۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

گرامیداشت سالگرد شهادت سردار شهید سبزعلی خداداد

علی چریک: میخواهم با پای برهنه به ملاقات امام حسین بروم

 

به گزارش رزمندگان شمال، سبزعلی خداداد فروردین سال 1338 در روستای هکته پشت در شهرستان بابل به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در دبستان روستای زادگاه خود گذراند و چندی بعد برای ادامه تحصیل به شهرستان بابل رفت و مقطع دبیرستان را در رشته فرهنگ و ادب تحصیل کرد.

پدر شهید روایت میکند: در کنار درس به مادرش در کارخانه و به من در کار کشاورزی کمک می کرد. گاهی بنایی و گاهی هم در کارگاه موزاییک سازی کار می کرد. در دوران دبیرستان بود که رفتارش تغییر کرد و در جلسات مذهبی، روحانی بزرگوار (شهید ابوالقاسم بزاز) که در مسجد محل برگزار می شد، شرکت می کرد.

               

http://www.beytozahra.com/old/images/stories/gallery/yadeyaran/khodadad/khodadad%20_8_.jpg

فعالیتهای انقلابی ام را مدیون شهید بزاز هستم

بین او و شهید بزاز رابطه صمیمی و بسیار نزدیکی بر قرار بود. در نتیجه به تدریج روحیه سیاسی، انقلابی در او هویدا شد به طوری که می‌گفت: «من فعالیتهای وسیع انقلابی خودم را مدیون شهید بزاز هستم.»

خداداد در فعالیت‌های انقلابی مبارزه با رژیم ستمشاهی حضور فعالی داشت. شب ها تا صبح به روستاهای مجاور می رفتند و شعارهایی علیه طاغوت می نوشتند و اعلامیه امام (ره) را پخش می کردند.

 

سرنگونی مجسمه شاه با روسری مادر

مادر شهید روایت میکند: یک روز من بازار بودم. سبزی داشتیم، فرو ختم، داشتم می آمدم خانه که سبزعلی را در راه دیدم. گفتم: کجا بودی بلات به جانم. گفت: روسری سرت را بده به من. گفتم: چرا؟ گفت:می خواهیم سر مجسمه شاه روسری بگذاریم و آن را پایین بیندازیم. من روسری خودم را دادم و آنها روسری را بر سر مجسمه شاه کردند و مجسمه را به پایین انداختند و تو خیابان می کشیدند.

منافقین در همین میدان هلال احمر بابل به سمت او تیراندازی کردند و یک تیر هم به دستش خورد و به همه سپرده بود که به من چیزی نگویند.

یک روز هم دوتا از دوستان سبزعلی را در بازار، منافقین شهید کرده بودند و در کنار خانه اش که گندم زار داشت منافقین کمین کرده بودند و قصد جان سبزعلی را داشتند که سبزعلی اسلحه اش را به کمر بست و با ملق زدن و تیراندازی چهار،پنج تای آنها را به هلاکت رسانید.

http://www.beytozahra.com/old/images/stories/gallery/yadeyaran/khodadad/khodadad%20_18_.jpg

از مبارزه با گروهک ها تا فرماندهی گردان‌های انصار الحسین(ع)

 بعد از انقلاب به همراه شهید بزاز و دیگر دوستان انقلابی برای حفظ دست‌آوردهای مقدس انقلاب علیه گروهک‌ها و احزاب ضد انقلاب مبارزه می‌کرد.

با شروع توطئه ضد انقلاب در غرب کردستان، خداداد دوره‌های آموزش عمومی و تخصصی را در سال 1359 در بسیج بابل فرا گرفت.

همان سال به همراه اولین گروه اعزامی از شهرستان بابل به کردستان اعزام شد و در منطقه سنندج، سقز، بانه و سردشت فعالیت‌های گسترده ای داشت. مدتی نیز به عنوان فرمانده تیپ در منطقه سردشت ایفای نقش کرد و در تاریخ 6 آذر 1359 به شهر بابل بازگشت.

با بازگشت از منطقه کردستان بلافاصله در تاریخ 21 آذر همان سال به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و بعد از مدتی در اوایل سال 1360 به سپاه پاسداران تهران منتقل شد.

در عملیات قدس 1 و عملیات والفجر 4 با مسئولیت فرماندهی گردان مسلم بن عقیل (ع) شرکت کرد. در عملیات والفجر 4 از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و پس از بهبودی در عملیات والفجر 4 به عنوان فرمانده تیپ 2 در یکی از محورهای عملیاتی لشکر ویژه 25 کربلا شرکت کرد.

در این عملیات مسئولیت هدایت چهار گردان ابوالفضل (ع)، امام سجاد (ع)، قمر بنی هاشم (ع) و امام موسی کاظم (ع) را بر عهده داشت.

خداداد فرماندهی گردان‌های 1 و 2 انصار الحسین (ع) را بر عهده داشت و در عملیات‌های قدس 1 و والفجر 8 (آزاد سازی شهر فاو) در بهمن 1364 شرکت کرد. در همین سال بود که دومین فرزندش به دنیا آمد و به خاطر عشقی که به امام حسین (ع) داشت، او را "حسین" نام نهاد. همچنین فرزند سوم وی به نام زینب در سال 1365 به دنیا آمد.

http://www.beytozahra.com/old/images/stories/gallery/yadeyaran/khodadad/khodadad%20_6_.jpg

از فرماندهی در کربلای یک با پاهای برهنه تا شهادت با خمپاره 60 در کربلای 4

عملیات بعدی كه خداداد در آن شركت كرد عملیات كربلای 1 (آزاد سازی شهر مهران) در تیر ماه سال 1365 بود. یكی از همرزمان در بیان خاطره ای از عملیات كربلای 1 نقل می كند:

در عملیات كربلای 1 دیدم سردار خداداد با پای برهنه در حال هدایت نیروهاست. رفتم كنارش و گفتم: آقای خداداد چرا پا برهنه هستید در اینجا زمین داغ و پر از سنگ و تیغ است و اگر كفش بپوشید بهتر است. در جواب گفت : «من كه از اصحاب حسین (ع) بالاتر نیستم. آنها در روز عاشورا پا برهنه بودند، می خواهم با پای برهنه به ملاقات امام حسین (ع) بروم.»

سرانجام خداداد، فرمانده گردان‌های انصار الحسین (ع) در 9 آذر 1365 در حالی که برای شناسایی منطقه عملیات کربلای 4 رفته بود بر اثر اصابت ترکش خمپاره شصت به پشتش به شهادت رسید.

پیکر سردار شهید سبزعلی خداداد فرمانده تیپ مالک اشتر مریوان، گردان‌های مسلم و انصار لشکر ۲۵ کربلا که در دوران دفاع مقدس به علی چریک معروف بود، پس از انتقال به زادگاهش در گلزار شهدای بابل به خاک سپرده شد.

 

اجازه نداد برای او عروسی بگیریم

مادر شهید روایت میکند: اجازه نداد که برای او عروسی بگیریم. برای عروسی اش مرغ و غاز و اردک گرفتیم و برنج پاک کردیم و دو تا شیشه روغن داغ کردم و ایشان آمدند. گفتم: پسر جان من این وسایل را به خانه عروس می برم و در آنجا آنها خودشان یک جشنی بگیرند.

گفت: مادر جان! اصلاً این حرف را نزن. روغن را گرفت و یکسری وسایلی که آماده کرده بودم، برد به مسجد داد. حتی برایش عروسی هم اجازه نداد بگیریم. می گفت: بهترین دوستانم شهید شدند و من عروسی بگیرم؟ آنها اگر زن را به من دادند میارمش به خانه. اگر نه که هیچی اصلاً نمی‌خواهم. خلاصه پدرخانمش راضی شد و او به همین سادگی دست زنش را گرفت و به خانه برد.

سبزعلی می گفت: رفته بودم پیش حضرت امام(ره)، امام به من گفت: بچه جان شما همه رفتنی هستید.

 

حضور داماد در سفره ی عقد با لباس سپاه و اسلحه

مریم خداداد، خواهر شهید می گوید: ایشان محافظ حضرت آیت اله روحانی نماینده وقت ولی فقیه مازندران بودند و قرار بر این بود که معظم له برای مراسم عقدکنان سبزعلی، خطبه عقد را قرائت کنند.

همه بر سر سفره عقد، اول منتظر سبزعلی بودند و بعد منتظر حاج آقا که تشریف بیاورند که سبزعلی به همراه حاج آقا و با لباس سپاهی آمد سر سفره عقد، حتی اسلحه هم داشت که حاج آقا به دیگر محافظان فرموده بودند اسلحه را از دستش بگیرید، سر سفره عقد درست نیست.

http://www.beytozahra.com/old/images/stories/gallery/yadeyaran/khodadad/khodadad.jpg

ما بچه های سپاه بیشتر از 6 ماه عمر نداریم

همسر شهید خداداد روایت میکند: در روز خواستگاری به من گفت ما بچه های سپاه بیشتر از 6 ماه عمر نداریم. گفتم یعنی چه؟ گفت: ما تا انقلاب مهدی باید در جبهه ها بمانیم. آیا شما طاقت دارید؟ گفتم: من طاقتش را دارم به شرط اینکه مرا همراه خودتان ببرید. گفت: این که مسئله ای نیست. و بعد من هم خوشحال شدم که همراه او و پا به پای او می توانم به این انقلاب واسلام کمک کنم.

زمانی که در اهواز زندگی می‌کردیم یک اتاق و یک آشپز خانه در خانه سازمانی داشتیم چون خانه سازمانی را نصف کرده بودند که یک قسمت آن را سردار شهید یوسف سجودی بودند و قسمت دیگر آن مال ما بود که یک اتاق و یک آشپزخانه به ما رسیده بود .سبز علی شبها برای اینکه من از گریه هایش در نماز شب بیدار نشوم به داخل آشپزخانه می رفت و در را به روی خود می بست و نماز شب می خواند تا من صدای گریه اش را نشنوم.

سبزعلی همیشه تمیز و عطرزده بود و من همیشه به او اعتراض می کردم که تو چقدر عطر می زنی؟ می گفت: مومن مسلمان باید تمیز باشد و بوی خوش دهد که دیگران از او خوششان بیاید و نگوید که این چه مسلمانی ست که تمیز نیست. هیچ گاه لبخند از لبانشان ترک نمی شد و حتی در لحظه شهادت اگر عکسشان را ببینید لبخند بر لب داشتند.

 

نقل و نبات صدام و بالشت خونی خداداد

همسر شهید می گوید: در یکی از عملیات‌ها شمیایی شده بود و چند تا ترکش کوچک توی سر و پیشانیش خورده بود. به روی خودش نمی آورد وقتی که بعد از تقریباً یک هفته از عملیات آمده بود. متوجه شدم که بالشتش خونی می شود من هم فکر می کردم ترکش فقط به پیشانیش خورده، نمی دانستم که سرش هم ترکش خورده است ولی بروز نمی داد. می‌گفتم این خونها چیست؟ می گفت: هیچی یه مقدار نقل و نبات صدام ریخت یه مقدارش هم به ما خورد اینها چیزی نیست. شمیایی شده بود و دارو مصرف می کرد. به من می گفت: شربت سرفه است. در صورتیکه تمام حنجره اش آسیب دیده بود و نمی‌گفت.

 

3 روز بیشتر در حرم نمانید!

پدر شهید روایت می کند: آخرین باری که برای مرخصی آمده بود، زمانی بود که من و مادرش می خواستیم به زیارت امام رضا(ع) برویم. وقتی داشتیم از خانه می رفتیم به سر کوچه نرسیده بودیم که برگشتم یک نگاه به خانه انداختم.

دیدم سبزعلی دم درب خانه ایستاده و ما را نگاه می کند. دوباره برگشتیم تا با او خداحافظی کنیم و به او گفتیم: عازم مشهد هستیم. سبزعلی هم گفت: خب به سلامتی بروید ولی زیاد آنجا نمانید، سه روز بیشتر نمانید.

من گفتم: 12سال است که مشهد نرفتم، فقط سه روز بمانم؟ گفت: هر چه دوست داری بمان و از آنجا به من دستگیر شده بود این آخرین باری بود که او را می دیدیم. وقتی هم از مشهد آمدیم، همان پوستر هایی که تو خواب دیدم همان پوستر ها زده بود. همه اینها تعبیر شد.

بعداز شهادت سبزعلی من خیلی ناراحتی می کردم. یک شب خواب دیدم که شهید می گوید: شما چرا اینقدر ناراحتی می کنید، ناراحتی نکنید ببینید من خوب شدم و خودش مجروحیتش را که خوب شده بود به من نشان داد.

 

هلهله ی زنان در حرم امام رضا در شهادت خداداد

مادر شهید روایت میکند: ما از مشهد برگشته بودیم که بچه های سپاه آمده بودند منزل ما. من هم نخود و کشمش و مقداری نارنگی گرفتم و گفتم: ببرید برای سبزعلی، گفتند: چند روز دیگر می بریم. بچه های سپاه از من سوالاتی کردند.

گفتند: حاج خانم اگر منزل شما آتش بگیرد، ناراحت می شوید؟ گفتم: آره. گفتند: اگر حاج آقا خدای ناکرده بمیرد شما ناراحت می شوید؟ گفتم: آره، حاج آقا سرپرست همه ماست. اگر ایشان بمیرد ما ناراحت نمی‌شویم؟ آنها چای که خوردند، بیرون رفتند.

خودشان به هم می گفتند: اینها هنوز نشنیده‌اند. من گفتم: چرا من می‌دانم که بچه ام شهید شده، مشهد که بودم خواب دیدم. آنها هم گفتند: که آره مادر، شهید شده.

من مشهد به حرم پشت داده بودم و خوابیدم. در عالم خواب دیدم که پارچه سفیدی آوردند و باز کردند که آن پارچه یک طرفش زرد و طرف دیگر آن سبز بود که نور می‌داد و من به خادم گفتم: برادر چرا این پارچه را اینجا باز کردی؟ اینجا بچه کوچک زیاد است و این پارچه را نجس می‌کنند. گفت: مادر این پارچه برای بچه شما است. ناگهان دیدم که صدای هلهله می آید و در حرم هلهله کنان ریخته بودند و زنان همه جیغ می‌زدند و به من می گفتند: این هلهله ها برای بچه‌ات هست.

http://www.beytozahra.com/old/images/stories/gallery/yadeyaran/khodadad/khodadad%20_16_.jpg

عکس فاطمه، دل خوشی پدر در جبهه

همسر شهید روایت میکند: عکس دخترش فاطمه رو با خودش به جبهه می برد و پشت عکس آنقدر می نوشت فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه ... و یک ذره نقطه خالی نمی‌گذاشت و می‌گفتم که چرا این جوری می‌کنی؟ می گفت: اون وقت که دلم تنگ می شه می روم سر عکسش اون کارها را می کنم و خاطرم جمع می شود و دیگه راه نمی افتم که بیام. می گفتم: به همین قدر قانعی؟ می گفت: کسی که برای اسلام و انقلاب کار می کند باید از زن و بچه اش بگذرد. می گفت: من وقتی که از خط بر می گردم می روم سر کیفم و چیزی بگیرم تازه یادم میاد زن و بچه ای هم دارم، تو جبهه همه چیز فراموش می شود.

 

وقتی شهید، فاطمه را در دانشگاه ثبت نام میکند

همسر شهید می گوید: من حضور معنوی سبزعلی را خیلی احساس می کنم و حتی گاهی بوی عطرش را حس می کنم. یک شب توی خواب بهشون گفتم که شما چرا خانه نمی آیید و سر نمی زنید. گفت: چرا، می آیم. گفتم: کجا می آیی؟ بعد یک دفعه تو خواب غیب شد و وقتی صبح از درب هال داشتم می رفتم بیرون حس کردم که نمی توانم بروم بیرون و بعد صدای خنده اش را شنیدم و گفت: دیدی من بهت گفتم که تو مرا نمی بینی. من همیشه تو خونه هستم و هر دو شب، سه شب، در میان، تو خونه ام.

حتی وقتی دخترم دانشگاه قبول شده بود و برای ثبت نامش رفته بودیم بابلسر، همه خانواده ها را می دیدم که برای بچه هاشون می آیند. در آنجا به من یه احساس دیگه ای دست داد که الان اون اگه پدر داشت می آمد و دخترش را ثبت نام می کرد و من اینقدر دردسر نمی کشیدم.

خواهرم در شهرستان گنبد زندگی می کند. خواب دید که ما همه توی یک جلسه خانوادگی هستیم و بعد همه داریم به سبزعلی می گوییم که ما این کار را کردیم و اون کار را کردیم و بعد دخترم زینب به بابا می گوید: می دونی بابا فاطمه دانشگاه قبول شد؟ و می گوید: آره ثبت نامش را من خودم انجام دادم. پس آدم باید بفهمد که هر لحظه شهید حاضر و شاهد است.

اکثر اوقات اگر بچه ها مریض می شدند خودم یا اطرافیان خواب می دیدند که می گفت: بچه ها چرا لاغر شدند و بچه ها چرا فلان شده اند. سبزعلی تمام کارها رو لحظه به لحظه در عالم رویا می آید به ما می گوید و گوشزد می کند.

http://www.beytozahra.com/old/images/stories/gallery/yadeyaran/khodadad/khodadad%20_11_.jpg

بخشی از وصیت‌نامه سردار شهید سبزعلی خداداد:

بسیج بازوی پرتوان ولایت فقیه است

برادران عزیزم! قدر این رهبر را بدانید همیشه ودر همه حال مطیع امر رهبر باشید و فرمانشان را با جان و دل پذیرا باشید، سرپیچی ازدستورات ایشان سرپیچی از دستورات امام زمان (عج) است و خداوند از این امر راضی نیست و امت اسلامی باید رهبر داشته باشد چونکه بدون رهبر و بدون هادی از هم خواهد پاشید.

بنابراین ما باید خود را تابع محض ولایت فقیه قرار بدهیم و از ولی فقیه زمان خود حضرت امام خمینی اطاعت کامل بکنیم تا خدا از ما راضی باشد و خداوند ایشان را تا انقلاب مهدی (عج) برای هدایت امت اسلامی حفظ بفرماید.

برادران عزیز و حزب اللهی ام! در بسیج مستضعفین بیشتر شرکت کنید و هر چه بیشتر در جلسات بسیج بروید با این عزیزان بسیجی همگام شوید و با آنها همکاری کنید و آنها را تشویق کنید چون بسیج بازوی پرتوان ولایت فقیه است و از برادران بسیجی خودم می خواهم که با اخلاق اسلامی و برخوردهای صحیح خود جوانانی که خواهان عضویت در بسیج هستند، جذب نمایید.

از برادران و خواهرانم می خواهم که در نماز های جمعه و جماعت شرکت نمایند، خصوصاً نماز دشمن شکن جمعه که لرزه بر اندام دشمنان اسلام و ابرقدرتهای جهانخوار می اندازد. برادران باید سعی کنیم تا انقلابمان را به کشورهای تحت سلطه ابرقدرتها صادر کنیم و یکی از وظایف مهم ما صدور انقلاب اسلامی است به کشورهای اسلامی تحت سلطه آمریکا و شوروی است.





نوع مطلب : سرداران ویاران شهید مازندران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 آذر 1393




موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic