۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞
*.شهدا ذخائر عالم بقا هستند.*
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بر قامت رعنای شهیدان صلوات

زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)
ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار) ، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم . سید ما و مولای ما ،برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی .






عقل باید غربال کننده باشد

روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل والجهل کافی، بحار و تحف العقول امده است. وروایتی است که

هشام بن الحکم متکلم معروف از حضرت موسی ابن جعقر(ع).(خطاب به خود هشام) نقل کرده است.

درانجا حضرت به این ایه قران که در سوره زمر است استناد می فرمایند:

( فبشرعبادالذین یستمعون القول قیتبعون احسنه اولییک الذین هدیهم الله واولییک هم اولوالالباب )

ایه عجیبی است:

بشارت بده بندگان مرا انان که سخن را استماع می کنند.بعد چکار می کنند؟

ایا هر چه را شنیدند هتان را باور می کنند وهمان را بکار می بندند یا همه را یکجا رد می کنند؟

(فیتبعون احسنه) نقادی می کنند، سبک و سنگین می کنند،ارزیابی می کنند،ان را که بهتر است انتخاب

می کنند. وان بهتر انتخاب شده را پیروی می نمایند.

انوقت می فرماید:

چنین کسانی هستند که حدا انها راهدایت کرده (یعنی هدایت اللهی و استفاده از نیروی عقل این است)

(واولییک هم اولوالااباب) اینهابراستی صاحبان عقل هستند. این،دعوت عجیبی است.

حضرت خطاب به هشام این طور می فرمایید:

(یا هشام! (ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال) خدا اهل عقل و فهم را بشارت

داده و فرموده:

(فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....)

از این ایه و حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز وجدا کردن است

جدا کردن سخن راست از سخن دروغ،سخن ضعیف ازسخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی،

وخلاصه غربال کردن، عقل ان وقت برای انسان عقل است که به شکل غربال در بیاید :یعنی هر چه را که

وارد می شود سبک سنگین کند ،غربال کند ، انهایی را که به درد نمی خورد دور بریزد و به درد خورها را

نگاه دارد . (تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری)



جانم فدای رهبر


امام خامنه ای:
..................

رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
..............



" یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمینى «قدس سره»


علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.
علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان
گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.


آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید،
عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه،
کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،
قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را،
مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی
حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


بنده نگران مسئله فرهنگ هستم / اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد / امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه می كنند،با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی كرد / همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر می كنند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۹۲/۱۲/۱۵



رهبر معظم انقلاب آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) :

«چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست/ آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند»

«مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.»

سیّد مرتضی آوینی

هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»


فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.»




امید است لحظاتی شاد, مفید و معنوی در کنار ما داشته باشید.
دست هممون برسه ضریح امام حسین (علیه السلام).
یا علی.
التماس دعا.
مدیر: مرکا

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
پیوند روزانه




پخش زنده حرم آیه قرآن حدیث موضوعی
روزشمار فاطمیه


















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
مهدویت امام زمان (عج)

وصیت شهدا انقلاب اسلامی ذکر روزهای هفته جنگ دفاع مقدس سوره قرآن
               
 

خبرگزاری فارس: امروز سالروز صدور پیام حضرت امام (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل از سوی ایران است. اكنون 19 سال از پذیرش قطعنامه می‌گذرد.ایشان دراین پیام به جوانان سفارش كردند كه قدر و قیمت لحظات شیرین زندگى خود را بدانند و خودشان را براى یك مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسیدن به اهداف عالى انقلاب اسلامى آماده كنند.

خبرگزاری فارس: متن كامل پیام حضرت امام به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 
 
 

به گزارش خبرگزاری فارس متن كامل این پیام كه در آن به سالگرد كشتار خونین مكه هم پرداخته شده به این شرح است. بسم اللّه الرحمن الرحیم ملت ایران لقد صدق اللّه رسوله الرءیا بالحق لتد خلن المسجد الحرام ان شاءاللّه آمنین.(1) علیرغم گذشت یك سال از كشتار فجیع و بى رحمانه حجاج بى دفاع و زائران مؤمن و موحد به وسیله نوكران امریكا و سفاكان آل سعود، هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت و حیرتند. آل سعود با كشتن میهمانان خدا و به خاك و خون كشیدن بهترین بندگان حق نه تنها حرم را، كه جهان اسلام را آلوده به خون شهیدان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت. مسلمانان جهان در سال گذشته و براى اولین بار عید قربان را با شهادت فرزندان ابراهیم - علیه السلام - كه دهها بار از مصاف با جهانخواران و اذناب آنان برگشته بودند، در مسلخ عشق و در مناى رضایت حق جشن گرفتند. و بار دیگر امریكا و آل سعود، بر خلاف راه و رسم آزادگى، از زنان و مردان، از مادران و پدران شهید، از جانبازان بى پناه ما كشته ها گرفتند، و در آخرین لحظات نیز با ناجوانمردى و قساوت بر پیكر نیمه جان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشكیده مظلومان ما تازیانه زدند و انتقام خود را از آنان گرفتند. انتقام از چه كسانى و از چه گناهى؟ انتقام از كسانى كه از خانه خویش به سوى خانه خدا و خانه مردم هجرت نموده بودند! انتقام از كسانى كه سالها كوله بار امانت و مبارزه را بر دوش كشیده بودند. انتقام از كسانى كه همچون ابراهیم - علیه السلام - از بتشكنى برمى گشتند، شاه را شكسته بودند، شوروى و امریكا را شكسته بودند، كفر و نفاق را خرد كرده بودند. همانها كه پس از طى آن همه راهها با فریاد: واءذن فى الناس بالحج یاءتوك رجالا(2) پا برهنه و سر برهنه آمده بودند تا ابراهیم را خوشحال كنند، به میهمانى خدا آمده بودند تا با آب زمزم گرد و غبار سفر را از چهره بزدایند، و عطش خویش را در زلال مناسك حج برطرف نمایند و با توانى بیشتر مسئولیتپذیر گردند و در سیر و صیرورت ابدى خود نه تنها در میقات حج، كه در میقات عمل نیز لباس و حجاب پیوستگى و دلبستگى به دنیا را از تن به در آورند. همانها كه براى نجات محرومان و بندگان خدا راحتى راحت طلبان را بر خود حرام، و محرم به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم كردند تا نه تنها بنده زرخرید امریكا و شوروى نباشند، كه زیر بار هیچكس جز خدا نروند. آمده بودند كه دوباره به محمد - صلى اللّهعلیه و آله و سلم - بگویند كه از مبارزه خسته نشده اند و به خوبى مى دانند كه ابى سفیان و ابى لهب و ابى جهل براى انتقام در كمین نشسته اند، و با خود مى گویند مگر هنوز لات و هبل در كعبه اند. آرى، خطرناكتر از آن بتها، اما در چهره و فریبى نو. آنها مى دانند كه امروز حرم، حرم است اما نه براى ناس، كه براى امریكا! و كسى كه به امریكا لبیك نگوید و به خداى كعبه رو آورد سزاوار انتقام خواهد شد. انتقام از زائرانى كه همه ذرات وجود و همه حركات و سكنات انقلابشان مناسك ابراهیم را زنده كرده است، و حقیقتا مى رود تا فضاى كشور و زندگى خویش را با آواى دلنشین لبیك،اللهم لبیك معطر سازد. آرى، در منطق استكبار جهانى هر كه بخواهد برائت از كفر و شرك را پیاده كند متهم به شرك خواهد شد، و مفتىها(3) و مفتى زادگان این نوادگان بلعم باعوراها،(4) به قتل و كفر او حكم خواهند داد. بالاخره در تاریخ اسلام مى بایست آن شمشیر كفر و نفاقى كه در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنى امیه - علیهم لعنةاللّه - براى نابودى و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنى حضرت ابى عبداللّه الحسین - علیه السلام - و یاوران با وفاى او، پنهان شده بود مجددا از لباس همان میراث خواران بنىسفیان به درآید و گلوى پاك و مطهر یاوران حسین - علیه السلام - را در آن هواى گرم، در كربلاى حجاز و در قتلگاه حرم، پاره كند، و همان اتهاماتى را كه یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را خارجى و ملحد و مشرك و مهدورالدم معرفى كردند، درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند، كه انشاءاللّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریكا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایى جشن پیروزى حق بر جنود كفر و نفاق و آزادى كعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد. اما زائران كشورها كه یقینا با كنترل و ارعاب دولتها و حكومتهایشان به مكه سفر كرده اند، جاى دوستان و برادران و حامیان و همسنگران واقعى خود را در میان خود خالى خواهند یافت. آل سعود براى پرده پوشى جنایات هولناك سال گذشته خود و همچنین توجیه صدعن سبیل اللّه(5) و منع حجاج ایرانى از ورود به حج، زائران را زیر بمباران شدید تبلیغات خود قرار خواهد داد، و آخوندهاى دربارى و مفتىهاى خودفروخته - لعنةاللّهعلیهم - در كشورهاى اسلامى خصوصا حجاز توسط رسانه ها و مطبوعات دست به نمایشها و سخنرانیها زده و عرصه را بر تفكر و تحقیق زائران درباره فهم و درك فلسفه واقعى حج و نیز پى بردن به ماجراى از پیش طراحى شده شیطان بزرگ در قتل میهمانان خدا تنگ خواهند نمود. و مسلم در چنین شرایطى رسالت زائران بسیار سنگین است. بزرگترین درد جوامع اسلامى این است كه هنوز فلسفه واقعى بسیارى از احكام الهى را درك نكرده اند، و حج با آنهمه راز و عظمتى كه دارد هنوز به صورت یك عبادت خشك و یك حركت بیحاصل و بى ثمر باقى مانده است. یكى از وظایف بزرگ مسلمانان پى بردن به این واقعیت است كه حج چیست و چرا براى همیشه باید بخشى از امكانات مادى و معنوى خود را براى برپایى آن صرف كنند. چیزى كه تا به حال از ناحیه ناآگاهان و یا تحلیلگران مغرض و یا جیره خواران به عنوان فلسفه حج ترسیم شده است این است كه حج یك عبادت دسته جمعى و یك سفر زیارتى - سیاحتى است. به حج چه كه چگونه باید زیست و چطور باید مبارزه كرد وبا چه كیفیت در مقابل جهان سرمایه دارى و كمونیسم ایستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه كه باید براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چاره اندیشى نمود! به حج چه كه مسلمانان باید به عنوان یك نیروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمایى كنند! به حج چه كه مسلمانان را علیه حكومتهاى وابسته بشوراند. بلكه حج همان سفر تفریحى براى دیدار از قبله و مدینه است و بس! و حال آنكه حج براى نزدیك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است. و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نیست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نمى رسد. حج كانون معارف الهى است كه از آن محتواى سیاست اسلام را در تمامى زوایاى زندگى باید جستجو نمود. حج پیامآور و ایجاد و بناى جامعه اى به دور از رذایل مادى و معنوى است. حج تجلى و تكرار همه صحنه هاى عشقآفرین زندگى یك انسان و یك جامعه متكامل در دنیاست. و مناسك حج مناسك زندگى است. و از آنجا كه جامعه امت اسلامى ، از هر نژاد و ملیتى، باید ابراهیمى شود تا به خیل امت محمد - صلى اللّهعلیه و آله و سلم - پیوند خورد و یكى گردد و ید واحده شود، حج تنظیم و تمرین و تشكل این زندگى توحیدى است. حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادى و معنوى مسلمانان است. حج بسان قرآن است كه همه از آن بهره مند مى شوند، ولى اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامى اگر دل به دریاى معارف آن بزنند و از نزدیك شدن و فرو رفتن در احكام و سیاستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف این دریا گوهرهاى هدایت و رشد و حكمت و آزادگى را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت. ولى چه باید كرد و این غم بزرگ را به كجا باید برد كه حج بسان قرآن مهجور گردیده است. و به همان اندازه اى كه آن كتاب زندگى و كمال و جمال در حجابهاى خود ساخته ما پنهان شده است و این گنجینه اسرار آفرینش در دل خروارها خاك كج فكریهاى ما دفن و پنهان گردیده است و زبان انس و هدایت و زندگى و فلسفه زندگى ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزل كرده است، حج نیز به همان سرنوشت گرفتار گشته است، سرنوشتى كه میلیونها مسلمان هر سال به مكه مى روند و پا جاى پاى پیامبر و ابراهیم و اسماعیل و هاجر مى گذارند، ولى هیچكس نیست كه از خود بپرسد ابراهیم و محمد - علیهمالسلام - كه بودند و چه كردند ، هدفشان چه بود، از ما چه خواسته اند? گویى به تنها چیزى كه فكر نمى شود به همین است. مسلم حج بى روح و بى تحرك و قیام، حج بى برائت، حج بى وحدت، و حجى كه از آن هدم كفر و شرك بر نیاید، حج نیست. خلاصه ، همه مسلمانان باید در تجدید حیات حج و قرآن كریم و بازگرداندن این دو به صحنه هاى زندگىشان كوشش كنند، و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسیرهاى صحیح و واقعى از فلسفه حج همه بافته ها و تافته هاى خرافاتى علماى دربارى را به دریا بریزند. اما آنچه زائران عزیز باید بدانند اینكه امریكا و آل سعود حادثه مكه را یك مبارزه فرقه اى و نزاع قدرت میان شیعه و سنى ترسیم نموده ، و ایران و رهبران آن را به عنوان كسانى كه هوس رسیدن به یك امپراتورى بزرگ را در سر مى پرورانند معرفى مى كنند تا بسیارى از كسانى كه از مسیر حوادث سیاسى جهان اسلام و نقشه هاى شوم جهانخواران بیخبرند تصور كنند كه فریاد برائت ما از مشركین و مبارزه ما براى كسب آزادى ملتها در مسیر كسب قدرت سیاسىمان و گسترش قلمرو جغرافیاى حكومت اسلامى است. البته براى ما و همه اندیشمندان و محققانى كه از نیات پلید تشكیلات آل سعود باخبرند جاى تعجب نیست كه به ایران و حكومتى كه از بدو پیروزى تا به حال فریاد وحدت مسلمین را سر داده است و در همه حوادث جهان اسلام خود را شریك غم و شادى مسلمانان مى داند تهمت افتراق و جدایى مسلمانان را بزنند، و یا بالاتر از آن، زائرانى را كه به عشق زیارت مرقد پیامبر و حرم امن الهى به حجاز رفته اند به لشكركشى و تشكل براى تصرف كعبه و آتش زدن حرم خدا و تخریب مدینه پیامبر متهم نمایند! و دلیل و مدرك این كار را حضور پاسداران و نظامیان و مسئولین كشورمان در مراسم حج ذكر كنند! آرى، در منطق آل سعود نظامى و پاسدار كشور اسلامى باید با حج بیگانه باشد، و اینگونه سفرها براى مسئولین كشورى و لشكرى تعجبآور و توطئه انگیز مى شود. از نظر استكبار، مسئولین كشورهاى اسلامى باید به فرنگ بروند، آنها را به حج چه كار! دستنشاندگان امریكا آتش زدن پرچم امریكا را به حساب آتش زدن حرم، و شعار مرگ بر شوروى و امریكا و اسرائیل را به حساب دشمنى با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته اند، و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس احرام به عنوان رهبران توطئه معرفى كرده اند! واقعیت این است كه دول استكبارى شرق و غرب و خصوصا امریكا و شوروى، عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسى تقسیم كرده اند. در بخش آزاد جهان، این ابرقدرتها هستند كه هیچ مرز و حد و قانونى نمى شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگى ملتها را امرى ضرورى و كاملا توجیه شده و منطقى و منطبق با همه اصول و موازین خود ساخته و بینالمللى مى دانند. اما در بخش قرنطینه سیاسى كه متاسفانه اكثر ملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن محصور و زندانى شده اند، هیچ حق حیات و اظهار نظرى وجود ندارد، همه قوانین و مقررات و فرمولها همان قوانین دیكته شده و دلخواه نظامهاى دست نشاندگان و در برگیرنده منافع مستكبران خواهد بود. و متاسفانه اكثر عوامل اجرایى این بخش همان حاكمان تحمیل شده یا پیروان خطوط كلى استكبارند كه حتى فریاد زدن از درد را نیز در درون این حصارها و زنجیرها جرم و گناهى نابخشودنى مى دانند. و منافع جهانخواران ایجاب مى كند كه هیچ كس حق گفتن كلمه اى كه بوى تضعیف آنان را بدهد یا خواب راحت آنان را آشفته كند ندارد. و از آنجا كه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بیان مصیبتهایى را كه حاكمان كشورشان بر آنها تحمیل كرده اند را ندارند، باید بتوانند در حرم امن الهى مصایب و دردهایشان را با كمال آزادى بیان كنند تا سایر مسلمانان براى رهایى آنان چاره اى بیندیشند. لذا ما بر این مطلب پافشارى و اصرار مى كنیم كه مسلمانان، حداقل در خانه خدا و حرم امن الهى، خود را از تمامى قید و بندهاى ظالمان آزاد ببینند و در یك مانور بزرگ از چیزى كه از آن متنفرند اعلام برائت كنند و از هر وسیله اى براى رهایى خود استفاده نمایند. حكومت آل سعود مسئولیت كنترل زائران خانه خدا را به عهده گرفته است. و اینجاست كه با اطمینان مى گوییم كه حادثه مكه جداى از سیاست اصولى جهانخواران در قلع و قمع مسلمانان آزاده نیست. ما با اعلام برائت از مشركین تصمیم بر آزادى انرژى متراكم جهان اسلام داشته و داریم. و به یارى خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزى این كار صورت خواهد گرفت. و انشاءاللّه روزى همه مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات كنند كه ابرقدرتها و نوكران و جیره خوارانشان از منفورترین موجودات جهان هستند. كشتار زائران خانه خدا توطئه اى براى حفظ سیاستهاى استكبار و جلوگیرى از نفوذ اسلام ناب محمدى - صلى اللّه علیه و آله و سلم - است. و كارنامه سیاه و ننگین حاكمان بى درد كشورهاى اسلامى حكایت از افزودن درد و مصیبت بر پیكر نیمه جان اسلام و مسلمین دارد. پیامبر اسلام نیازى به مساجد اشرافى و مناره هاى تزئیناتى ندارد. پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است كه متاسفانه با سیاستهاى غلط حاكمان دست نشانده به خاك مذلت نشسته اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه هاى مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتلعام زائران خانه خدا را فراموش مى كنند? مگر مسلمانان نمى بینند كه امروز مراكز وهابیت در جهان به كانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل شده اند، كه از یك طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهاى كثیف دربارى، اسلام مقدس نماهاى بیشعور حوزه هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاكمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها، و در یك كلمه اسلام امریكایى را ترویج مى كنند، و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریكاى جهانخوار، مى گذارند. مسلمانان نمى دانند این درد را به كجا ببرند كه آل سعود و خادمالحرمین به اسرائیل اطمینان مى دهد كه ما اسلحه خودمان را علیه شما به كار نمى بریم! و براى اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه مى كنند. واقعا چقدر باید رابطه سران كشورهاى اسلامى با صهیونیستها گرم و صمیمى شود تا در كنفرانس سران كشورهاى اسلامى مبارزه صورى و ظاهرى هم با اسرائیل از دستور كار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اینها یك جو غیرت و حمیت اسلامى و عربى داشتند، حاضر به یك چنین معامله كثیف سیاسى و خودفروشى و وطن فروشى نمى شدند. آیا این حركات براى جهان اسلام شرمآور نیست? و تماشاچىشدن گناه و جرم نمى باشد? آیا از مسلمانان كسى نیست تا بپاخیزد و اینهمه ننگ و عار را تحمل نكند? راستى ما باید بنشینیم تا سران كشورهاى اسلامى احساسات یك میلیارد مسلمان را نادیده بگیرند و صحه بر آنهمه فجایع صهیونیستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بیاورند? حال، مسلمانان باور مى كنند كه زائران ایرانى براى اشغال خانه خدا و حرم پیامبر قیام كرده اند و مى خواهند كعبه را دزدیده به قم ببرند! اگر مسلمانان جهان باور كرده اند كه سران آنها دشمنان واقعى امریكا و شوروى و اسرائیل هستند، تبلیغات آنان هم در مورد ما را باور مى كنند. البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجى و بینالملل اسلامى مان بارها اعلام نموده ایم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوكران امریكا نام این سیاست را توسعه طلبى و تفكر تشكیل امپراتورى بزرگ مى گذارند، از آن باكى نداریم و استقبال مى كنیم. ما درصدد خشكانیدن ریشه هاى فاسد صهیونیزم، سرمایه دارى و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایى را كه بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود كنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلى اللّه علیه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهى و مصونیت كارگزاران امریكایى ، حتى اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیرى مى كنیم. انشاءاللّه ما نخواهیم گذاشت از كعبه و حج، این منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانیت باید صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحید را طنین اندازد، صداى سازش با امریكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مى خواهیم كه این قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمین، كه از كلیساهاى جهان نیز ناقوس مرگ امریكا و شوروى را به صدا درآوریم. مسلمانان جهان و محرومین سراسر گیتى از این برزخ بى انتهایى كه انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفریده است احساس غرور و آزادى كنند، و آواى آزادى و آزادگى را در حیات و سرنوشت خویش سر دهند و بر زخمهاى خود مرهم گذارند، كه دوران بنبست و نا امیدى و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است. و امیدوارم همه مسلمانان شكوفه هاى آزادى و نسیم عطر بهارى و طراوت گلهاى محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده خویش را نظاره كنند. همه باید از مرداب و باتلاق و سكوت و سكونى كه كارگزاران سیاست امریكا و شوروى بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده اند به درآییم و به سوى دریایى كه زمزم از آن جوشیده است روانه شویم، و پرده كعبه و حرم خدا را كه به دست نامحرمان نجس امریكا و امریكازاده ها آلوده شده است با اشك چشم خویش شستشو دهیم. مسلمانان تمامى كشورهاى جهان، از آنجا كه شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجى شده اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه كنید، و از وجود جوانان پرشور و شهادتطلبى كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نمایید. به فكر نگه داشتن وضع موجود نباشید، بلكه به فكر فرار از اسارت و رهایى از بردگى و یورش به دشمنان اسلام باشید، كه عزت و حیات در سایه مبارزه است. و اولین گام در مبارزه اراده است. و پس از آن، تصمیم بر اینكه سیادت كفر و شرك جهانى، خصوصا امریكا را بر خود حرام كنید. ما در مكه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم و در مكه است. دروازه هاى مدینةالرسول را به روى ما ببندند یا بگشایند، رشته محبتمان با پیامبر هرگز پاره و سست نمى شود. به سوى كعبه نماز مى گزاریم و به سوى كعبه مى میریم. و خدا را سپاس مى گزاریم كه در میثاقمان باخداى كعبه پایدار مانده ایم و پایه هاى برائت از مشركین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیان نهاده ایم. و منتظر هم نمانده ایم كه حاكمان بى شخصیت بعض كشورهاى اسلامى و غیر اسلامى از حركت ما پشتیبانى كنند. ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا كسى را نداریم. و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داریم. جمهورى اسلامى ایران از مسلمانان آزاده جهان كه علىرغم اختناق سیاسى حاكم بر آنها با ترتیب كنفرانسها و مصاحبه ها و سخنرانیها پرده از اسرار جنایتبار امریكا و آلسعود برداشتند و مظلومیت ما را به دنیا نشان دادند تشكر مى نماید. مسلمانان باید بدانند تا زمانى كه تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدم مى شود، و هر روز شیطان بزرگ یا شوروى به بهانه حفظ منافع خود حادثه اى را به وجود مى آورند. راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود? هم اكنون اگر امریكا یك كشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خویش با خاك یكسان كند، چه كسى جلوى او را خواهد گرفت? پس راهى جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امریكا را شكست، و الزاما یكى از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت. یا پیروزى. كه در مكتب ما هر دوى آنها پیروزى است. كه انشاءاللّه خداوند قدرت شكستن چهارچوب سیاستهاى حاكم و ظالم جهانخواران، و نیز جسارت ایجاد داربستهایى بر محور كرامت انسانى را به همه مسلمین عطا فرماید، و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوكت همراهى نماید. بعضى افراد تا قبل از حادثه تلخ و شیرین حج در سال گذشته ، فلسفه اصرار جمهورى اسلامى ایران را بر راهپیمایى برائت از مشركین به خوبى درك نكرده بودند و از خود و دیگران سؤال مى كردند كه در سفر حج و در آن هواى گرم چه ضرورتى به راهپیمایى و فریاد مبارزه است، و اگر هم فریاد برائت از مشركین هم سر داده شود، چه ضررى متوجه استكبار مى شود. و چه بسا افراد ساده دلى تصور مى كردند كه دنیاى به اصطلاح متمدن جهانخواران نه تنها تاب تحمل اینگونه مسائل سیاسى را خواهد داشت، كه به مخالفان خود حتى بیش از این هم اجازه حیات و تظاهرات و راهپیمایى خواهند داد. و دلیل این مدعا اجازه راهپیماییهایى است كه در كشورهاى به اصطلاح آزاد غرب داده مى شود. ولى این مسئله باید روشن باشد كه آنگونه راهپیماییها هیچگونه ضررى براى ابرقدرتها و قدرتها ندارد. راهپیمایى مكه و مدینه است كه بسته شدن شیرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد. راهپیماییهاى برائت در مكه و مدینه است كه به نابودى سرسپردگان شوروى و امریكا ختم مى شود. و درست به همین جهت است كه با كشتار دسته جمعى زنان و مردان آزاده از آن جلوگیرى مى شود، و در پناه همین برائت از مشركین است كه حتى ساده دلان مى فهمند كه نباید سر بر آستان شوروى و امریكا نهاد. ملت عزیز و دلاور ایران مطمئن باشند كه حادثه مكه منشا تحولات بزرگى در جهان اسلام و زمینه مناسبى براى ریشه كن شدن نظامهاى فاسد كشورهاى اسلامى و طرد روحانىنماها خواهد بود. و با اینكه بیشتر از یك سال از حماسه برائت از مشركان نگذشته است، عطر خونهاى پاك شهداى عزیز ما در تمامى جهان پیچیده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده مى كنیم. حماسه مردم فلسطین یك پدیده تصادفى نیست. آیا دنیا تصور مى كند كه این حماسه را چه كسانى سروده اند و هم اكنون مردم فلسطین به چه آرمانى تكیه كرده اند كه بى محابا و با دست خالى در برابر حملات وحشیانه صهیونیستها مقاومت مى كنند? آیا تنها آواى وطنگرایى است كه از وجود آنان دنیایى از صلابت آفریده است? آیا از درخت سیاست بازان خود فروخته است كه بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید مى ریزد? اگر اینچنین بود، اینها كه سالهاست در كنار فلسطینیان و به نام ملت فلسطین نان خورده اند! شكى نیست كه این آواى اللّهاكبر است، این همان فریاد ملت ماست كه در ایران شاه را و در بیتالمقدس غاصبین را به نومیدى كشاند.و این تحقق همان شعار برائت است كه ملت فلسطین در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ایرانى خود فریاد رساى آزادى قدس را سر داد و مرگ بر امریكا، شوروى و اسرائیل گفت، و بر همان بستر شهادتى كه خون عزیزان ما بر آن ریخته شد او نیز با نثار خون و به رسم شهادت آرمید. آرى، فلسطینى راه گم كرده خود را از راه برائت ما یافت. و دیدیم كه در این مبارزه چطور حصارهاى آهنین فروریخت، و چگونه خون بر شمشیر و ایمان بر كفر و فریاد بر گلوله پیروز شد، و چطور خواب بنى اسرائیل در تصرف از نیل تا فرات آشفته گشت، و دوباره كوكب دریه فلسطین از شجره مباركه لاشرقیة ولاغربیة ما برافروخت. و امروز به همانگونه كه فعالیتهاى وسیعى در سراسر جهان براى به سازش كشیدن ما با كفر و شرك در جریان است، براى خاموش كردن شعله هاى خشم ملت مسلمان فلسطین نیز به همان شكل ادامه دارد. و این تنها یك نمونه از پیشرفت انقلاب است. و حال آنكه معتقدین به اصول انقلاب اسلامى ما در سراسر جهان رو به فزونى نهاده است و ما اینها را سرمایه هاى بالقوه انقلاب خود تلقى مى كنیم و هم آنهایى كه با مركب خون طومار حمایت از ما را امضا مى كنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبیك مى گویند و به یارى خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت. امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بى درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزیزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمین را نموده اند مى بوسم، و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه هاى آزادى و كمال نثار مى كنم. و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض مى كنم: خداوند آثار و بركات معنویت شما را به جهان صادر نموده است، و قلبها و چشمان پرفروغ شما كانون حمایت از محرومان شده است و شراره كینه انقلابى تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است. البته همه مى دانیم كه كشور ما در حال جنگ و انقلاب سختیها و مشكلاتى را تحمل كرده و كسى مدعى آن نیست كه طبقات محروم و ضعیف و كمدرآمد و خصوصا اقشار كارمند و ادارى، در تنگناى مسائل اقتصادى نیستند، ولى آن چیزى كه همه مردم ما فراتر از آن را فكر مى كنند مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است. مردم ایران ثابت كرده اند كه تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند، ولى تحمل شكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامى جهان كفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت كرده است كه در اینجا مجال ذكر همه آنها نیست. آیا ملت دلاور ایران در مقابل جنایات متعدد امریكا در خلیج فارس اعم از حمایت نظامى و اطلاعاتى به عراق و حمله به سكوهاى نفتى و كشتیها و قایقها و سرنگونى هواپیماى مسافربرى مقاومت نكرده است؟ آیا ملت ایران در جنگ دیپلماسى شرق و غرب علیه خود و ایجاد بازیهاى سیاسى مجامع بینالمللى مقاومت نكرده است؟ آیا ملت شجاع ایران در مقابل جنگ اقتصادى، تبلیغاتى، روانى و حملات ددمنشانه عراق به شهرها و موشكباران مناطق مسكونى و بمبارانهاى مكرر شیمیایى عراق در ایران و حلبچه ، مقاومت نكرده است؟ آیا ملت عزیز ایران در مقابل توطئه منافقین و لیبرالها و زراندوزى و احتكار سرمایه داران و حیله مقدس مابان مقاومت نكرده است؟ آیا همه این حوادث و جریانات براى ضربه زدن به اصول انقلاب نبوده است؟ كه اگر نبود حضور مردم، هر یك از این توطئه ها مى توانست به اصول نظام ضربه بزند. كه خدا را سپاس مى گزاریم كه ملت ایران را موفق نمود تا با قامتى استوار به رسالت خود عمل كند و صحنه ها را ترك نگوید. ملت عزیز ما كه مبارزان حقیقى و راستین ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دریافته اند كه مبارزه با رفاه طلبى سازگار نیست، و آنها كه تصور مى كنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بیگانه اند. و آنهایى هم كه تصور مى كنند سرمایه داران و مرفهان بى درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه مى شوند و به مبارزان راه آزادى پیوسته و یا به آنان كمك مى كنند آب در هاون مى كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه ، بحث قیام و راحتطلبى ، بحث دنیاخواهى و آخرتجویى دو مقوله اى است كه هرگز با هم جمع نمى شوند. و تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بى بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتى كه ممكن است خط اصولى دفاع از مستضعفین را حفظ كنیم. مسئولین نظام ایران انقلابى باید بدانند كه عده اى از خدا بیخبر براى از بین بردن انقلاب هر كس را كه بخواهد براى فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فورا او را كمونیست و التقاطى مى خوانند. از این اتهامات نباید ترسید. باید خدا را در نظر داشت، و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هیچ تهمتى نترسید. امریكا و استكبار در تمامى زمینه ها افرادى را براى شكست انقلاب اسلامى در آستین دارند، در حوزه ها و دانشگاهها مقدسنماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشزد كرده ام. اینان با تزویرشان از درون محتواى انقلاب و اسلام را نابود مى كنند. اینها با قیافه اى حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بى دین معرفى مى كنند. باید از شر اینها به خدا پناه بریم. و همچنین كسانى دیگر كه بدون استثنا به هر چه روحانى و عالم است حمله مى كنند و اسلام آنها را اسلام امریكایى معرفى مى نمایند راهى بس خطرناك را مى پویند كه خداى ناكرده به شكست اسلام ناب محمدى منتهى مى شود. ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم كرد. امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در یك تشكیلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق كاخهاى سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینى آغوش و سینه خویش را براى تیرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشكهاى دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درك شهادت روزشمارى مى كند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادىمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. انشاءاللّه ملت بزرگ ایران با پشتیبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختیهاى جنگ را به شیرینى شكست دشمنان خدا در دنیا جبران مى كند. و چه شیرینى بالاتر از اینكه ملت بزرگ ایران مثل یك صاعقه بر سر امریكا فرود آمده است. چه شیرینى بالاتر از اینكه ملت ایران سقوط اركان و كنگره هاى نظام ستمشاهى را نظاره كرده است و شیشه حیات امریكا را در این كشور شكسته است. و چه شیرینى بالاتر از اینكه مردم عزیزمان ریشه هاى نفاق و ملیگرایى و التقاط را خشكانیده اند. و انشاءاللّه شیرینى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشید. نه تنها كسانى كه تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پیش رفته اند، بلكه آنهایى كه در پشت جبهه با نگاه محبتبار و با دعاى خیر خود جبهه را تقویت نموده اند از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده اند.خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسین - علیه السلام! اذناب امریكا باید بدانند كه شهادت در راه خدا مسئله اى نیست كه بشود با پیروزى یا شكست در صحنه هاى نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگى و سیر و سلوك در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بكشانیم كه بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهاى دیگر آزاد شد. تمامى اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده كردن اهداف بینالملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى گوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملكت با كسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم. پس اى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسیجى ام، و اى نیروهاى مردمى ، هرگز از دست دادن موضعى را با تاثر و گرفتن مكانى را با غرور و شادى بیان نكنید كه اینها در برابر هدف شما به قدرى ناچیزند كه تمامى دنیا در مقایسه با آخرت. پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا، اسرا، مفقودین، و معلولین ما توجه داشته باشند كه هیچ چیزى از آنچه فرزندان آنان به دست آورده اند كم نشده است. فرزندان شما در كنار پیامبر اكرم و ائمه اطهارند. پیروزى و شكست براى آنها فرقى ندارد. امروز روز هدایت نسلهاى آینده است. كمربندهاتان را ببندید كه هیچ چیز تغییر نكرده است. امروز روزى است كه خدا اینگونه خواسته است. و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا انشاءاللّه روز پیروزى جنود حق خواهد بود. ولى خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم. و ما تابع امر خداییم، و به همین دلیل طالب شهادتیم. و تنها به همین دلیل است كه زیر بار ذلت و بندگى غیرخدا نمى رویم. البته براى اداى تكلیف همه ما موظفیم كه كارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهترین وجه و با درایت و دقت انجام دهیم. همه مى دانند كه ما شروع كننده جنگ نبوده ایم. ما براى حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع كرده ایم. و این ملت مظلوم ایران است كه همواره مورد حمله جهانخواران بوده است، و استكبار از همه كمینگاههاى سیاسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله كرده است. انقلاب اسلامى ما تاكنون كمینگاه شیطان و دام صیادان را به ملتها نشان داده است. جهانخواران و سرمایه داران و وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره كنیم و هشدار ندهیم. و حال آنكه این وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامى ماست كه در سراسر جهان صدا زنیم كه اى خواب رفتگان! اى غفلتزدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه كنید كه در كنار لانه هاى گرگ منزل گرفته اید. برخیزید كه اینجا جاى خواب نیست! و نیز فریاد كشیم سریعا قیام كنید كه جهان ایمن از صیاد نیست! امریكا و شوروى در كمین نشسته اند، و تا نابودى كاملتان از شما دست بر نخواهند داشت. راستى اگر بسیج جهانى مسلمین تشكیل شده بود، كسى جرات اینهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوى رسول اللّه - صلى اللّه علیه و آله و سلم - داشت? امروز یكى از افتخارات بزرگ ملت ما این است كه در برابر بزرگترین نمایش قدرت و آرایش ناوهاى جنگى امریكا و اروپا در خلیج فارس صفآرایى نمود. و اینجانب به نظامهاى امریكایى و اروپایى اخطار مى كنم كه تا دیر نشده و در باتلاق مرگ فرونرفته اید، از خلیج فارس بیرون روید. و همیشه اینگونه نیست كه هواپیماهاى مسافربرى ما توسط ناوهاى جنگى شما سرنگون شود، كه ممكن است فرزندان انقلاب ناوهاى جنگى شما را به قعر آبهاى خلیج فارس بفرستند. به دولتها و حكومتهاى منطقه ، خصوصا به عربستان و كویت مى گویم كه همه شما در ماجراجوییها و جنایاتى كه امریكا مى آفریند شریك جرم خواهید بود. و ما تا به حال از اینكه همه منطقه در كام آتش و خون و بى ثباتى كامل غوطه ور نشود، دست به عملى نزده ایم. ولى حركات جنونآمیز ریگان مطمئنا حوادث غیرمنتظره و عواقب خطرناكى را بر همه تحمیل مى كند. شما اطمینان داشته باشید كه در این برگ جدید بازنده اید. خودتان و كشور و مردم اسلامى را در برابر امریكا اینقدر ذلیل و ناتوان نكنید. اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. بحمداللّه از بركت انقلاب اسلامى ایران دریچه هاى نور و امید به روى همه مسلمانان جهان باز شده است، و مى رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودى را بر سر همه مستكبران فرو ریزد. نكته مهمى كه همه ما باید به آن توجه كنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كى و تا كجا ما را تحمل مى كنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزى جز عدول از همه هویتها و ارزشهاى معنوى و الهىمان نمى شناسند. به گفته قرآن كریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمى دارند مگر اینكه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیستها و امریكا و شوروى در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینى و شرافت مكتبى مان را لكه دار نمایند. بعضى مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و كینه توزى در مجامع جهانى توصیف و مورد شماتت قرار مى دهند، و با دلسوزیهاى بیمورد و اعتراضهاى كودكانه مى گویند جمهورى اسلامى سبب دشمنیها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادىشان افتاده است! كه چه خوب است به این سؤال پاسخ داده شود كه ملتهاى جهان سوم و مسلمانان، و خصوصا ملت ایران، در چه زمانى نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشته اند كه امروز بى اعتبار شده اند! آرى، اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامى و انقلابى خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین - علیهم السلام - را با دستهاى خود ویران نماید، آن وقت ممكن است جهانخواران او را به عنوان یك ملت ضعیف و فقیر و بى فرهنگ به رسمیت بشناسند، ولى در همان حدى كه آنها آقا باشند ما نوكر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولى و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یك ایران با هویت ایرانى - اسلامى ، بلكه ایرانى كه شناسنامه اش را امریكا و شوروى صادر كند، ایرانى كه ارابه سیاست امریكا یا شوروى را بكشد و امروز همه مصیبت و عزاى امریكا و شوروى شرق و غرب در این است كه نه تنها ملت ایران از تحتالحمایگى آنان خارج شده است، كه دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت مى كند. كنترل و حذف سلاحهاى مخرب از جهان اگر با حقیقت و صداقت همراه بود خواسته همه ملتهاست، ولى این نیز یك فریب قدیمى است. و این همان چیزى است كه اخیرا از گفته هاى سران امریكا و شوروى و نوشته هاى سیاسیون آنها آشكار گردیده است كه مراودات اخیر سران شرق و غرب به خاطر مهار بیشتر جهان سوم و در حقیقت جلوگیرى از نفوذ پابرهنه ها و محرومین در جهان مالكیتهاى بى حد و مرز سرمایه داران است. ما باید خود را آماده كنیم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامى - انسانى با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشكیل شود، و آقایى و سرورى محرومین و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود. مطمئن باشید قدرتهاى شرق و غرب همان مظاهر بى محتواى دنیاى مادى اند كه در برابر خلود و جاودانگى دنیاى ارزشهاى معنوى قابل ذكر نمى باشند. من به صراحت اعلام مى كنم كه جمهورى اسلامى ایران با تمام وجود براى احیاى هویت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذارى مى كند. و دلیلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پیروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزونطلبى صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید براى پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزى كنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگى به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم. و این را باید از اصول سیاست خارجى خود بدانیم. ما اعلام مى كنیم كه جمهورى اسلامى ایران براى همیشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و كشور ایران به عنوان یك دژ نظامى و آسیبناپذیر نیاز سربازان اسلام را تامین و آنان را به مبانى عقیدتى و تربیتى اسلام و همچنین به اصول و روشهاى مبارزه علیه نظامهاى كفر و شرك آشنا مى سازد. و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصا براى من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مى دیدم، ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلا خوددارى مى كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سیاسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى دانم. و خدا مى داند كه اگر نبود انگیزه اى كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانى شود، هرگز راضى به این عمل نمى بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالى گردن نهیم. و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه هاى آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوى در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانى مى كنم. و همه ملت ایران را به هوشیارى و صبر و مقاومت دعوت مى كنم. در آینده ممكن است افرادى آگاهانه یا از روى ناآگاهى در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند كه ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد. اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بیخبرند و نمى دانند كسى كه فقط براى رضاى خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگى نهاده است حوادث زمان به جاودانگى و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه اى وارد نمى سازد. و ما براى درك كامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانى را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه كرده است. خون شهیدان براى ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا مى داند كه راه و رسم شهادت كور شدنى نیست، و این ملتها و آیندگان هستند كه به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان كه در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایى كه این گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا، این دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نیازمند به مشعل شهادت، تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده هاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشیده ام، و در برابر عظمت و فداكارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى كنم. و بدا به حال آنانى كه در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایى كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهى تا به حال ساكت و بى تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند! آرى، دیروز روز امتحان الهى بود كه گذشت. و فردا امتحان دیگرى است كه پیش مى آید. و همه ما نیز روز محاسبه بزرگترى را در پیش رو داریم. آنهایى كه در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلى از اداى این تكلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور كرده اند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگى كرده اند كه حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند كشید. كه من مجددا به همه مردم و مسئولین عرض مى كنم كه حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند، و نگذارند این مدعیان بى هنر امروز و قاعدین كوته نظر دیروز به صحنه ها برگردند. من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش مى كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشكسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند. اكیدا به ملت عزیز ایران سفارش مى كنم كه هوشیار و مراقب باشید، قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ایران به معناى حل مسئله جنگ نیست. با اعلام این تصمیم، حربه تبلیغات جهانخواران علیه ما كند شده است، ولى دورنماى حوادث را نمى توان به طور قطع و جدى پیشبینى نمود. و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است، و چه بسا با بهانه جوییها به همان شیوه هاى تجاوزگرانه خود ادامه دهد. ما باید براى دفع تجاوز احتمالى دشمن آماده و مهیا باشیم. و ملت ما هم نباید فعلا مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسما اعلام مى كنیم كه هدف ما تاكتیك جدید در ادامه جنگ نیست. چه بسا دشمنان بخواهند با همین بهانه ها حملات خود را دنبال كنند. نیروهاى نظامى ما هرگز نباید از كید و مكر دشمنان غافل بمانند. در هر شرایطى باید بنیه دفاعى كشور در بهترین وضعیت باشد. مردم ما، كه در طول سالهاى جنگ و مبارزه ابعاد كینه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس كرده اند، باید خطر تهاجم جهانخواران در شیوه ها و شكلهاى مختلف را جدیتر بدانند. و فعلا چون گذشته تمامى نظامیان، اعم از ارتش و سپاه و بسیج در جبهه ها براى دفاع در برابر شیطنت استكبار و عراق به ماموریتهاى خود ادامه دهند. در صورتى كه این مرحله از حادثه انقلاب را با همان شكل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذاردیم براى بعد از آن و سازندگى كشور و سیاست كل نظام و انقلاب تذكراتى دارم كه در وقت مناسب خواهم گفت. ولى در مقطع كنونى به طور جد از همه گویندگان و دست اندركاران و مسئولین كشور و مدیران رسانه ها و مطبوعات مى خواهم كه خود را از معركه ها و معركه آفرینیها دور كنند، و مواظب باشند كه ناخودآگاه آلت دست افكار و اندیشه هاى تند نگردند، و با سعه صدر در كنار یكدیگر مترصد اوضاع دشمنان باشند. در این روزها ممكن است بسیارى از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها كنند. هر چند این مسئله به خودى خود یك ارزش بسیار زیباست، اما اكنون وقت پرداختن به آن نیست. چه بسا آنهایى كه تا دیروز در برابر این نظام جبهه گیرى كرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حكومت جمهورى اسلامى ایران از صلح و صلحطلبى به ظاهر دم مى زدند، امروز نیز با همان هدف سخنان فریبنده دیگرى را مطرح نمایند، و جیره خواران استكبار، همانها كه تا دیروز در زیر نقاب دروغین صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو كرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند. و ملیگراهاى بى فرهنگ براى از بین بردن خون شهداى عزیز و نابودى عزت و افتخار مردم، تبلیغات مسموم خویش را آغاز نمایند. كه انشاءاللّه ملت عزیز ما با بصیرت و هوشیارى جواب همه فتنه ها را خواهد داد. من باز مى گویم كه قبول این مسئله براى من از زهر كشنده تر است، ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نكته اى كه تذكر آن لازم است این است كه در قبول این قطعنامه فقط مسئولین كشور ایران به اتكاى خود تصمیم گرفته اند. و كسى و كشورى در این امر مداخله نداشته است. مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش مى دانم و شما مى دانید كه من به شما عشق مى ورزم و شما را مى شناسم، شما هم مرا مى شناسید. در شرایط كنونى آنچه موجب امر شد تكلیف الهى ام بود. شما مى دانید كه من با شما پیمان بسته بودم كه تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط براى تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضاى او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویى داشته ام با خدا معامله كرده‌ام. عزیزانم، شما مى دانید كه تلاش كرده ام كه راحتى خود را بر رضایت حق و راحتى شما مقدم ندارم. خداوندا، تو مى دانى كه ما سر سازش با كفر را نداریم. خداوندا، تو مى دانى كه استكبار و امریكاى جهانخوار گلهاى باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تكیه گاه ما تویى ، و ما تنهاى تنهاییم و غیر از تو كسى را نمى شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم كه كسى را بشناسیم. ما را یارى كن، كه تو بهترین یارى كنندگانى. خداوندا، تلخى این روزها را به شیرینى فرج حضرت بقیةاللّه - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - و رسیدن به خودت جبران فرما. فرزندان انقلابى ام، اى كسانى كه لحظه اى حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى گذرد. مى دانم كه به شما سخت مى گذرد، ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى گذرد؟ مى دانم كه شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟ ولى تحمل كنید كه خدا با صابران است. بغض و كینه انقلابى تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید كه پیروزى از آن شماست. و تاكید مى كنم كه گمان نكنید كه من در جریان كار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من مى باشند. آنها را از این تصمیمى كه گرفته اند شماتت نكنید، كه براى آنان نیز چنین پیشنهادى سخت و ناگوار بوده است. كه انشاءاللّه خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید. من در اینجا به جوانان عزیز كشورمان، به این سرمایه ها و ذخیره هاى عظیم الهى و به این گلهاى معطر و نوشكفته جهان اسلام، سفارش مى كنم كه قدر و قیمت لحظات شیرین زندگى خود را بدانید، و خودتان را براى یك مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسیدن به اهداف عالى انقلاب اسلامى آماده كنید. و من به همه مسئولین و دست اندركاران سفارش مى كنم كه به هر شكل ممكن وسایل ارتقاى اخلاقى و اعتقادى و علمى و هنرى جوانان را فراهم سازید، و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهى كنید، و روح استقلال و خودكفایى را در آنان زنده نگه دارید. مبادا اساتید و معلمینى كه به وسیله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را كه تازه از اسارت و استعمار رهیده اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خداى ناكرده از پیشرفت و استعداد خارجیها بت بتراشند و روحیه پیروى و تقلید و گدا صفتى را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جاى اینكه گفته شود كه دیگران كجا رفتند و ما كجا هستیم به هویت انسانى خود توجه كنند و روح توانایى و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانسته ایم آنهمه هنرآفرینى و اختراعات و پیشرفتها داشته باشیم. انشاءاللّه در شرایط بهتر زمینه كافى براى رشد استعداد و تحقیقات را در همه امور فراهم مى سازیم. مبارزه علمى براى جوانان زنده كردن روح جستجو و كشف واقعیتها و حقیقتهاست. و اما مبارزه عملى آنان در بهترین صحنه هاى زندگى و جهاد و شهادت شكل گرفته است. و نكته دیگرى كه از باب نهایت ارادت و علاقه ام به جوانان عرض مى كنم این است كه در مسیر ارزشها و معنویات از وجود روحانیت و علماى متعهد اسلام استفاده كنید، و هیچگاه و تحت هیچ شرایطى خود را بى نیاز از هدایت و همكارى آنان ندانید. روحانیون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاریخ و در سختترین شرایط همواره با دلى پر از امید و قلبى سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسلها همت گماشته اند و همیشه پیشتاز و سپر بلاى مردم بوده اند، بر بالاى دار رفته اند و محرومیتها چشیده اند ، زندانها رفته اند و اسارتها و تبعیدها دیده اند، و بالاتر از همه ، آماج طعنها و تهمتها بوده اند، و در شرایطى كه بسیارى از روشنفكران در مبارزه با طاغوت به یاس و ناامیدى رسیده بودند، روح امید و حیات را به مردم برگرداندند و از حیثیت و اعتبار واقعى مردم دفاع نموده اند، و هم اكنون نیز در هر سنگرى از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع دیگر، در كنار مردمند، و در هر حادثه غمبار و مصیبتآفرینى شهداى بزرگوارى را تقدیم نموده اند. در هیچ كشور و انقلابى جز انقلاب بعثت و رسالت و زندگى ائمه هدى-علیهم السلام - و انقلاب اسلامى ایران سراغ نداریم كه رهبران انقلاب آنقدر آماج حملات و كینه ها گردند. و این به خاطر صداقت و امانتدارى است كه در وجود علماى متعهد اسلام متبلور است. مسئولیتپذیرى در كشورى كه با محاصره ها و مشكلات اقتصادى و سیاسى و نظامى مواجه است كار مشكلى است. البته روحانیون متعهد كشور ما باید خودشان را براى فداكاریهاى بیشتر آماده كنند، و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود براى حفظ آبروى اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند. و جاى بسى سپاس و امتنان است كه ملت رشید و دلاور ایران قدر خادمان واقعى خود را مى شناسد، و فلسفه عشق و ارادت خود را به این نهاد مقدس در یك كلمه خلاصه مى كند. علما و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامى ملت خیانت نكرده و نمى كنند. البته تذكر این نكته لازم است كه در تمام نوشته ها و صحبتها هر وقت نام روحانیت را به میان آورده ام و از آنان قدردانى نموده ام، مقصودم علماى پاك و متعهد و مبارز است، كه در هر قشرى ناپاك و غیرمتعهد وجود دارد. و روحانیون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاك دیگر بیشتر است. و همیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خدا و رسول و مردم بوده اند، و ضربات اصلى را به این انقلاب، روحانیون وابسته و مقدسماب و دینفروش زده اند و مى زنند. و روحانیون متعهد ما همواره از این بى فرهنگها متنفر و گریزان بوده اند. من به صراحت مى گویم ملیگراها اگر بودند، به راحتى در مشكلات و سختیها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مى كردند، و براى اینكه خود را از فشارهاى روزمره سیاسى برهانند، همه كاسه هاى صبر و مقاومت را یكجا مى شكستند و به همه میثاقها و تعهدات ملى و میهنى ادعایى خود پشت پا مى زدند. كسى تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمى دانیم. ولى هیهات كه خادمان اسلام به ملت خود خیانت كنند! البته ما مطمئنیم كه در همین شرایط نیز آنها كه با روحانیت اصیل كینه دیرینه دارند و عقده ها و حسادتهاى خود را نمى توانند پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گیرند. ولى در هر حال آن چیزى كه در سرنوشت روحانیت واقعى نیست سازش و تسلیم شدن در برابر كفر و شرك است. كه اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستىمان را در جلوى دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه كفر و شرك را امضا نمى كنیم. علما و روحانیون انشاءاللّه به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خودآشنا هستند ولى از باب تذكر و تاكید عرض مى كنم امروز كه بسیارى از جوانان و اندیشمندان در فضاى آزاد كشور اسلامى مان احساس مى كنند كه مى توانند اندیشه هاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامى بیان دارند، با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند. و اگر بیراهه مى روند، با بیانى آكنده از محبت و دوستى راه راست اسلامى را نشان آنها دهید. و باید به این نكته توجه كنید كه نمى شود عواطف و احساسات معنوى و عرفانى آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را یكباره به وادى تردید و شك انداخت. اینها كه امروز اینگونه مسائل را عنوان مى كنند مسلما دلشان براى اسلام و هدایت مسلمانان مى تپد، و الا داعى ندارند كه خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همانگونه اى است كه خود فكر مى كنند. به جاى پرخاش و كنار زدن آنها با پدرى و الفت با آنان برخورد كنید. اگر قبول هم نكردند، مایوس نشوید. در غیراین صورت خداىناكرده به دام لیبرالها و ملیگراها و یا چپ و منافقین مى افتند، و گناه این كمتر از التقاط نیست. وقتى ما مى توانیم به آینده كشور و آینده سازان امیدوار شویم كه به آنان در مسائل گوناگون بها دهیم، و از اشتباهات و خطاهاى كوچك آنان بگذریم، و به همه شیوه ها و اصولى كه منتهى به تعلیم و تربیت صحیح آنان مى شود احاطه داشته باشیم. فرهنگ دانشگاهها و مراكز غیرحوزه اى به صورتى است كه با تجربه و لمس واقعیتها بیشتر عادت كرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى. باید با تلفیق این دو فرهنگ و كمكردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا میدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسیعتر گردد. نكته دیگر اینكه من اكثر موفقیتهاى روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى در ارزش عملى و زهد آنان مى دانم. و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشى سپرده شود، كه باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزى به زشتى دنیاگرایى روحانیت نیست. و هیچ وسیله اى هم نمى تواند بدتر از دنیاگرایى ، روحانیت را آلوده كند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهاى بیمورد مسیر زهدگرایى آنان را منحرف سازند، و گروهى نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفدارى از سرمایه دارى و سرمایه داران متهم نمایند. در این شرایط حساس و سرنوشتسازى كه روحانیت در مصدر امور كشور است و خطر سوءاستفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حركات خود بود. چه بسا افرادى از سازمانها و انجمنها و تشكیلات سیاسى و غیر آنها با ظاهرى صددرصد اسلامى بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند، و حتى علاوه بر تامین منافع خود، روحانیت را رو در روى یكدیگر قرار دهند. البته آن چیزى كه روحانیون هرگز نباید از آن عدول كنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنه هاست، چرا كه هر كسى از آن عدول كند از عدالت اجتماعى اسلام عدول كرده است. ما باید تحت هر شرایطى خود را عهده دار این مسئولیت بزرگ بدانیم. و در تحقق آن اگر كوتاهى بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین كرده ایم. در خاتمه ، از پیشگاه مقدس پروردگار، كه الطاف بیكران خود را بر این ملت ارزانى داشته است، تشكر و قدردانى مى كنم. و از محضر مقدس بقیةاللّه - ارواحنا فداه - عاجزانه مى خواهیم كه ما را در مسیر و هدفمان مدد و رهبرى فرماید. خداوند متعال به خانواده هاى شهدا صبر و اجر، و به مجروحین و معلولین شفا عنایت فرماید، و اسرا و مفقودین را به وطن خویش باز گرداند. خداوندا، از تو مى خواهیم آنچه را مصلحت اسلام و مسلمین است را براى ما مقدر فرمایى . انك قریب مجیب. والسلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته . پنجم ذیحجه 408 / 29/4/67 روح‌الله الموسوی الخمینی 1- سوره فتح، آیه 27: هر آینه خداوند حقیقت خواب رسولش را آشكار ساخت كه حتما شما مؤمنین) به خواست خدا، با دل ایمن وارد مسجدالحرام خواهید شد. 2- بخشى از آیه 27 سوره حج: و مردم را به انجام مناسك حج ندا ده تا پیاده و سواره از دورترین نقاط به سوى تو گرد آیند. 3- فتوا دهندگان. 4- از علماى بنى اسرائیل كه در حق حضرت موسى بدى كرد و به مخالفت او برخاست.





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

لوگوی ما

 کربلایی 110-علی اکبر محمدزاده مازندرانی

تارنمای تخصصی سردارشهیدحمیدرضانوبخت

سفیر هراز

کد متحرک کردن عنوان وب

امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ۞ به وبلاگ مرکا خوش آمدید ۞ محفوظ است