۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن

اسرار حدیث كساء

 


یكى از رمزهاى بزرگ حدیث كساء، معرفى جایگاه والاى حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. در بخشى از حـدیـث، زمـانى كه جبرئیل امین از خداوند متعال مى‌پرسد این پنج نفرى كه این همه فضائل دارند و آسمان‌ها و زمین و همه‌ى موجودات به بركت وجود آن بزرگواران خلق شده، چه كسانى هستند؟ خداوند پاسخ مى‌دهد: «هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها»: «آنان: فاطمه، پدر، شوهر و فرزندانش هستند». این عبارت نشان دهنده‌ى جایگاه والا و شناخته شده‌ى حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آسمان‌ها و در میان فرشتگان الهى است.


توضیح آن‌كه در كتاب‌هاى علمى آمده است كه براى مـعـرفـى یك چیز یا یك شخص، باید از چیزها یا اشخاصى استفاده كرد كه براى مخاطب آشناتر باشند. در این بخش از حدیث، با وجود چهار شخصیت بزرگ، یعنى وجود مبارك پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله )، حضرت علــى(علیه السلام)، امـام حـسـن(علیه السلام) و امـام حــســیــن(علیه السلام)، وجـود مبـارك حضـرت زهـرا (سلام الله علیها) محور اصحاب كساء معرفى شده‌اند كه آسمان‌ها و زمین و آن‌چه در آن‌هاست به طفیل وجود مبارك آن‌ها خلق شده است. این معنا در دیگر احادیث معصومان(علیهم السلام) نیز وجود دارد. در حدیثى قدسى، خداوند تبارك و تعالى، خطاب به پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله ) مى‌فرماید: «لولاك لما خلقت الاْءفلاك و لولا على لما خلقتك و لولا فاطمة لما خلقتكما»: [15] «اگر براى تو نبود، افلاك را خلق نمى‌كردم و اگر براى على(علیه السلام) نبود، تو را خلق نمى‌كردم و اگر براى فاطمه (سلام الله علیها) نبود، شـما را خلق نمى‌كردم». این حدیث، نشان از نقش مـحورى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در عالم هستى دارد.


در روایتى از اهل سنت، ابوهریره از رسول اكرم( صلی الله علیه و آله وسلم ) نقل مى‌كند: «پس از آن‌كه حضرت آدم(علیه السلام) به عرش توجه كرد، پنج نور در آن دید و زمانى كه خداوند در مورد این پنج نور پرسید، پاسخ شنید كه این پنج نور فرزندان تو هستند و به محبت آن‌هاست كه تو را خلق كردم و اگر این‌ها نبودند بهشت و دوزخ، عرش و كرسى، آسمان و زمین، فرشتگان و جنیان و آدمیان را خلق نمى‌كردم. اى آدم! به عزتم سوگند! اگر كسى به اندازه یك دانه‌ى خردل بغض و كینه‌ى آن‌ها را در دل داشته باشد، وارد آتشش مى‌كنم. اى آدم! اینان برگزیده‌هاى مـن هـسـتند، من به واسطه‌ى آن‌ها مردم را نجات مى‌دهم و هلاك مى‌گردانم. اى آدم! اگر حاجتى داشتى به وسیله‌ى آن‌ها به من توسل بجوى».[16]


نـكته دیگر ثواب و پاداشى است كه براى برپایى مجلس حدیث كساء در نظر گرفته شده است. در حدیث كساء مى‌خوانیم: «ما ذكر خبرنا هذا فى محفل من محافل اهل الاْءرض و فیه جمع من شیعتنا و محبینا و فیهم مهموم الا و فرج الله همه، ولا مغموم الا وكشف الله غمّه، ولاطالب حاجة الا وقضى الله حاجته ...». این ثواب جداى از جنبه‌ى توسل به وجود مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها)، ناظر به ثوابى است كه براى مجالس ذكر اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) قرار داده شده است. در احادیث آمده است كه اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) دوست دارند در مجالسى كه شیعیان بـه ذكـر احـادیـث و مـعـارف اهـل بـیـت(علیهم السلام) مى‌پردازند، حضور یابند و براى كسانى كه امر ولایت آن‌‌ها را زنده نگه مى‌دارند، دعا كنند.[17] ‌ ‌
بر این اساس، بندهایى از این حدیث كه بازگو كننده‌ى آن است كه«رحمت خدا بر اهل این مجالس نازل مى‌شود»، «تا آن‌كه جمع متفرق نشده‌اند، فرشتگان براى آن‌ها طلب آمرزش مى‌كنند»، «اگر در جمع آن‌ها غم‌زده و اندوهگینى باشد، خداوند غم و اندوه او را برطرف مى‌سازد»، «اگر در آن جمع حاجت مندى باشد، خداوند حاجت او را برآورده مى‌سازد» و ...، با توجه به احادیث دیگر مورد تأیید قرار مى‌گیرد.


حدیث كساء در توصیف مجالسى كه در آن جمعى از شیعیان حضور داشته باشند و در آن به ذكر اخبار اهل بیـت(علیهم السلام) بپردازند، آورده است كه: فرشتگان چنین مجلسى را در میان گرفته و براى آن‌ها طلب مغفرت مى‌كنند.[18] عنایت فرشتگان به مجالس شیعیان و محبـان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) در روایات دیگر نیز مورد تأكید قرار گرفته است. براى مثال، عایشه دختر عبدالله بن عاص از رسول خدا( صلی الله علیه و آله ) نقل مى‌كند: «هر جمعى كه گرد هم آیند و فضایل آل محمد(علیهم السلام) را نقل كنند، فرشتگان از آسمان‌ها فرود مى‌آیند و به جمع آن‌ها مى‌پیوندند و وقتى آن گروه متفرق مى‌شوند و فرشتگان به آسمان‌ها بالا روند، دیگر ملائكه از آن‌ها مى‌پرسند: بوى خوشى از شما استشمام مى‌كنیم كه نظیر آن را تا كنون احساس نكرده‌ایم. آن‌ها هم در پاسخ مى‌گویند: ما در مجلسى بودیم كه اخبار آل محمد( صلی الله علیه و آله ) در آن نقل مى‌شد. آن ملائكه مى‌گویند: ما را هم به آن‌جا ببرید تا از باقى مانده‌ى عطر آن مجلس بهره ببریم».[19]

 

شرح حدیث کساء
شیخ عبدالله بحرانی صاحب کتاب «العوالم» گوید: به خط استاد بزرگوار سید هاشم بحرانی دیدم که از استاد بزرگوارش سید ماحد بحرانی، از شیخ حسن بن زین‏الدین شهید ثانی، از استادش مقدس اردبیلی، از استادش علی بن عبدالعالی کرکی، از شیخ علی بن هلال جزائری، از شیخ احمد بن فهد حلی، از شیخ علی بن خازن حائری، از شیخ ضیاءالدین علی بن شهید اول، از پدرش از فخر المحققین، از استاد و پدرش علامه حلی، از استادش ابن‏نما حلی، از استادش محمد بن ادریس حلی، از ابن‏حمزه طوسی صاحب کتاب «ثاقب المناقب» از استاد بزرگوار محمد بن شهر آشوب، از طبرسی صاحب کتاب «الاحتجاج» از استاد بزرگوارش حسن بن محمد بن حسن طوسی، از پدرش شیخ الطائفه الحقه از استادش شیخ مفید، از استادش ابن‏قولویه قمی، از استادش کلینی، از علی بن ابراهیم، از پدرش ابراهیم بن هاشم، از احمد بن محمد بن ابی‏نصر بزنطی، از قاسم بن یحی یجلاء کوفی، از ابوبصیر، از ابان بن تغلب، از جابربن یزید جعفی، از جابربن عبدالله رحمه‏الله علیهم اجمعین روایت کرده است که گوید:
به نام خداوند بخشنده مهربان: شنیدم از فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: روزی پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر من وارد شده و فرمود: السلام علیک یا فاطمه، گفتم: و علیک السلام ای پدر، فرمود: من در بدنم احساس ضعف و خستگی می‏کنم، عرض کردم، تو را به خدا پناه می‏دهم ای پدر از ضعف و سستی، فرمود: ای فاطمه جامه یمنی را بیاور و مرا در آن بپوشان، جامه را آورده و حضرت را در آن پوشانیده، مشغول نگاه کردن به چهره نورانی حضرت شدم که مانند ماه شب چهارده می‏درخشید، چیزی نگذشت که فرزندم حسن از راه رسیده و گفت: السلام علیک ای مادر، گفتم: و علیک السلام، ای نور چشم و میوه دلم، گفت: ای مادر از سوی تو بوی خوشی به مشامم می‏رسد گویا بوی جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، گفتم: آری ای فرزندم همان جد تو در زیر آن جامه است، حسن علیه‏السلام بطرف کساء رفته و گفت: السلام علیک یا جداه یا رسول‏الله، آیا جداه یا رسول‏الله، آیا به من اجازه می‏فرمائید که به همراه شما داخل کساء شوم؟ فرمود: و علیک السلام ای فرزندم و ای صاحب حوضم به تو اجازه دادم، حسن علیه‏السلام داخل کساء شد.
چیزی نگذشت فرزندم حسن از راه رسیده و گفت: السلام علیک ای مادر، گفتم: و علیک السلام، ای نور چشم و میوه دلم، گفت: ای مادر، من استشمام بوی خوشی را از سوی تو می‏کنم گویا بوی جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، گفتم: آری جدت و برادرت در زیر کسایند، حسین علیه‏السلام نزدیک کساء آمده و گفت: السلام علیک یا جداه، سلام بر تو ای کسی که خداوند او را برگزیده است آیا اجازه می‏فرمائید که من نیز با شما در زیر این کساء باشم؟ فرمود: و علیک السلام، ای فرزندم و ای شافع امتم به تو اجازه دادم، حسین نیز با آنان زیر کساء قرار گرفت.
در این هنگام ابوالحسن علی علیه‏السلام از راه رسیده و گفت، السلام علیک یا فاطمه، ای دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، گفتم: و علیک السلام یا ابوالحسن و یا امیرالمومنین، فرمود: ای فاطمه، من در نزد تو بوی خوشی را استشمام می‏کنم، گویا بوی برادر و پسر عمویم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، گفتم: آری، آن حضرت است که با فرزندانت در زیر کسایند، علی علیه‏السلام به طرف کساء رفته و گفت: السلام علیک یا رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم آیا به من اجازه می‏دهید که با شما در زیر کساء باشم حضرت به او فرمود: و علیک السلام: ای برادر و ای خلیفه‏ام و صاحب پرچم من در روز قیامت، آری به تو اجازه دادم، علی نیز به زیر کساء رفت.
بعد من نزدیک کساء رفته و گفتم: السلام علیک، ای پدر، ای رسول خدا، آیا به من اجازه می‏دهید که با شما در زیر کساء باشم؟ فرمود: و علیک السلام، ای دخترم و ای پاره تنم به تو اجازه دادم، من نزد با آنان داخل شدم.
بعد از آنکه کامل شده و همگی در زیر کساء جمع شدیم پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دو طرف کساء را گرفته و با دست راستش به طرف آسمان اشاره کرده و گفت: خداوند اینان اهل بیت من، افراد ویژه و مخصوص من، و حمایت‏کنندگان‏منند، گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است، هر آن چه که آنان را به درد آورد مرا دردناک کرده و هر آن چه که آنانرا محزون کرده مرا غمگین می‏کند، من با هر کسی که با آنان بجنگند می‏جنگم و به هر کس که تسلیم آنان باشد تسلیم هستم، دشمنان آنان را دشمن و دوستانشان را دوست می‏دارم آنان از من و من از آنانم، پس درود گسترده، و رحمتت و آمرزش و خشنودیت را بر من و بر آنان قرار بده پلیدی را از آنان دور ساز و به خوبی پاکشان گردان خداوند عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانم من آسمان ساخته شده و زمین گسترده، ماه تابان، خورشید فروزان، فلک در گردش، کشتی‏های در حرکت بر روی آبها و دریای در جریان را نیافریدم مگر به خاطر دوستی همین پنج تنی که در زیر کسایند، فرشته وحی جبرئیل عرض کرد، پروردگارا چه کسانی در زیر کسایند.
خداوند عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و معدن رسالتند، آنان فاطمه و پدرش و شوهر و فرزندانش می‏باشند، جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا اجازه می‏دهی به زمین فرود آیم و ششمین نفر آنان باشم؟ خداوند عزوجل فرمود: آری به تو اجازه دادم، جبرئیل امین به زمین فرود آمده و به پدرم گفت: السام علیک یا رسول الله، خداوند علی اعلی به تو سلام رسانیده و تحیت و اکرام ویژه‏اش را مخصوص تو گردانیده و به تو می‏گوید: سوگند به عزت و شکوهم، من آسمان ساخته شده، زمین گسترده، ماه تابان، خورشید فروزان، فلک در گردش، کشتی‏های در حرکت و دریای در جریان را جز به خاطر شما و محبت شما نیافریدم و به من اجازه فرموده که به همراه شما در زیر کساء وارد شوم، ای رسول خدا آیا به من اجازه می‏فرمائید؟ پدرم گفت: و علیک السلام یا امین وحی الله، آری به تو اجازه دادم، جبرئیل به همراه ما وارد زیر کساء شد، و به پدرم گفت: همانا خدا به شما وحی نموده و می‏فرماید: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» [1].
علی علیه‏السلام گفت: ای رسول خدا، بفرمائید که این نشستن ما در زیر این کساء در پیشگاه خداوند چه فضیلتی دارد؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سوگند به آن کسی که مرا به راستی مبعوث نموده و به رسالت برگزید، سرگذشت امروز ما در هیچ یک از محافل و مجالس روی زمین که جمعی از شیعیان ما در آنجا حضار باشند و فرد گرفتاری در جمعشان وجود داشته باشد گفته نمی‏شود مگر اینکه خداوند گرفتاری او را برطرف می‏سازد و یا اگر غمگینی میانشان باشد غم و اندوهش برطرف میشود و چنانچه نیازمندی باشد خداوند نیازش را برآورده می‏سازد.
علی علیه‏السلام گفت: بنابراین به خدا سوگند که ما رستگار و خوشبخت شده‏ایم و همچنین به خدای کعبه قسم که شیعیان ما نیز در دنیا و آخرت رستگار و سعادتمند شده‏اند.
آن چه را که به خط دانشمند پارسا مرحوم بافقی دیده‏ام تا همینجا بود.
از جمله کسانی که این متن را نقل کرده‏اند علامه بزرگوار ثقه و ثبت، شیخ ما فخرالدین محمد علی طریحی اسدی نجفی صاحب کتاب «مجمع البحرین» در کتاب «منتخب الکبیر» می‏باشد که تفاوت بین نقل او و آن چه که از «العوالم» نقل شد تنها در تعداد جاب سلامها است و نیز جمله فرمایش رسول خدا که فرمود: خداوندا اینان اهل بیت من و حامی و پشتیبان منند…
از دیگر کسانی که این متن را نقل کرده علامه بزرگوار، دیلمی صاحب کتاب «الارشاد» است که در کتاب «الغرر و الدرر» نیمی از این حدیث آورده است.
و هم چنین حسین علوی دمشقی حنفی که از خانواده‏های اشراف شام است و من عین حدیث را به خط او دیده‏ام.
دانشمند بزرگوار مسوول کتابخانه و موزه حضرت عبدالعظیم الحسنی آقای حاج شیخ محمد جواد رازی کنی در کتابش «نور الافاق» صفحه 4 چاپ طهران همین متنی را که از مرحوم بافقی نقل کردیم به همین ترتیب آورده است. [2] .
ادیب فرزانه، پژوهشگر و محقق برجسته شیخ حسین علی آل‏شیخ سلیمان بلادی بحرانی گوید: سید بزرگوار سید محمد بن علامه سید مهدی قزوینی حلی نجفی رحمه‏الله حدیث شریف معروف به حدیث کساء را بدینگونه به نظم درآورده است:
فاطمه بهترین زنان برای ما حدیث اهل فضل اصحاب کساء را روایت کرده است
می‏گوید که آقا و سرور مردمان روزی از روزها نزد من آمد.
به من فرمود که من در بدن خود احساس ضعف می‏کنم و امروز می‏بینم که این کسالت مرا ضعیف و ناتوان کرده است.
برخیز و کساء یمانی برای من بیاور و بدون سستی و سهل‏انگاری مرا در آن بپوشان.
گفت من نزد حضرت رفته و خواسته ایشان را به سرعت اجابت کرده و آن حضرت را در کساء پوشانیدم.
به چهره حضرتش خیره شد بودم که مانند ماه شب چهارده بود.
چیزی نگذشت که ابو محمد حسن علیه‏السلام از راه رسید.
گفت: ای مادر من بوی خوشی را احساس می‏کنم و معتقدم که
آن بوی پیامبر، برادر وصی حضرت مرتضی علی می‏باشد.
گفتم: آری آن حضرت در زیر کساء، خود را به آن پوشانیده و بر خود پوشیده است.
پسرش بسوی او آمده و سلام داده و اجازه خواست زیر عبا برود و به او فرمود با احترام و بزرگواری داخل بشو.
اندکی نگذشت که حسین نواده رسول‏خدا به تنهائی سر رسید.
گفت: ای مادر در نزد تو بوئی چونان مشک پاکیزه شده می‏بویم.
سوگند به حق کسی که شرافت خود را به تو بخشیده و تو را اولی به آن دانسته گمان می‏کنم بوی پیامبر مصطفی است.
گفتم آری زیر همین کساء است، و در کنارش برادرت در آن پناهنده شده است.
حسین علیه‏السلام روی به طرف کساء آورد سلام کرد و اجازه گرفت و حضرت به او فرمود با ما داخل شو.
چیزی نگذشت که پدرشان، شیر شجاع از راه رسید.
پدر امامان هدایت‏کننده برگزیده، مرتضی چهارمین نفر از اصحاب کساء
گفت ای بانوی زنان، و ای کسی که در آسمان با او ازدواج کرده‏ام.
من بهمراه تو بوئی می‏بویم که گویا گل سرخ تازه می‏دمد و از خود بوی خوش می‏تراود.
بوی خوشش از عطر وجود سرور بشر، خبر می‏دهد که بهترین کسی است که تلبیه گفته،طواف کرده و عمره بجای آورده است.
گفتم آری او زیر کساء قرار گرفته و شیر بچگاه تو را نیز به خود چسبیانیده است.
جلو آمد و از او اجازه گرفت و خواهان ورود شد و حضرت فرمود به سرعت داخل شو.
زهرا علیهاالسلام گوید من به سوی آنان رفته و سلام دادم پیامبر فرمود وارد شو در حالیکه محترم و گرامی هستی.
هنگامی که آن جایگاه به وسیله آنان نورانی شد و همگی در زیر کساء جمع شدند.
خداوند مخلوقات که والا و بزرگ است، در حالیکه به گوش فرشتگان آسمان بالا می‏رسانید ندا داد.
سوگند می‏خورم به عزت و جلال و بلندی و والائیم بر بلندای هر بلندی
هیچ آسمانی را در حالیکه ساختم در بلندی قرار ندادم و هیچ زمینی در روی کره خاکی گسترش نیافته است.
و نیافریدم ماه تابانی که همه جا را روشن می‏کند و نه خورشیدی که نور افشانی می‏کند.
و هیچ دریائی مالامال از آب نیست و نه هیچ کشتی در دریا حرکت نمی‏کند
مگر بخاطر همین کسانیکه در زیر کسایند، کسانی که کارشان اشتباه نیست.
جبرئیل گفت: گفتم پروردگارا چه کسانی زیر کسایند؟ تو را به حق آنان سوگند می‏دهم که برای من آشکار کن.
به من فرمود: آنان معدن رسالت و پهنه تنزیل و صحنه شکوهمندی می‏باشند.
و گفت: آنان فاطمه هستند و شوهرش و مصطفی و حسنین نسل و ذریه آن حضرت.
جبرئیل عرضه داشت که خدایا آیا مرا اجازت می‏دهی که بسوی زمین و این جایگاه فرود آیم.
تا من هم ششمین نفر آنان در زیر کساء باشم همانگونه که خدمتگذار و نگهبان آنان قرار داده شده‏ام.
فرمود: آری، پس جبرئیل نزد آنان آمده سلام کرده و آیه شریفه: انما یرید الله… را بر آنان تلاوت کرد.
و گفت: همانا خدا شما را به این آیه (تطهیر) به صورت یک معجزه اختصاص داده برای کسی که بخواهد آگاهی یابد.
پروردگار والا به شما سلام می‏رساند و شماره به آخرین درجه کرامت ویژه ساخته است.
او آشکارا می‏گوید و آن چه را که گذشت به ملائکه بزرگوار و شریفش فهمانید.
علی علیه‏السلام گفت: عرض کردم ای حبیب من نشستن ما در اینجا چه بهره و فایده‏ای دارد.
پیامبر فرمود: سوگند به کسی که مرا بر گزیده و به وحی مخصوص ساخته و مرا انتخاب کرده است،
یادی از این خبر در جائی و مجلسی از شیعیان که بهترین گروه می‏باشند به میان نمی‏آید،
مگر اینکه خداوند رحمت را نازل کرده و لشکریانی از فرشتگان الهی به طور دسته جمعی و فراوان اطراف آنان را می‏گیرند.
از همان فرشتگانی که راست گفتارند آنان را حراست و نگهبانی می‏کنند تا وقتی از آن مجلس متفرق شوند.
نه، و حتی در بین آنان غمناکی نباشد مگر اینکه غم و اندوهش برطرف شود.
حتی و خواهان نیازی نباشد که برآورده شدن نیازش را دشوار می‏بیند.
مگر اینکه خداوند کریم حاجت او را بر آورده ساخته و از روی فضل، رضوان و خشنودی خود را شامل حال او می‏کند.
علی علیه‏السلام گفت: ما و دوستان و پیروان ما که از دوران‏های پیشین پاک و تمیزند.
به خدای کعبه که به آن چه که رسیده‏ایم رستگار شده‏ایم پس می‏باید هر کس پروردگارش را سپاس گوید.
شگفت‏آور است جبرئیل امین برای ورود بر آنان اجازه می‏گیرد ولی خیانت پیشگان بر آن هجوم می‏برند.
سلیم گوید: گفتم: ای سلمان ایا بدون اجازه وارد شدند؟!
گفت: آری، سوگند به عزت خداوند جبار، حضرت زهراء مقنعه و خماری بر سر نداشت.
لکن آن حضرت به پشت در پناهنده شد که بتواند پوشش و حجاب خود را رعایت کند.
همینکه حضرتش را دیدند فشاری بر آن وارد کردند فدایش شوم، نزدیک بوده از حسرت و اندوه جان دهد.
فریاد می‏زد ای فضه مرا بگیر که سوگند به پروردگارم فرزندی را که در رحم داشتم کشتند.
ای وای دختر پیامبر و هدایت کننده جنین و کودک خود را که محسن نامیده می‏شد سقط کرد. [3]
________________________________________
[1] الاحزاب، 33.
[2] احقاق الحق، 2/ 554.
[3] ریاض المدح و الثناء /3. توضیح اینکه: بیت اخیر این قصیده ربطی به حدیث کساء ندارد بلکه شاعر خواسته با توجه به ارج و قدر مطرح شده نسبت به آن حضرت در حدیث کساء بر چهره خیانت کسانی را ترسیم نماید که حریم محترم آن حضرت را شکسته و پس از رحلت پیامبر به خانه وحی هجوم آوردند. (مترجم).





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است