچرش حركت نمی‌كند. این را بالاخره شهرداری، دولت بیاید یك كاری بكند كه بالاخره آدم بتواند برود ببیند. می‌دانید جنگ... در بهشت زهرا می‌روی انگار در گلستان رفته‌ای. اصلاً از بین درخت‌ها می‌شود عبور كرد. یك طوری طراحی شود كه هم زیبا باشد، هم... بنده در بهشت زهرا سخنرانی نمی‌كنم. خیلی هم مرا دعوت كرده‌اند. گفتند: چرا؟ گفتم: برای اینكه سكوت این شهید از فریاد من زنده اثرش بیشتر است. یعنی یك كسی وارد بهشت زهرا شود. به این عكس نگاه كند، این عكس با آدم حرف می‌زند. اما من نعره بكشم، فایده ندارد. اینكه می‌گویند: این زنده است، تو مرده‌ای! این است. من داد می‌زنم او عكسش را نگاه می‌كند. نگاه به عكس او اثر سازندگی‌اش از فریاد من بیشتر است. بسیار خوب! خاطراتی، هركس از خانواده‌های شهدا خاطراتی دارد، وصیت‌نامه‌ای دارد، این می‌پوسد از بین می‌رود. یك فتوكپی‌اش را لااقل برای بنیاد شهید بفرست، و اینها را كدگذاری می‌كنند، در كامپیوتر وارد می‌كنند. از آن فیلم می‌سازند.
6- پیروی از امام حسین(علیه‌السلام)، مهم‌ترین انگیزه‌ی شهداء
خوب، چرا شهید شدند؟ انگیزه‌ها... در این هفتاد هزار وصیت‌نامه انگیزه‌ها این است. پیروی از امام حسین، پس باید عاشورا را محكم نگه داشت. یك كنگره‌ای بین آمریكایی‌ها و اسرائیلی‌ها و یك مشت دیگر بوده است، كه ما با ایران چه كنیم؟ گفتند: ایران یك چیزی دارد نمی‌شود حریفش شد. و آن این است كه یك مهدی دارد، كه می‌گوید: كل حكومت ها را قبول ندارم. ما منتظر حكومت امام زمان هستیم. این اصلاً هیچ رژیمی را قبول ندارد. ولایت فقیه را هم چون فتوكپی حضرت مهدی است قبول دارد. چون می‌گوید: امام خمینی جانشین امام زمان است. وگرنه اگر این هم فتوكپی او نباشد این را هم قبول ندارد. این عقیده‌ی شیعه است. هیچ رژیمی را قبول ندارد. به این چه می‌گویند؟ اینها مهدی دارند. نیمه‌ی شعبان دارند. یكی هم حسین و عاشورا دارند. این نقش عاشورا است. هفتاد هزار وصیت‌نامه دانه دانه خوانده شده، من اینهایی را كه نقل می‌كنم از جناب آقای رحیمیان، حجة الاسلام والمسلمین آقای رحیمیان، تلفن كردم گفتم: به مناسبت روز بزرگداشت شهید و روز تأسیس بنیاد شهید، می‌خواهم برای خانواده‌ها صحبت كنم. آنوقت اینها را به من گفت. گفت: هفتاد هزار... البته من خودم یك وقتی وصیت‌نامه‌اش را هم گرفتم و خواندم. ولی این جمله از ایشان است. هفتاد هزار وصیت‌نامه گفتند: انگیزه‌ی ما عاشورا! 2- پیروی از امام خمینی و ولایت فقیه 3- دفاع از جمهوری اسلامی
بعضی‌ها هم كه گفتند: دفاع از جمهوری اسلامی، بعد در پرانتز گفتند: نه آب و خاك و ملی‌گرایی، اصلاً این را هم گفتند. آخر یكبار می‌گویند: جمهوری اسلامی، خوب ممكن است یكی بگوید: جمهوری اسلامی شامل آب و خاك می‌شود. دفاع از آب و خاك هم لازم است. یعنی اگر كسی به مال كسی حمله كرد، به خاك كسی حمله كرد، دفاع كرد. آن هم شهید حساب می شود. از نظر روایت هم او شهید است.یعنی هم ارزش است، هم واجب است، هم شهید. اما انگیزه‌ی اینها فقط آب و خاك نبوده است. آخر یك كسی می‌گفت: آقای قرائتی! این چه حكومتی است شما درست كردید، پنیر گران شد؟ گفتم: مگر ما شاه را بیرون كردیم كه پنیر ارزان شود؟ ما شاه را بیرون كردیم سلطه‌‌ی آمریكا كم شود. حالا سلطه‌ی آمریكا كم شد حالا پنیر نرخش هرچه می‌خواهد بشود، بشود. البته نمی‌خواهم بگویم باید گرانی باشد. جلوی تورم را باید گرفت. اما آنكس كه جبهه رفت برای ارزانی پنیر نرفت. انگیزه چیز دیگری است. آدم وقتی مسجد می‌آید، برای نماز مسجد می‌آید. منتهی اگر سرد هم باشد داد می‌زند. خادم چرا بخاری را روشن نكردی؟ بله یك دادی هم سر خادم می‌زند كه چرا... ولی هیچ‌كس وقتی مسجد می‌آید برای گرم شدن نمی‌آید. برای خدا می‌آید ولی دلش می‌خواهد گرم هم باشد.
خود امام خمینی از كجا موفق شد؟ اینكه انقلاب را روی دوش عاشورا گذاشت. عاشورا، اربعین، از این مراسم مذهبی و از انگیزه‌های مذهبی استفاده كرد. اصلاً چرا مردم گفتند: توپ... جوان‌ها یادشان نمی‌آید. نوجوان‌ها یادشان نمی‌آید. سن‌های مثلاً 40 سال به بالا یادشان است. یكی از شعارهای ایران این بود. می‌گفتند، به شاه می‌گفتند: توپ، تانك، مسلسل دیگر اثر ندارد. این از كجا است؟ برای اینكه این را امام خمینی فرمود: عاشورا به ما گفت: خون بر شمشیر پیروز است. خوب پس ببینید. امام حسین زیر سم اسب می‌رود. له می‌شود، خانواده‌اش اسیر می‌شود. زیر بار نمی‌رود. این امام حسین به امام خمینی الهام می‌دهد. امام خمینی به سید حسن نصر الله الهام می‌دهد. به غزه، به امثال اینها! شهید زنده است. معنایش این است. شما نگاه كنید، اسرائیل چقدر تانك، ناو، هواپیمای جاسوسی، نمی‌دانم ماهواره، بودجه، چهل تا لشگر، همه چیز اسرائیل داشت، و حزب الله لبنان هیچ چیز نداشت. می‌دانید چرا موفق شد؟ یكی از كلمات عاشوراو شهادت به اینها تلقین شد. گفتند: لبیك یا حسین! یعنی حسین جان چشم می‌آییم. راه تو را می‌رویم. لبیك یا حسین! «احلی من العسل» این هم شعار حضرت قاسم(ع) است. پسر 13 ساله، پسر امام حسن مجتبی، گفت: مرگ از عسل شیرین‌تر است. «احلی من العسل» دو تا كلمه در لبنان آمد، وضع عوض شد. «احلی من العسل»، «لبیك یا حسین»! این شهید زنده است معنایش همین است. آن‌ها همه‌چیز داشتند. حزب الله هیچ چیز نداشت ولی تفكر و انگیزه كار خودش را كرد.
7- نقش مساجد در اعزام رزمندگان به جبهه‌های جنگ
خوب از كجا شهدا رفتند؟ تقریباً بالای 95 درصد شهدا بچه‌های مسجد بودند. یعنی این فرهنگسراها و پارك‌ها برای تفریح خوب است. ولی كسی اگر می‌خواهد معراج برود باید «سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ» (اسرا/1) یعنی از خانه نمی‌شود معراج رفت. پیغمبر از خانه‌ی خانم آمد مسجد الحرام، از مسجد الحرام هم معراج رفت. سكوی ترقی مسجد است. حالا مسجدهای ما هزار و یك مشكل دارند باید مشكلش را حل كرد. یكی از مشكلات مسجدها هیئت امنا است. خیلی‌جاها همه نمی‌گویم. خیلی از جاها هیئت امنا نسلش 60 سال به بالا است. اصلاً نسل نو راه نمی‌دهند. و حال آنكه اگر قرآن را قبول داریم، قرآن می‌گوید: هیئت امنا هم باید پیر باشند هم بچه! ابرهیم صد ساله بود. حضرت اسماعیل 13 ساله بود. خدا گفت: هردوی شما با هم «طَهِّرا بَیْتِی‏» (بقره/125) یعنی هردوی شما با هم مسجد الحرام را تطهیر كنید. یعنی چه؟ یعنی در هیئت امنا باید بچه هم باشد. یك استاد دانشگاه هم باشد. یك خانم هم باشد. خانم را از كجا درآوردی؟ قرآن! قرآن می‌گوید: مادر مریم نذر كرد كه مریم خادم مسجد الاقصی شود. مریم هنوز متولد نشده بود. در شكم مادرش بود. مادرش گفت: خدایا! بچه‌ای كه در شكم دارم خادم مسجد شود. خادم مسجد مریم‌ها بودند. زكریا‌ها بودند. ابراهیم‌ها بودند. اسماعیل‌ها بودند.
ما الآن اگر یك آخوندی... ما خودمان در دنیای آخوندی اینطوری است، حالا دیگر زشت است من این را بگویم ولی بگذار بگویم. ما آخوندها وقتی با هم دور هم می‌نشینیم، وقتی می‌خواهیم بگوییم: این آخوند هیچ خاصیتی ندارد! دیگر هیچ حالی ندارد. می‌گوییم: این به درد پیشنمازی می‌خورد. یعنی متلك ما آخوندها این است. می‌گوییم: این دیگر هیچ خاصیتی ندارد. فقط به درد... ببینید آخر اینطور است. حضرت امیر كه پیشنماز بود اینطور بود. ما فكر می‌كنیم باید حتماً یك آخوند هیچكاری از او برنیاید پیش‌نماز شود. خادم مسجد هم یك كسی باشد هیچ كاری از او برنیاید. هیئت امنا هم یك نسل منقرض باشد. آخر با نخ قرقره و ژیان كه نمی‌شود یك قطار را بوكسل كرد. اگر می‌خواهی قطار را بوكسل كنی، قطار باید قطار را بوكسل كند. با پیكان و ژیان قطار بوكسل نمی‌شود. این یك مقداری... بیشترشان از مسجد رفتند. مسجدهای ما با همه ضعفش اینقدر خوب داشته است. دیگر اگر قوی‌تر باشد چه بهتر! البته نمی‌خواهم بگویم همه‌ی مساجد! بسیاری از مسجدها را داریم هم آخوندش باسواد است، هم جوان است، هم فعال است، هم خادم است، هم هیئت امنا است. این را می‌خواهم بگویم باقی‌ها هم مثل این شوند.
از كدام منطقه رفتند؟ همه‌ی ایران در شهادت شریك بودند. منتهی اصفهان در استان‌ها از همه بیشتر شهید داده است. در استان اصفهان هم دورچه و نجف آباد از همه بیشتر شهید داده است. این را دیگر باید گفت. بیشترین نقش هم با مادرها بوده است. چون مادر بیش از پدر دلش می‌سوزد. مادرها سوختند و چقدر هم تشویق كردند. كه امام می‌فرماید: از دامن زن مرد به معراج می‌رود. حالا یك شعر می‌خوانم. «از دامن زن مرد به معراج رود» این جمله برای امام خمینی است.
«از دامن زن مرد به معراج رود *** بر دامن مادر شهیدان صلوات»
(صلوات حضار) بچه‌های شهید! دانشجوهای شهید، نسبت به باقی دانشجوهای كشور، سه درصد هستند. یعنی صد تا دانشجو كه داریم سه تا از خانواده‌‌ی شهدا است. یعنی 3 درصد دانشجوهای كشور خانواده‌ی شهدا هستند. اما در نخبگان 23 درصد هستند. یعنی صد تا نخبه، 23 تا! این هم زنده باد خانواده‌های شهدا! آقایان فكر نكنند. بله! پدرش رفت شهید شد. بچه‌اش بدبخت است. نه پدرش در بهشت است. بچه‌اش هم نخبه است. داغش را قبول داریم. داغش می‌سوزاند. اما عقب نیفتید. هم وجود این شهید كه نیست از تو كه هستی، ما كه هستیم بچه‌هایمان را نمی‌توانیم كنترل كنیم. در چه اتاقی، چه فیلمی، چه ماهواره‌ای، چه نمی‌دانم چه چیزی می‌بینند؟ ما حریف بچه‌هایمان نمی‌شویم. اصلاً از پس بچه‌هایمان برنمی‌آییم. ولی او نیست بچه‌هایش خوب هستند. این مسئله‌ای كه سه درصد دانشجو، 23 درصد موفق!
8- نقش طلّاب و دانشجویان در صحنه‌های دفاع مقدّس
از چه قشری بودند؟ راجع به قشر، چه صنفی باز  همه‌ی صنف‌ها شهید دادند. حتی اقلیت‌های مذهبی هم شهید دادند. اما در قشرها نسبت به جمعیتشان، طلبه‌ها ده برابر هستند. یعنی مردم عادی هر هزارتا چهار تا شهید دادند. ولی طلبه‌ها هر هزار تا طلبه 40 شهید داده است. تكرار می‌كنم. مردم عادی هر هزار تا 4 شهید داده‌اند. طلبه ها هر هزار تا 40 تا شهید دادند. اینها آماری است كه همه طبق چیز است. خوب، عرض كنم به حضور جنابعالی كه هرجا روحانیت فعال‌تر است آمار شهیدش بیشتر است. بعد از طلبه‌ها آمار دانشجوها بیشتر هستند. اول طلبه‌ها، دوم دانشجوها! دانشجوها هم آمار شهادتشان نسبت به... تعداد شهیدهایشان نسبت به آمارشان بیشتر است. در ترورها باز روحانیون و علمای درجه یك سهمشان از همه بیشتر است. اینطور هم نبود كه طلبه منبر رفته باشد، تیر به او خورده باشد. آخر بعضی‌ها ممكن است بله خوب آخوند منبر رفته گلوله خورده است. یعنی اینطور هم نیست. ما طلبه داشتیم اصلاً فرمانده لشگر بوده است. مثل میثمی، ردانی پور، غواص داشتیم. راننده تانكر داشتیم. تانك داشتیم. نمی‌دانم بولدوزر داشتیم. اینطور هم نیست كه... آخر گاهی‌وقت‌ها یك كسی تصادف است. به یك كسی گفتند: چطور شده دانشگاه آمده‌ای؟ تو كه اهل دانشگاه نیستی؟ گفت: والله من حمّال هستم بار به من خورده است. اینطور نیست كه حالا طلبه رفته مسئله بگوید، تیر به او خورده است. اصلاً به قصد رزمنده و به لباس رزمنده، جانبازان كه سخت‌تر هم... چون جانبازان روز به روز طاقتشان كمتر می‌شود، دردشان سخت‌تر می‌شود. اطرافیانشان هم خسته‌تر می‌شوند. یكبار دیگر می‌گویم. درد بیشتر، طاقت كمتر، خستگی اطرافیان بیشتر، خدایا تو را به حق محمد و آل محمد همه‌ی آنها را صبر و شفا غیبی مرحمت كن.
عرض كنم به حضور جناب‌عالی كه ما هم وظیفه‌‌مان این است كه هرچه می‌توانیم مراكزی به نام آنها بزنیم. الآن در كشورهای مادی، كشورهایی كه اصلاً خدا و پیغمبر را قبول ندارند، میدان‌هایی دارند به نام سرباز گمنام! هرروز صبح ها مراسمی دارند. من فرانسه بودم. من را بردند گفتند: ببین این تابلو چیست؟ گفتم: من كه بلد نیستم. من دكترای زبان كاشانی دارم. این نمی‌دانم چه نوشته است. گفتم: خوب تو بخوان. گفت: یك دانشمندی یك شب اینجا خوابیده است. بردم یك كوچه‌ی دیگر، گفت: اینجا یك شاعری یك شب خوابیده است. یعنی هركجا یك آدم برجسته‌ای خوابیده، نشسته، آنجا را یك سنگ مرمر نصب می‌كنند، كه این بماند. آنوقت ما یك جوانی كه هستی‌اش را در راه خدا داده است، بنابراین همه سعی كنیم اسم اینها را زنده نگه داریم، بر مزارشان برویم. اینها مقام شفاعت دارند. زیارتشان برویم. مراكز مهم را به نامشان كنیم. البته آدم پست هم پیدا می‌كنیم. من خودم یكی دو تا آدم پست در عمرم دیدم. نادر هستند ولی پست هستند. بله خوب این كمبودها به خاطر این است كه هرچه هست به خانواده‌ی شهدا می‌دهند. مثلاً خانواده‌های شهدا چقدر هستند؟ حالا چند تا یخچال بود به دختر شهید دادند؟ چرا اینقدر پست هستی؟ به این آدم‌های پست باید گفت: «مُوتُوا بِغَیْظِكُم‏» (آل عمران/119) چشمتان كور! اگر همه‌ی دنیا را لقمه كنند دهان این بگذارند، حقش است. او هستی‌اش را داده است. تو چه داده‌ای؟ بعضی‌ها پست هستند. یا حسادت می‌ورزند. گاهی هم دولت بزرگ‌نمایی می‌كند. یك چیزی را كه می‌دهد بادش می‌كند. نه یك چیزی را بزرگ‌نمایی كنیم. نه حسادت كنیم. می‌دانی چه كردند، ما چه كردیم؟ به هر حال...
خدایا! ما را روز قیامت نسبت به خون شهدا خائن قرار نده. بچه‌های شهدا، همسرانشان، خانواده‌هایشان، والدینشان، پدر و مادر، و همه‌ی بستگانشان را صبر جمیل و اجر جزیل مرحمت كن. خدایا! اثر خون شهدا را تا انقلاب مهدی روز به روز نفوذتر، نافذتر قرار بده. به آبروی شهدا قسمت می‌دهم سر سفره‌ای كه آنها را نشاندی ما را هم بنشان، روز قیامت پهلوی شهدا حسرت نخوریم. هر كمبودی نسبت به خون شهدا انجام داده‌ایم، تقصیر یا قصور، هر كم‌كاری، كم‌خدمتی، از هر ناحیه‌ای شده است، تقصیر و قصور همه‌ی ما را ببخش و بیامرز. سلام و صلوات بر همه‌ی امت اسلامی و سلام و صلوات مخصوص بر شهدا!       
«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»

«سؤالات مسابقه»
1- در آیه 261 سوره بقره، پاداش خداوند به برخی انفاق‌ها چند برابر است؟
1) ده برابر
2 ) صد برابر
3) هفتصد برابر
2- قرآن برای حیات شهیدان چه نشانه‌ای را بیان كرده است؟
1) سرور و شادی
2) دریافت رزق الهی
3) هر دو مورد
3- مهم‌ترین انگیزه‌ی شهدا از رفتن به جبهه چه بود؟
1) پیروی از امام حسین(علیه‌السلام)
2) دفاع از جمهوری اسلامی
3) دفاع از آب و خاك كشور
4- مهم‌ترین پایگاه اعزام رزمندگان به جبهه كجا بود؟
1) پادگان‌ها و مراكز نظامی
2) پایگاه‌های مردمی مساجد
3) مدارس و دانشگاه‌ها
5- در میان اقشار جامعه، نسبت به جمعیت‌شان، كدام قشر بیش‌ترین شهید را داده است؟
1) دانش‌آموزان و دانشجویان
2) طلاب و روحانیون
3) كارمندان و كارگران




نوع مطلب : دانستنیهای مفید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 بهمن 1394




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات