۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

بافت اجتماعی- سیاسی ظهور صهیونیسم مسیحی

 

 بافت اجتماعی- سیاسی ظهور صهیونیسم مسیحی
نویسنده: استیون آر. سایزر
مترجمان: حمید بخشنده، قدسیه جوانمرد
اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم، پس از یك دوره نابسامانی مداوم در هر دو سوی اقیانوس اطلس، شاهد جنبشی شگرف به دور از خوش بینی پساهزاره گرایی بود. (1) این جنبش مقارن با جنگ استقلال آمریكا ( در سال های 1775- 1784)، انقلاب فرانسه (1789- 1793) و جنگ های ناپلئون (1809- 1815) بود. با سقوط چند رژیم سلطنتی در اروپا بین سال های 1804 تا 1830 و نیز وقوع آشوب گسترده در انگلستان، سخنان تهدیدآمیز ناپلئون مبنی بر این كه « من همواره در راستای سرنوشت و خدای جنگ گام برداشته ام»، نشانه ای شوم از پایان جهان به نظر می رسید.

در سال 1804 ناپلئون، به عنوان امپراتور فرانسویان (2) با حضور اكراه آمیز پاپ تاجگذاری كرد. در سال 1807 وی پذیرفت كه اروپا بین خود و سزار روسیه تقسیم كند و ورود كالاهای انگلیس را به اروپا مسدود كرد. در سال 1809، وی پاپ را دستگیر و كشورهای تحت سلطه ی پاپ را تسخیر كرد. تا سال 1815، ارتش ناپلئون با بسیاری از كشورهای اروپا و خاورمیانه از جمله ایتالیا، اتریش، آلمان، لهستان، روسیه و قسمت هایی از فلسطین و مصر وارد جنگ شد و در آن ها تاخت و تاز كرد و بر آن ها استیلا یافت. او برادرانش را به مقام پادشاهی هلند، ناپل، اسپانیا و وستفالیا منصوب و به پسرش لقب « پادشاه رم» را اعطا كرد. قصد وی آن بود كه اروپای متحد را به وجود آورد، كه هر یك از كشورهای آن تحت فرمانروایی یك شاه دست نشانده (3) باشد، كه از وی به عنوان « شاهنشاه شاهان و حاكم مطلق امپراتوری روم» اطاعت كنند. (4)
مبلغان و مفسدان متعدد، از جمله رابرت جَمیسون (5) و جورج استنلی فِیْبر (6) در این باره كه آیا ناپلئون مظهر دجال است، نظر پردازی كردند. (7) مفسران دیگر راجع به تحقق باب دوم سِفْر دانیال چنین پیش بینی كردند كه ده كشور پادشاهی اروپا از جمله انگلیس، فرانسه، اسپانیا و اتریش درصدد احیای امپراتوری مقدس روم و تشكیل ایالات متحد اروپا با همكاری دجال بودند. (8) به عنوان مثال، جمیسون این گونه می اندیشید:
اولین فرمان صادره ی ناپلئون در سال 1809 در رُم كه بر اساس آن قلمرو پاپ به زور غصب گردید و به فرانسه ملحق شد، و بعداً جداسازی بخش های بزرگی از قلمرو پاپ از سلطه اش و الحاق آن به مستملكات پادشاه ایتالیا كه عملاً به وسیله ی لوئی ناپلئون صورت گرفت، اولین بخش از تحقق كامل این پیشگویی راجع به نابودی روسپی هستند. (9)
تخریب كلیسای كاتولیك رم به فرمان ناپلئون در فرانسه، توقیف دارایی های كلیسا، اعدام كشیشان و تبعید پاپ از رم همگی این امر را تأیید می كند. برخی معتقد بودند كه این امور شاهد تحقق پیشگویی باب سیزدهم مكاشفه یوحنا در زمینه ی فرود آمدن « ضربه ای مهلك» بر پیكر دجال بودند. (10)
این تنش ها و آشوب ها به دومین بیداری بزرگ، گردهمایی های مذهبی پیروان چارلز فینی (11) و رجعت گرایی جوزف میلر (12) و تأسیس « شاهدان یهوه» توسط چارلز تیزراسل (13) دامن زد. علاوه بر این تحولات مذكور علاقه عموم را به پیشگویی تشدید كرد و نهایتاً منجر به احیای پیشاهزاره گرایی در میان جریان اصلی و جنبش پروتستان انجیلی میان فرقه ای شد.
جورج استنلی (1773- 1854) به عنوان مثال، از اولین كسانی بود كه در قرن نوزدهم رساله ای تحقیقی درباره ی پیشگویی نوشت. وی در 1804، زمانی كه نایب اسقف كلیسای [ شهر ] استاكتون در كنار رودخانه تیس (14) بود، رساله ای پیرامون پیشگویی های راجع به دوران بزرگ سال های 1260، ارتداد پیروان پاپ و محمد (دقیقاً با همین لفظ)، حكومت خودكامه ی دجال یا نیروی كفر پیشه و بازگشت یهودیان كه تحقق یافته اند یا در حال تحقق هستند و یا در آینده تحقق می یابند، به نگارش در آورد. (15) فِیْبر، ناپلئون، پادشاه امپراتوری احیا شده روم، را با به عنوان دجال معرفی می كند. او پیش بینی كرده بود كه ائتلاف غربی متشكل از انگلیس و روسیه، ناپلئون را در فلسطین از میان برخواهد داشت. فِیبر انگلستان را به عنوان « جزیره های دریا» كه در اشعیا 24 :15 بدان اشاره شده، و كشتی های تَرشیش كه در اشعیا 60 :9 بدان اشاره شده است، می شناساند زیرا انگلستان « نیروی بزرگ دریایی » بود. از آنجا كه روسیه هم پیمان انگلیس در جنگ های ناپلئون بود، نقش پیشگویانه روسیه به عنوان پادشاه شمال- در باب 11 از سِفْر دانیال- از روی خیراندیشی است. (16)
چارلز فینی نماینده ی آمریكائیانی است كه پایان قریب الوقوع جهان را پیش بینی می كردند. به عنوان مثال، در 1835 او می اندیشد كه « اگر كلیسا به وظایف الاهی خود كاملاً عمل كند تا سه سال دیگر هزاره سلطنت مسیح در این كشور فرا خواهد رسید». (17) جوزف میلر با ذكر 21 مارس 1843 بازگشت مسیح را دقیق تر پیش بینی می كرد ولی چارلز راسل با احتیاط بیشتری پیش بینی می كرد كه مسیح حكومت معنوی خود را در سال 1914 در آسمان ها آغاز خواهد كرد. موفقیت راسل تا حدودی ناشی از انتشار مجله ای در 1879، با عنوان برج دیده بانی صهیون (18) بود كه تیراژ چاپ اولیه 6000 نسخه را داشت. در طی یك قرن، تیراژ این نشریه به 15 میلیون نسخه افزایش یافته بود. سال های متمادی، خطابه های پرطرفدار راسل كه پیشگویی های كتاب مقدس را بر رویدادهای معاصر، منطبق می ساخت، در بیش از 1500 روزنامه آمریكا و كانادا تجدید چاپ می شد. (19)
در همان زمان، در آمریكا و اروپا علاقه ی مجدّدی نسبت به مشرق زمین (20) و قوم یهود پدید آمد، (21) كه تا حدودی تحت تأثیر رمانتیسم ادبی رو به رشد و شیفته ی دنیای یهودیان بود. (22) نویسندگان [ مكتب رمانتیسم ] عبارت بودند از: رابرت بایرون (23)، والتر اسكات، ویلیام وردزورث، رابرت برانینگ (24)، جورج الیوت (25) (26). الیوت، به عنوان مثال، نه تنها به طور پیوسته در مراسم مذهبی كنیسه ها شركت می كرد بلكه با خاخام های یهودی هم گفتگوهایی داشت. در سال 1874، الیوت شروع به نوشتن رمانی با نام دَن یل دراندا (27) كرد كه [ رجینا ] شریف آن را « اولین رمان كاملاً صهیونیستی در تاریخ ادبیات داستانی غیر یهودی» و « اوج صهیونیسم غیر یهودی در زمینه های ادبی توصیف كرد». (28)
وی اظهار می كند كه الیوت معتقد نبود كه نجات یهود به ایمان آوردن آنان و ادغام در كلیسا مرتبط یا وابسته است. « در عوض بازگشت یهودیان با رجوع به میراث یهود یكسان تلقی می شد». (29)
توجه به سرزمین فلسطین عمدتاً ناشی از یك رشته اكتشافات باستان شناسی، ماجراجویی نظامی (30) و انتشار شمار فزاینده ی سفرنامه هایی كه بود كه خیال و تصور همگان را بر می انگیخت. در فاصله میان 1800 تا 1875 میلادی، بیش از دو هزار نویسنده درباره ی سرزمین مقدس به قلم فرسایی پرداختند. به عنوان مثال، كتاب راهنمایی سینا و فلسطین، اثر دین استنلی (31) در ظرف یك سال انتشارش در 1856، چهار بار به چاپ رسید. (32) دیگر مؤلفان مشهور در این زمینه عبارت بودند از ویلیام تَكری (33)، گرتْرود بل (34)، رابرت بایرون، (35) رابرت گرِیوز (36)، الكساندركینگ لیك (37)، رادیارد كیپلینگ (38)، تی. ای. لورنس (39)، فرایا استارك (40) و ویلیام تامسون (41). از اوایل دهه ی 1830 ، دیدار از خاور نزدیك، بخشی از برنامه های گردشگری بیشتر اشراف زادگان اروپایی شد. (42)
گروهی از دانشگاهیان و روحانیون برجسته انگلیسی، صندوق مطالعه ی را در سال فلسطین (43) فین (44)، (PEF) 1865 ) تأسیس كردند كه مهم ترین آنان عبارت بودند از: جیمز نماینده دولت بریتانیا در بیت المقدس، لرد شافتسبری (45) سركشیش كلیسای وست مینستر، آرتورپی. استنلی و سِر جورج گروو (46). هدف صندوق مطالعه ی فلسطین ارتقای پژوهش در زمینه ی تاریخ، زمین شناسی، باستان شناسی، نقشه برداری عوارض زمین و علوم طبیعی فلسطین كتاب مقدس و خاور نزدیك (47) بوده است. (48)
اما فین و شافتسبری كه هر دو از بازگشت گرایان دو آتشه بودند، اساساً صندوق مطالعه ی فلسطین را وسیله ای برای تحقق بازگشت یهودیان به فلسطین می پنداشتند. (49) علاوه بر این صندوق مطالعه ی فلسطین با نام شخصیت های برجسته در مطالعه ی خاورمیانه گره خورده است، همچون سرلشگر سر چارلز ویلسون (50)، ژنرال سر چارلز وارن (51)، كلود راینیر كوندور (52)، ستوان هوراشو كیچینر (53) از خارطوم و تی. اِی. لورنس (54) بررسی غرب فلسطین كه كوندور و كیچینر همراه با گروهی از سربازان كادر مهندسی دربار در فاصله سال های 1871 تا 1878 انجام دادند، اولین پژوهش نقشه نگاشتی (55) بود كه تاكنون از فلسطین به عمل آمده است و اطلاعات ارزشمندی را درباره ی منابع طبیعی مكان های قابل سكونت، در اختیار جنبش صهیونیستی قرار داد.
در سال 1869 همزمان با گشایش كانال سوئز، توماس كوك (56) راهنمایی اولین گروه دیدار از فلسطین را كه متشكل از 16 زن و 33 مرد و دو دستیار بود، به عهده گرفت. تا پایان قرن نوزدهم، شركت وی دیدار 12 هزار گردشگر از سرزمین مقدس را ترتیب داد. اغراق آمیز نیست اگر بگوییم كوك احتمالاً بیش از هر كس دیگری در تسهیل و شكل بخشی به ارتباط پروتستان های انجیلی با سرزمین مقدس نقش داشته است. شهرت او به عنوان سامان بخش سفرهای زیارتی پس از آن دو چندان شد كه در 1882 از او دعوت كردند تا دیدار شاهزاده ادوارد ( كه بعداً شاه ادوارد هفتم شد ) و پسرش شاهزاده جورج ( كه بعداً شاه جورج پنجم شد ) را برنامه ریزی كند.
در 1872، كوك تحلیل زیر را از اقدامات اخیرش نگاشت:
نتایج آموزشی و اجتماعی چهار سال سفر به مشرق زمین بسیار شگفت انگیز بوده است. انگیزه ی جدیدی نسبت به مطالعه كتاب مقدس پدید آمده و پر و بال یافته است؛ " سرزمین مقدس و كتاب مقدس" مجاورت عادی یافته است، و شباهت های نسبی این دو بیش از پیش درك شده است؛ انسان های جستجوگر و مؤمن تحت تأثیر فراگیر صحنه های مقدس و مكان های بازخوانده ی محل وقوع رویدادهای كتاب مقدس، كنكاش تازه ای با یكدیگر انجام داده اند. (57)
این عوامل سیاسی، ادبی، جغرافیایی و آموزشی زمینه را برای علاقه ی رو به رشد مسیحیان پروتستان انجیلی نسبت به تفسیر آینده گرا از پیشگویی های عهد عتیق، نسبت به كشف مجدد سرزمین فلسطین و نوكیشی و بازگشت یهودیان فراهم كرد.
همچنان كه پساهزاره گرایی نهضت دین پیرایی و جنبش پاك دینی جای خود را به پیشاهزاره گرایی بدبینانه تر اوائل قرن نوزدهم داد، دو دیدگاه مختلف راجع به ارتباط كلیسا با قوم یهود به طور همزمان شكل گرفت و به موازات یكدیگر گسترش یافت. پیشاهزاره گرایی تاریخی یا عهد نگر بر این عقیده بود كه قوم یهود در كلیسا ادغام خواهد شد و ملتی نوكیش در كنار دیگر ملت های مسیحی به فلسطین بازخواهد گشت. اما پیشاهزاره گرایی تدبیرنگر معتقد بود كه قوم یهود خواه قبل از ایمان به مسیح خواه بعد از ایمان به مسیح، به فلسطین بر می گردند ولی به طرز بارزی جدا از كلیسا باقی خواهد ماند. دیدگاه اول به منزله ی نیروی محركه ای برای جنبش بازگشت گرایی و صهیونیسم مسیحی بریتانیا شد در حالی كه دیدگاه دوم به تدریج در ایالات متحده آمریكا رواج یافت. هر دو دیدگا در محفل آلبری (58) به شكل اولیه حضور دارند.

پی‌نوشت‌ها:

1. تعداد کمی از الهی دانان پساهزاره گرای قرن نوزدهم، همچنان طرفدار نوع خاصی از بازگشت گرایی بودند فقط به اعتبار اینکه قوم یهود به مسیح ایمان بیاورند و با کلیسا متحد شوند. از جمله این افراد چارلز سیمئون و دیوید براون دستیار ادوارد ایروینگ در ریگنت اسکوئر و نویسنده ی رجعت دوم (1849) و بازگشت اسرائیل (1861) است همچنین ارول هالس با این دیدگاه همسوست.
1. The Restoration of Israel, (Worthing, Henry Walter, 1968).
از آنجا که جنبش بازگشت گرایی از اوایل قرن نوزدهم تحت نفوذ پیشاهزاره گرایان عهدنگر قرار داشت، این رسانه بر نقش آنها تأکید می کند. فصل قبل به بررسی نشانه های آغازین ظهور صهیونیسم مسیحی نخستین در میان دوره دین پیرایی و پاک دینی تحت نفوذ پساهزاره گرایان پرداخت. نک:
Arnold Fruchtenbaum, Israelology, The Missing Link in Systematic Theology, (Tustin, California, Ariel Ministires, 1989), pp16-122.
2. Emperor of the Gauls
3. vassal monarch
4. G.H.Pember, The Great Prophecies of the Centuries concerning Israel and the Gentiles, (London, Plodder, 1902). pp236-241.
5. Robert Jamieson
6. George Stanley Faber
7. 36. J.N.Darby, "Remarks on a tract circulated by the Irvingites-, Collected Writings, edited by William Kelly (kingston on Thames, Stow Hill Bible and Trust Depot, 1962), Doctrinal. IV, 15,p2; Andrew Drummond, Edward Irving and His Circle (London, James Clarke, n.d), pl32; Janet M. Hartley, "Napoleon in Russia: Saviour or anti-Christ? History Today, 41 (1991);
Richard Kyle, The Last Days are Here Again, (Grand Rapids, Michigan, Baker, 1998), p71.
8. George H.Fromow, ed., B.W. Newton and Dr. S.P.Tregelles, Teachers of the Faith and the Future, (Taunton, Phoenix, n.d.), ppl20-127.
9. Robert Jamieson, Commentary on Revelation 17, Commentary, Critical and Explanatory on the Whole Bible (London, Oliphants, 1934).
10. Clouse, Hosack & Pierard, op.cit., p92.
11. Charles Finny
12. Joseph Miller
13. Charles Taze Russell
14. Tees
15. George Stanley Faber, A Dissertation on the Prophecies that have been fulfilled are now fulfilling or will hereafter be fulfilled relative to the Great Period of 1260 years, the Papal and Mohammedan (sic) Apostasies, the Tyranical Reign of the Antichrist or the Infidel Power and the Restoration of the Jews, (London F.C. & J. Rivington, 1804). Faber also wrote Dissertation on the Mysteries of the Cabiri (1803) and The Origin of Pagan Idolatry in 3 volumes (1816) Balantrae Repritns 1999).
16. George Stanely Faber. A General and Connected View of the Prophecies relative to the Conversion, Restoration, Union and Future Glory of the Houses of Judah and Israel, The Progress and Final OverThrow of the Antichristian Confederacy in the Land of Palestine and the Ultimate General Diffusion of Christianity, (London, F.C. & J.Rivington, 1809), p4. see also Dwight Wilson. Armageddon Now! The Premillenarian Response to Russia and Israel since 1917, (Grand Rapids, Michigan, Baker Book House, 1997). p20.
17. Charles Finney, Lectures on Revival, (Cambridge, Harvard University Press, 1960), p306.
18. Zion"s Watchtower
19. Clouse, Hosack & Pierard, op.cit., p116.
20. Naomi Shepherd, The Zealous Intruders: The Western Rediscovery of Palestine, (London, Collins, 1987); Linda Osband, Famous Travellers to the Holy Land, (London. Prion, 1989).
21. David A. Rausch, Fundamentalist Evangelicals and Anti-Semitism (Valley Forge, Trinity Press International, 1993); Zionism within early American Fundamentalism, 1878-1918, a convergence of two traditions, (New York, Mellen Press. 1979),
22. Sharif, op.cit., p34.
23. Robert Byron
24. Robert Browning
25. George Eliot
26. Sharif, op.cit., pp34-47. See also Margaret Brearley. ‘Jerusalem in Judaism and for Christian Zionists’ in Jerusalem, Past and Present in the Purposes of God, edited by P.W.L Walder (Cambridge, Tyndale House, 1992), pi 10.
27. Daniel Deronda
28. Sharif, op.cit., p46.
29. Sharif, op.cit., p46.
30. military adventurism
31. Dean Stanley
32. Arthur Penrhyn Stanley, Sinai & Palestine, (London. Murray, 1871).
33. William M.Thackeray, Notes of a Journey from Cornhill to Grand Cairo, Revised edition. (Heathfield, Cockbird. [1848] 1990).
34. Gertrude Lowthian Bell, The Desert and the Sown, (London, Heinemann, 1907).
35. Robert Byron, The Road to Oxiana, (London, Macmillan, 1937).
36. Robert Graves, Lawrence and the Arabs, (London, Jonathan Cape, 1927).
37. Alexander Kinglake. Eothen, Traces of Travel Brought Home from the East,(Oxford,Oxford University Press, 1906).
38. Rudyard Kipling, Kim, (London, Penguin, [1901] 1987).
39. T.E. Lawrence, Seven Pillars of Wisdon, A Triumph, (New York. Fleming H. Revell. 1920).
40. Freya Stark, East is West, (Londonk John Murray, 1945).
41. William M.Thomson, The Land and the Book, (London, T.Nelson & Sons, 1887).
42. J.G. Davieds, Pilgrimage Yesterday and Today, (London, SCM, 1988). pl40.
43. Palestine Exploration Fund
44. James Finn
45. Lord Shaftesbury
46. Sir George Grove
47. the Levant
48. Palestine Exploration Fund, http://www.pef.org.uk/index.htm
49. Cited by Derek White, Christian Friends of Israel,
http://www.cfi.org.uk/chrzionl.htm
50.Major General Sir Charles Wilson
51.General Sir Charles Waren
52.Claude Regnier Condor
53. Lt. Horatio Kitchener
54. T. E. Lawrence
55. cartographic survey
56. Thomas Cook
57. Davies, op.cit., pl48.
58. Albury Circle

منبع مقاله :
سایزر، استیون آر؛ (1386)، صهیونیسم مسیحی، ترجمه ی حمید بخشنده، قدسیه جوانمرد، قم: نشر کتاب طه، چاپ اول




نوع مطلب : دانستنیهای مفید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 آذر 1393




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات