۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن
تبیین پیام رهبر معظم انقلاب درباره‌ی شخصیت آیت‌الله مهدوی‌کنی؛
سیاست به‌مثابه‌ی عدالت
آیت‌الله مهدوی‌کنی الگوی موفق عجین کردن عدالت با سیاست است. الگوی موفقی که توانست در جایگاه یک عالم دینی، هم به وظایف ذاتی روحانیت عمل کند و هم در عرصه‌ی سیاست جانب اعتدال و انصاف را رعایت کند. آیت‌الله مهدوی‌کنی هرگز فریفته‌ی بازی‌های منافقانه‌ی سیاست نشد و صداقت را بر تزویر و نفاق ترجیح داد.
 
گروه سیاسی برهان/ سیدجواد حسینی؛ رهبر معظم انقلاب: «...این عالم بزرگوار از جمله‌ی نخستین مبارزان راه دشوار انقلاب و از چهره‌های اثرگذار و یاران صمیمی نظام جمهوری اسلامی و از وفاداران غیور و صادق امام بزرگوار بود و در همه‌ی عرصه‌های مهم کشور در دوران انقلاب شجاعانه و باصراحت تمام نقش‌آفرینی کرد... همه‌جا و همه‌وقت در موضع یک عالم دینی و یک سیاستمدار صادق و یک انقلابی صریح ظاهر شد و هرگز ملاحظات شخصی و انگیزه‌های جناحی و قبیله‌ای را به حیطه‌ی فعالیت‌های گسترده و اثرگذار خود راه نداد. این انسان بزرگ و پرهیزگار، همه‌ی وزن وزین خود را در همه‌ی حوادث این ده‌ها سال در کفه‌ی حق و حقیقت نهاد و در دفاع از راه و سیره‌ی انقلاب و نظام، کوتاهی نورزید. رحمت و رضوان الهی بر روان پاک او باد...»
 
مقدمه: روحانیت در صحنه
 
هرچند حضور و فعالیت روحانیت شیعه در صحنه‌ی سیاسی و اجتماعی تاریخ ایران از زمان صفویه شروع شد اما در نهضت تنباکو و انقلاب مشروطه به اوج خود رسید. با وقوع انقلاب اسلامی ایران؛ جریان روحانیت شیعه علاوه بر نقش رهبری جامعه، عهده‌دار مسئولیت‌هایی اجرایی و علمی برای اداره جامعه هم شد. مسئولیت‌های از سنخ سیاست، امنیت، قضاوت، فقاهت و... بود. به عبارت دیگر روحانیت شیعه آنچه از میراث چندین هزارساله‌ی خود در حوزه آموخته بود حال باید به محک آزمایش می‌سپرد.
 
اما مسئولیت‌ها فقهای شیعه در مناصب سیاسی و اجتماعی همواره با یک بعد دیگر هم همراه بوده است. مفهوم عدالت. عدالت مهم‌ترین شرط روحانیت و فقاهت در تصدی مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی است. بر مبنای فقه شیعه برای تصدی ولایت، مرجعیت، قضاوت، امامت جمعه، امامت جماعت، شهادت و... صفت عدالت شرط است و جزء تفکیک‌ناپذیر مسئولیت‌هاست.
 
پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران شبکه روحانیت و فقاهت مسئولیت‌های سیاسی اجتماعی نظام تازه تأسیس را بر عهده گرفتند که تقریباً همگی فقیه عادل بودند. قرار گرفتن شخصیت‌هایی همچون؛ آیت‌الله شهید مطهری به‌عنوان مشاور و بازوی اصلی رهبری، آیت‌الله شهید بهشتی در رأس قوه قضائیه، آیت‌الله صافی گلپایگانی در جایگاه دبیر شورای نگهبان، آیت‌الله مشکینی در جایگاه ریاست مجلس خبرگان، آیت‌الله قدوسی در جایگاه دادستانی کل کشور، آیت‌الله خامنه‌ای در جایگاه ریاست جمهوری، و شهدای محراب آیات مدنی، صدوقی، اشرفی اصفهانی، دستغیب، قاضی و... در جایگاه نماینده ولی‌فقیه و امامت جمعه شهرهای بزرگ و اثرگذار ایران همگی نشان از ورود روحانیت به حوزه‌ی تصدی مستقیم مسئولیت‌های سیاسی اجتماعی جامعه بود.
 
یکی از این شخصیت‌ها مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی (ره) بود که مسئولیت‌های خطیری همچون عضویت در شورای انقلاب، عضویت در شورای نگهبان، فرماندهی کمیته‌های انقلاب اسلامی، وزارت کشور، نخست‌وزیری، ریاست مجلس خبرگان رهبری،... را پذیرفت.
 
آیت‌الله خامنه‌ای در مجلس اول شورای اسلامی و در جریان رأی اعتماد به کابینه‌ی شهید باهنر در سال 1360، آیت‌الله مهدوی‌کنی را به صفاتی چند ستودند. صفاتی که تقریباً در سی‌وپنج سال بعد نیز دوباره تکرار شد. «شروع می‌کنم از فرد برجسته‌ی این کابینه و وزنه و آبروی این کابینه و کابینه‌ی قبل و چهره‌ی درخشنده‌ی همیشه در سنگر زجرکشیده‌ی کتک‌خورده‌ی این انقلاب، یعنی آیت‌الله مهدوی کنی که دیروز به ایشان شدیداً جفا شد، و جفا از سوی دوستان می‌شد. دشمنان خیلی حرف‌ها ممکن است بگویند... اما فشار مسئولیت و نیاز جامعه، این مرد فقیه عالم مجتهد، عادل کاردان قاطع و باتدبیر را وادار کرده که یک وزارتخانه‌ای را اداره کند... آقای مهدوی بسیار وزیر کشور خوبی است و اگر در این کابینه باشند، وزن این کابینه‌اند؛ آبرو و افتخار این کابینه هستند و اگر من به‌جای برادر عزیزمان آقای باهنر بودم همین اصرار را می‌کردم که ایشان را نگهدارید.»
 
دقت در این متن دو محور را معین می‌کند. 1. ثبات شخصیت آیت‌الله مهدوی کنی از ابتدای انقلاب تابه‌حال، 2. وزانت و شخصیت علمی و فقهی و همین‌طور اجرایی آیت‌الله از ابتدای انقلاب تا سال‌های اخیر.
 
به نظر می‌رسد سه عبارت عالم دینی، سیاستمدار صادق و انقلابی صریح که در پیام مقام معظم رهبری به مناسبت رحلت آیت‌الله مهدوی‌کنی صادر شده است؛ سه جزء تشکیل‌دهنده‌ی شخصیت آیت‌الله مهدوی کنی (ره) باشد که نشان از ملکه‌ی صفت عدالت در کنار مشخصه‌ی فقاهت است. عدالتی که عرصه‌ی سیاست مقهور آن است. سیاست به‌مثابه‌ی عدالت.
 
1.    عالم دینی
 
آیت‌الله مهدوی‌کنی تنها یک فعال سیاسی یا نهایتاً یک روحانی فاضل سیاسی نبود. ایشان تمامی مراحل فقهی و علمی حوزه علمیه را گذرانده و از محضر اساتید بزرگی همچون آیت‌الله بروجردی، امام خمینی (ره)، آیت‌الله گلپایگانی، علامه طباطبائی و علامه رفیعی قزوینی بهره برد. آیت‌الله مهدوی‌کنی از فقهای طراز اولی بود که در دوره اول شورای نگهبان از سوی امام در این شورای بلندپایه عضو شد. عضویت در شورای نگهبان نشان از وزانت فقهی ایشان داشت. وزانتی که برای بزرگوارانی نظیر آیت‌الله صافی گلپایگانی و آیت‌الله هاشمی شاهرودی بسترساز مرجعیت هم شد. در سال‌های پس از انقلاب نیز واگذاری تولیت مدرسه علمیه مروی از سوی امام خمینی (ره) به ایشان، عملاً آیت‌الله را به مجتهد طراز اول تهران تبدیل کرد.
 
آیت‌الله مهدوی‌کنی علاوه بر این وزانت فقهی در جایگاه یک عالم دینی هم تلاش داشت تا وظایف ذاتی روحانیت را نیز انجام دهد. تبلیغ، ارشاد، امامت جمعه و جماعت مسئولیت‌هایی بود که از سوی آیت‌الله مهدوی‌کنی در دوران انقلاب و پس از آن هیچ‌گاه فراموش نشد. قرار گرفتن در جایگاه ریاست مرکز رسیدگی به امور مساجد از سوی مقام معظم رهبری نشان از این ویژگی داشت. آیت‌الله از مرجعیت گذشت و تلاش کرد شأن فقهی و علمی خود را در قالب اثرگذاری اجتماعی چون منبر و محراب، دانشگاه و تدریس و حوزه و اخلاق ادامه دهد. آیت‌الله مهدوی‌کنی (ره) معلم اخلاق بود و تلاش می‌کرد منبر اخلاقش درد جامعه را التیام دهد.
 
آیت‌الله هرگز نپذیرفت که روحانیت در قالب یک حزب ظاهر شود. او می‌گفت روحانیت پدر جامعه است و عالمان شیعه همواره حامی مردم و جامعه بوده‌اند. نباید با تقید حزب این ظرفیت و پتانسیل را تقلیل داد. لذا آیت‌الله مهدوی‌کنی در عالم سیاست شأن اصلی روحانیت را فراموش نکرد. هرچند در سال‌های ابتدایی انقلاب به دلیل اضطرار در مناصب اجرایی قرار گرفت اما به‌زودی کناره گرفت و به مسئولیت‌های ذاتی یک عالم دینی در جامعه پرداخت. البته بدیهی است که حضور در سیاست هم جزو همین مسئولیت‌ها بود. پس برای آیت‌الله سیاست تابع وجهه عالمیت وی بود نه اینکه بخواهد از وجه دین برای ارتقای سیاسی خود بهره ببرد.
 
2.     سیاستمدار صادق
 
عرصه‌ی سیاست به عرصه‌ی نفاق و دورویی معروف شده است و هر آنکه در این مسیر قدم می‌نهد برچسب دورویی و عدم صداقت بر پیشانی او می‌خورد. شاید به همین خاطر بخشی از افکار عمومی همواره مواضع سیاستمداران را با اندکی تردید می‌پذیرند اما آیت‌الله مهدوی‌کنی را می‌توان یک الگوی موفق برای رد این تفکر دانست.
آیت‌الله فعالیت عرصه‌ی سیاست را بر مبنای تکلیف می‌دید و تلاش داشت از آن برای اقامه‌ی دین بهره ببرد، به عبارت دیگر وی سیاست را به‌مثابه‌ی ابزاری برای متدین‌تر و متخلق‌تر شدن بیشتر جامعه می‌دانست. ازاین‌رو در قاموس آیت‌الله در عرصه‌ی سیاست نمی‌بایست از دایره‌ی اخلاق، انصاف و عدالت عبور کرد.
 
آیت‌الله مهدوی‌کنی و طیف راست سنتی متهم به محافظه‌کاری بودند و عده‌ای به آنان را با برچسب اسلام آمریکایی آشکارا ظلم می‌کردند. اما آیت‌الله همواره با اعتدال حرکت می‌کرد و مشی معتدلانه داشت. آیت‌الله میانه‌رو نبود و هرگز بین خط حق و باطل حرکت نمی‌کرد او در جبهه‌ی حق حرکتی معتدلانه داشت و در بین یاران و همراهان انقلاب معتقد به جذب حداکثری بود. لذا او مانند کسانی نبود که در دهه‌ی 60 عنوان اسلام ناب محمدی را یدک بکشند اما در دهه‌ی 80، فتنه‌ای عظیم را علیه نظام اسلامی به راه بیندازند.
 
آن‌گاه که در جریان انتخابات 88 برخی از دانشجویان یکی از نامزدهای انتخابات را نقدی تخریب‌گونه داشتند و هرچند فرد مورد انتقاد دانشجویان در زمره‌ی جناح مقابل آیت‌الله مهدوی‌کنی بود، ایشان صراحتاً از این رویه‌ی دانشجویان انتقاد کردند و گفتند حتی تعریف از کاندیدای مورد حمایت شما اگر به‌گونه‌ای باشد که از آن بوی تخریب رقیب استشمام شود مجاز نیست و هنگامی که یکی از روزنامه‌های جناح اصول‌گرایی در نقد یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 88 که اتفاقاً روحانی هم بود تمسخری روا داشته بود، آیت‌الله مهدوی‌کنی صراحتاً از روزنامه انتقاد کرد و آن رفتار روزنامه علیه یک روحانی را مورد انتقاد قرار داد. همو وقتی یک از کاندیداهای قبل و بعد انقلاب را یکجا و یکی دانست آیت‌الله مهدوی کنی گفت: «ای‌کاش می‌مردم و این حرف‌ها را نمی‌شنیدم.»
 
آیت‌الله مهدوی‌کنی آن‌گاه که برای ریاست مجلس خبرگان آماده می‌شد، تنها آن را به دلیل تکلیف پذیرفت و هرگز تلاشی برای ریاست نکرد و هرگز قداست دامن روحانیت شیعه را فدای قامت کرسی‌های ریاست نکرد. این یعنی عدالت که سیاست و قدرت در پی تو باشد نه آن‌که تو برای آن خود را به آب‌وآتش بزنی.
 
آیت‌الله مهدوی کنی فردی بود که حتی مخالفانش نیز او را به عدالت و انصاف می‌شناختند. حضور شخصیت‌های مختلف از جریان‌های متعدد سیاسی در ایام بیماری و حضور همه جناح‌ها در مراسم تشییع این روحانی نشان از این اعتقاد و اعتماد بود.
 
3.    انقلابی صریح
 
آیت‌الله مهدوی‌کنی و طیف راست سنتی متهم به محافظه‌کاری بودند و عده‌ای به آنان را با برچسب اسلام آمریکایی آشکارا ظلم می‌کردند. اما آیت‌الله همواره با اعتدال حرکت می‌کرد و مشی معتدلانه داشت. آیت‌الله میانه‌رو نبود و هرگز بین خط حق و باطل حرکت نمی‌کرد او در جبهه‌ی حق حرکتی معتدلانه داشت و در بین یاران و همراهان انقلاب معتقد به جذب حداکثری بود. لذا او مانند کسانی نبود که در دهه‌ی 60 عنوان اسلام ناب محمدی را یدک بکشند اما در دهه‌ی 80، فتنه‌ای عظیم را علیه نظام اسلامی به راه بیندازند.
اما آیت‌الله در مسائل مهم انقلاب هیچ‌وقت مشی محافظه‌کاری نداشت و همواره بر مواضع خود پای می‌فشرد. آیت‌الله در قبال بنی‌صدر همان مواضعی گرفت که در تیر 78 گرفت و در تیر 78 همان مواضعی اتخاذ کرد که در فتنه 88 گرفت. او هیچ‌گاه خیمه‌ی انقلاب یعنی مقام رهبری را تنها نگذاشت و همواره در مواقع حساس با حضور خود جبهه‌ی حق رهبری را تقویت می‌کرد.
 
کوته‌فکران با اصطلاحات سیاسی آیت‌الله را محافظه‌کار می‌خواندند اما مقام معظم رهبری وی را انقلابی صریح نامید. این وصف در فضای کنونی برای آنانی که پس از سال‌ها مجاهدت تغییر مواضع داده‌اند و در لفافه رهبری را تضعیف می‌کنند، یک درس عظیم بود. آیت‌الله از بسیاری از انتقادات این روزهای انقلابیون مبرا بود. آفاتی چون آقازادگی، اشراف‌زدگی، تجمل‌گرایی، محافظه‌گرایی، دگردیسی، روشنفکری‌گرایی، مخالف‌خوانی قدرت‌طلبی، قبیله‌گرایی و...
 
جمع‌بندی
 
عدالت را می‌توان مهم‌ترین فارق سیاست اسلامی از سیاست غیر اسلامی است. آیت‌الله مهدوی کنی الگوی موفق عجین کردن عدالت با سیاست است. الگوی موفقی که توانست در جایگاه یک عالم دینی هم به وظایف ذاتی روحانیت عمل کند و هم در عرصه‌ی سیاست جانب اعتدال و انصاف را رعایت کند. آیت‌الله مهدوی کنی هرگز فریفته‌ی بازی‌های منافقانه سیاست نشد و صداقت را بر تزویر و نفاق ترجیح داد. صراحت انقلابی آیت‌الله نیز مانع از آن نشد که در بزنگاه فتنه‌ها دست از قیام و انقلاب بکشد. سه عبارت عالم دینی، سیاستمدار صادق و انقلابی صریح سه مؤلفه‌ی شخصیت آیت‌الله بود. شخصیتی که صفت عدالت از آن لبریز بود.
 
*سیدجواد حسینی؛ دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی/انتهای متن/




نوع مطلب : بهتربشناسیم(سیاسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 20 مهر 1394




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات