۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

ریشه های صهیونیسم مسیحی عهدنگر در بریتانیا

 

ریشه های صهیونیسم مسیحی عهدنگر در بریتانیا
نویسنده: استیون آر. سایزر
مترجمان: حمید بخشنده، قدسیه جوانمرد

آغاز قرن نوزدهم مصادف با آشوب های بزرگی در سراسر اروپا بود. جورج استنلی فِیْبر از اولین كسانی بود كه در تجدید حیات پیشاهزاره گرایی و پیوند آن با بازگشت یهودیان نقش بسزایی داشت. او در سال 1809 زمانی كه كشیش بخش رِد مارشال (1) در كانتی دورهام (2) بود، دیدگاه كلی و مرتبط با پیشگویی های راجع به نوكیشی، بازگشت یهودیان، اتحاد و عظمت آینده ی سرزمین یهودا و اسرائیل. پیشرفت و سرنگونی نهایی هم پیمان دجال در سرزمین فلسطین و اشاعه ی همگانی و نهایی مسیحیت (3) را به نگارش در آورد.

در ماه مه همان سال، « انجمن ترویج مسیحیت در میان یهودیان لندن» تشكیل شد ولی نهایتاً عنوان نه چندان صحیح « انجمن یهودیان لندن» ( LJS ) رواج بیشتری یافت. (4) نخستین هدف آنان اساساً یهود دوستانه (5) بود، « برای عیادت از بیماران و دست گیری از فقرا و آموزش افراد بی سواد به خصوص در میان ملت یهود بود. (6) طولی نكشید كه این تلاش خیرخواهانه از بازگشت یهودیان هم حمایت كرد. (7) تلفیق این دو هدف یعنی تبلیغ مسیحیت و بازگشت گرایی در میان انجمن یهودیان لندن (LJS) صهیونیسم مسیحی، هویت متمایز درجه ی یك به عنوان جنبشی نوپا و جایگاهی نخست در میان جنبش پروتستان انجیلی بریتانیا بخشید.
چند تن از رهبران با نفوذ مسیحی در شكل گیری، تعیین اولویت ها و جهت گیری آینده ی انجمن یهودیان لندن در دیگر مجامع تبلیغی یهود دوستانه بریتانیا كه در قرن نوزدهم پدید آمدند، سهیم بودند. (8) فعالیت آنان مبتنی بر تفسیر ظاهری و آخرت شناسی پیشاهزاره ای عهدگرایانه و ویژگی مشترك آنان اعتقاد راسخ به تبلیغ مسیحیت در میان قوم یهود بود. چهارتن از برجسته ترین رهبران عبارت بودند از: لوئیس وی (9) ( سرمایه دار )؛ چارلز سیمئون (10) ( مبلّغ مسیحی )؛ جوزف وولف (11) ( كارشناس تبلیغ مسیحیت )؛ و چارلز هَدون اسپورجن ( بازگشت گرا ).

1. لوئیس وی: نیكوكار مالی (1772-1840)

لوئیس وی را می توان بنیانگذار انجمن یهودیان لندن و مهم ترین عامل شكل دهنده جنبش بازگشت گرایی و صهیونیسم مسیحی قرن نوزدهم به شمار آورد. (12) او به عنوان وكیل مدافع و عضو شورای مدیران دانشكده مرتون آكسفورد، در سال 1804 توانست با خرید استَنْستید پارك (13)، عمارت عظیم عصر جورج، كه در [ شهر ] اِمزْوُرت (14) هَمپشر (15) واقع شده، دانشكده ای برای مسیحی كردن یهودیان بنا كند. سپس او به این شرط كه انجمن یهودیان لندن به انجمن آنگلیكان تبدیل شود، انجمن مزبور را از بدهی بیست هزار پوندی رهانید. با پایان گرفتن جنگ های ناپلئون در 1915، لوئیس وی از طریق اعمال فشار بر سران كشورهای اروپایی برای حمایت از فراهم آوری موطنی برای یهودیان، به تدریج به آرمان نجات بخشی یهودیان و اسكان آنان در فلسطین یاری رساند.
وی با الكساندر اول سزار روسیه كه مانند او به بازگشت گرایی یهود متمایل بود، متحد شد. (16) در اكتبر 1818، كه وِیْ در كنگره ی اكس لاشاپل (17) قبل از رهبران بریتانیای كبیر، پروس، روسیه، اتریش و فرانسه سخنرانی كرد و مصرانه از آنان خواستار حمایت از صهیونیسم شد، تلاش های وی به اوج خود رسید. سپس وِیْ كه متأثر از همكاری با ادوارد ایروینگ و جوزف و ولف بود، بین سال های 1820 و 1822 مجموعه نظریاتی را راجع به بازگشت یهودیان و رجعت قریب الوقوع با نام مستعار باسیلیكوس(18)، در مجله ی انجمن، یهودیان لندن (LJS ) مفسّر یهود (19)، به رشته تحریر درآورد. (20) وی در سال 1821 جزوه ای تحت عنوان باران آخِر (21) منتشر كرد كه در آن از مسیحیان خواسته بود بر اساس این اعتقاد كه پیشگویی های عهد عتیق « اشاره ی اساسی و واقعی به یهودیان» است، برای آنان دعا كنند. (22) وِیْ با ترویج فرجام شناسی آینده گرا كه پیش بینی می كرد به زودی تبعید شدگان قوم یهود به سرزمین موعودشان بر می گردند، حمایت پروتستان های انجیلی از صهیونیسم را، برانگیخت. كرامبی ادعا می كند كه وِیْ و انجمن یهودیان لندن (LJS) جنبش پروتستان های انجیلی را كه خواستار بازگشت قوم یهود بود، هدایت كردند. (23) بازگشت گرایی به واسطه ی تلاش های وِیْ بدون این كه پدیده جنبی احمقانه ای باشد با استقبال كلیسای رسمی پروتستان انجیلی روبرو شد و حتی از حمایت بخش مهمی از كلیسای اسقفی انگلیس (24) بهره مند گردید. وِیْ در این خصوص به طرزی چشمگیر از معاضدت چارلز سیمئون برخوردار شد كه با تأسیس چند « انجمن مذهبی اشاعه ی معارف انجیلی»، مانند انجمن تبلیغی كلیسا، انجمن كتاب مقدس بریتانیا و كشورهای خارجی، بنیاد سیمئون و انجمن كتاب دعا و موعظه كمك شایان توجهی به وی كرد. (25)

2. چارلز سیمئون: مبلّغ مسیحی خوش بین (1759- 1836)

گسترش صهیونیسم مسیحی در میان محافل انجیلی آنگلیكان بدون شك تا حد زیادی در اثر ابتكارات چارلز سیمئون شكل گرفت. سیمئون علاقه شدیدی به تغییر كیش یهودیان و فعالیت های انجمن یهودیان لندن داشت و علاوه بر آن منتظر « بازگشت كامل قریب الوقوع قوم برگزیده خدا» بود. (26) او به نمایندگی از انجمن یهودیان لندن سرپرستی مأموریت های تبلیغی را به عهده گرفت و در سراسر بریتانیای كبیر راجع به تبشیر یهود و بازگشت گرایی سخنرانی كرد. اظهارات او حتی تا آن سوی هند و ایالات متحده آمریكا هم اشاعه یافته بود. (27)
سیمئون بر اساس قرائت خود از كتاب مقدس معتقد بود كه یهودیان به زودی به فلسطین بر می گردند ولی مهم تر این كه صرفاً به عنوان مسیحی بر می گردند. (28) او ادعا كرد كه « بازگشت آینده ی یهودیان و اتحاد آنان با غیر یهودیانی در كلیسای واحد جهانی... هر دو همزمان و یا در فاصله ای نزدیك به هم صورت می گیرد». (29) سیمئون بر خلاف ایروینگ و داربی، پساهزاره گرا بود (30) و اعتقاد داشت كه دوران هزاره قبلاً شروع شده است. (31) به همین دلیل، او در ارتقاع تبلیغ مسیحیت در میان یهودیان بسیار جدی بود و یقین داشت كه یهودیان از طریق نوكیشی و پراكندگی شان در سراسر جهان می توانند به مثابه مبشران انجیل عمل كنند تا این كه « خدا به زودی دخالت كند و همه ملت ها را به چنین وحدت دینی ای معتقد سازد و آنچه را كه تاكنون بر روی زمین دیده نشده است، تحقق بخشد». (32)
بر این اساس، سیمئون معتقد بود كه تغییر كیش یهودیان می تواند غایت اهداف خدا (33) برای زمین و مایه سعادت تمام جهان باشد:
اما بهره های به مراتب پُر بارتر، پس از... بازگشت آینده ی آنان به سوی جهان سرازیر می شود. این كه یهودیان در زمان مقرّر به مسیحیت می گروند قطعی است... خدا چنین مقرر كرده است كه آنها به دین دیگری روی آورند؛ و ما از روی دلیل اعتقاد داریم كه زمان معیّن آن در تمهیدات الهی (34) چندان دور نیست. (35)
اگر چه سیمئون از بازگشت گرایی حمایت می كرد، بازگشت فیزیكی یهودیان به فلسطین را به اندازه ی بازگشت معنوی شان به سوی خدا مهم نمی دانست. « تغییر كیش یهودیان آن چنان سریع رخ می دهد كه آنان درست مثل كبوترهایی به گرد پنجره ها، به گرد مسیح جمع می شوند و روزی ملتی بوجود می آید... اگر تنها آرزوی شما تغییر كیش جهان غیر یهودی (36) است، باید از یهودیان شروع كنید؛ زیرا این كمال یهودیان (37) است كه بر غیر یهودیان تأثیر می گذارد». (38)
در حالی كه دیگران مثل ادوارد ایروینگ و جِیْ اِن داربی از همان اول بین اهداف خدا برای یهودیان و كلیسا تفاوت قائل بودند سیمئون به دیدگاه عهدگرایانه اصلاح شده (39) معتقد بود، كه برداشت آن این است كه اصطلاحات پیشگویی عهد عتیق (40) مثل « صهیون» در كلیسا محقق شده اند. (41) سیمئون در یك سخنرانی راجع به آینده ی یهودیان تأكید كرد« « ما یهودیانِ خدا هستیم، آنچنان كه آنان تاكنون بودند؛ و ما به اندازه ی آنان وارث تمام این بركات هستیم؛ زیرا " اگر ما پیرو مسیح باشیم، در این صورت از ذریه ی ابراهیم خواهیم بود و بر اساس وعده كتاب مقدس ارث می بریم."» (42) بنا به گفته آرتور پولارد، (43) زندگی نامه نویس سیمئون، او« به مثابه فرمانده كل، یك تنه وعظ برای انجمن یهودیان لندن، استخدام كارگران، گستراندن تبلیغات، جمع آوری كمك های مالی و تعیین راهبردهای كلی را به عهده داشت. او حتی تمام این كارها را فراتر از احساس ضرورت معمولی اش انجام می داد. (44) حمایت سیمئون از انجمن یهودیان لندن، بدون تردید دستور كار بازگشت گرایانه (45) آن را كه شدیداً از سوی افرادی چون وی حمایت می شد، قطعی كرد، با این توصیف ( این دستور كار ) باز هم نه تنها در میان آنگلیكان ها بلكه در میان دیگر پروتستان های انجیلی نیز از حمایت گسترده رو به تزایدی برخوردار شد. (46)

3. جوزف وولف: تبلیغ شناس پیشگام (47) (1795- 1862)

جوزف وولف یك یهودی آلمانی بود كه در آغاز به مذهب كاتولیك و سپس به اصول كلیسای آنگلیكان گروید و به عنوان « اولین مبلّغ بزرگ و پیشگام» انجمن یهودیان لندن شناخته شد. (48) علاوه بر این، وولف نقش مؤثری در كنفرانس « پیشگویی های تحقق نیافته» آلبری در سال 1826 ایفا كرد. ادوارد ایروینگ نقش او را این گونه توضیح می دهد: « هیچ تمسكی روا نبود مگر به كتاب مقدس كه پیشینیان در نزد ما به ودیعه گذاشته اند؛ درتفسیر آن اگر هرگونه سؤالی مطرح می شد، شاید ما فرهیخته ترین دانشمند شرقی و یهودی بومی را در جهان داشته ایم كه می شد به او استناد كرد. منظورم جوزف وولف است». (49) این نادیده گرفتن تفسیر سنتی یا كمك های فلسفه ی مدرسی در آلبری حاكی از گسستگی بنیادین از پیش انگاره های جریان اصلی الاهیات اصلاح شده است و زمینه را برای تدبیرگرایی پیشاهزاره ای فرقه ای و آینده گرای ایروینگ و داربی فراهم ساخت.
مشغله ذهنی وولف مانند هیو مك نیل، عضو آنگلیكان دیگر « محفل آلبری» (50) ، كشف « ده سبط» گم شده ی اسرائیل (51) بود كه در بازگشت آینده ی یهودیان ضرورت بسیاری داشت. (52) آقای سارگون در كنفرانس سالانه انجمن یهودیان لندن در 1822، گزارشی از كشف احتمالی آن ها را دریافت كرد. گزارش دیگری كه هنری دراموند (53) در سال 1828 در كنفرانس آلبری ارائه داد، این ادعا را مطرح می كرد كه بازماندگانی از اَسباط گم شده یهود در لایبزیگ (54) پیدا شده اند. « اسباط پیدا شده كه شمار آنها بیست میلیون نفر هستند، در منطقه شمال كشمیر و در مجاورت بخارا واقع در جلگه بزرگ مركزی آسیا زندگی می كردند. به نظر می رسد كه بعضی از آنها به بازار لیپسیك (55) می آمدند... كار آنان تجارت كشمیری بود. (56) وولف به زبان های عربی، كلدانی (57)، فارسی، و سریانی (58) تسلط داشت در همان سال حركت خود را شروع و تا هند، ارمنستان، اتیوپی سفر كرد. (59) او بقیه عمر خود را عمدتاً به نمایندگی از انجمن یهودیان لندن سخن می گفت و در جستجوی یهودیان مشرق زمین (60) و تبلیغ در میان آنها سفر می كرد.

4. چارلز هَدون اسپورجن (61) بازگشت گرای باپتیست (62) (1834- 1892)

اسپورجن احتمالاً با نفوذترین مبلغ انگلستان در قرن نوزدهم بود كه اعتقاداتی مخالف با كلیسای انگلستان داشت. اسپورجن با دارا بودن 67 جلد مواعظ اخلاقی منتشر شده، بیش از هر مؤلف دیگری در تاریخ انگلیس مطرح است. در حقیقت، بیشتر آثار او امروزه در دست چاپ است كه شمار آن از آثار هر نویسنده مسیحی دیگر، اعم از زنده یا متوفی، بیشتر است. (63) اسپورجن از حافظه ای تصویری برخوردار بود و یكی از بزرگ ترین كتابخانه های شخصی الاهیات را گردآوری كرد. (64) اگر چه لین ماری (65) معتقد است كه اسپورجن در زمینه موضوعات فرجام شناسی دچار « تذبذب اساسی» (66) در تفكر خود بوده است و هالس (67) او را در زمره ی پساهزاره گرایان قرار می دهد، سوانسون (68) قاطعانه اثبات می كند كه اسپورجن موضع پیشاهزاره گرایانه ی تاریخی یا عهدمدار را تأیید می كرد و « عقاید مهم خود را راجع به بازگشت یهودیان به سرزمین موعود مطرح كرده است». (69)
دیدگاه های پیشاهزاره گرایانه اسپورجن در تعدادی از مواعظش مشهود است: « من معتقدم كه بازگشت مسیح قبل از هزاره ی سلطنت او اتفاق می افتد؛ ابتدا او خواهد آمد و آنگاه هزاره سلطنت به عنوان ماحصل حاكمیت شخصی وی بر زمین فرا خواهد رسید». (70) اسپورجن با اشاره به پساهزاره گرایی چنین اظهار نظر می كند:
برادران خوش بینی هستند كه مشتاقانه منتظرند هر چیزی بهتر و بهتر شود، تا این كه سرانجام هزاره ی سلطنت مسیح تحقق یابد. آنان نمی توانند امیدواری خود را حفظ كنند زیرا كتاب مقدس هیچ اساس محكمی برای ابتنای این امیدها ارائه نداده است... صرف نظر از رجعت دوم سرورمان عیسی مسیح، جهان به احتمال بیشتر به جای ورود به عصر طلایی، در آشوب (71) فرو می رود... ما مُشرف به تاریكی اوضاع جهانیم؛ اگر چه موقعیت بشر از نظر سیاسی بهبود یافت، با این حال از نظر معنوی احتمالاً همچنان رو به افول است. (72)
اسپورجن در طول مجادلات تحقیركننده ای كه راجع به ظهور لیبرالیسم در میان اتحاد باپتیست (73) رخ داد و منجر به كناره گیری او از گروه مزبور شد، اعتقادنامه ای را به نگارش در آورد و دیدگاه های عقیدتی خود را روشن ساخت. آخرین نكته ی آن می گوید : « ما به بازگشت شكوهمندانه و جسمانی خداوندْ عیسی پیش از هزاره امیدواریم» (74) اسپورجن پیشاهزاره گرا بود زیرا او به تفسیر ظاهری اعتقاد داشت؛ از این نگرش غیرهزاره گرایی را رد می كرد. « ما واقعاً منتظر حكومت مسیح بر جهان هستیم؛ این امر به نظر ما كاملاً آشكار است و چندان كلمه به كلمه بیان شده است كه نمی توانیم آن را به طور معنوی تفسیر كنیم». (75)
اسپورجن پیشاهزاره گرایی تدبیرمدار را نیز كه در آن زمان در حال ظهور بود، باطل می شمرد و همچنین هرگونه سخن مبنی بر این كه اهداف خدا برای یهودیان متفاوت از مسیحیان است، رد می كرد. او با طعنه فراوان اظهار می كند:
برخی افراد بسیار خردمند ( به زعم ارزیابی آنان از خود)، میان آن قوم خدا كه قبل از بازگشت مسیح زندگی می كرد و آنانی كه بعد از بازگشتش زندگی می كنند، تمایزاتی را قائل شده اند. ما حتی شنیده ایم این ها اصرار می ورزند كه افرادی كه قبل از بازگشت مسیحی زندگی می كردند به كلیسای خدا تعلق ندارند! ما هرگز نمی دانیم كه بعداً چه خواهیم شنید و شاید مایه ی خوشبختی باشد كه این گفته های پوچ یك بار آشكار شده است و امید است كه بتوانیم بدون آن كه از تحیّر سرگشته شویم، حرف های احمقانه آنان را تحمل كنیم. آری همه فرزندان خدا در هر جایگاهی باشند، دارای مقام و رتبه یكسان هستند؛ خداوند [ = عیسی مسیح ] فرزندانی ندارد كه بیش از بقیه به آنان عشق بورزد و بعضی فرزندان در درجه ای فروتر و فرزندان دیگری كه اصلاً به آنان توجه نداشته باشد... قبل از رجعت اول عیسی، همه ی نشانه های رمزی و سایه ها به یك سو اشاره می كردند- آن ها به مسیح و همه ی قدیسانی كه با امید به او می نگریستند، اشاره می كردند. كسانی كه قبل از مسیح می زیستند، با نجاتی متفاوت از نجاتی كه شامل ما خواهد شد، رهایی نیافتند. آنان به دین پایبند بودند همان گونه كه ما باید باشیم؛ دین آنان تلاش كرد همان گونه كه دین ما تلاش می كند، و دین آنها پاداش خود را گرفت همان گونه كه دین ما این چنین خواهد شد. (76)
اسپورجن معتقد بود كه زمانی كلیسا و یهود از نظر معنوی به هم می پیوندند؛ و كلیسا دریافت كننده ی وعده های سلطنت الاهی است نه یهود؛ مقرر است كلیسا و یهود هر دو با عذاب روبرو شوند و تحقق حكومت هزارساله مسیح بر روی زمین نتیجه ی نهایی اهداف خدا برای كلیسای متشكل از یهود و غیر یهود است. (77)
اسپورجن به عنوان پیشاهزاره گرای عهد مدار نه تنها معتقد به بازگشت یهودیان بود بلكه از همان اول از اقدام انجمن بریتانیایی ترویج انجیل در میان یهودیان (78) حمایت می كرد. اگر چه این انجمن دارای نام و اهداف مشابه با انجمن لندن برای تبلیغ مسیحیت در میان یهودیان بود، برعكس انجمن لندن كه تا آن زمان آنگلیكان بود، با كلیسای رسمی انگلستان مخالف بود. انجمن جدید در نوامبر 1842 به طور عجیبی در كلیسای سابق ادوارد ایروینگ به نام كلیسای ملی اسكاتلند» واقع در میدان ریجنت لندن تشكیل شد. انجمن جدید تحت حمایت رابرت ماری مك چین (79) و اندرو بانر (80) همراه با كلیسای میسیون اسكاتلند (81) به تبشیر یهودیان پرداختند. (82) اسپورجن در یك سخنرانی سال 1864 در این انجمن با عنوان « بازگشت و تغییر كیش یهودیان» كه بر پایه ی مطالب حزقیال، باب 37، آیات 1 تا 10 ایراد كرده بود، گفت:
دوباره حكومتی ملی برپا خواهد شد و بار دیگر دستگاهی سیاسی به وجود خواهد آمد؛ كشوری تشكیل می شود و پادشاهی حكومت خواهد كرد. هم اكنون یهود از موطن خود دور است. بنی اسرائیل در حالی كه هرگز نمی توانند خاك مقدس فلسطین را فراموش كنند، ناامیدانه در فراق سواحل مقدس خود جان می دهند. ولی این فراق چندان طول نمی كشد... وعده ی خدا به آنان این است كه " من شما را در سرزمین مادری خود جای خواهم داد"... آنان مقدر است كه دارای سعادتی ملی باشند كه آنان را پرآوازه خواهد كرد... اگر قرار باشد چیزی روشن و شفاف بیان شود، معنا و مفهوم تحت اللفظی این عبارت- یعنی معنای غیر مرموز و غیر معنوی- باید به وضوح حاكی از آن باشد كه هم دو سبط بنی اسرائیل و هم ده سبط آن به سرزمین خود باز خواهند گشت و قطعاً پادشاهی بر آنان حكمرانی خواهد كرد. (83)
اسپورجن درباره ی همین عنوان در چند مناسبت دیگر مرتبط با سه موضوع مهم به سخنرانی پرداخت: توبه ی قوم یهود؛ بازگشت به سرزمین مقدس؛ و بازگشت عیسی. همچنین اسپورجن گاه شماری را پیشنهاد داد كه در آن ترتیب وقوع این سه رویداد را در جایگاهی نزدیك به هم قرار دهد:
تردیدی نیست كه یهودیان به عنوان یك قوم، عیسای ناصری (84) پسر داود را باز هم به عنوان پادشاه خود قبول خواهند داشت و آنان به سرزمین خود باز خواهند گشت و زمین های بایر قدیمی را آباد خواهند كرد، آنان به فلاكت های گذشته خاتمه می دهند و شهرهای قدیمی را مرمت می كنند و به غصه های نسل های زیادی پایان می دهند... زیرا آن هنگام كه یهودیان به وطن خود برگردند، تمام غیر یهودیان به گرد هم می آیند. وقتی كه آنان برگردند، بی درنگ عیسی با شكوه تمام همراه با پیشینیان بر فراز تپه صهیون فرود می آید و سپیده دم روزهای خوش هزاره ی سلطنت مسیح از راه می رسد. آن زمان ما دیگر همه انسان ها را همچون برادر و دوست خود می دانیم؛ مسیح با اقتدار جهانی حكومت خواهد كرد. (85)
اسپورجن فرا رسیدن هزاره ی سلطنت مسیح را غایت وعده ها و اهداف الاهی برای كلیسای عهد عتیق و جدید می داند با این وجود در همان زمان نقش متمایزی را برای اسرائیل نوكیش یافته در طول دوران طلایی قائل است. او حتی پیش بینی كرد « اگر خود معبد بازسازی نشود بر روی كوه صهیون عمارتی مسیحی بنا خواهد شد كه از آنجا سرودهای رسمی ستایش خدا به گوش می رسد همچنان كه در گذشته از مزامیر داوود در خیمه مقدس (86) خوانده می شد. (87)
بنابراین اسپورجن به دیدگاه پیشاهزاره گرایی عهدمدار درباره ی یهود معتقد است، به طوری كه نه وعده های عهد عتیق را به طور معنوی تفسیر می كند و نه كلیسا را جایگزین یهود می سازد. « او نه هزاره سلطنت مسیح را حوزه ی انحصاری یهود بدون كلیسا می داند و نه ملت یهود را از كلیسای پرشكوه هزاره ی سلطنت مسیح مستثنی می كند». (88) اسپورجن در پرتو شیوه ی بسط پیشاهزاره گرایی تدبیرمدار بر نگرش پیشگویانه تأكید می كرد، و در عین حال با دقت و نیك اندیشی خاصی به ارجحیت انجیل معتقد بود:
حدس شما راجع به تعداد دجال ها، نظرات ناپلئونی شما و گمان های شما راجع به دجال شخصی با عرض معذرت در نظر من چیزی نیست جز چند تكه استخوان برای سگان؛ در حالی كه انسان ها می میرند و جهنم از آنها پر می شود به نظر من مهمل ترین كار آن است كه درباره ی وقوع آرماگدون در سباستوپول (89) یا سادووا (90) و یا سِدان (91) غرولند كنیم و با كنجكاوی لای ورق های پیچیده تقدیر را برای كشف سرنوشت آلمان جستجو كنیم. (92)
در طی قرن نوزدهم علاقه ی مشترك لوئیس وی، چارلز سیمئون، جوزف وولف و چارلز اسپورجن مشاهده ی ایمان آوردن قوم یهود به عیسی مسیح بود. قرائت ظاهری از كتاب مقدس و آخرت شناسی پیشاهزاره گرایانه به آنان اطمینان می داد كه در زمانی نه چندان دور قوم یهود به عنوان یك ملت به مسیح ایمان می آورند، به سرزمین فلسطین باز گردانده می شوند، كه پس از آن عیسی هم برای آغاز حكومت هزار ساله ی خود رجعت می كند. حمایت از بازگشت گرایی یك موضوع شخصی بود و در مقایسه با اولویت انجام خدمات مذهبی انجیلی در میان یهودیان اهمیت ثانوی داشت.
نوع بسیار متفاوتی از صهیونیسم مسیحی بر اساس همان پایه های پیشاهزاره گرایانه هم زمان در بریتانیا در طول قرن یازدهم ظهور كرد. این شكل صهیونیسم مسیحی كه تدبیرگرایی نام گرفت، به تدریج آن اولویت ها را وارونه كرد، و بیش از همه بر بازگشت گرایی تأكید كرد نه تبلیغ مسیحیت همچنان كه به طور فزاینده ای دلمشغول تفسیر پیشگویی های كتاب مقدس و مشاهده ی تحقق آن در زمان معاصر شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. Red Marshall
2. County Durham
3. George Stanely Faber, A General and Connected View of the Prophecies relative to the Conversion, Restoration. Union and Future Glory of the Houses of Judah and Israel, The Progress and Final Overthrow of the Antichristian Confederacy in the Land of Palestine and the Ultimate General Diffusion of Christianity, (London, F.c. & Rivington, 1809),
4.George H.Stevens, Go, Tell My Brethern: A Short Popular History of Church Missions to Jews, (London, Olive Press, 1959), p13.
5. philo -Semitic
6.Kelvin Crombie, For the Love of Zion: Christian Witness and the Restoration of Israel; (London. Hodder & Stoughton, 1991), p13.
7.Crombie, op.cit.. p15.
8. به عنوان مثال انجمن بریتانیایی ترویج انجیل در میان یهودیان (1842)، هیئت مبلغان مایلدمی در میان یهودیان (1867) و هیئت مبلغان باربیکن در میان یهودیان 1879، تا سال 1910، 99 هیئت تبلیغی با 914 مبلغ معروف در میان یهودیان سراسر جهان وجود داشت. نک:
John Wilkenson, Israel My Glory or Israel"s Mission, and Missions to Israel, (London, Midmay Mission to the Jews World Wide with 914 known missionaries
William Bjorker. "The Begining of Modern Jewish Missions in the English Speaking World; Mishkan, 16.1, (1992), p62.
9.Lewis Way
10.Charles Simeon
11.Joseph Woolfe
12.Stevens, op.cti., p21: Crombie. op.cit.. pp14-15.
13.Stanstead Park
14.Emsworth
15.Hampshire
16. Crombie, op.cit., p15.
17.Aix la Chapelle
این شهر در غرب آلمان و نزدیك مرز بلژیك و هلند است كه در سال 1818 م. نخستین كنفرانس از چهار كنفرانس روسیه، بریتانیا، فرانسه، اتریش و پروس برای حل و فصل مشكلات اروپا پس از جنگ های ناپلئون (1800- 1815) در این شهر برگزار شد.
18.Basilicus
19. The Jewish Expositor
20.D.W.Bebbington, Evangelicalism in Modern Britain, A History From the 1730’s to the 1980"s. (London, Unwin Hyman, 1989), p83.
21.The Latter Rain
22. Lewis Way, The Latter Rain, 2nd edition (London, 1821), cited in Bebbington. op.cit., p88.
23.Crombie, op.cit., p 15.
24. English episcopacy
25. Daniel Wilson. Recollections of the Rev Charles Simson" William Carus, Memoirs of the Life of Charles Simeon, (London, Hatchard & Son, 1848), p 844.
26. Arthur Pollard, "The Influence and Significance of Simeon’s Work" in Charles Simeon 1759-1836, edited by Arthur Pollard & Michael Hennell (London, SPCK. 1964), p180.
27. Charles Simeon, Letter to Rev T.Thomason, December 24. 1817"in Wilson, op.cit., pp470-471.
28. Charles Simeon, "The Restoration of the Jews" Horae Homileticae, VI, (London: Holdsworth & Ball, 1832), ppl98; ‘The Restoration and Conversion of the Jew’s Horae Homileticae, II, (London, Holdwrorth & Ball, 1832)p437.
29. Charles Simeon, ‘Conversion of the Jews and Gentiles’ Horae Homileticae, X, (London, Samuel Holdsworth 1836), p240; ‘Conversion of the Jews Gradual’ Horae Homileticae, VIII, (London, Samuel Holdsrorth, 1832), pp10-14.
30. Charles Simeon, ‘The First Resuurection’ Horae Homiletica, xxi, (London, Samuel Holdsworthy, 1840), p237.
سیمئون عضو فرقه پساهزاره گرایان عهدنگر است. زیرا از عمدتاً در میان کسانی بود که با این دیدگاه همسو بودند.
31. Charles Simeon. ‘God the Light and Temple of the New Jerusalem" Horae Homileticae, XXI, (London. Samuel Holdsworth, 1840), pp259; see also his ‘Letter to Rev T.Thomason, May 16, 1813" in Wilson, op.cit., p364.
32. Charles Simeon, ‘The Millennial Period Fast Approaching’ Horae Homileticae, VIII, (London, Samuel Holdsworth, 1836), p24.
33. consummation of God"s Purposes
34. Divine counsels
35. Charles Simeon, ‘Gentiles blest by the Jews’ Restoration’ Horae Homileticae, XV, (London, Samuel Holdsworth, 1836), pp415, 418.
36.conversion of the Gentile world
37. fulness of the Jews
38. Ibid., pp416,419.
39. Reformed covenantal position
40. Old Testament prophetic terms
41.Charles Simeon, "Gospel Effects in the Latter Days’ Horae Homileticae, VIII, (London: Samuel Holdswroth, 1832), pp4-7. see also his reference to ‘our Christian Zion’ in VI, (London: Holdswroth & Ball, 1832), p202.
42. Charles Simeon, ‘The Future Prosperity of Israel’ Horae Homileticae, X, (London: Samuel Holdsworth, 1836), p240.
43. Arthur Pollard
44.Pollard, op.cit, pl80.
45. restorationist agenda
46. Stevens, op.cit., p27.
47. pioneer missiologist
48. H.P.Palmer, Joseph Wolff, His Romantic Life and Travels, (Heath Cranton, 1935); Stevens, op.cit., p32.
49. Margaret Opiphant, The Life of Edward Irving, 3rd edition (London, Hurst & Blackett, 1864), p205. see also Andrew L,Drummond, Edward Irving and his Circle, (London, James Clarke, 1986), p133.
50.Drummond, op.cit., p133.
51.Lost "Ten Tribes" of Israel
ده سبط، جمعیت مملكت اسرائیل در شمال را تشكیل دادند تا این كه در دوره ی زمانی 721- 715 ق. م، آشوری ها آنان را به اسارت بردند. آنان پس از این اسارت دیگر دوباره پدید نیامدند و این گونه پنداشته می شود كه آنان با آشوریان وصلت كردند. امید این بود كه اسباط گم شده به طور كامل بار دیگر پیدا شوند؛ حزقیال این یافتن مجدد اسباط گمشده را مقارن با نجات نهایی یهودیان و اتحاد مجدد كل خاندان اسرائیل می دانست ( حزقیال 37: 16 ).
52. Hugh McNeile, The Collected Works, Vol. II. The Prophecies Relative to the Jewish Nation, (London, The Christian Book Society, [1830] 1878), pp431ff.
53. Henry Drummond
54.Leipzig
55.Leipsic
56. Oliphant, op.cit.. p243
57.Chalean
58.Syriac
59.Drummond, op.cit., p133.
60.Oriental Jews
61.Charles Haddon Spurgeon
62.Baptist Restorationist
63. Eric W. Hayden, Did You Know: A Collection of True and Unusual Facts About Charles Haddon Spurgeon" Christian History, 29 (1191) pp2-3, cited in Dennis M. Swanson, ‘Charles H.Spurgeon and the Nation of Israel, A Non-Dispensational prespective on a Literal National Restoration.’ An unpublished paper delivered at the Evangelical Theological Society Conference in Nashville, November (2000).
64.Swanson, op.ci.t, p2.
65.Lain Murray
66. Iain H. Murray, The Puritan Hope: Revival and the Interpretation of Prophecy, (Edinburgh, Banner of Trutch, 1971), p363: Hulse, op.cit., p154.
67.Hulse
68. Swanson
69. Swanson, op.cit., p2
70. Charles Haddon Spurgeon, "Justification and Glory’, Metropolitan Tabernacle Pulpit, 11, (London, Passmore & Alabaster, 1862-1917), P249.
71.Pandemonium
72. Charles Haddon Spurgeon, ‘The Form of Godliness Without the Power’. Metropolitan Tabernacle Pulpit, 35, (London, Passmore & Alabaster, 1862-1917), P301.
73.Baptist Union
74. Mr. Spurgeon"s Confession of Faith.’ in The Sword and Trowl, 26. August (1891), pp446-448.
75. Charles Haddon Spurgeon, ‘Things to Conte’, Metropolitan Tabernacle Pulpit,
15 (London, passmore & Alabaster, 1862-1917), p 329.
76. Charles Haddon Spurgeon, ‘Jesus Christ Immutable’, Metropolitan Tabernacle Pulipt, 15 (London,Passmore & Alabaster, 1826-1917), p8.
77. Charles Haddon Spurgeon, "There be Some That Trouble you’, The Sword and Trowl, March (1867), pl20, Swanson, op.cit., p9.
78.British Society for the Propagation of the Gospel Amongst the Jews
79. Robert Murray M,Cheyne
80.Andrew Bonar
81. Church of Scotland"s Mission
82. این سازمان که هم اکنون به سازمان دیده بان مسیحی اسراییل معروف است، یک نوع انجمن تبشیری میان فرقه ای تحت حمایت مارتین لوید جونز و فرانسیس شفر بوده است.
http://www.cwi.org.uk
83. Charles Haddon Spurgeon, ‘The Restoration and Conversion of the .lews’, Metropolitan Tabernacle Pulipt, 10. (London, Passmore & Alabaster, 1862-1917). p426.
84.Jesus of Nazareth
85. Charles Haddon Spurgeon, "The Harvest and Vintage’. Metropolitan Tabernacle Pulipt. 50. (London, Passmore & Alabaster. 1862-1917), p553: Charles Haddon Spurgeon. "The Church of Christ’. New Park Street Pulpit,
1, (London, Passmore and Alabaster, 1856-1861) pp213-214.
86.Tabernacle
87. Ibid.
88. Swanson, op.cit.. p 17
89.Sebastopol
سباستوپول، كه امروزه آن را اخیار(Akhiar) گویند، شهر و بندری است در شوروی سابق در جنوب غربی شبه جزیره ی كریمه. این شهر در سال 1855 پس از محاصره طولانی به دست فرانسویان و انگلیسیان تصرف شد و در 1942 تا 1944 میلادی ( جنگ جهانی دوم ) میدان نبردهای مهم بود.
90.Sadowa
سادووا، دهكده ای در غرب چكسلواكی بود كه در 1866 پروس و اتریش در آن نبرد كردند و با پیروزی پروس پایان یافت.
91.Sedan
سدان شهری در شمال شرق فرانسه بود كه در سال 1870 به تصرف ناپلئون سوم در آمد.
92. Charles H.Spurgeon. Lectures to My Students, First Series (London, Passmore and Alabaster, 1877), p83.

منبع مقاله :
سایزر، استیون آر؛ (1386)، صهیونیسم مسیحی، ترجمه ی حمید بخشنده، قدسیه جوانمرد، قم: نشر کتاب طه، چاپ اول




نوع مطلب : دانستنیهای مفید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 آذر 1393




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic