سی و یكم سال 1359،  از روزهایی است كه در تاریخ كشور ما به عنوان روز آغاز جنگ تحمیلی 8 ساله‌ی عراق و متحدانش بر ضد جمهوری اسلامی و دفاع مقدس ملت و دولت ایران بود .

روزی كه می‌توان گفت سرآغاز یك دوران جدید و پایان دورانی در ایران بود.

 با توجه به گستردگی بحث فقط به زمینه‌های آغاز جنگ می‌پردازیم.

 در واقع بحث باید سه محور داشته باشد:

1 -  زمینه‌های آغاز جنگ تحمیلی و دفاع مقدس

2-  مراحل جنگ و تحولات گوناگون

3 - پیامدها و آثار و نتایج جنگ

در این قسمت به دلیل اهمیت موضوع، فقط به زمینه‌های آغاز جنگ می‌پردازیم اگر فرصتی باشد در برنامه‌های بعدی به دو موضوع بعدی می‌پردازیم.

 پیروزی انقلاب اسلامی در ایران قطعاً برای نظام سلطه در دنیا به هیچ عنوان قابل قبول و تحمل نبود. و حتی با گذشت 35 سال هم قابل تحمل نیست ممكن است با جمهوری اسلامی كنار بیایند و بپذیرند و با احترام و با قبول حق حاكمیت به حقوق ملت ایران احترام بگذارند. این یك تصور اشتباه است  و به اعتقاد من با گذشت صد سال دیگر هم چنین اتفاقی نمی‌افتد.

 من در این مورد دلایل زیادی دارم كه آخرین دلیل صحبت های وزیر امور خارجه آمریكاست كه علیرغم تمامی عقب نشینی ها، امتیاز‌های كوتاه آمدن ها، تعارف ها، مذاكرات بی سابقه و طولانی كه ما با آمریكایی‌ها داشتیم، "جان كری " وزیر امور خارجه‌ی آمریكا به صراحت می‌گوید:" كه مسئله‌ی هسته‌ای ایران تهدید آمیزه و ما رفتار ایران را قبول نداریم همه‌ی فكر آقای اوباما این است كه چگونه با برنامه‌ی اتمی ایران مقابله كند. " این همه ما فتوا و دلیل آوردیم. این همه بازرسی در قضیه‌ی هسته‌ای كه از ایران شد در دنیا سابقه ندارد. ولی با وجود این دبیر كل آژانس بین المللی اتمی می‌گوید كه ما هنوز قانع نشدیم. این همان حرفی است كه اوباما گفت.

اوباما گفت كه ما فقط می‌توانیم با غنی سازی صفر درجه موافقت كنیم، یعنی هیچ!

این طور نیست كه فكر كنیم یك سری برنامه‌هایی را اجرا كردند و موفق نشدند حالا پذیرفتند كه با جمهوری اسلامی از موضع برابر با احترام به حق حاكمیت،‌ حقوق ملی و منافع ملی ایران زندگی كنند. اصلاً چنین چیزی نیست تا آنها هستند و ما بر سر این نظراتمان هستیم این مبارزات ادامه دارد و امكان قطع آن وجود ندارد. مگر اینكه یكی از دو طرف به طور كلی از نظرات خودش فاصله بگیرد

. این مطلب را برای این گفتم تا بدانید كه از صبح 23 بهمن 1357،‌ به طور دائم برای براندازی جمهوری اسلامی برنامه ریزی شد كه یكی از آنها جنگ بود. جنگ عراق بر ضد ایران.

 نكته‌ای كه حائز اهمیت است این است كه كه از همان روز اول بحث‌ها و كارهای مختلف كردند مانند: تحریم، جنگ تبلیغاتی مثل انزوا، تجیهز گروههای ضد انقلاب ، تجهیز گروههای تجزیه طلب، جریان طبس ، كودتای نوژه و انواع و اقسام برنامه‌ها را اجرا كردند و به نتیجه نرسیدند، بعد تصمیم گرفتند جنگ علیه ایران به راه اندازند.

 عراق به تنهایی نمی‌توانست این كار را انجام بدهد، به علاوه برای اینكه این كار به پیروزی برسد و به اهداف خودش برسد، طبیعتاً باید علاوه بر امكانات عراق، از امكانات دیگران هم استفاده می‌شد. در این شرایط كشورها از جمله:

* تعدادی كشورهای عربی

* تعدادی از كشورهای اروپایی

* و آمریكا كه تا امروز ما مجموعه‌ای اسنادی كه داریم 34 كشور به برای پشتیبانی جنگ عراق با ایران آمدند.

 فقط كویت 27 میلیارد دلار و عربستان سعودی بیش از 40 میلیارد دلار پول داد. سلاح‌ها،‌ نیروها و اطلاعات به عراق می‌دادند.

من  فكر نمی‌كنم در دنیا 34 دولت از یك دولت علیه یك دولت دیگر پشتیبانی بكنند. طبیعتاً اولین سئوال این است:

 چرا این جنگ آغاز شد؟

هدف این جنگ چه بود؟

و اگر این جنگ نمی‌شد چه می‌شد؟

 سوالاتی كه اولاً باید جواب بدیم. آنچه كه قطعی است این است كه ایران شرایط ویژه‌ای دارد كه برای قدرتهای بزرگ تسلط بر ایران جزء اهداف استراتژیك است، این قطعی است و مربوط به امروز نیست.

 در طی 2 هزار سال گذشته، هر قدرت بزرگ دنیا توانسته كه بر ایران مسلط بشود این كار را كرده است. حالا موفق شده یا نشده مسئله‌ی دیگری است. مغول‌ها و یونانی ها موفق شدند و تعدادی هم موفق نشدند.

اروپایی‌ها انگلیس، آلمان، فرانسه... در طول تاریخ معاصر برای تسلط بر ایران تلاش كردند. آمریكا آخرین قدرت بزرگی بود كه تسلط بر ایران را به نتیجه رساند و مدتی بر ایران حاكم شد. اینها همچنان برای تسلط برایران مصمم هستند. لذا دولت انگلیس جمله‌ای دارد: "اگر ما ایران را نگیریم باید مسئله‌ی ایران را حل كنیم حل مسئله ایران یعنی تجزیه دولت ایران به 8 دولت. مسئله‌ی ایران را باید پاك كنیم یعنی همان حرفی كه شاه 27 مرداد سال 1357 در كاخ تابستانی‌اش در نوشهر گفت: "اگر من بروم ایران ایرانشان می‌شود" یعنی تكه تكه می‌شود.

 بنابراین از روزهای اول پیروزی ستاد جنگ با ایران در دولتها بزرگ تشكیل می‌شود. آنها ابتدا فكر می‌كردند با تحریم با تهدید، انزوا با تبلیغات،‌ با ضبط ثروت‌ها و امكانات ایران،‌ دولت ایران شكست می‌خورد.

اتفاقاً سندی در اسناد سفارت آمریكا داریم كه می‌گوید: "ما معتقدیم كه این انقلاب بیشتر از شش ماه دوام نمی‌آورد و ما دوباره به ایران برمی‌گردیم، چون نمی توانند مملكت را اداره بكننند.

 از طرف دیگر شرایط بعد از انقلاب مقداری برای راه اندازی یك جنگ گسترده علیه ایران آماده بود. یعنی اینكه ارتش طبیعتاً در جریان انقلاب ضعیف شده بود، نیروی نظامی هنوز به آن شكلی كه باید با دولت خارجی بجنگد، شكل نگرفته بود و مهمتر از آن دو، اتفاق دیگری در كشور ما واقع شد كه در جای دیگری در دنیا وجود ندارد كه عبارتند از:

رئیس جمهور، به عنوان اولین دشمن جمهوری اسلامی است. یعنی اینكه بنی صدر خودش حاضر است با دشمن برای براندازی جمهوری اسلامی همكاری كند. نمونه هایی از همكاری بنی صدر: همكاری های وی در قضیه‌ی طبس، همكاری در قضیه‌ی كودتای نوژه و نصحبت­هایی كه در روز 17 شهریور 1359، می‌كند، كه در واقع چراغ به دشمن نشان دادن برای حمله به ایران است .

شما این مطالب را از آرشیو در بیارید. بعد زیر نكات مهم آن خط بكشید. ببینید چه گفته است؟

صریحاً به ارتش عراق چراغ سبز داد كه به ایران حمله كن، من كاری نخواهم كرد. برای اینكه آنجا كه می گوید قرار نیست عراق به ایران حمله كند. یعنی ما هیچ‌كاری نداریم، هیچ آمادگی، جبهه گیری، سنگر سازی و برنامه‌ای نداریم. بیا جلو،  تو موفق می‌شوی.

* از طرف دیگر اینكه در واقع از هیچ دولتی در جهان مستقیم و غیر مستقیم حمایت نمی‌شدیم. ما تنها بودیم.

 بعضی از موارد را شما بدانید خوب است. زمانی كه جنگ آغاز شد، واقعاً چیزی نداشتیم. با سلاح هایی می­جنگیدیم كه اگر شما ببینید، باور نمی‌كنید. سلاح­های برنو، تك تیرانداز و چند تا ژ3.

 ما مقداری سیم خاردار از یوگسلاوی برای اینكه مراكز نظامی را سیم خاردار بكشیم، خریده بودیم. شوروی اجازه نمی‌داد كه این سیم خاردارها به وسیله كامیون­ها از داخل شوروی به داخل ایران منتقل شود. می‌گفت اینها كاربرد نظامی دارد. آن وقت به عراق‌چه می‌داد؟

 موشكهای اسكات ،‌هواپیمای جنگی میگ 29  را می‌داد. ، فرانسه‌ هم هواپیماهای میراژ 200 و اگزوسه می‌داد. پول های این سلاح ها را از كی ‌می­گرفت؟ از كویت و عربستان، آمریكا همكاری­های اطلاعاتی و مشاوره نظامی و مخفیانه پول می‌‌دادند یك قرارداد كشاورزی دیدم كه در سال 60 آمریكایی‌ها با عراق بست.در این قرارداد مقدار زیادی مواد غذایی، تجهیزات كشاورزی به عراق بدهند به گونه‌ای كه عراق برای 5 سال مواد غذایی داشته باشد. هر كسی توانست در دنیا به نوعی كمك كرد. ولی به ایران چه كمكی می كردند؟ هیچ كمكی نشد. در ابتدای جنگ فقط خودمان بودیم.

 پس زمینه‌های آغاز جنگ به این صورت بود:

1- تصمیم نظام سلطه برای تسلط مجدد بر ایران

2 – زمینه‌های مناسب برای ایجاد جنگ در داخل، كه چندین مورد بود یكی خود رئیس جمهور، دیگر  عدم آمادگی نیروهای مسلح برای دفاع

3- تمام ساختارهای موجود اقتصادی كشورمان به هم ریخته بود. طبیعتاً امكان اینكه بتوانیم از لحاظ مالی كشور را اداره كنیم، تقریباً وجود نداشت.

 واقعاً امكان اینكه بتوانیم از لحاظ مالی كشور را اداره كنیم، تقریباً وجود نداشت. بعضی از مسائلی كه امروز برای شما بگویم، واقعاً تعجب آور است. سیلوهای ما خالی بود و برای نان 40 میلیون نفر، مسئولان كشور نمی‌دانستند كه چه بكنند؟ گندم آرد و نان نداشتیم. اما خداوند چگونه رساند و چه شد؟ داستان­هایی دارند كه از نظر خیلی‌ها، شاید افسانه باشد.  خدا می داند در همان زمان كه سیلوها خالی بود، یك مرتبه تلكسی از كشوری آمد كه گندم روی دریا داریم، شما می خواهید؟ خیلی عجیب بود. گفتیم بیاورید، در بندر عباس كه آن موقع بندری بسیار ضعیف بود خالی و انبار كردیم.

صادرات نفت و وضعیت ارزی كشور مختل بود. ما با یك چیز ایستادیم و آن :

*ایمان به خدا و قیامت ، وحدت مردم و تبعیت از امام كه سرمایه ما بود. نه حمایت خارجی،  نه پول و نفت هیچی نبود.

4 -  موضوع دیگری كه زمینه‌ساز آغاز جنگ شد انتخابات آمریكا بود. طبق معمول در اواسط آبان 1359، انتخابات آمریكا بود. دو كاندید انتخابات در آمریكا عبارت بودند از :

 جیمی كارتر از حزب دمكرات و دیگری ریگان از حزب جمهوری خواه.

دولت جیمی كارتر تصمیم می‌گیرند كه جنگ راه بیندازند و در مدت یك هفته حكومت ایران را ساقط كنند. با توجه به زمینه‌هایی كه وجود داشت و به این ترتیب یك پیروزی بزرگ را برای آمریكا معرفی كنند تا در انتخابات ریاست جمهوری برنده بشوند. لذا صدام در27 شهریور 1359،‌ در بغداد  مصاحبه‌ی مطبوعاتی ‌برگزار می كند. بیش از 200 خبرنگار خارجی و داخلی عراق را جمع می‌كند، فیلم آن موجود هست. و در مقابل آنان قرارداد 1975 عراق و ایران را پاره می‌كند.

صدام می گوید این قرارداد زمانی كه ما ضعیف بودیم به ما تحمیل شد.حالا ضعیف نیستیم و می‌توانیم در مقابل ایران بایستیم.

یكی از خبرنگارها بلند می‌شود و می‌گوید آقای رئیس جمهور جواب ایران را با این كار چه گونه می دهید. صدام  می‌گوید:" شما یك هفته‌ی دیگر به تهران بیائید،  جواب شما را در تهران می دهم." یعنی من جنگ را شروع می‌كنم،در مدت 5 روز آن را تمام می‌كنم. به تهران می‌روم و جوابت را بگیر. آمریكایی‌ها هم واقعاً به این پیروزی امیدوار بودند. البته این را به شما بگویم با توجه به معادلات معمول دنیا آمریكایی ها حق داشتند، اینطور محاسبه كنند. عراقی‌ها حق داشتند به پیروزی مطمئن باشند.

 یعنی به قول معروف حساب دو دو تا چهار تای مادی بود. این طرف چندین لشگر مجهز آماده كه دارای تمام امكانات و از حمایت خارجی برخوردار است و در واقع همه‌ی امكانات برایش هست.

 پشتیبانی جنگ برای سال­ها آماده بود و نیز تضمینش هم وجود داشت. از طرف دیگر فرمانده‌ی كل قوا ایران هم نماینده‌ی آنها است!!

آیا به نظر شما عجیب نیست؟ به نظر من آمریكایی‌ها و عراقی ها اشتباه نكردند. اشتباه آنها در چیز دیگر بود. اگر گفتید چه بود ؟ آنها خدا را ندیدند.

با حساب­های دنیایی نشستند دو دو تا چهار تا كردند می‌گفتند تمام است. بنابراین ما آمریكایی‌ها و عراقی ها را سرزنش و مسخره نكنیم كه گفتند یك هفته بعد از به تهران می‌رویم و بعد 8 سال شكست خوردند. مشكل آنها جای دیگری است. قرآن می‌فرماید: " وَ ما رَمَیْتَ اِذْ رَمَیْتَ ولكنَ اللهَ رَمی" تو فكر نكن، در جریان بدر تو پیروز شدی. خدا به پیغمبرش می‌گوید این تو نبودی كه پیروز شدی، این من بودم كه پیروز شدم والا تو نیرویت چقدر بود.؟ یك سوم آنها بود. امكانات چقدر بود؟ یك صدم آنها بود.

 بنابراین با حساب دنیایی و مادی اصلاً تطبیق نداشت . عده‌ای رزمنده جنگی مجهز به نیزه و شمشیر آمدند تعداد آنها چند برابر، امكاناتشان چند برابر نسبت به شما، در مقابل یك عده گرسنه پیروز شدند. از این نمونه‌ها در تاریخ فراوان هست. داستان عاشورا را در نظر بگیر. فكر می‌كنید امام حسین(ع) در عاشورا شكست خورد؟ این یزید و این بنی امیه بودند كه شكست خوردند.

 5 - یكی دیگر از دلایل آغاز جنگ، اهداف انقلاب بود. اهدافی كه انقلاب اعلام كرده، یكی از دلایل زمینه ساز جنگ شد. از جمله اینكه اعلام كردیم می‌خواهیم انقلاب را صادر كنیم. همه‌ی كشورهای اطراف ما با آمریكا و شوروی و انگلیس متحد شدند كه نگذارند انقلاب ایران صادر بشود و لذا دولت عراق صریحاً چند ماه بعد از آغاز جنگ گفت:

"ما برای جلوگیری از صدور انقلاب ایران جنگ را آغاز كردیم."

در شهریور سال 1361،  من یك سفری برای شركت در یكی از كنفرانس‌های یونسكو به مكزیك رفتم. در آنجا نماینده عراق قبل از من صحبت كرد و در ضمن صحبتش گفت:

 "ما برای جلوگیری از صدور انقلاب ایران به عراق، جنگ را آغاز كردیم. البته ایران اشتباه بزرگی كرد چون ما خودمان انقلابی هستیم، ما انقلاب كردیم، به چند دلیل ایران در سیاست صدور انقلابش شكست خورد. این جملات را گفت.

 نوبت من كه رسید، طبیعتاً چون وی علیه ایران صحبت كرده بود، طبق مقررات سازمان‌های بین المللی بین ده دقیقه تا یك ربع برای من حق اضافه تر از وقت معمولم در نظر گرفتند.

 من گفتم كه اگر دولت عراق انقلابی است چه ترسی از صدور انقلاب به كشورش دارد؟

مگر انقلاب كالاست كه صادر كردنی باشد؟

انقلاب فكر است و مرز و ارتش و هیچ قدرتی را نمی‌شناسد و جلو می رود. به علاوه آیا دولت آلاسكا از صدور یخ به كشورش نگران می‌شود؟ این حرف را كه من گفتم، همه سالن كف زدند و نماینده‌ی عراق شروع به شلوغ كردن كرد و رئیس جلسه گفت بلندگوی نماینده‌ی عراق را قطع كنید.

 این سیاست كه ما می‌خواهیم فرهنگ و ارزشهای انقلاب اسلامی را صادر بكنیم تا امروز یكی از مشكلات ما شده است.

ما وظیفه و رسالتمان را انجام می دهیم و این هزینه را می­پذیریم. اما بدانیم كه دلیل این هزینه پرداختن چیست.

پس یكی از دلایل تحمیل جنگ مسئله‌ی صدور انقلاب است. شما تردید نكنید امروز اگر شما می‌بینید طالبان و دهها اسم رنگارنگ دیگر به اسم مسلمان در دنیا ترور و  آدم كش، ضد شیعه و ضد اسلام در كل دنیا برای جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی است. ومسخره تر از تمام سیاست‌هایی كه در این مدت انجام دادند اخیراً آمریكایی‌ها گفتند ما می‌خواهیم با تروریسم مقابله كنیم!! گفتند چهل كشور با همدیگر بشینم با ترور مقابله كنیم. اصلاً تمام ساخته خودشان و دست پرورده‌های خود آنها است.

با قاطعیت بگویم تمام اینها هدفش در نهایت ایران و اسلام انقلابی است. از بیست سال پیش سیاستی و استراتژی طراحی كردند  و آنمحاصره ایران با دشمنان ایران و بعد ناگهانی به ایران حمله كردند و بعد به تعبیر خود آنان جمهوری اسلامی را خفه كردند.

پس یكی دیگر از دلایل زمینه‌های آغاز جنگ بحث مقابله با صدور انقلاب بود، می‌گفتند ما این جنگ را راه می‌اندازیم، حتی اگر موفق به براندازی جمهوری اسلامی هم نشویم، حداقل بیست سال‌ ایران را عقب می‌اندازیم.

 بیست سال ایران فقط باید درگیر ساخت ویرانه‌های جنگ باشد. دیگر امكان ندارد. برای صدور انقلاب كاری بكند. اما از عجائب دنیا بگویم كه اتفاقاً جنگ یكی از عوامل مهم زمینه‌ساز صدور انقلاب شد.

 حضرت امام (ره) در یكی از بیانات خود فرمودند " : ما می‌خواستیم انقلابمان را صادر بكنیم كه در جریان جنگ شد" یعنی جنگ را بر ما تحمیل كردند برای اینكه انقلاب صادر نشود. ولی در جریان جنگ صادر شد.

6 - یكی دیگر از عوامل زمینه ساز جنگ علیه ایران این بود كه انقلاب اسلامی عامل تغییر جغرافیای فرهنگی و سیاسی منطقه شد و این برای دنیای سلطه به هیچ وجه قابل قبول نبود. آنها به هیچ عنوان نمی‌پذیرفتند كه مردم قیام كنند و بگویند ما اسلام را می‌خواهیم و دولتهای وابسته را كنار بگذاریم. این جنگ را به راه انداختند تا چنین اتفاقی نیفتد. حالا این یك تحقیق خیلی عمیقی را می‌طلبد. فعلاً در حد یك نظریه می‌گویم و آن اینكه

فروپاشی شوروی یكی از آثار و تبعات جنگ بود.

 البته احتیاج به یك تحقیق و اثبات بسیار عمیق دارد، ولی این را شما بدانید، این جنگ حداقل نقطه‌ی آغاز افول اسرائیل و آمریكا شد. این را قادریم ثابت كنیم. اسرائیل امروز اسرائیل سی سال پیش نیست، آمریكای امروز آمریكای سی سال پیش نیست.

 آمریكا در سی سال پیش همه كاره‌ی دنیا بود. امروز برای بقای خود با معضلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌كند و برای بیرون آمدن از انزوا طرح­ها می دهد و برای نجات خودش از بحران اقتصادی كارهایی می‌كند.

این جنگ آثار و تبعات دیگری داشت، كه بحث مستقلی را می‌طلبد.