ریشه های شكل گیری هشت سال دفاع مقدس و اینكه چگونه شد كشور ما در این مدت با رشادت های خود تمام قدرت های بزرگ را تسلیم خود ساخت از جمله مسائل مهم در تاریخ كشور ماست كه تا كنون خیلی بدان پرداخته نشده است.شاداب عسگری از محققان و مولفان این حوزه هستند كه دارای آثار زیادی در این حوزه هستند.با جناب آقای شاداب عسگری درباره چگونگی شكل گیری هشت سال جنگ تحمیلی به گفتگو نشسته ایم كه در ادامه می توانید به تفصیل این گفتگو را مطالعه نمایید:

آقای عسگری شما در مورد دفاع مقدس كار كردید و حدود چهارده اثر در این حوزه دارید. خودتان هم در دفاع مقدس حضور داشتید و خاطرات زیادی هم دارید. از آنجا كه در هفته دفاع مقدس قرار داریم، می خواستم  برای آغاز كلام از شما بپرسم . چرا جنگ اتفاق افتاد و روزهای آغازین جنگ چگونه بود؟

من هم خودم را به عنوان سرباز كوچكی می دانم كه در عرصه دفاع مقدس با لبیك گویی به ندای مقام معظم رهبری در جهت انتقال مفاهیم جنگ، به نسل بعد فعالیت می كنم. قبل از اینكه پاسخ شما را بدهم یك موضوع كوچكی را مطرح كنم و بعد به سوال شما می پردازیم. ما در دوران دفاع مقدس هیچ یك از امكاناتی را كه جوانان امروز دارند مانند تلفن همراه، كامپیوتر، اینترنت و برق و كولر را  نداشتیم. وضعیت غذایی هم آنگونه كه در تلویزیون و فیلم های مختلف نشان می دهند، نبود. با وجود همه این مشكلات زمانی یك رزمنده، چه ارتشی، چه سپاهی و چه بسیجی سه  ماه  در منطقه بود.  بعد از این دو سه ماه در منطقه بودن، پانزده روز به  مرخصی می آمد.  اما بعد از شش، هفت روز خسته می شد دوباره می خواست به جبهه برگردد. مسئله ای كه اینجا مطرح است ما باید بدانیم كه این رزمنده در منطقه چه چیزی را تجربه كرده بود كه حاضر نمی شد 15 روز را در كنار خانواده اش در ناز و نعمت زندگی كند زود خسته شده و دوباره بعد از شش، هفت روز استراحت می خواست دوباره به جبهه برگردد. ما اگر راز این امر را بدانیم بسیاری از مسائل برای ما قابل حل خواهد بود.

یا در مطلب  دیگر همانطوری كه مقام معظم رهبری در مورد تهاجم فرهنگی اشاره می كنند كه كار ما از تهاجم فرهنگی گذشته به شبیخون فرهنگی رسیده است. اینكه چرا بیگانگان در مورد دفاع مقدس حرف نمی زنند یا اگر صحبتی هم می كنند، می خواهند در صحبت هایشان آن را زیر سوال ببرند. من فكر می كنم یكی از این دلایل این است كه در این دویست سال گذشته این تنها جنگی بود ما حتی یك وجب از خاك خودمان را به دشمن تقدیم نكردیم.

حالا من از اینجا وارد پاسخ به سوال اول شما می شوم. یكی از دلایل شروع جنگ در واقع همین بود چون در طول دویست سال گذشته كشورهای بیگانه و كشورهای فرامنطقه ای استكباری به این نتیجه رسیدند كه هرگاه خواستند یك چیزی را به ایران تحمیل كنند باید یك جنگی را به ایران تحمیل كنند. در طول این دویست سال گذشته ما هر جنگی كه با بیگانگان داشتیم قسمتهایی از سرزمین خود را از دست دادیم.  درطول این جنگهای دویست سال گذشته ما یك میلیون كیلومتر مربع از خاك كشورمان را از دست دادیم. وقتی كه كشورهای بیگانه در اوایل انقلاب با توجه به این پیشینه تاریخی به این نتیجه رسیدند جنگ چاره كار است. چون ایرانی های ثابت كردند كه در جنگ زود تسلیم می شوند و دستشان را به نشانه تسلیم بالا میبرند. اما برخلاف تصور و باور آنها این جنگ مثل جنگهای گذشته نشد. چون این جنگ دیگر جنگ بین دو كشور نبود بلكه جنگی بود كه عقاید مردم درگیر این مسئله بود. بحث ولی فقیه، معنویت  و خدا و پیامبر بود. بحث بر سر یك وجب خاك نبود.  همه جنگ را با عقوبت و آخرت خودشان گره می زدند. من حدود 6000 هزار وصیت نامه را خواندم كه در تمامی این وصیت نامه ها بحث كشور مطرح نیست بلكه همه كلید واژه ها در مورد اسلام، قرآن، عاشورا، امام حسین، آقا امام زمان ، حضرت امام خمینی و...است. این مفاهیم از آغاز انقلاب بین مردم ما بود . من یك موردی را برای نمونه ذكر می كنم :در سال 58، ما یك سرهنگی داریم فرمانده تیپ دو لشگر 28 كردستان بوده، در راه به كمین دشمن می افتد و دستگیر می شود. از او خواسته می شود تا از پشت بی سیم از افراد تحت فرماندهی خودش بخواهد كه دستگیر بشوند. او پشت بی سیم قرار می گیرد و می گوید : تسلیم نشوید مقاومت كنید و "پاینده باد جمهوری اسلامی ایران"و همان جا تیرباران می شود. این سرهنگی بوده كه هم تربیت و هم به استخدامش در دوره حكومت طاغوت بوده است. و همانجا تیر باران می شود و شهید می شود.

یعنی آقای دكتر، به نظر شما فرهنگ ایثار و شهادت از همان سال 57 بین مردم بوده است؟

نه از نظر بنده فرهنگ شهادت از سال 42 بین مردم ایران بوده است. ببینید من طی یك مطالعه ای كه از سال 42 به بعد در مورد اعلامیه های حضرت امام داشته ام و طی تقسیم بندی كه از این اعلامیه ها داشته ام، یكی از موضوعات مهم كه مورد توجه حضرت امام(رة) بودند و ایشان بطور مستقیم و غیر مستقیم به آن در پیام هایشان اشاره كرده اند ارتش بوده است. و از معدود نفراتی كه بعد از انقلاب اسلامی نیز از ارتش حمایت كردند نیز خود حضرت امام بودند.حضرت امام در 29 فروردین فرمان روز ارتش را دادند. و پنج اردیبهشت فرمان تشكیل سپاه را دادند و سپاه تشكیل شد. امام ارتش را قبول داشتند و ایمان افراد را نیز قبول داشتند و بر اساس هیمن دیدی كه داشتند فرمودند ملاك حال فعلی افراد است. اما این افراد در طی زمان زیادی كه تحت تربیت رژیم ستم شاهی  بودند و حضور مستشاران نظامی كه حدود 60000 مستشار نظامی بودند و بزرگترین مدرسه امریكایی ها در خارج از ایالت متحده در ایران بود كه حدود 1000 دانش آموز داشت و برای خودشان در ایران تلویزیون، رادیو، صدا وسیما داشتند زمانی كه ما در ایران دوتا شبكه تلویزیونی داشتیم اینها حدود سه چهار شبكه تلویزیونی در داخل ایران داشتند. خوب بالاخره این حضور مستشاران در ایران یك اثراتی را برای ایرانی ها داشت.

عده ای معتقدند كه در اوایل انقلاب بخاطر عدم همراهی ارتش با آرمانهای انقلاب و ضعف ارتش باعث هجوم عراق به ایران شد؟

نه اینطور نبود ما بزرگترین ضربه را از بنی صدر، به عنوان فرماندهی كل قوا خوردیم امام بزرگترین حرمت را به بنی صدر گذاشتند. زمانی ایشان به رییس جمهور انتخاب شدند امام ایشان را به عنوان فرماندهی كل قوا نیز منصوب اش كردند. ولی ایشان نه تنها از این موقعیت حسن استفاده را نكرد بلكه سوئ استفاده هم كرد. در اثبات حرفم میتوانم بگویم زمانی كه در خرداد ماه سال شصت مجلس رای به عدم كفایت سیاسی بنی صدر داد و به تبع آن حضرت امام نیز او را از فرماندهی كل قواه بر كنار كردند یك افسر ارتشی، اخراج یا عوض نشد.  خوب اگرافسران یا فرماندهان ارتش حامی بنی صدر بودند باید عوض می شدند اما هیچ كدامشهان عوض نشدند. نكته ای كه باید ذكر كنم این است كه ارتش یاد گرفته بود و حضرت امام نیز در بیاناتشان همیشه می فرمودند كه ارتش و سپاه موظف هستند از دستورات آقای بنی صدر تبعیت و حمایت كنند. این دو نیرو همیشه تبعیت می كردند ولی آقای بنی صدر بلد نبود.

ببینید شروع جنگ دلایل متعددی داشت اولین دلیل اش عقده ها و حقارت های خود صدام بود زمانی كه صدام در قرارداد الجزایر پیشنهاد صلح داد و قرارداد امضا شد. بعدها خود صدام حسین در مصاحبه ای اعلام كرد كه هواپیماهای ما سه تا بمب بیشترنداشتند تا بخواهند علیه كردهای عراق استفاده كنند. دو سوم ارتش عراق درگیر كردهای عراق بود صدام حسین می خواست از زیر این فشار كردها بیرون بیاید و قرارداد 1975 الجزایر این فرصت را به او داد و همزمان قیمت نفت نیز از 7 دلار به 42 دلار رسید.در نتیجه پول زیادی هم به دستشان آمد. شروع كردن به خرید و انبار كردن تسلیحات. و هم زمان در كشور ما نیز اتفاقاتی افتاد مانند بحث بر سرنامه جعلی كه در آن به ساحت مقدس حضرت امام توهین شده بود. نامه ای كه در 19 دی طلاب قم در مخالفت با آن قیام كردند و به اصطلاح نقطه پایانی انقلاب 19 دی بود. و در پی آن مردم تبریز قیام كردند. زمانی كه در اردیبهشت همان سال یك هیئت عراقی آمدند در مورد آخرین بندهای قرارداد1975  الجزایر كه بحث در مورد 20 میله مرزی بود صحبت كنند اما عراقی ها در مورد 21 میله مرزی دیگر بهانه تراشی كردند و حاضر نشدند قرار داد را امضا كنند كه اگر آن بند را امضا می كردند دیگر قرارداد الجزایر تمام می شد. و دولت ایران هم، چون درگیر مسائل داخلی خود بود نتوانست از حقوقش دفاع كند و هیئت عراقی بودن تمام كردن كار به عراق برگشت.

در قرارداد 1975 الجزایر، دو منطقه زین القوس و صیف الصدر بود كه مال عراق بود ولی در دست دولت ایران بود و ایران قبول كرد كه این دو منطقه را به عراق پس بدهد. اما دولت عراق از همان تاریخ تا ده روز قبل از وقوع جنگ حاضر نمی شوند این دو منطقه را از دولت ایران پس بگیرند. ده روز قبل از وقوع جنگ صدام به نیروهای خود در منطقه دستور می دهد حمله كنند و این دو منطقه را از ایران پس بگیرند. نكته قابل توجه در این است كه صدام در این حمله به قرارداد 1975 الجزایر استناد می كند و می گوید بر اساس قرار داد الجزایر این دو منطقه مال ماست. اما بعد از شش روز از وقوع جنگ تحمیلی قرارداد الجزایر را پاره می كند و می گوید اصلاً ما قرارداد الجزایر را قبول نداریم. در واقع شخص صدام منطقی نداشت یك روز به قرارداد الجزایر استناد می كرد و روز دیگر قرارداد را پاره می كرد و می گفت ما قرارداد الجزایر را قبول نداریم. بند3 قرارداد الجزایر آورده است هیچ كدام از دو دولت نباید كردهای عراق را تحریك كنند. علت اینكه این بند را در قرارداد آورده بودند این بود كه دولت ایران از كردهای عراق حمایت می كرد. ببخشید 48 ساعت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی 24 بهمن 1357 یك سری ضد انقلاب به  همراه تعدادی از كردها به پادگان مهاباد حمله كردند.  این چیزی است كه هم صدام و هم طارق عزیز حمایتشان را از این گروه اعلام كردند. و در پی آن گفتند ما از هر حركت آزادی خواهانه (به زعم آنها) و جدایی طلبانه چه عرب باشد چه ترك و چه بلوچ و چه گنبد باشد، حمایت میكنیم.

نقش طارق عزیز را در شروع و اتفاقات جنگ چطور ارزیابی می كنید؟

اجازه بدید جواب سوالهایتان را یكی یكی بدهم. طارق عزیز هم یكی از مهره های  صدام بود و در باند بعثی ها قرار گرفته بود نقش موثری هم داشت و خیلی هم تابع صدام بود. صدام به شدت دنبال افرادی بود كه از وی تبعیت كنند و فراموش نكنیم كه صدام حدود 9 ماه  پیش از كودتای سفیدی كه علیه حكومت كرد و حسن البكر دایی و پدر زنش را كنار گذاشت بر سر كار آمد الان انقلاب پیروز شد و بند+ی از عراق برداشته شد یادتون باشه قرار داد امضا نشد  در 24 فروردین ماه سال 1358 ما دفتر سنتو را در تهران بستیم و برای همیشه سنتو ملغی شد سنتو قراردادی بود كه 3كشور ایران  تركیه و پاكستان در آن عضویت داشتند و 2 عضو غیر رسمی هم داشت كه یكی كشور انگلیس و دیگری آمریكا بودند  سنتو حلقه وصل بین ناتو و سیتو بود ناتو كه در اروپا بود و سیتو هم در جنوت شرق آسیا قرار داشت و بدین ترتیب یك فضای پیرامونی اطراف اتحاد جماهیر شوروی سابق را گرفته بود وقتی ما سنتو را برداشتیم آمریكایی ها اینطور تلقی كردند كه یك خلا امنیتی در منطقه بوجود آمده است بعد از آن اتفاقاتی افتاد شهید سید محمد باقر صدر یك اعلامیه ی معروفی داد و در آن اعلامیه شیعیان عراق را به تبعیت و حمایت از امام خمینی دعوت كرد و سرنگونی رژیم بعث و برپایی یك حكومت جمهوری اسلامی در عراق. اتفاق دیگری كه پس ار آن اتفاق افتاد این بود كه شیعیان لبنان برای اولین بار در آن سال تظاهراتی را ترتیب دادند كه حقوق خودشان را بگیرند و علاوه بر این اتفاق دیگری كه رخ داد این بود كه نماینده لیبی در سازمان ملل ایران را خط قرمز خودش ترسیم و توصیف كرد و اعلام كرد كه اگر ایران توسطآمریكا مورد حمله قرار بگیرد آنرا بدون پاسخ نخواهند گذاشت و عكس العمل نشان خواهند داد.

همچنین در تونس دانشجویان یك عكس العمل نشان دادند و تظاهراتی را در دانشگاه های تونس بر پا می كنند كه طی آن عكس های حضرت امام (ره) را بالا بردند و در دست داشتند و این در حالی اتفاق می افتاد كه آنها اهل تسنن بودند آنموقع وسایل ارتباط جمعی به این اندازه گسترده و وسیع نبود. اتفاقات دیگری نیز رخ داد از جمله اینكه در عربستان سعودی عده ای مسجدالحرام را به مدت 24 ساعت در اختیار خودشان قرار می دهند و بعد عربستانی ها آنها را میگیرند و آنها را گردن می زنند كه اینها نطفه اولیه همین سلفی ها و داعشی ها و تكفیری ها هستند. بعد از آن ما مساله تسخیر لانه جاسوسی آمریكا را داشتیم كه امام خنینی (ره) با عنوان انقلاب دوم از آن یاد كردند و همه این اتفاقات تا آبان سال 58 رخ داد وجه مشترك همه اتفاقات یكی ایران بود و دیگری هم اسلام بود.

همان سال 58 كه انقلاب شد مقام معظم رهبری كه آن موقع به عنوان نماینده حضرت امام در وزارت دفاع مطرح بودند جلوی باقی ماندن مستشاران نظامی آمریكا در ایران را گرفتند و بدین ترتیب آنها برای همیشه از ایران خارج شدند. وقتی این اتفاقات را در كنار یكدیگر قرار می دهیم می بینیم كه مرحله به مرحله اسلام رشد كرد و احیا شد و همه باور كردند كه: 1- اگر اسلام مبنا قرار بگیرد چقدر قدرت پیدا می كنند  2- این بود كه دست آمریكایی ها كوتاه شد.در دیماه سال 1358 شوروی سابق به افغانستان حمله كرد؛ آمریكا همه این ها را ناشی از حركت انقلاب اسلامی ایران و امواج ساطع شده از انقلاب اسلامی می دانست و آخرین حركتی هم كه انجام شد حركت اسلامگرایان در اردیبهشت سال بعد از آن بود در تركیه كه برای اولین بار اسلامگرایان در مجلس تركیه پیروز شدند.

اما پس از آن تركیه هم كه انقلاب شده بود و اسلامگرایان پیروز شده بودند كودتا شد كودتای آمریكایی و اسلامگرایان را از قدرت كنار گذاشتند.و این حركات همگی حركات بسیار مهمی بودند.در همان زمان هم حمله به طبس را داریم كه در این حمله هم موفق نبودند و شكست خورده و سرافكنده شدند.